نخستین 200 خط.
.ناهی
...خب
.ناهی
.ناهی
هی مواظب باش
اوه آره
خدای من
واقعا میخوای با مادرم زندگی کنی
واقعا؟
آره ، خونه مادرت خیلی بزرگه
اتاق تو هم که بزرگه
...اونجور که من دیدم تخت و کمدتم
هنوز اونجاست
...فقط احتمالا یک تخت بزرگتر میخوایم
بایک میز توالت کوچولو
برای دوتامون کافیه
با زم این اولین باره با هم زندگی میکنیم
اینجوری اون فضای خصوصی رو دیگه با حضور مامان نداریم
مگه چه اشکالی داره
...من از یک خانواده بزرگ اومدم
من از زندگی دسته جمعی بدم نمیاد
...اگه بریم خونه مامانت
از نظر مالی هم بهمون کمک بزرگی میشه
...خب فکر کنم حق با تو باشه
بیشتر از همه
فکر میکنم مامانت به حضور ما نیاز داره
یکی رو میخواد که مراقبش باشه در طول روز جایی نره
اینطوری بهتره در کنار خانواده باشه
شبهام اون تنهاس
مطمئنم تو نگران شبهای مادرتم هستی
هر وقت میخوایم بریم
بهش هی میگی یادت نره غذاتو بخوری
یا داروهاتو بخوری
درسته؟
جه سوک ببین
من میدونم آسون نیست
اما من میخوام برای مادرت واقعا مثل دخترش باشم
برای این کارم
...اینکه دوسال باهاش زندگی کنم
شاید ایده بدی نباشه
واقعا در این مورد مطمئنی؟
مادرم خیلی آدمو کلاقه می کنه
میدونم
اما مادرت با کسایی که خوبه خیلی مهربونه
من میدونم که میتونم با خودم خوبش کنم
البته اگه تو مشکلی نداشته باشی
نه خب
فکر میکنم برای تو خوشایند نیست که سالهای اول ازدواجت اینو هدر بدی
...اما منم پسر خوبی برای مامانم نبودم
از دست منم خیلی حرص خورده
دیدی ...منم همین فکرو میکردم دیگه
بازم این تصمیمی نیست که به این راحتی بشه گرفت
بیا یک روز روش فکر کنیم
اگه بازم همین نظرو داشتیم
بعدش با مامان در موردش حرف میزنم
باشه ..حتما
...مگه تو زندگی قبلیم چه کار خوبی کردم
که با همچین زن با شکوهی مثل تو آشنا شدم؟
ای خدا فرشته من
ممکنه در مورد مفهومی که تو دهنتونه توضیح بدین؟
زیاد خوشم نمیاد سوال بشه ازم
فقط بهم اعتماد کنید و بذارین همه چی رو کنترل کنم
درسته قطعا شما متخصصی
...به چه وسایلی نیاز داری
لطفا زحمت نکشید من از فیلمبردای جعلی متنفرم
آه بله
...جناب - به من بگید کارگران -
بله آقای کارگردان
می فهمم که قوانین خاص خودتونو دارین
... اما ما هم باید اصولش رو بدونیم
تا بتونیم به اهای اینجا توضیح بدیم
من میتونم وضیح بدم ولی شما نمی تونین درک کنین
همه چی اینجاس
جان؟
...خب ما با فیلم موافقیم
برای روزی که بازار تعطیل میشه
حتما ، پس فعلا - باشه خواهش میکنم -
شب بخیر
مراقب خودتون باشین
چرا اینقدر این آدم بی ادب بود؟
چرا اینقدر مردک بهش احساس دست داده بود
فکر کرده چون خوش تیپه دیگه تمومه
همچینم حالا تحفه ای نبود
یونگ سوک بشین
بشین مگه ندیدی خارج درس خونده بود
فیلمبرداری رو خوب انجام میده آره؟
باید امیدوار باشیم
اون روز اتفاق افتاده آره؟
همون روز که از سمینار در رفتیم؟
بیا اینجا
شاید
اینقدر نگاش نکن الان سوراخ میشه
یه جورایی غیر واقعی بنظر میاد
لطفا بهم نگو که دارم خواب می بینم ناهی
خواب نیست ولی منم به همون اندازه جا خوردم
...حتما عشقم باید ماه اولش باشه
چون نمی تونستم بوی شرابو تحمل کنم
...پس اون روزی که پدر و مادرا ملاقات کردن
