نخستین 200 خط.
تنها یک ایمان وجود داره
ایمان به چی؟
به حسن صباح
حسن معتقده که آرمان بزرگی داره
هر چیزی که وجودش رو توجیه کنه
حسن مردیست که از فرصتها استفاده میکنه
هر چه که باشه
خوش اومدین، عزیزان
اینجا برای عزیزان بهشت و برای دشمنان جهنمه
اینجا تاج و تخت یه دولت جدیده که همهمون خدمتگزارش هستیم
حسن قلعه الموت رو تصرف کرد
این یه پادشاهیِ جدیده
که اونو به قلعه ای غیر قابل نفوذ تبدیل کرده
هیچکس نمیتونه دستش بهش برسه
!عقب نشینی
در درون قلعه، برگزیدگان و جنگجویان مستقر هستن
اونا از مرگ و درد نمیترسن
بخاطر مولایمان
قلعه الموت
بهشتی برای صباح و قبرستانی برای پیروانش
اونو به 200 ضربه شلاق محکوم میکنم
بدون بخشش
درگیری، ترس و اضطرابی که پیروان صباح در قلعه ایجاد کردن
به درون افراد هم منتقل شده
روح قلعه شروع به ناآرام شدن کرده
... :: ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس :: ...
"حشاشین"
قسمت پانزدهم "پسر حسن صباح" گ.ل.چین.دان.لود
« ارائه شده توسط وبسایت گ.ل.چـین دان.لـود »
در ظاهر شما یه رفتگر فقیر بنظر میان
ولی در درون با یه عالم بزرگ روبرو هستم
ترکیب حقیقت و قانون و زیبایی آشکار و نهان
!خدا حفظت کنه
...در حقیقت
تصور تو از من والاتره
ولی من یکی از مردم عادی هستم
شایدم کمتر
گویی مجذوب حضور علم تو شدم
چیزی منو وادار میکنه که به نور دانش شما نزدیکتر بشم
ببین پسرم
تمجید بیش از حد به معنای نقد و عدم تاییده
مولای ما علی رضی الله عنه
یکبار تو یه شورا نشسته بود
کسی اونو مدح و ستایش کرد
ولی باطن مخربی داشت
مولای ما علی که خدا او را محترم بدارد
...گفت
من کمتر از اونی که میگی هستم
و بیشتر از چیزی که فکر میکنی
...انگار تو
خنجر تو دستت داری
میخوای منو باهاش بکشی؟
و در میان مردم فریاد بزنی و بگی !ابوحامد غزالی کافر رو کشتم
هیچکس کلید بهشت رو در اختیار نداره، پسرم مگر کسی که بهشت رو آفریده
تو
انگار داری تو خواب راه میری
من برم نماز بخونم
چطور؟
در حالی که شیفته شدی چطور نماز میخونی؟
چطور برای خدایت سجده میکنی درحالی که دلت پر از فتنهست؟
برای من آسونتره که منو با خنجرت بکشی
تا دیدن یه جوان مسلمانی که
به دام فتنه افتاده
حتما از جن میبینی و میشنوی
اون کسیه که تو رو هدایت و گمراه میکنه
اگه میترسی که مسجد شلوغه
و نمیتونی منو بکشی
بعد از خالی شدن مسجد
منتظرت میمـونم
بهت قول میدم
...درست مثل اونی که وعدهی
بهشت و حوریهای زیبا بهت داده
من بهت وعده جهنم رو میدم
نه به این دلیل که ابوحامد غزالی رو کشتی، نه
...به دلیل اینکه روح و دلت رو
به چیزی غیر از خدا فروختی
مثل رهگذری که
کسی رو که بهش پناه داده بود، کشت
خدا بزرگترینه
خدا بزرگترینه
آقای ما
منصور، برگزیده، نتونست ابوحامد غزالی رو بکشه
مولای ما از غیب خبر داره
نه
ولی میدونم چطور چهره تو رو بخونم، برزک
وقتی در گفتن خبری مردد هستی حتما خبر بدی باید باشه
در واقع نتونسته اونو بکشه
و مرید و شاگردش هم شده
یه مرد شگفت انگیز
به هر حال این احتمال هم میدادم
و دلیلش رو میدونستم
دلیلش چیه مولای من
رویای بهشتی ما چیزی بسیار مهمی رو از دست داده
و خدا رو شکر
که خداوند اونو بهم الهام کرد
چی کم داره؟
رویای بهشت موسیقی بهشتی میخواد
