نخستین 140 خط.
Soul با افتخار تقدیم میکند
ولم کنین
من یه دوکام
سرورم بذارین بمونم
آخه من ویزلتونم
بدون من شما...
کمکم کنین پاشم
هی من حالا کجا برم؟
هوم
وایسا. هی این چه...
کیش هی. اون مال منه
وایسا همین الان برش گردون
این آلونکِ پرنده زده که جای دوک نیست
ها گیرت انداختم
مال منه پسش بده
پسش بده
پسش بده
اوه اوه...
عجیب، جالب...
آه
خب این پاشنهها خوب ابهت دارن
با این پافینهایی که تحت فرمان منن
قطعاً میتونم یه خونه بهتر از این بسازم
و دقیقاً میدونم تیکههاشو از کجا بیارم
این یعنی استفادهی بهینه از منظره
آ... ما نمیتونیم سنت شکنی کنیم
ممنونم ملکه السا
سنت ها کسل کنند
هوم
اوه
باید در بزنم؟
خجالت میکشم بگم قوانین خونه رو بلد نیستم
اوه وایسا. منم بلد نیستم
سورپرایز
فکر کردم هیجانانگیزتر از اینا باشه
مهم نیست
اولاف کریستوف و اسون به خونهی جدیدتون خوش اومدین
- هوهو آره - هو
آخ جونِ تشریفات و سر و صدا
این قلعه اولین بار سال 1763 ساخته شد...
- اوه - و از اون موقع
هیچ تغییری نکرده
البته اون زمانی که همهی درا بیخودی قفل بودن حساب نیست
ولی همینه
همه چی باید دقیقاً همینجوری که هست بمونه تحت هر شرایطی
اوه هوم
و طبق سنت این نباید اینجا باشه
ببخشید که مجبور شدین اینو ببینین
کی میریم اتاقامونو ببینیم؟
اول من
من یه چیزی تو طبقههای بالا میخوام
با پنجرههای رو به جنوب
کفپوش چوبی که با آفتاب گرم شده باشه
منظرهی پانوراما و نور عالی
آهان و تخت دو طبقه
- بیخیال بیاین ادامه بدیم - اوم-هوم
هوم دارین دکوراسیونو عوض میکنین؟
آنا میگه سنت حکم میکنه همه چی دقیقاً همونجوری که هست بمونه
تحت هر شرایطی
اوه نه اَبرَک برفی من
بفرمایید
خدمت شما
هوهو
خیلی خب، آره. جای دنجیه
اگرچه...
یه لحظه
آ... تو... باشه. خب...
نه
آره
اسون من واسه تو هم یه جا درست کردم رفیق
ما راستش...
آ... اوه. سلام
- پرنسس آنا - ممنونم
- هوم - اشکالی نداره
یعنی
کی اصلاً رو کاه میخوابه وقتی این تخت دنج و
راحت مخصوص تو ساخته شده؟
نگران نباشین اسون رو یادم نرفته
از اینجا میتونین اصطبلها رو ببینین
اینجوری میتونین به اسون سر بزنین بدون اینکه تا بیرون پیاده برین
خواهش میکنم
اما هر جا من بخوابم تو هم میخوابی
این میشه سنت شکنی
بجنب
و این اولین تالاری بود
که "رُزمالینگ" داشت
- اوه - حالا متوجه میشین
که همهجای قلعه هست
اوه آ هان؟
- هان؟ - اوه
میدونین که من از در قفل شده تو قلعه خوشم نمیاد
اما دیگه این یکم زیادهرویه
چه پافینی داره میشه؟
اوه
عاشق یه معاملهی خوبم
یه خونه در عوض یه خونه
حالا پرواز کنین پرندههای من و اون ملکهی جادوگر رو ببرین یه جای دور
پردههای نقشدار یادتون نره
هان؟
هان؟
هان؟
السا کجاست؟
اوه
اوه
اوه
برگردین
کجا دارین میرین؟
چرا این کارو کردین؟
مارشمالو
اوه
همه چی چقدر فرق کرده
من اینجا رو خونه کردم واسه خودم و بچههام
همیشه جا دارم به بقیه هم کمک کنم
خب این عالیه چون من الان کمکتو لازم دارم
یه اتفاقای عجیبی داره میفته
مارشمالو کمکت میکنه
نه
به خوشتیپی آره
فکر کردن میتونن زندگیمو بدزدن
منو از قلمروی خودم بندازن بیرون
هر چی داشتم و میشناختم رو ازم بگیرن
اوه نه نه نه نه نه
بذار ببینم بدون قلعهشون چقدر زود شکست میخورن
و اون ملکهی جادوگرشون
هیچ قایقی هیچ جا نیست
من یه فکری دارم
ها
هوم، آخ آخ
برامون یه قایق جور کردم
وایسا اون سورتمهی منه؟
نگران نباش
دوباره برات یه نوش رو میگیریم
آخی اون پافینهای بیچاره
برام سؤاله چرا دارن این کارو میکنن؟
میدونستین غیرمعمول نیست
که آدمای شرور با حیوونا بدرفتاری کنن
مخصوصاً با سوءاستفاده ازشون تا به چیزی که میخوان برسن
این روششونه واسه حفظ قدرت و ابهت
- آ - هان؟
کس دیگهای هم گرمشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.