باورم نمیشه نفهمیدم
منم فکرشو نمیکردم موضوع این باشه
وایسا
نباید به بقیه بگیم مامانت خیلی خوشحال میشه
نه ، هنوز زوده
بعد از اینکه رفتیم دکتر بهشون میگیم
آره راست میگی دوباره عجله کردم
اینطوری باز دارم هل بازی در میارم
الان دلم میخواد فوری بری دکتر
چیکار کنم صبر ندارم
اینطوری ، اینطوری آروم کن خودتو
بیا این بار از پسش بر بیایم
این بار بهتر تلاش میکنم
منم بیشتر مراقب میشم
و دیگه سخت نمیگیرم
مامان مصاحبه بابا شروع شد
مامن برو کنار جلو تلویزیونو گرفتی
برو کنار اونی
باشه باشه
...امروز کنار تیم بدلکاری هستیم
"کنار تیم بدلکاری سریال "دنیای مردان
که بخاطر صحنه های اکشن سرو صدای زیادی کرده
...از مدیریت این تیم آقای سونگ جون سون
در شرکت گود اکشن شروع میکنیم
سلام - سلام من جونگ جون سون هستم -
کسانی که کنار ایشون هستند همکارانشون هستند
لی جونگ سو و اوه جونگ یونگ سلام به هر دو
سلام
سلام
به بینندگان در کره
سلام به کسانی که در خارج از کشور زندگی میکنند
ای خدا
عزیزم تو تلویزیون عالی بنظر میای
از واقعیت بهتری
راست میگه
صبر کن
چرا اسم جونگ بونگ جوم بونگ اسپل شده؟
ای بابا اسمش اشتباه نوشتن
اوه جوم بونگ خنده داره
جونگ بونگ الان تمرین تناسب اندامه
ما شرکت گود اکشن در خدمت شمائیم
اوپا خیلی کارش عالی بود اصلا توپق نزد
آره واقعا خیلی عالی بود
آره دقیقا تو تلویزیون عالی بود
خیلی خوش تیپ بود
اگه خوب نگاش کنی خوشگلم هست
خیلی ها بهم میگفتن بهتره هنرپیشه بشه
مامان تو رو خدا دیگه - دیگه الکی نگو -
بسه دیگه
از دست شما سه تا - صبر کن -
این مصاحبه یعنی در آمدش به ذره بیشتر میشه؟
از یه ذره بیشتر بابا مگه ندیدی کار من چی شد؟
کار منم بعد از اینکه لباسمو یک آدم معروف پوشید حسابی گرفت
الان دیگه همه از سر لباس اون میخوان
شما دوتام حالا دنبالتونن
تبریک میگم بهتون
ممنون نونا
جوم بونگ
اسم من جوم بونگ بود اوه جوم بونگ
چطور تونستن همچین اشتباهی بکنن؟
اسمشو اشتباه زدن؟
ناراحت نباش خیلی کوچک نوشته بودن
نه
مادرم موقع برگشتن فهمیده
مامان
مامان جوم بونگ
من خوردم باید برم سر کار
چرا پاشدی یه ذره دیگه بخور
نه خوردم تموم شد دیگه میرم
خدافظ خواهر
هیچی نخورده که
دیشبم درست شام نخورد
بفرمایید تو
دکتر سونگ - بله؟ -
چیه ؟ چیه؟
هنوزم حالت تهوع داری؟
یه ذره ، زیاد جدی نیست ، خوبم
اوه واقعا
از دکتر وقت گرفتی؟
آره میرم پیش می جین
شیف که تموم شد میرم
باشه فهمیدم ، تموم شد سریع میبرمت
نمی خواد خودم میرم
چرا وقتی من اینجام خودت بری؟
در ضمن
...فکر کنم خوردن اینها به حالت تهوت
کمک میکنه
میخوای برات باز کنم؟
بیا
اوم ، خیلی مزه میده
من مشغولشون میکنم تو هر چقدر میخوای بخور
خب حالا شروع میکنیم به برداشت فیلم تبلیغاتی
...فقط طبق معمول مشغول کارهاتون بشید
و به دوربین اصلا نگاه نکنید
وقتی نوبت هر کی رسید بهش جداگانه راهنمایی میکنم
هر فروشگاه جداگانه فیلمبرداری میشه یادتون باشه
می بخشید
کارگردان هستم
می بخشید آقای کارگردان
منظورتون از این حرف چی بود؟
...خب
خب من خوشم نمیاد زیاد به سوال جواب بدم
No comments yet. Be the first to leave one.