نخستین 200 خط.
فرانسويا ميخواستن اينجا يه كانال بزنن قبل از آمريكاييا
با تمام توان ... پانصد كارگر
هر هفته ميمردند... از مالاريا و تب زرد
با اون سرعت نمي شد گورستان ساخت
جداي از اينكه اون همه صليب چه اثري تو روحيه بقيه ميذاشت
پس از كوبا چند كشتي با بار سركه خريدند
و تو هر بشكه يه جسد انداختند
و بعنوان نمونه تشريحي در سراسر اروپا فروختند
و تا مدتي ، اين كار منبع اصلي درآمدشون بود
مي بيني، تجارت در اينجا هميشه روشهاي خاص خودشو داشته
هم سود... هم مرگ
حتماً شنيدين كه امشب قراره طوفان بشه
خب، تفنگدارها منتظر هواي خوب نمي مونن
تفنگدارا منتظر يه روز صاف آفتابي نمي مونن
نه... اونا تعليم ديدن كه توي بدترين شرايط عمل كنن
و اين شرايط رو عليه دشمنشون بكار بگيرن
شما هر كدوم يه مسلسل، يه كلت و يه نارنجك آتشزا دارين
اين يه مبارزه واقعيه پس حواستون به اسلحه هاتون باشه
تا يه وقت خايه هاي نداشته تون رو نزنين
محل تلاقي يه پناهگاهه در چند كيلومتري شمال محل فرود
به تيمهاي دونفري تقسيم ميشين
هر محدوده ي مشخص شده بيست هدف ثابت داره
اولين تيمي كه هر 20 تا رو بزنه و به محل تلاقي برسه، برنده اس
و اگه مشكلي پيش اومد، يه نارنجك آتشزا شليك كنين و بيسيم بزنين
من تو هر منطقه ميام و شاهد عملكردتون خواهم بود
و اگه ببينم كسي كون به زمين ميماله
به خدا قسم، مجبورش ميكنم تا خود كانال شنا كنه
محل اصلي جمع آوري كجاست؟ - چهار كيلومتر بالاتر از دره -
پس اونا يه تيم آموزشي تفنگدار بودن؟ از كي اونجان؟
اونا 6 ساعت قبل ارتباط راديويي رو از دست دادن
سرهنگ استايلز، توي همچين طوفاني اين كه چيزي نيست
نه، تأخيرشون هيچ جاي تعجبي نداره
نمي بينمشون
انگار بايد برگردم
يه لحظه صبر كن اونجا رو ببين
ما يكي، يا شايدم دو تا رو پيدا كرديم
صبر كن. فكر كنم داره يكي رو مياره صدمه ديده؟
خيلي خب. ميريم پايين
اونجا چه خبره؟
واقعاً شليك كرد؟
خداي من. دارن بهم شليك مي كنن !ما رو ببر پايين. همين الآن
اينجاش خونريزي داره ساكشن رو بده اين پايين
خودشه
!كافيه
شما ديشب با گروهبانتون و شش نفر ديگه به تمرين نظامي رفتين
و در برگشت يه چندتايي كمتر بودين
دقيقتر بگم، 4 نفر
اونا كجان؟
هرگز
سروان
اگه تو اين قضيه به جايي نرسيم از واشنگتن ميريزن رو سرمون
چي نوشته؟
فقط با يك تفنگدار صحبت مي كنم» «كسي كه الآن در حال خدمت نباشه
بذار ببينم
فقط يه تاكتيك براي وقت كشي
چيزي كه ميخواد رو بهش بدين من يكي رو ميشناسم
قربان، مطمئنم كه مي تونم حلّش كنم - ولي من نه -
اي خدا
ده، نه، هشت، هفت، شش پنج، چهار، سه، دو، يك
سلام - تام، تلفنت چشه؟ -
تمام روز داشتم بهت زنگ مي زدم
طوفان شده هيچي كار نميكنه
!سلام تامي - جشنه. تو هم بيا -
اسمش گابريلائه - ميخوام تمام دوستاتو ببينم -
ميخواد ببيندت - آره، ميخوايم سامبا برقصيم -
مياي؟ - آره آره -
به نفعته كه بياي خودم ميام مي برمت
تام؟ - چيه؟ -
دوباره مشروب ميخوري؟ - نه، اصلاً -
هر بار كه يه دلال كوكائين ... مظنون به رشوه دادن به يه مأمور ميشه
ما مأموريت اونو لغو مي كنيم و يه چكاپ انجام ميديم. مسئله اصلاً شخصي نيست
يه موادفروش كه خودم توي گرفتنش ... كمك كردم گفته كه به من پول داده
شما هم باور كردين... اونوقت ميگين شخصي نيست؟ لعنت به شما
آروم باش. مطمئنم كه تو پاكي ظرف يه هفته برميگردي سر كارت
البته با اونهمه نگاهاي چپ چپ كه نكنه من تو كار موادم
ببين. من خودم تو دايره مبارزه با مواد مخدرم بين ما اعتماد برقراره
