نخستین 133 خط.
کاری از Devilhunter & Bloodrose
اه، الو، جناب پارک؟
دربارهی اون لایحه که به .مجلس ملی ارائه کردین تماس گرفتم
باید بگم که من رو
واقعا تو تنگنا گذاشتی
چقدر میخوای؟
.بیخیال
خودت باید بدونی که دیگه .کار از این حرفها گذشته
من و تو قراره به زودی تو دفتر .دادستانی یه صحبت طولانی داشته باشیم
از اون بودجه در آینده .به درستی استفاده میکنم
.خداحافظ
.تو شمارهی هفتهی بعد کارش رو میسازیم
.فساد و رسوایی جنسی !یه تیر و دو نشون
نخستوزیر جوان و آیندهدار» .با کله سقوط کرد
افشای روی تاریک رهبر «.حزب حاکم، پارک موجین
چطوره؟
.پاش رو از گلیمش درازتر کرده
دیگه میفهمی که کی واقعا .این کشور رو اداره میکنه، پارک موجین
خب، حالا که با شما در افتاده .دیگه بختش تیره شده
!هیچ شانسی نداره
!گل گفتی
...بههرحال، من
...ددم وای
پیشرفتی حاصل شد؟
.بله
.مذاکره با آژانسهای مربوطه تموم شد
اطلاعات رو دو ساعت دیگه .به رسانهها میدیم
.همه چیز داره طبق برنامه پیش میره
.شروع کنیم
.وقتی نمونده
...یعنی چی
.گریه نکن دیگه
تو همچین مواقعی باید .صاف بایستی و یه لبخند بزرگ بزنی
.بالاخره داری میری مدرسه
حتما خوب درس بخون، باشه؟
.درس خوندن مهمه
باید الان باشه؟
.کلی دوست پیدا کن، موری
...قول میدم که پیدا کنم
...پس، بابابزرگ
...من
!حتما این کار رو میکنم
!شرمنده
چرا؟
آخه چرا همین امروز!؟
چرا باید خواب بمونی خره!؟
هی! از دوچرخهات پیاده شو !و معذرتخواهی کن موری
!ایول
!بگیر که اومدم
.امروز بالاخره شروع میشه
مسابقهی هنرهای رزمی تمام سبکها ...برای دانشآموزان سرتاسر کشور
!خدای دبیرستان
مسابقات مقدماتی شهر .در آرنای کورگ برگزار میشن
شنیدم اون یارو از کلاس ۲ !بلیط مسابقه رو گیر آورده
!و تازه مال ردیف جلوی آرنا هم هست
نه بابا! از کجا گیر آورد؟
...پخش آنلاینشم خوبه
ولی خیلی دلم میخواست !که از نزدیک ببینمش
دخترعموم بهم گفت تو مسابقات !مقدماتی جئولای جنوبی یکی هست که خیلی خوشقیافه است
.تو گیونسانگ هم همینطور
یکی از اون پسرهای سرد .که میگن دنیا دور من میگرده
.بابت خرید ممنون
.اوه، میتونی بذاریش اونجا
.خب، بهتره دیگه برم
وقتش شد، ها؟
ممنون که درست قبل از .مسابقات مقدماتی، شیفت شب کار کردی
.ناسلامتی کارمه
.ممکنه شیفت بیشتری لازم داشته باشم
چرا ما برای خدای دبیرستان قبول نشدیم؟
.عجیبه
یعنی چهجوری انتخابشون کردن؟
،بعضیهاشون پای ثابت مسابقاتن
.ولی اسم بعضیهاشون رو تا حالا نشنیدم
...ببخشید
...خ-خیلی شرمنده، ولی
...انگار گم شدم
میشه بگین از کجا میتونم به آرنا برم؟
امم... آرنا از اون طرفه، درسته؟
.نه! باید از پل رد بشی
هان، واقعا؟ کی عوضش کردن؟
!عاشق عضلاتتونم
!کم نیار، من! تو میتونی
...میرسی! و وقتی رسیدی
آرنا باید غرفهی غذا داشته باشه، درسته؟
...موز... کوفته برنجی... نودل آماده
هی! حواست کجاست!؟
!نه
!پسش بده
!شاید حالا بتونم برای نوههام لباس بخرم
سوشی میخواین؟
کی گفته میتونی اینجا بساط کنی!؟
.نوهتون تومور مغزی داره
!اوه، نه
...چه وحشتناک
...پیرزن بیچاره
!مثل آب خوردن بود
!وایسا
!همین الان وایسا مرتیکهی دزد
!کیف اون پیرزن رو پس بده
!اون پول رو برای جراحی میخواد
!لعنتی
،زنده در خدمت شما از سئول پخش میکنم
،دوروبر رو میبینم، آسمون آبیه و همینطور پیاده میگردم
هی، بینندگان، بشینین تا شهرم رو بهتون نشون بدم
اگه خوشتون اومد نظر بدین و بهم رای منفی ندین
،همهجور غرفهای هست مردم همه جای شهر هستن
...کلی غذا که بوی خوبی میدن، آره
!وایسا
جون من!؟
!برگرد ببینم
این یارو چشه؟
!آی آی آی آی
!انگار من بردم
!جالب... شد
!بزن کنار
!بزن کنار دزد
باورم نمیشه که دختر نازی !مثل تو، به هنرهای رزمی علاقه داره
،خب، واقعا از افراد قوی خوشم میاد
...و به نظرم شما
...فوق... العاده
!شرمنده! واقعا شرمنده
!عجله دارم
!صد سال سیاه
!نمیتونی در بری مرتیکهی خر
...ولی دزده در رفت! باید
چی؟
!این که وحشتناکه
پسر... اون یارو چش بود؟
پس اون دزده، آره؟
!بیا بهش یه درس حسابی بدیم
!گل گفتی
!بیا ببینم دزد
حالت چطوره ننه جون؟ دیدم اون کیفقاپه ازت دزدی کرد
No comments yet. Be the first to leave one.