Halo: Legends

Halo: Legends

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Halo Legends (2010) (1080p BluRay x265 SAMPA)
ناشر Hadi7798
هماهنگ شده با نسخه بلوری

برچسب‌ها

BluRay
1080
x265
تاریخ انتشار: 2021-02-24
تعداد دانلود: 58
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

هماهنگ سازی و ویرایش جزئی از هادی

رئیس، صِدام رو می شنوی؟

وقتی هفت سال پیش به دنیا اومدم

تمام دانش و آگاهی انسان رو دارا بودم

تقریباً دو ساعت طول کشید تا همه .این اطلاعات رو پردازش کنم و بفهمم

ولی نمیتونم مطمئن باشم که این خاطرات مال منه یا حتی حقیقت دارن...، واقعی ان.

از اون موقع به بعد به اطلاعات بیشتری دست پیدا کردم

...به عنوان یه هوش مصنوعی مدت خیلی زیادی زندگی کردم

ولی حالا، بعد از هفت سال انسانی، بالاخر به وظیفه و نقش شما دارم پی میبرم،

به جای شما در این کهکشان، و اینکه چطور به اینجا اومدید

قرن ها پیشرفت انسان ها، اختراع، تنفس کردن و جنگ...

همیشه جنگ بوده

قدیمی ترین و پایدارترین راه و رسم انسان ها

صد هزار سال پیش

یک تمدن بزرگ در این کهکشان به وجود اومد

مثل تمام تمدن های بزرگ، ناگهانی شکل گرفتن و سریعاً رشد کردن.

یک تهدید خارجی از طرف گروه برتر اون ها

چیزی که هرگز انتظارش رو نداشتن، هرگز واسش آماده نبودن

یه دشمن بیگانه که اونها به طور ساده بهش میگفتن «سیل»

یک قدرت غیر قابل مهار، یک تشنه سیری ناپذیر

هرچیزی رو که لمس میکرد، می بلعید

ابتدا بنظر میرسید که تکنولوژی و شجاعت اونها میتونست بر اون غلبه کنه

ولی اونها مدت زیادی صبر کردن تا ببینن که دشمن به جنگ ملحق میشه

سیل به طور زیاد و وسیعی گسترش پیدا کرد

اون از زندگی هوشمند تغذیه میکرد، بنابراین خودش هوشمندتر می شد

سیل بی مانند بود، از قدرت اون ها بر ضد خودشون استفاده می کرد

اون ها «فوررانر» بودند

فوررانرز ها عاقل بودند، فوق هوش مند، مردمان اصیل

و با ایمان به عدالت و صلح، با شجاعت مقابل دشمنان ظاهر میشدن

اون ها در پی از بین بردن سیل بودن

فقط می تونم این رو حدس بزنم

پر کردن روزنه ها

ولی این یه جنگ غیر ممکنی بود

قبول شکست از روی ناچاری بود

فوررانرز ها تصمیم گرفتن که همه چیز رو نابود کنن

واقعا کار درستی رو برای بقای زندگی انجام دادن

تا آینده رو برای تویی که هنوز متول نشدی بسازند. با دونستن اینکه اون ها خودشون هم نجات پیدا نمی کنن

در ناامیدی داشتن به خودشون تلقین میکردن که آخرین قربانی نیستن

اون ها یک اسلحه مخفی با قدرت مهیبی ساختن

اون «هیلو» (حلقه) نامیده شده بود

یک مجموعه از سلاح هایی که در سرتاسر کهکشان پخش شدن

اثر این سلاح در سرتاسر فضا منتشر می شد و سیل رو نابود می کرد

و تمام مخلوقات رو در این کهکشان

دیدید که سیل از گونه های هوشمند تغذیه میکنه

هزاران طرح دیگه انجام داده شده بود و شکست خورده بود

این اخرین طرح بود...

هیلو

و بالاخره کار در یک لحظه تمام شد

تمام زندگی های هوشمند که در کهکشان رها شده بود، از بین رفت.

ولی در خاکستر شکست ظاهری، پیروزی بود

فوررانر ها کاتالوگ هایی داشتن نمونه هایی رو ذخیره کرده و

از اثر مخرب هیلو حفاظت کرده بودن

دی ان اِی، تخمک و حتی نمونه های زنده

درحال مسکونی کردن و بازسازی کهکشان بودنند

یکباره کهکشان از وجود سیل پاک شده بود. اون ها تهدید دشمن رو از بین برده بودن و در حال باز سکونی کردن دنیا بودن

چیزی که خودشون خراب کرده بودن رو باز سازی میکردن و بذر زندگی رو دوباره میپاشیدن

ولی فوررانر ها برای همیشه رفته بودن

این خرابی ها و آتش سوزی ها و فداکاری اونها، هدیه ای بود برای تو

اونها رفتن تا دنیای تو رو احیا کنن، تا اون رو با دستهای خودتون بسازید

با فدا کردن خودشون...