ولي بعد از كاري كه تو قراره با من بكني !ديگه هيشكي بهم اعتماد نميكنه... گوشي
هي، داري منو... ؟
. تام، بيل هستم اينجا لازمت داريم
كجا؟ - كليتون، هر چه زودتر بهتر -
اتفاق بدي افتاده - حالت خوبه؟ -
نه
به كمكت نياز دارم
قربان؟
قربان، اين كار غيرقانونيه اين يارو حتي نظامي هم نيست
بفرماييد قربان
قبلاً نظامي بوده سالها بود نديده بودمش
تا اينكه ديشب اتفاقي تو يه پاركينگ بهش بر خوردم. باور كن ارتشي بوده
اون تو بنينگ و اينجا با من آموزش ديده واسه همين اين دور و برو خوب ميشناسه
قبل از اينكه خدمتو ترك كنه بهترين بازپرسي بود كه ديده بودم
تام هاردي ميتونست به مغزت نفوذ كنه !زودتر از اونكه بخواي بند كفشتو ببندي
چرا ارتش رو ترك كرده؟ - نميدونم و برام مهم نيست -
چون الآن از اون بهتر كسي نداريم
قربان، اگه اون ارتشي نيست پس اين ملاقات هم رسمي نيست
پس در اين صورت غيررسميه سروان آزبورن
از اين غيررسمي تر نميشد
هي بيل، اوضاع چطوره؟ - بهم ريخته، تو چي؟ -
ريدني، راستي زانوت چطوره؟
بهرحال منو به ژنرالي نميرسونن
خب، ولش كن من چرا به اينجا احضار شدم؟
منم ميخوام بدونم، قربان
قربان، من جوليا آزبورن از فرماندهي دژباني هستم
آزبورن، به نظر تو «قربان» برازنده منه؟ - راستش نه قربان -
سروان، آزبورن بهترين بازپرس داخلي ماست
و حالا ميخواي خارج شي چه حسي بهت ميده؟
غيردوستانه و غيرهمكارانه - جالب بود -
خب ببين تام، قبل از اينكه اين طوفان به ما برسه
من تمام تمرينا رو لغو كردم همه بجز يكي
يه تيم 6 نفره از تفنگدارا با فرمانده شون تو جنگل بودن
گروهبان و سه نفرشون رو از دست داديم - وِست كه نبود؟ -
آه، بگو كه وست نبوده
شما گروهبان وست رو ميشناسين، قربان؟ - اون فرمانده ما بود -
افتخار بزرگي بوده - ميشه اينطور گفت -
وست يه حرفه ايه. نماينده ارتش مدرن
حواست هست كه من ديگه تو ارتش نيستم
قرار بود در 18:30 برشون گردونيم
پس مشكل اينه كه برنگشتن؟
نه، مشكل اينه كه ... يكيشون مرده
يكيشون باسنش تير خورده و يكي كه حرف نميزنه
كه اوني كه حرف نميزنه با اوني كه مرده بهم تيراندازي مي كردند
تصور مي كنم همين باعث مرگش شده
گروهبان مولر جلوي چشماي من كشته شد
اگه مركز بفهمه كه شما دارين ... از يه شهروند استفاده مي كنين
حالا سابقه من هم بجهنم... ولي پدرتونو درميارن
حضور تو يه راز باقي مي مونه و هر چي كشف كني به آزبورن نسبت داده ميشه
خب، پس بذارين اون انجامش بده - قربان، ايده بدي نيست -
سروان، ميشه يه لحظه ما رو تنها بذاري؟
با تمام احترامي كه براي سروان آزبورن قائلم اين كار از عهده اش خارجه
كسي كه داريم ازش بازجويي مي كنيم يه تفنگدار خواسته
كسي كه تا حالا نديده باشه و اون تويي
خداي من بيل، اون ممكن بود يه كشتي بادباني بخواد
دليل نميشه كه هر چي مي خواد بهش بدي. من كه نمي فهمم
خبرچين هم هست؟ سي. آي. اي؟ اف. بي. آي؟
دقيقاً نه
يعني چي؟
... يه سري آدم اونجا بودن و اونا
اونا چي؟ زود باش بيل
اجازه ميدين يه چيزي بگم، قربان؟
... آزبورن، به خدا قسم
يه بار ديگه به من بگي قربان... فرياد ميزنم
ميدونم تو كي هستي دايره مواد مخدر بخاطر رشوه دنبالته
اولاً مظنون به رشوه در واقع اينا همش كلماته
من با بودنت اينجا راحت نيستم
:سه چيز اول، چاره اي نداري
دوم، من تو عمرم يه بار هم رشوه نگرفتم
و سوم، من هنوز هم از چيزي كه ... صبح خوردم يه خورده مستم
... پس اگه يهو تلوتلو خوردم و...
