نخستین 200 خط.
در نام عیسی مسیح حمله کنید
در نام عیسی مسیح
عیسی
عیسی
عیسی
خواب دیدی؟
آره
داشتم خواب نونی که مادرت پخته رو میدیدم
داغ از کوره بیرون اومده بود
اگه گرسنه ای بخواب تا خواب غذا ببینی
غذایی نداریم و روی سنگ میخوابیم
برای این کار ها دارم پیر میشم
باید کار پیدا کنیم
"عیسی"
نکته: دقت داشته باشید که این شخصی که همراه عیسی مسیحه، پدرش نیست؛ یوسفِ نجار هستش که همسرِ مریم مقدس هستش، اما پدر عیسی مسیح نیست، چون همونطور که میدونید، مسیح پدرِ زمینی نداره
نکته ی دوم: خیلی مهمه که بدونید زمانی که توی فیلم از یهودیها حرف زده میشه، در واقع از یکتاپرست ها حرف زده میشه؛ در اون زمان یهودیها تنها یکتاپرست ها بودن و اسرائیل تحتِ سلطه ی روم بود. یهودیها طبق کتب عهد عتیق معتقد بودن که مسیح، یعنی مسح شده ی خدا و ناجی جهان قراره روزی به دنیا بیاد و به تمامِ جنگ ها و مرگ و میر ها پایان بده. دقت کنید که هر وقت توی فیلم از یهودیها صحبت میشه، منظور قومِ یکتاپرستِ اسرائیل در اون زمانه
بذارید من اولین نفری باشم که بهتون خوشآمد میگه
فرماندار پیلاطس
ظاهراً تو تنها کسی هستی
که به استقبالم اومده
لطفاً بعداً به این توجه کنید فرماندار
من تنها کسی هستم که به استقبالتون اومده
یه فاتح انتظارِ یه خوشآمد گوییِ گرم رو نداره
این مردم، فاتحی که
شکستشون داده رو قبول نمیکنن فرماندار
در آینده میکنن
یهودیه دردسرسازترین
ایالتِ امپراتوریه
منم شنیدم
چرا؟
چون پر از یهودی هستش
تو کی هستی؟
لیویو هستم، شهروندِ روم
و چرا اینجایی؟
یه انسانِ با محبت میگه که تاریخنگارِ قیصر هستم
کسی که مهربون نباشه میگه که جاسوسِ
قیصر هستم
صبح به خیر مریم
صبحِ دلانگیزیه
یوسف و پسرت بر نگشتن؟
نه
مطمئنم که یه شغلِ نجاری توی اورشلیم پیدا کردن
به امید خدا
به امید خدا
اینجا غذا نداریم
برید جای دیگه
ما فقیر نیستیم
دنبالِ کار هستیم
ما نجاریم، نجار های خیلی خوب
اینجا هیچ شغلی نمونده
بهم گفتن قراره سال بعد بیان و از محصولم بگیرن
و سال بعد و سال بعدش
پس مالیاتِ روم رو بهش پرداخت کردم
اما به بهای تمامِ داراییم تموم شد
من یوسفِ ناصری هستم
این پسرمه، عیسی
شهرِ ناصره، ها؟
پس راه درازی اومدید
دنبالِ کار میگردیم
محصولاتِ شمال هم خیلی وضعشون خوب نیست
من بادام پرورش میدم
ارث و میراثم قرار بود به پسرم برسه
آزادید ازش بردارید
خدا بهتون برکت بده
و حافظتون باشه
خدا، ها؟
من دارم زمینم رو از دست میدم
پسرم هیچ ارثی نداره
و خدا کجاست؟
پونتیوس پیلاطس
پرافتخارترین شهروندِ روم
من، هیرودیس آنتیپاس
والیِ جلیل
بهت خوشآمد میگم
خوشآمد گوییتون رو قبول میکنم هیرودیس آنتیپاس
و قیصر هم برای زمینهای شما
و پادشاهیِ خودش
دعای خیر کرده
زنم رو معرفی میکنم
هیرودیا
و دخترِ ناتنیم، سالومه
و اون شهروندِ رومی که کنارتونه، لیویو
قبلاً آشنا شدیم
لطفاً، بیا کنارم بشین
باید بگم
این شهر شگفتزدم میکنه
از چه لحاظ فرماندار؟
ساختمونها
تاثیرگذار ترین هستن
توسطِ پدرم ساخته شدن
هیرودیسِ کبیر
محبوب مردمش
منفورِ مردمش
بهم گفتن آدمِ فاسدی بوده
چه قدر وقیح هستید
که اینطوری از پدرم صحبت میکنید
به عنوانِ پسرش
من هم قهرمانِ مردم هستم
سوژه ی لطیفههاشون
اشتباه متوجه شدید
