نخستین 200 خط.
دخترا، به توجهتون نياز دارم
همينطور براي اكثر جاها به صندلي محافظ بچه نياز داري
نه، اومدم بيرون چند تا خبر مهم بهتون بگم
همينطور وقتي اون پليور رو امروز
براي كار پوشيدي تابلو شدي
جان ماير" اين رو توي مجلهي مُد ديتيلز پوشيده"
امشب، داريم سرويسِ سبكِ خانوادگي رو امتحان ميكنيم
فكر ميكردم سرويس سبك خونوادگي اون كاري
كه مجبور به انجامش با عموم شدم بود
...خب، سبك خونواده من بيشتر "پاتلاك"ـه
خيلي روي ماريجوانا، نه خيلي زياد روي شانس
چرا يه خونواده بخوان بيان اينجا؟
اگه من يه بچه اينجا ببينم، به پليس زنگ ميزنم
مثل اين ميمونه يه سگ توي ماشين قفل زير آفتاب باشه
كچتوري جوجه، سبك خونوادگي
جگر و پياز، سبك خونوادگي
،اسپاگتي و كوفتهقلقلي، سبك خونواده من
،كه يعني قلقليها يه جورايي كوچيك
ولي رشتهها زيادي بلند
غذا رو توي كاسههاي بزرگ مياري
و مشتريها از خودشون پذيرايي ميكنن
همونطور كه از زماني كه شما دوتا رو استخدام كردم
فكر خوبيـه، هان
...غذاي رستوران بايد توي يه كاسه بزرگ باشه
كاسه توالت
نميدونم عموت توي تو چي ديده بوده
عرفان دو دختر ورشکسته فصل 4 قسمت آخر 22
مكس، الان يه چيز خيلي ناراحتكننده
روي تلفنم پيدا كردم
يه آلبوم مجاني ديگه گروه "يو 2"؟
بدتر
و بدتر از دعوت اينترنتي از يه دوست به يه نمايش بديههگوييـه
يه ايميل از مديرعامل كل رستورانهاي هاي
و ميگه كه ميزان فروش ما رو ديده
و از عملكرد من نااميد شده
...پاكـش كن
مثل كاري كه من با همه
اون پيغامهاي "از عملكردت نااميد شدم" كه
از مردها بعد از سكس ميگيرم ميكنم
ببخشيد، آقايون! سينههام يه قولي ميدن
پشت داغون من نميتونه به انجام برسونه
اون ارقام فروش بد تقصير ما نيست
واحد ما توي فرودگاهه
خب، من توي اين قضيه كارهاي نيستم
چون واحد من توي فرودگاه نيست
توي كِشوي ميز تختخوابمه
من مدير اينجا هستم. به گردن منه
.مثل اين لكه سس تارتار از بيرون اومدن سرباز ميزنه
آدم فكر ميكنه والدينش "بپتيست" بودن
خب، مدير، من فردا بايد زودتر برم
تا كيك عروسي سوفي رو درست كنم
و همينطور بخاطر اينكه تو بعنوان يه رئيس رو اعصابي
!سلام به همگي
...من، من، من، من، من
عاشق عروس بودنم. حتي مجبور نيستي تظاهر كني
كه درباره كسديگهاي حرف ميزني
يه جورايي مثل من، وقتي پولدار بودم
تقريباً هنوز تك تك روزها
خبر خوب دارم و خبر بد. خبر خوب اينه كه
اون جوش از روي بيضههام پخش نشده
و تازه اين خبر خوبـه
خبر بد... خَر عروسي كه براي
تشريفات كليسا رزرو كرده بوديم مُرد
يه سوال تابلو دارم
مُردنش ارتباطي به اون جوش داشت؟
يعني، چيكار بايد بكنيم؟
يه رسم عروسي لهستاني نميشه
بدون يه خَر كه به پايين راهرو كليسا بره
فكر كنم اولگ ترتيب اين رو ميده
...دخترا، ما يه خر لازم داريم، شما يه اسب دارين
از يه خونوادهان، ولي نسبت فاميلي ندارن
"مثل بچههاي "جولي- پيت
امكان نداره. چسنات بچه منه
خب، اون خرِ هزار دلار ميگرفت
بچه بايد كار كنه
واو، كاسبي كندتر از
فصل سوم"هاوس آف كاردز" پيش ميره
ميدوني چي كارش عالي پيش ميره؟
پروفايل جديد "گرايندر" من
"اسم روي صفحه رو تغيير دادم به "مك زن محله جانكشن
اون "سينِبان" لعنتي بغلي كل كاسبي رو مال خودش كرده
چه جور آدماي سطح پاييني اونا رو
به دسرهاي خوب ما ترجيح ميدن؟
!يه راه عبور مخفي به آشپزخونه سينِبان پيدا كردم
!برو كنار، عوضي
واقعاً؟ شما دوتا هم؟ اصلاً متوجه نميشم
اين اولويت اوله، مثل كريستال مت
آخ
عالي شد. پيشخدمت من دوباره دير مياد
"توي صف بازرسي نگه داشتنم "
اين بلايي كه سرم مياد بخاطر استخدام پيشخدمت فرودگاه
به اسم محمد احمدينژاد
آه، ببين، روني، يه جاي جديد
دارم ميبينمش، بوني، درست بغل دستت هستم
اينجا قبلاً اون مشروبفروشي نبود كه توش
قبل از پروازمون مست ميكرديم؟
يادم نمياد. مست بودم
...به هاي خوش اومدين
مرغوبترين دسرها در كيفيت بالا
،ما همينطور ماست، كاپوچينو، لاته، قهوه
چايهاي گياهي يا آبمعدني اسمارت هم داريم
