To the Abandoned Sacred Beasts

To the Abandoned Sacred Beasts (かつて神だった獣たちへ)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Katsute Kami Datta Kemono-tachi e - S01E08 - AnimWorld
ناشر talismannight

برچسب‌ها

TS
تاریخ انتشار: 2019-09-08
تعداد دانلود: 46
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 133 خط.

با تمام توان طناب‌ها رو بکشید

و قایق‌ها رو به ساحل بیارید

...جایی که عشقم من انجا

...من دیگه نمی‌تونم

.صدای تشویق و تحسین‌هاشون رو بشنوم

آهنگساز خواب‌آور

.روند نابودسازی مجسم‌شده‌ها در حال جریان ـه

...اونا تا شش ماه دیگه کاملاً نابود میشن

.شش ماه زیاده

.بهشون بگو زیر 3 ماه تمومش کنن

.بله، قربان

،اون خیلی داره سخت‌گیری می‌کنه .تازه پسرش رهبر دسته نابودی مجسم‌شده‌هاست

،الان که پروژه‌ی مجسم‌شده‌ها شکست خورده

ما احتیاج به نماد جدید داریم که بتونیم کشور رو .زیر پرچم اون نماد گرد‌آوری کنیم

و اون وقت این وظیفه رو به پسرش سپرده؟

پسرش کشور رو نجات میده و اون هم از .پسرش به عنوان یه مهره سیاسی استفاده می‌کنه

.ریس‌جمهور ریچارد، عجب مرد ترسناکیه

.کاپیتان کلود

چه موقع کشتی‌های بار بری ما می‌رسن؟

.من معتقدم که بین 4 الی 5 روز زمان می‌بره

.خیلی زیاده

.کار خاصی از دست ما بر نمیاد

تجهیزات ما خیلی خاص هستن، برای همینم .فقط از مکان‌ها محدودی میشه اونا رو تهیه کرد

.شرمنده که مجبورت کردم که توی انجام این کار کمکم کنی

.نه مشکلی نیست، من عادت دارم از اینکارا انجام بدم

.من از اونچه که بنظر میام قویترم

الان تو دقیقاً مثه یه دختر معمولی شدی که توی .هر جایی میشه یه نمونه‌اش رو پیدا کرد

