نخستین 200 خط.
نمی خواد
...چیه
... حالا تازه
...به یادما
افتادی؟
ته این
کافیه
من خودم به بقیه اش رسیدگی میکنم
بیرون منتظر باش
نه
بعد از پوشیدن لباس میام بیرون
بیرون منتظر باش سوجو
چرا نمیری تو؟
بیا بریم پایین
چرا ...می خوام لباس شو ببینم
.من اومدم
...چرا
زیر قولت زدی؟
قولی که با گرفتن برگه هایی که دست پدرم بود
... و قرار بود
...از کسایی که با پدرت اونجوری کردن
و اون بلارو سر پدرم آوردن بگیری
...تو زندان منتظر بودم
هر سال
...کل اون
...شش سال منتظرت بودم
که بیای ملاقاتم
...هزاران بار از وکیل لی خواستم پیام منو بهت برسونه
و صدتا نامه برات فرستادم
...اما
تو هیچ وقت نیومدی
دریغ از یک تماس
...میدونی
...چه احساسی داشتم
...وقتی اون برگه رو
برای اهدای اعضای پدرم کردم چه حالی داشتم؟
با دست خودم
...در حالی که لباس زندان تنم بود
...تو اون بچه بیچاره رو
...وادار کردی تا
برگه های اهدای عضو باباشو امضا کنه
تا خودت رو نجات بدی؟
این تنها برای نجات خودمون نبوده
بابای تو هم نجات پیدا کرد
خودت بودی که پیشنهاد مارو قبول کردی
...من نمی دونم چه قراری
با اونها گذاشتی
...اما من اونجا
شش سال بدون دیدن نور خورشید گیر کرده بودم
...حالا باید بهای کاری که
با یون دونگ کردی بپردازم
حالا که اینطوری جلوت وایسادم
حتما با خودت گفتی
". عجب بد شانسی"
"حالا چیکار کنم؟"
"خیلی خب بهتره یک شغل دهن پر کن بهش بدم"
".اینطوری تو دست بگیرمش"
... وقتی قصد داری با دختر رئیس ازدواج کنی
و شرکتش رو بدست بیاری
... اگه میخوای بدونی چرا
تا این حد جلو اومدم
...من هزینه تصمیم متکبرانه تو رو
...در جواب فکری که در مورد استخدام
... که یکی مثل من
...قادر به انجام هیچ کاری نیست
برای شکستن قولی که دادم بکنه
...احساست رو به هر کسی
نشون نده
بهشون خودتو نشون نده
چه میشه کرد
قبلا یکی هست که فهمیده
چوی جون هیوک
مطمئنی جای اشتباهی نیومدی؟
الان باید خونه فامیل دامادات در گوگی دونگ باشی
من اشتباه کردم خانوم
بخاطر دخترم عجولانه رفتار کردم
...احتمالا دارین در مورد آشوبی که
تو خونه پدر و مادر مدیر کانگ برای به هم زد ن عروسی دخترم حرف میزنی؟
...نه نه من قصدم
به هم زدن عروسی
دخترتون نبوده
...شما خودتون
...در مورد رابطه کانگ ته این
و دخترم خوب می دونین
چطور می تونم به عنوان یک مادر دست رو دست بذارم
...بشینم تماشا کنم
...خانواده شما
رابطه اش با دخترم بدتر بشه؟
...تک تک حرفهاتون بی معنیه
...اگه ما به جلسات خانوادگی دعوتش نکردیم
بخاطر رفتار سطح پایین شماست
...شنیدم
مادر شوهر شما ، شمارو به عنوان عروسش قبول نداره
...فکر نمی کنید دلیلی داره برا اینکه
یکی رو که رئیس بخش قفسه سینه است با دید تحقیر نگاه میکنه؟
باید مقصر خود خانوادش باشه
اون پزشک مسئول پیوند پدر ته این بود
حتی دراون زمان
...شما رفتی اتاق پدرش و
اونجوری جنجال به پا کردی
اونم یک دلیلی داشته
با اینحال شما نباید اینطوری به مادرم فشار بیارین
...در ضمن
یه چیزی هست که نمی تونم درک کنم