تا همیشه

بنظر میرسید که زندگی بالاخره آرامش خودش رو پیدا کرده بود

آرامش در کهکشان مستقر شده بود

ولی آرامش زود گذر خواهد بود

این فداکاری بزرگ کار بیهوده ای بود

پایان یک جنگ به این معنی نبود که همه جنگها تمام شده

این یه آشکارگری بزرگه، که طبیعت جنگ، طبیعت اونهایی که میجنگن رو فاش میکنه

و زودتر از روزهای انسانی، جنگ شروع شد

جنگ پشت جنگ

به زمین هجوم برده می شد و انگار پایانی هم نداشت

در بین این همه میل به قتل و غارت

شما به طور اتفاقی به بذرهای نجات خود پی بردید

یک امیدواری بزرگ

بعلاوه شما یه چیز دیگه ای هم پی بردید

بذرهای ویران کردن خود

قربانی های زیادی داده شد

انسانیت در مرداب سهمناک ناسازگاری فرو رفته بود

خونریزی های بی دلیل که زندگی در زمین بزرگ رو واسه همیشه جریحه دار کرده بود

ولی بالاخره شما از خون و کثافت و کشتار به ستاره ها نگاه انداختید

شما از پیشرفت کردن، اشتیاق داشتن و کشف یه جای جدید دست برنداشتید

و یه فضایی رو برای رشد و پیشرفت کردن پیدا کردید

ابتدا بشریت برای یه دید مشترک متحد شدن، برای یه هدف مشترک

این رو فهمیدید که این دنیای بزرگ برای شما خیلی کوچیکه

افراد زیادی تو این دنیایی کوچک وجود داشتن

پس شما بدنبال دنیایی دیگه بودید

دنیایی که ازش فرار کردید، اعتیاد شما برای ویرانی بود

ولی دنیاهایی که پیدا کردید هرگز کافی نبود

هرگز کافی نبود تا غریزه گذشته رو قانع کنه

سرعت و پیشرفت چیزی نبود که شما رو از طبیعتتون جدا کنه

خشم قدیمی و ناسازگاری کهنه دوباره شکل گرفت

تاریخ، تکرار وحشتناک خودش رو شروع کرد

و یکبار دیگه، انسان با انسان میجنگید

جنگ همیشه مثل یه ویروس در درون شما به کمین نشسته

مهم نیست که چقدر سعی میکنید تا جلوش رو بگیرید، سخت تر میجنگید تا اون رو بیرون بدید

همیشه بیرون اومده

انسان ها همیشه برای جواب گرفتن به ستاره ها و آسمان (بهشت) نگاه میکردن

بعضی موقع ها علاقه ای به اون چیزی که اونجا پیدا میکنید، ندارید

بعضی موقع ها علاقه ای به اون چیزی که اونجا پیدا میکنید، ندارید

بیشتر مایل به مواجه شدن با سوالهای تازه هستید

ولی همیشه یک قدرت متحد در تاریخ انسان بوده

یک دشمن متحد بی نظیر

اون دشمن ها، عهدنامه بودن

وقتی این دشمن جدید شکل گرفت و جنگی بر ضد انسان ها برپاشد...

بالاخره شما در زیر یک علامت واحد، متحد شدید

و اسلحه هایی با دقت بالا ساختید تا قلمرو غریزی خود رو کنترل کنید...

حالا هدفگیری شده بود، نه به روی خودتون

بلکه به روی مخالف کشنده خود، به دنبال یک هدف مشترک؛

رهایی از گونه خودتون

و بعد از اینکه زمان عهد نامه به سر رسید

یک تاریکی خیلی پر قدرت تر از دشمن قبلی از خواب بیدار شد

تاریکی که در قرن ها پیش متولد شده بود، دوباره یک تهدید برای تمام زندگی شد

و بشریت و پیمان هاشون که برای مدت زیادی خون یکدیگر رو میریختن،

با هم متحد شدن، تنها زمانی بود که دربرابر دشمن سهمناک شون متحد می شدین

نفس های درستکار به جنگ ادامه می دادن بر آن باور داشتن که دشمن خود یعنی تاریکی رو شکست بدن