چی؟

شما داری تیکه بارم می‌کنید، درسته؟

.نه بابا این تعریف بودش

.خیلی بهتر از اینکه به چشم یه قاتل تشنه به خون ببینت

.منظور این بود که تو پتانسیل خوبی داری

اگه خوب تلاش کنی، اونوقت شاید....شاید یه روز ...مثه من زیبا بشی

.لایزا ـسان

.گرچه باید خیلی تلاش کنی

.خب دیگه، من باید برگردم اردوگاه

.چقدر قشنگه

...هانک ـسان

با تمام توان طناب‌ها رو بکشید

و قایق‌ها رو به ساحل بیارید

که عشقم بتونه برگرده خونه

یه مجسم‌شده؟

.بدون اینکه راهشون رو گم کنن

.تکون نخور

.سریع این محل رو ترک کن

.و هرچیزی رو که اینجا دیدی فراموش کن

...در غیر این صورت

.بس کن

.چارل این کار رو نکن

.سر تفنگ رو پایین بیار

تریس چرا داری آواز می‌خونی؟

دلت می‌خواد که مردم شهر پیدات کنن؟

.میگم، من دختر جان ویلیام بنکرافتم

...که اینطور...پس ویل

.آره، من توی آخرین لحظات کنارش بودم

.که اینطور

.دختر خانم شرمنده که چند لحظه پیش باعث ترستون شدم

.دولت سعی داره تمام مجسم‌شده‌ها رو شکار کنه

...ما باید هرکار که از دستمون برمیاد رو انجام بدیم

.تا مطمئن بشیم که هم مردم شهر و هم دولت نتونن پیداش کنن

چرا مردم شهر؟

.دولت برای سرش جایزه گذاشته

اگه مردم بهشون بگن که اون کجاست اونا .به اطلاع دهنده جایزه‌نقدی میدن

...مگه میشه

.اما مهمتر از اون ترس مردمه

.هنوز زخمای جنگ خوب نشده

همه از این می‌ترسن که هر لحظه ممکنه که جنگ .جدیدی دوباره از راه برسه

.بخاطر همینم هست که هیچکس نباید اون رو پیداش بکنه

...میگم، شما دوتا

.من یه کافه‌ توی شهر دارم، و تریس خواننده اونجا بودش

یه خواننده!؟

!تا حالا یه خواننده از نزدیک ندیده بودم

!خیلی دلم می‌خواد صدا قشنگتون رو بشنوم

.اینا یه داستان از گذشته ست

.اون زمان خوندن تنها دارایی من توی این دنیا بودش

من آوازم رو روی یه سِن خیلی زیبا جلوی یه عالمه .آدم می‌خوندم

،مهم نبود که تو نگاهشون چقدر غم خوابیده بود .وقتی صدای منو می‌شنیدن اون غم غیب میشد و جاش رو به لبخند می‌داد

.اون افتخار من بود، اونجا جایی بودش که من بهش تعلق داشتم

....ولی بعدش

.جنگ شروع شد و همه چیز تغییر کرد

تمام مردم شهر در ترس از آینده نامعلوم پیش رو بسر می‌بردن.

.اونا نا امیدانه در تلاش برای گذروندن زندگی روزمره خودشون بودن

.که آواز‌های من جایی در زندگی روزمره شون نداشت

.بعدش، یک روز به من گفته شد که من یک نیروی ویژه دارم

.یک قدرت فوق‌العاده که حتی ممکنه باعث پایان جنگ بشه

،چون نمی‌تونستم بدون آواز خوندن به زندگی ادامه بدم

.راهی میدون جنگ شدم

.ممنونم دنی

.من خیلیا رو توی میدون جنگ کشتم

...وقتی ما به کشور برگشتیم به عنوان یه قهرمان ازمون یاد شد

.ولی اونا دیگه ما رو به چشم یه انسان نگاه نمی‌دیدن

.هیچکس نمی‌خواست آواز یه هیولا رو بشنوه

.من یه مدتی هست که اینجا زندگی می‌کنم

.اما اینم داره به پایان می‌رسه

.تریس

.همیشه نمی‌تونم خودم رو مخفی نگه دارم

.بلاخره یه روز پیدام می‌کنن

...ضمناً

زندگی بدون آواز خوندن چه فایده‌ای داره؟

!سرت رو بالا بگیر! ناامید نباش

.میگم... من قراره برای یه مدت توی این شهر بمونم

.میشه بازم بیام دیدنتون

بیای دیدنم؟

اسم من شال ـه. اسم شما چیه؟

.بآتریس، ولی همه بهم می‌گن تریس

!من بازم میام دیدنتون که بیشتر باهام صحبت کنیم

.باید یه کاری باشه که من بتونم برای تریس ـسان انجام بدم

!خودشه

!صبح بخیر تریس ـسان

.خوش‌اُومدی شال

.بیارش اینجا

!مواظب باش

.خوبه

.با وجود این قلعه و مجسم‌شده‌ها شمال هیچ غلطی نمی‌تونه بکنه

کین ـساما اونا کی میرسن؟

.بزودی

جدی؟ هانک ـسان از پیاز بدش میاد؟

.آره

!اصلاً روحمم خبر نداشت

.چیزای دیگه‌ای هم هستن که اون ازشون متنفره

چی؟

...خب

واقعاً؟

.خیلی راحت میشه فکرت رو خوند

.می‌دونی...من آرزوی یه کاری رو دارم

،من می‌خوام دوباره جلوی مردم آواز بخونم

.درست مثه قدیم

.اما هیچ کسی الان نمی‌خواد گوش بده، چون از شکل من می‌ترسن

!وقتی که همچین صدای دل‌انگیزی دارین .شکلتون چندان اهمیتی نداره

مطمئنم که یه روزی میرسه که مردم دوباره .عاشق شنیدن صدای شما میشن

.ممنون

کجا بودی؟

...خب، چیزه...من

To the Abandoned Sacred Beasts subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for To the Abandoned Sacred Beasts

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left