...چرا یهویی اینقدر سعی دارین
عروسی کانگ ته و سئو جو رو راه بندازین؟
چی؟ - شما هیچ وقت از کانگ ته این خوشت نمیومد -
...نمی تونم بفهمم چرا یهویی نظرت در مورد
کانگ ته این عوض شد تا حدی که دامادت بشه؟
برای ازدواج دخترمم باید از تو اجازه بگیرم؟
...در ضمن این تو بودی که کانگ ته این ول کردی
و جون هیوک مارو از راه به در کردی
خجالت نمی کشی با من اینطوری حرف میزنی؟
... چیزی که میخوام بگم - به چه جراتی به من جواب پس میدی؟ -
چون پدر شوهرت پشتته فکر کردی هر غلطی میتونی بکنی؟
فکر کردی کی باعث شده تو رئیس بخش بشی؟
...منظورتون چیه
...معلومه که به لطف شوهرش بوه
...وآقای رئیس - کی همچین چیزی گفته؟ -
این من بودم که اونو رئیس اونجا کرد
نه برادرم بلکه من بودم
...پدر و شوهرت فقط نونی رو که ما میدیم
بین بقیه تقسیم می کنن
کسی که بیمارستان روکنترل میکنه منم و شوهرم
...من کسی بودم که تو رو بخاطر نجات شوهرم
مدیر بخش قفسه سینه کردم
الان دیگه نمی تونی بگی کی باعثش بوده
دیگه اینجا نیا
فورا مادرت بردار و برو
از خانم چا خیلی خوشت اومده؟
بارها منو غافلگیر کردی
از وقتی شنیدم مصاحبه شو خودت کردی
حتی حضوری پذیرفتینش
بعد از استخدام
اون حتی قراره بیاد خونه رئیس
راستی سئوجو
من الان کمی کار دارم
باشه
چی گفتی؟
چوی میونگ هی کسی بوده که هی وون رئیس بخش قفسه سینه کرده؟
بله همینو گفت
عجب دیونه هایی
حالا که کانگ ته این طرفشه
بنابر این تا این حد پیش رفته
حالا چیکار کنم؟
فکر کنم یه کاری دست هی وون بده
مثلا چی؟
مادر شوهرش اینجاست
اون چه غلطی میخواد بکنه؟
واقعا متاسفم خیلی کار اشتباهی کردم
نه ، کار خوبی کردی
برای اولین بارم که شده کار خوبی کردی
چی؟
حتی یک فامیل عروس بی مصرفم میتونه یک کار مفید بکنه
چی گفتین؟
بازم بکن
بازم برو خونه کانگ ته این و آشوب درست کن
...اینقدر شلوغ کاری کن
به عنوان مخالفت با عروسی اونها
تا عروسی لغو بشه
نه
به پدر و مادر کانگ ته این بگو اینو بگیرن و برن گمشن
بعدا خودم سهم تو رو میدم
... این اولین باره که بعد از
برگشتنت از امریکا داریم مشروب میخوریم
فقط خودمون دوتا
بله
...ما قبلا تو فروشگاه های محلی
با هم مشروب خوردیم
وقتی که مست شدم به تو تکیه کردم
...اون وقته خوب بود
ولی الان تو خیلی سرت شلوغه
متاسفم
و در ضمن نگران نباشید
من میدونم شما نگرانی رئیس
من بخوبی ازش مراقبت میکنم
باشه
ما هیچ راز مخفی بینمون نیست
...همونطور که میدونی
...سوجو
بچه بیولوژیکی خودم نیست
اما به اندازه جی هون برام اهمیت داره
می دونم
من بهت اعتماد دارم
...می دونم کار سختیه
با همسر جون هیوک تویک خانواده باشی
...اما من تو رو پذیرفتم
چون من هم بهت خیلی اعتماد دارم هم وابسته ام
اینو یادم می مونه
در ضمن
تمام تلاشم رو میکنم
دستت بده بهم
لازم نیست خیلی تلاش کنی
فقط خودت باش
همونطور که الان هستی
من فقط به صداقتت نیاز دارم
چشم
...هرگز کاری نمیکنم
باعث نا امیدی تون بشم
بشه
No comments yet. Be the first to leave one.