توی روم، ما به روشِ حکومتِ پدر شما میگیم
"سیاستمداری”
در واقع یه لطیفه ی قدیمی هست که میگه
امنتره که خوکِ هیرودیسِ کبیر باشی
تا اینکه پسرش باشی
چون یهودیها گوشتِ خوک نمیخورن
شاید پونتیوس پیلاطس مایل باشن
بزرگترین سازه ی داخلِ اسرائیل رو ببینن
معبدِ بزرگ
که توسطِ پدرم ساخته شده
دوست نزدیکِ آگوستوسِ کبیر
مثل من که دوست نزدیکِ تیبریوسِ کبیر هستم
چه قدر عجیب
تا حالا نشنیده بودم اون از شما حرف بزنه
از خوشآمد گوییتون ممنونم
و همونطور که پیشنهاد دادید
به دیدنِ معبد خواهم رفت
مطمئن شو سرباز هات رو ببری
و نشانشون رو با افتخار نشونشون بده
لیویو
منظورش از این که گفت
نشانشون رو با افتخار" نشونشون بده" چی بود؟
میتونم بگم
ولی اینجوری خوشگذرونی خراب میشه
کاهنِ اعظمِ معبد
قیافا هستش
توسط روم به این مقام منصوب شده
واسه همین توی موقعیتِ خیلی جالبی قرار گرفته
از یه طرف باید تظاهر کنه که سمتِ مردمِ خودشه
از طرفِ دیگه
جایگاهش رو مدیونِ رومه
روی خط باریکی راه میره
خوش اومدی
پونتیوس پیلاطس
من قیافا هستم
کاهن اعظم معبد
اومدیم براتون آرزوی کامیابی کنیم
به مناسبتِ اینکه به مقامِ .فرمانداریِ "یهودا" منصوب شدید
ازت ممنونم کاهن
مستقیم میرم سر اصل مطلب
روم از تعدادِ سپاهیها ناراضیه
و برای حفظ صلح باید اونا رو
در این سرزمینِ بایر نگه داره
مالیاتی که شما ها پرداخت میکنید مقادیرِ هزینه شده رو جبران نمیکنه
این واسه گذشتهست
این بینظمی
از دینِ فاسدتون سرچشمه گرفته
که مستقیماً در این معبد ریشه داره
این از همین امروز تموم میشه
سرباز های من در هر دقیقه و هر ثانیه در اینجا خواهند بود
این دستور، معبد رو فاسد میکنه
دینِ ما اجازه ی نمیده که تمثالِ تراشیده ای
در معبد باشن
سرباز های شما باعثِ
نجاستِ معبد میشن
حتی پرچمهاشون هم قوانینِ ما رو نقض میکنن
ما تمثال های تراشیده رو ممنوع میدونیم
و پرچم های شما، تراشیدههای قیصر رو روی خودشون دارن
این سپر ها نمادی از سلطه ی روم هستن
هیچ سازهای در یهودا حتی معبد هم
از زیرِ سلطه ی این نماد بیرون نمیره
چیزی که دینِ شما ممنوع میکنه
روم تقاضا میکنه
ما تسلیمِ
شمشیر های شما هستیم
این گردنِ برهنه ی منه
روم میتونه با شمشیر بزنه
میمیریم
قبل از اینکه اجازه بدیم معبد فاسد بشه
فرماندار
اینجوری باید همین روزِ اول یه عالمه خون بریزید
مطمئنید اگه تمامِ کاهنهای معبد رو بکشید روم خوشحال میشه؟
مریم، انقدر به عیسی زل نزن
اینجوری هیچوقت تعمیرِ اون در رو تموم نمیکنه
ما عاشقِ زمانی که نجار ها میرسن هستیم
مگه نه مریم؟
چون که هیچ چیزی بدتر از
دری که جیر جیر میکنه نیست
چیز دیگه ای هم هست که جیر جیر کنه؟
یه چیزی هست که شکسته
ولی غیرقابل تعمیره
من اکثر چیز ها رو میتونم تعمیر کنم
حتی یک قلب شکسته رو؟
مارتا، مریم رو خجالت زده کردی
و تو هم مسحورش کردی
اون دخترِ زیباییه
زن
اون یک زنه عیسی
و به یک شوهر نیاز داره
فقر، بدهی، گرسنگی
رومیها میگن
که جهانِ جدیدی برای ما آوردن
تمامِ چیزی که اونا آوردن بدبختیه
همهش بدبختیه ایلعازر
حداقل میذارن پرستش کنیم معبد هنوز سر جاشه
فعلاً آره
ولی ممکنه روزی برسه
که تصمیم بگیرن معبد رو هم نابود کنن
همهمون رو نابود کنن
دیگه افسردگی کافیه
No comments yet. Be the first to leave one.