نخستین 200 خط.
دارم از گرسنگی میمیرم
واقعا بعد از اون اتفاقی که افتاد؟
من کارم رو انجام دادم
تو یه مرد ۲۴ ساله رو به زندگی در زندون محکوم کردی
من یه قاتل ۲۴ ساله رو به زندگی در زندون محکوم کردم
او یه رقیب تبهکار و دختر 10 سالهاش رو کشته
بهم اعتماد کن من با اینکه بقیه عمرش رو تو
زندون بگذرونه مشکلی ندارم
تو خیلی کله خری
غذای چینی میخوری؟
ببین، میدونم دیشب سخت گذشت اما خوب میشی
میدونم فقط احساس حماقت میکنم
این تقصیر تو نیست
بعضی وقتها اتفاقات بد برای مردم خوب میوفته
قسم میخورم یکی داره ما رو تعقیب میکنه
متاسفم، مامان امروز فقط یه خورده خسته ام
چیزی نیست، عزیزم بی خیال
تقریبا رسیدیم
میدونم که تکراری ـه اما زندگی کوتاهه
باید هر روز و هرلحظه دنبال شادی باشی
* ترجمه و زیرنویس : * سعیـد .:. این قسمت : بحران هویت .:.
هی، ممنون که اومدین
رئیسم ازم خواست که شما رو در جریان قرار بدم
اون یه قاضی فدرال ـه
این پنجمین باری ـه که این اتفاق تو آمریکا رخ داده
میتونی اینو باورکنی؟
اون یکی زنه کی بوده؟
دخترش
هیچ شاهدی نبوده؟ نه
خب، هنوز نه هنوز داریم منطقه رو بررسی میکنیم
و دنبال فیلم میگردیم
هرچه که پیدا کردیم براتون میفرستیم
کیف گوچی کنار مادر
ساعت رولکس روی مچ دست دخترش
آره، به نظر نمیاد مجرم لعنتی دنبال دزدی بوده
اعدام قاضی فدرال و دخترش
پنج بلوک دورتر از دادگاه
شبیه "خُوارِز" از منهتن شده
باید سریع حرکت کنیم و یک بیانیه صادر کنیم
تو برو دنبال قاضی و خونوادش
ما تا پایان روز میریم خاکسپاری
بیش از این نمیتونستم مطابقت بدم
در حال حاضر به حکم آخر "چاپمن" نگاه میکنیم تصمیمات هیئت منصفه، تهدیدها
به محض اینکه هرچیز قابل تعقیب قانونی پیدا کردیم بهتون خبر میدم
باشه
ببین، میخوام صریح بگم
من سالها "لزلی چاپمن" رو میشناختم
برمیگرده به زمانی که اون یه پیگیر کننده
در دفتر دادستانی آمریکا بود
واقعا متاسفم که اینو میشنوم
اون خانم خیلی خوبی بود
قوی، صادق و مستقل
میخوام اون حرومزاده ای که این کار رو کرده
به چنگ بیارم
اوه ، مایک ، خیلی متاسفم
نمیتونم تصورش رو هم بکنم میدونم از پسش بر میای
نمیتونم باور کنم که اونا رفتن
بنظر نمیرسه واقعیت داره
ما هر کاری که ممکنه انجام میدیم تا بفهمیم
کی این کارو کرده
بهت قول میدم
درضمن فکر کنم بهتر باشه
که داخل بمونی ، همینجا بمون
و ما امنیت اینجا رو فراهم میکنیم
امنیت؟ درباره چی حرف میزنی؟
خب، هرکی اینکارو کرده ممکنه دنبال تو هم بیاد
نمیدونیم ، مطمئن نیستیم ...البته ، اما
این یک احتمال مشخص ـه
خب، بذار بیان
خوشحال میشم که به اون بزدلی که این کارو کرده رو در رو بشم
مایک "، اگه آمادگیشو داری"
میخوایم چند تا سوال بپرسیم
چون هر چی بیشتر بدونیم
سریعتر میتونیم کسی که این کار رو کرده دستگیر کنیم
همونطور که میدونی، یه مرد "کارلوس ورتیز"
همسرت رو سه ماه پیش تو دادگاه تهدید کرده
...همسرم ، اینطور نبود ، ام
براحتی ترسونده بودش ...اون ، اه
خب فکر اینکه یه احمقی
...تو دادگاه بالا و پایین بپره
و مرتب تهدیدش کنه
مثل دیوونه ها به نظر میاد
این چیزی نبود که ناراحتش کنه
میتونم اینو تایید کنم
من هیچوقت "لزلی" رو دستپاچه یا حتی عصبی ندیدم
میدونی، تو چند هفته اخیر
اون تماسهای غیر معمول، ایمیل یا پیامهایی دریافت کرده؟
نه، نه تا اونجایی که میدونم
دخترتون چطور؟
آیا اتفاقی غیر معمول تو زندگیش رخ داده بود؟
نه
...نه ، اوه ، امم
اون چند ماه پیش از کارش تو "گلد اسمیت" استعفا داد
...اون