و اشاره كردم كه " بوينگو هاتاساپ" هستيم؟
يه لحظه دندون رو جيگر بذار
"داري سختتر از " آن هاتاوي
توي برنامه " نمايش امشب" ميفروشيش
آه، سلام، براي خريد نيومدم، فقط نگاه كردن
توي رژيمم... از سال 1998
آه، خدايا، اونا عالي بنظر ميان
ميتونم فقط بو كنم؟ - بوني، بو نكن -
،دلت ميكشه و بعد وسط راه تا پاريس
روي صندلي درحال خوردن يه بسته چيپس پيدات ميكنم
از همين چيزاي اين شغل خوشم مياد
آه، پاريس يه چيزي بخاطرم آوردم
...من دوتا بليط درجه يك به پاريس خريدم
از 3 تا كارت اعتباري كه 20 درصد
توي 6 سال افزايش ميده ... بگذريم
من واقعاً لازمِ پَسشون بدم
وضعيت براي اون با خط هواپيمايي شما چيه؟
تا يك ماه... حدود همون زماني كه داشتم
تا وقتي كه اين خنده الكي بلاخره از صورتم افتاد
خانم، ما مهماندار پرواز هستيم
،اگه اين خنده از صورتت بيافته
مجبوري بري يه شغل توي جنوبغربي پيدا كني
چرا ميخواين پَس بدينش؟ پاريس رو دوست ندارين؟
...پاريس رو ميپرستم، ولي داستانش مفصلِ كوتاه ميكنم
آه، من كوتاهش ميكنم چون اينكاره نيست
و خيلي بيشتر از اين اداي فرانسوي بودن بايد درست كنه
بليطها رو خريديم تا من بتونم به ورودي پرواز برسم
تا يه يارو كه باهاش سكس داشتم رو ببينيم
منظورت رو گرفتم
يه بار 12 ساعت توي چرخدستي چمدونها قايم شدم
تا با يه مرد جذاب سكس كنم
كه توي دفتر گمرگ اينجا كار ميكرد
آه، درسته. ريك. الان داره چيكار ميكنه؟
من رو ميكنه، سومين سهشنبه هر ماه
آه، منم هستم بزن قدش، خانوما
آه، اگه كتاب " ليد اين" رو نميخونديم
...توي انجمن شرابخوري... منظورم انجمن كتابخوانيـه
بايد واقعاً به شما دخترا حسوديمون ميشد
ما هميشه روياي باز كردن يه فروشگاه توي فرودگاهُ داشتيم
خب، هرچي كه هست، فقط نزديك
يه فروشگاه سينابون باز نكنين چون شكست
بويِ بدجور شبيه به دارچين ميده
اعلام نهايي سوار شدن
براي پرواز 24 به پاريس. اعلام نهايي سوار شدن
اعلام نهايي سوار شدن؟ بهتره عجله كنيم
واو، همه چيز اينجا خيلي كوچيكتر از چيزي كه
به خاطر ميارم بنظر مياد
...مثل برگشتن به دبيرستان قديميت
يا آلت دوستپسر قديمي دبيرستانت
من نه. من مدرسه دولتي رفتم
اين بوي عجيب چيه؟
.احتمالاً مال اون شيرِ ،انقدر زياد اينجا مونده
عكس روي جعبهش رو مال خودش كرده
نه، از اينطرفِ. واقعاً بوي تنديـه
!ايول
ممم... شايد من يه خورده اجاره به شما دوتا بدهكار باشم
مگر اينكه با علف تسويه حساب كنيم
من هميشه ميخواستم روي علف ساكن بشم
در حقيقت، برنامه داشتم اونجا بازنشسته بشم
ماريجوانا توي كمد؟
"اين شكهكنندهتر از "مرديت بكستر - برنيِ
ببين، گفتم از اونجايي كه شما دوتا فروشگاه كاپكيك رو
ول كردين اين فضا قابل استفادهست
همينطور، من موقعي كه 70 سالم شد
ديگه براي كارهاي مختلف اجازه نگرفتم
ما اينجا رو ول نكرديم
،ما فقط براي 3 ماه بهش توجه نكرديم
مثل من با موهاي وسط رونم به بالا
همين رو بگو
،وقتي با اون دامن خم ميشي
انگار داري " آرت گارفانكل" رو ميزايي
!من، من، من، من، من، من
آه، چه خوب، ارل، تو اينجايي
آره اينجام. به زنهاي سابقم نگو
ارل، به من افتخار ميدي
و توي راهرو كليسا فردا شب همراه من باشي؟
سوفي، متأسفم
نميدونستم پدرت فوت كرده
بمحض ملاقات اولگ فوت كرد؟
،آه، اون نمُرده
ولي همه توجهها رو به يه ريهمصنوعي منحرف نميكنم
خب، ارل، چطور ميتوني به
چنين درخواست قلبي نه بگي؟
باعث افتخارمه، سوفي
،همينطور كه براي عروسي گفته ميشه
،يك چيز قديمي، يك چيز جديد
،يك چيز قرض گرفته شده
و يكنفر سياهپوست
آه، كارولاين، ببين
اينا روبانهاي صورتي براي چسنات هستن
چسنات بايد سَرتاپا با روبانهاي دخترونه پوشيده بشه؟
من نميتونم اين كارو با پسرم بكنم
يه 50 دلاري ديگه اضافه ميكنم
"گمون كنم يه دليلي هست كه تلفظ "اسب
خيلي شبيه به " فاحشه" ـست
حالا، همگي ساعت 6 ميريم سمت كليسا
ولي من به ارل گفتم 4
چون، خب ... ميدوني كه
چه اتفاقي اونجا داره ميافته؟
No comments yet. Be the first to leave one.