و همینطور که کنار هم میجنگیدن، خودشون رو در صلح دیدن

این کهکشان خیلی بزرگه

این شگفتی و زیبایی تقریباً غیر قابل اندازه گیری بود

ولی همینطور کهکشان رازهای تاریکی رو پنهان کرده

بعضی ها ساکت در جای خود خوابیدن تا زمانشون سَر برسه

تو این رازها خطر وجود داشت

و هردوش در جستجو کردن و آگاهی داشتن بود

بعضی چیزها از پنهان بودن در برابر دیدن، معنا دارن

بعضی از رازها درک قوی رو میطلبه

بعضی مواقع چیزهایی هست که فکر می کنیم واقعیت اون ها رو می دونیم

بعض از رازها باید غیر قابل دسترس بمونند

رازها میتونن غریزه و طبیعت کهنه تون رو وسوسه کنه و دوباره شما رو به طرف جنگ هدایت کنه

هیلو یکی از این رازها بود

رئیس، صِدام رو میشنوی؟

میخوام بدونم چرا انسان ها باید به جنگ ادامه بدن

میخوام بدونم میشه جنگجو ها از این دنیا ناپدید بشن

هرگز

همیشه جنگجویانی وجود خواهد داشت

و همیشه جنگ وجود خواهد داشت

میدونی که این یه تله ست؟ نمیدونی؟

احمق اومد

حرف های مخالفانه تو داره ما رو تو دردسر میندازه

با در ازای هدیه هایی که پیشکیت کردیم چیز خیلی کوچیکی خواستیم

بهم بگو آربیتر

ایمان داشتن چیز زیادی در مقابل کار ماست؟

هاکا برای این سفر بزرگ انتخاب شده چرا تو باید مخالفت کنی؟

این سفر خیلی ما رو جلوتر از یه عهدنامه ساده می بره

این ما رو به طرف فرمانروایی میبره

تنها یک راه برای تو وجود داره

چرا باید از سفری که همه ما باید انجا بدیم، سرباز میزنی؟

این سفر یه دروغه!

حالا اینجوری شد؟

داری خواب میبینی، عزیزم

چی؟

معذرت میخوام هان، حواسم پرت شده بود

میتونی ساده خدمت بکنی؟

شاید، ولی فقط وقتی نمیدونی واقعاً به کی داری خدمت میکنی...

الان من مطمئن نیستم

تو؟ تردید داری؟

هان، تو باید بری، فقط واسه یه مدت کوتاهی

من هرگز اینجا رو ترک نمیکنم، تو همسر منی

شما ژنرال هستید، جای من کنار توئه

لجبازیت کار اشتباهیه

منم می تونستم همین رو بهت بگم

فایده ای نداره

تمرکز کنید

ما جنگجویان برگزیده هستیم، دست راست عهد نامه

اگر مهارتتون رو پرورش ندید و ازش استفاده نکنید اونوقت هدیه فوررانر ها برای هیچ بوده

تا جایی که میتونید تمرین کنید

برای ما مردان خورشید، هرگز افتخار فراموش نمیشه

قربان، بله قربان

یه چند لحظه ای باهام قدم بزن آربیتر

رُح...

باید چیزی ازت بپرسم

سوالت رو بپرس

بگو ببینم آربیتر چرا اینقدر اصرار به تحریک کردن صبر و طاقت اونها داری؟

اونها به ما یه هدیه نیرومندی دادن

موقعیتت تو خطر افتاده این نافرمانی ها تو رو از درجه ات عزل میکنه

بدون افتخار هیچ درجه ای هم نیست

ما قوی بودیم

امپراطوری ما قبل از این عهدنامه قوی بود

و ما میتونستیم یکبار دیگه قدرتمند باشیم

اما ما منحرف شدیم، ما بخاطر افتخار زندگی نمی کنیم بلکه بخاطر قدرت

به خودت گوش کن!

این حرف ها نا فرمانی نیست، خیانته

تو داری خانواده و اجدادت رو تو خطر میندازی

همسرت چی؟

پس هان چی؟ آربیتر

برای محافظت از نسل آینده مون، خواهش میکنم بهمون ملحق شو

آربیتر

و حالا بازی شروع شده و من باید بازی کنم

می دونم اون ها میان تا مجبورم کنن که مبارزه کنم

و من ازشون پیروی نمیکنم، بلکه جواب درخواستشون رو می دم

خیلی دیر شده

فراری... سرکش... آربیتر نفرین شده خائن... نمک نشناس

پس افتخار، قدرت اونه

پس ما باید از این افتخار گران بهاش در مقابل خودش استفاده کنیم

مجبورش کن حرف بزنه و جلوی همه رسواش کن

مدال آربیتر، نقش بی آبرویی به روش بسته میشه

هاکا!

مجبورش کن. آره

اون چیز با ارزشی (افتخار)که پیدا کرده رو از بین ببر

بهای سنگین این خیانت رو به همه نشون میدیم

بیا تو، رُح

چی شده؟

بکشش

More Farsi Persian subtitles for Halo: Legends

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left