میخواست یه کار متفاوت انجام بده
یه کاری واقعی تر
آیا اون دچار دردسر شده بود؟
کسی مزاحمش شده باشه؟
نه، همچین چیزی نیست ...اون بچه
اون بچه خوبی بود
...یعنی که ، اون
اون بچه عالی بود
"اوه ، "مایک
نمیخوام الان زندگی ام اینجوری باشه
نه، من از تهدیدهای مستقیم خبر ندارم
اما قاضی "چپمن" خیلی خصوصی بود
او هرگز درباره مسائل شخصی
یا حرفهای با من صحبت نمیکرد
تو این چند هفته هیچ چیز
غیر معمولی متوجه نشدی؟
بسته ها یا نامه ها؟
نه، هیچی
رفتارش چطور؟
اون یه جور دیگه ای رفتار کنه؟ استرس بیشتری داشته باشه؟
نه
هیچ بحث و جدلی نشنیدی؟
هیچ تلفن پر جر و بحثی ؟
دیروز اون کاملا حواسش پرت بود
و داشت توی تلفنش فریاد میزد :یه چیزی مثل این میگفت
"چند وقته که این اتفاق افتاده؟"
بعد یک ساعت یا بیشتر دفترش رو ترک کرد
چه زمانی بود؟ طرفهای ظهر
میدونی داشت با کی حرف میزد
یا کجا رفت؟
نه ، متاسفم
اگه چیز دیگه ای به فکرت رسید
لطفا باهام تماس بگیر
هی ،"کریستین" ، منم میتونی بفهمی
که قاضی "چپمن" طرفهای ظهر داشته با کی حرف میزده؟
رفته سراغ کارتهای اعتباریش یا حسابهاش رو بررسی کنه
همون موقع، حول و حوش ساعت 12:00
ببخشید
من مامور "بل" هستم "ایشون مامور "زیدان
سلام ، چه کمکی میتونم بکنم؟
تا حالا این زن رو دیدی؟
نه، بهرحال یادم نمیاد چرا؟
دیروز طرفهای ظهر یه ماشین
اونو به این آدرس برده
خب، شاید از اینجا بردش بیرون
اما رفته یه جای دیگه؟
در هر صورت موضوع چیه؟
ما داریم درباره یه قتل تحقیق میکنیم
در واقع قتل دو نفر
درمورد این چی؟
خیلی ها اومدن و از اینجا رفتن
فضا تاریک ـه ، صدای موسیقی هم بلند
خیلی سخته که قیافهها رو به یاد بیاری ، متاسفم
ما میخوایم یه نگاهی به دوربینهای امنیتی شما بندازیم
ببخشید، ما دوربینهای امنیتی داخلی نداریم
افراد معروف و مشهور زیادی اینجا میان
باشه
بهرحال ما باید حکم تفتیش بگیریم
حتما
چرا باید قاضی "چپمن" وسط روز بیاد اینجا؟
حتی ظهرها باز نیست
بیا با یکی از کارکنان حرف بزنیم
چیه، فکر میکنی با یکی از
بچه های اینجا رابطه داشته؟
ممکنه
بهر حال هیچ مدرکی ازش وجود نداره
نه پیامی و نه ایمیلی
ببخشید
میتونم چندتا سوال ازتون بپرسم؟
قبلا یکی از این دوتا زنها رو دیدی؟
نه ، متاسفانه تو حتی نگاه هم نکردی
تو بهم پول نمیدی داداش باید کارم رو انجام بدم
...هی ، دارم ازت یه سوال میپرسم
بهم دست نزن
عقلتو از دست دادی؟ دستات رو بذار رو بار
تبریک میگم شما بازداشتین
وکیل واو، خیلی سریع بود
فکرکنم این سفر برازنده دختر نیست
هی، هی، بچهها، آروم باشید احتمالا اون مدال هاتون رو ندیده
هی، قربان، برگردید عقب
هیچ دلیلی نداره که یه
سوتفاهم ساده براش دردسر ایجاد کنه گفتم برو عقب
کت ام
چه خبر ، مگی؟ یه دقیقه بود
آره ، یه دقیقه طولانی بود
عالیه که میبینمت
آره، شرایط ایدهآل نیست
اما خوشحالم که تو رو میبینم
یه کم کوچیکه اینجا
جینا" یکی از ماست" "اف بی آی"
ما هر دو تو "کوانتیکو" تو یه کلاس بودیم
و ما با هم مخفیانه کار کردیم آره
حلقه قاچاق جنسی در "جرسی" رو شکست دادیم
"ازملاقاتتون خوشبختم ، "جینا "عمر"
بابت نوشیدنی متاسفم باید پوششم رو حفظ میکردم
نگران نباش
چند وقته اینجایی؟
14ماه با کلاب چی؟
ده ماه
چهار سال طول کشید تا شغلم رو بدست بیارم
پنج سال دیگه باید کارکنم تا مدیر بشم
شگفت انگیزه اونا باید واقعا از تو خوششون بیاد
آره در مورد چی تحقیق میکنی؟
بیشتر شبیه کیه
صاحباش ؟
"جک راسی" و "ری کاستا"
No comments yet. Be the first to leave one.