يه راست اومدم طرفت... اميدوارم ناراحت نشي
رو پلاكهاشون نوشته ... گروهبان ريموند دانبار
و ستواندوم لِوي كندال...
لوي؟ كي اسم بچه شو لوي ميذاره؟
پسر ژنرال جاناتان كندال از رؤساي مشترك
يادم بنداز از بيل كه اينا رو پشت تلفن بهم گفت تشكر كنم
كندال تا حداقل يه ساعت ديگه بيهوشه
سربازي كه اول قراره باهاش صحبت كنيم دانباره
تو اتاق بازجوييه؟ - بله قربان -
بيارش بيرون - چرا؟ -
اتاقاي بازجويي تصادفاً خيلي شبيه اتاقاي بازجويي اند
كه باعث ميشه آدما توش راحت نباشن. اون خوشگله؟
ببخشين؟ - دانبار رو ميگم، خوشگله؟ -
... اگه نميخواين اين مسئله رو جدي بگيرين - اون خوش قيافه اس؟ -
آدم شسته رفته ايه؟ -
صاف تو چشمات نگاه ميكنه يا به پايين به زمين؟
خوش بدن هست اونقدر كه بشه نتيجه گرفت از خودش خوب مراقبت كرده؟
قوز ميكنه يا صاف ميشينه؟
اينا سؤالايي اند كه خيلي چيزا در مورد شخصيت طرف بما ميگن
دو و نيم ثانيه به خودت مسلط شو و بگو آيا اون خوشگله؟
بله قربان
ممنون
بهت ميگم چه جوري مخشو آوردم پايين
مأمور هاردي، اگه كار به دادگاه بكشه يه نفر بايد در مورد چيزايي كه...
توي بازجويي گفته شده شهادت بده... ... و با سابقه رنگيني كه داري
مظنون ترين شاهد در تاريخ خواهي بود...
حالا،من شايد به تو چسبيده باشم ولي تو حتماً به من چسبيده اي
باشه. يه موقعي ميشه كه ازت ميخوام نقش پليس بد رو براش بازي كني
علامتشم اينه كه دماغمو ميمالم - يعني خاروندن تخما نيست؟ -
مواظب هردوش باش اينجا شيريني خامه اي ندارين؟
دو ساعت ازش بازجويي ميكردم !صدا ازش در نيومد
امتحان نكردي با يه تركه قلقلكش بدي
متأسفانه نه. من يه همچين تكنيكهاي پيچيده اي بلد نيستم
شرط مي بندم تو كمتر از سه دقيقه به حرفش ميارم
سر 10 دلار اونم بدون اينكه بگم يه تفنگدارم
بريم
گروهبان دانبار، عصر بخير
من تام هاردي هستم. فكر كنم قبلاً با سروان آزبورن مهربون آشنا شدي
من مي فهمم كه تو اون بيرون اوقات بدي داشتي
و اينكه صحبت نمي كني
من مطمئنم كه به كمي خواب و مقداري غذا نياز داري
هنوز بهت غذا نداده ان؟
زود باش. ميتوني جلوي كسي غذا بخوري و حرف هم نزني
والدين من سالها اين كارو ميكردن
بازم ميخواي؟
شايد بعداً
خب ري. ميخوام باهات روراست باشم
نميدونم كه كاري كه كردي رو در مقام دفاع از خودت انجام دادي يا نه
و راستش، برام مهم هم نيست
مسئله اينه كه يه دوست ازم خواسته
كه تا وقتي وسيله انتقالت بياد باهات صحبت كنم
... بنابراين
بيسبال دوست داري؟
No comments yet. Be the first to leave one.