...ولی
!موسیقی و ساز حرومـه
فقط در این دنیا حرومـه
نه در بهشت
در رویای بهشت حلال و حرام وجود نداره
من بهترین آلات موسیقی و ماهرترین نوازندگان رو
از سراسر جهان میخوام
ازشون میخوام سخت کار کنن تا زمانی که موسیقی شگفت انگیزی ارائه کنن
موسیقی بهشت
آهنگ و مقامش باید برخلاف تمام آهنگهای موسیقی متعارف باشه
که تا حالا با گوش شنیده شده
یه موسیقی دیگه
یه موسیقی متفاوت
موسیقی آسمانی، برزک
تا کی قراره به همین شکل راه بریم؟
صبر کن، سحبان
زندگی مجموعه ای از خطرهاست و تنها چیزی که باید داشته باشی، صبره
خیلیخوب
ولی کجا داریم میریم؟
به طرف سرنوشت محتوم خود میریم
شاعر و دلاک عروسکی در دست سرنوشت
و چون مرگ پایان راهه
باید این سفر رو تا رسیدن به مرگ ادامه بدیم
من که هیچی نمیفهمم
و دیگه نمیخوام بدونم کجا میریم
تشنگی رو چکار کنیم؟
بقیه هدیهی یه دوست قدیمی رو دارم
!شراب
ولی شراب تشنگی رو برطرف نمیکنه
باعث میشه فراموشش کنی
چیزی برای فراموش کردن گرسنگی هم داری؟
من گرسنهام
خوب، مولای ما
سرنوشت کسی که موفق به کشتن ابوحامد غزالی نشد چیه؟
سرنوشتش معلومه
مرگ و آتش جهنم
مرگ توسط کی؟
منتخب جدید
یه منتخب وفادارتر
اون و ابوحامد غزالی رو باهم بکشه؟
نه
ابوحامد غزالی نه
کشتن پیروانش از همه مهمتره
چون ممکنه اسرار قلعه رو که مورد نظرم نیست فاش کنه
در مورد ابوحامد غزالی نیاز به تفکر بیشتری داره
الان برای اینکار آماده نیستم
مهمترین چیز کشتن اون جوان کافر، منصوره
و در اسرع وقت
ولی منصور روش ما رو میدونه
و هر کسی که بهش نزدیک بشه با احتیاط برخورد میکنه
کی گفت که منتخب این بار یه مرد جوونـه
منتخب این بار به قلب من نزدیکه
کسی که منصور رو میکشه و بدون هیچ زخمی برمیگرده
!برزک عمید
چطور منو شناختی؟
حقیقت نزد خداست
من اینکارو نکردم
من تو رو از پشت حجاب دیدم
دو نفر بودن
باطنی مهربان، و درونی از فتنه
من فتنه رو نادیده گرفتم
و با قلبم مهربانت حرف زدم
جواب داد
و بر فتنه پیروز شد
این فقط تو نیستی
منم همینطورم
درونی مهربان
و درونی از فتنه
!تو هم همینطوری
هر لحظه جنگی بزرگ
بین این دوتاست
ولی تلاش میکنم مهربانی بر فتنه پیروز بشه
و فرق تو با حسن صباح چیه؟
اونم اتفاقات رو میبینه و پیشبینی میکنه
!چشماش جادو داره خودم اونو دیدم
حتی اگه حسن صباح رو در حال پرواز دیدی
یا راه رفتن روی آب
یا حرف زدن با باد
اونو در چارچوب شریعت قرار بده
اگه مخالف شریعت بود
یه توهمـه
حتی امام غزالیِ روبروی تو
اگه مخالف شریعت باشه
اونم یه توهم و شیطانه
ولی او مخالفتی با شریعت نداره
بهمون میگه که ندا رو از آسمان میشنوه
و از مولایمان امام دستور میگیره
علاوه بر این، تنها کسیه که کلید بهشت رو در اختیار داره
برای هر گناه بزرگ از خداوند متعال طلب آمرزش میکنم
از زمانی که وحی بر آخرین پیامبر نازل شد
وحی به پایان رسیده
پیامبر معصوم
محمد صلی الله علیه و آله و سلم
کسی کلیدهای بهشت رو در دست نداره
مگر کسی که بهشت رو آفریده
بذار در خدمت شما باشم
در خدمت هم باشیم
بیا به هم کمک کنیم
با تقوای به خدا
به نام خدا شروع کن
"جرس فریاد میدارد که بربندید محملها"
بخشش حد و مرزی داره
از آنجایی که یه بار تو رو بخشیدم
No comments yet. Be the first to leave one.