War and Peace

War and Peace

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

War and Peace 1956 1080p TakMovie
ناشر DLBR
فقط هماهنگ شده 1399/01/17 Abdollahy

برچسب‌ها

1080
تاریخ انتشار: 2020-05-12
تعداد دانلود: 83
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

Synched by entezar_forever

کاري از گروه ترجمه IMDb-DL

19 با شروع قرن

يک سايه تاريک به سرتاسر اروپا حرکت کرد

اين سايه با صداي مردي به پيش مي رفت به نام

نلپلئون بناپارت

فقط روسيه و انگلستان . مقاومت عالي نشان دادند

در روسيه هوا خوب بود . آفتاب مي درخشيد

. ناپلئون هزاران مايل دورتر بود

و خيابان هاي مسکو براي رژه عالي بود

چه منظره عالي ، چه مردهاي عالي نه "پيير" ؟

. براي رژه ها - يعني چي ؟ -

يادت باشه. من رژه . فرانسوي ها رو هم ديدم

بهم نگو که اونا بهتر از اين جماعت رژه ميرن

به رهبري بزرگترين مرد در اروپا

بناپارت؟

يه غاصب ، يه قاتل يه عزل کننده شاهان

يه غول

يه باد تازه يک نيروي تصفيه کننده

پدرت چي ميگه وقتي بشنوه تو همچين چيزهايي ميگي?

من و پدرم ، درباره مسائل اين چنيني حرف نمي زنيم

حالش چطوره؟

دکترها ميگن هر لحظه ممکنه بميره

تا حالا رفتي ببينيش؟

منتظرم که از من درخواست بشه

تو بهشت همه چيز مرتب مي شه

. باور دارم که اين فقط شايعه هست

. يادت باشه " پيير" ، اينجا خونته موقعي که خودت بخواي

و خانواده "رستوف" موقعي خانوادته که خودت اونا را بخواي

من زياد سيگار مي کشم

قشنگ نيست؟ چطور مي توني تحمل کني و باهاشون نري؟

. من مي تونم تحملش کنم

اگه من مرد بودم حتما اون پايين بودم

در حال سواري کردن با يه اسب سياه و تکون دادن شمشير

خيلي ناعادلانه هست

مردها تنها کسي هستند که . اجازه دارن هر سرگرمي داشته باشن

چي شده " ناتاشا" ؟

همه اون مردهاي جوون دارن براي جنگ رژه ميرن که

. در نهايت کشته ميشن

نترس . بيا

"نيکلاس"

خب اين چي

تو لباست هست که !انقدر خيره کننده به نظر مي رسي؟

. و مي خواي به يه جاي دور بري

. به مايل ها دورتر اتريش

. من تو نقشه پيداش کردم

اون ناپلئون حيوان صفت

اتريشي ها زيباترين . دست بندها رو مي سازن

. من يکي برات ميارم - . نيکلاس" دو تا" -

اونا جفت ميذارن تو دستشون - دو تا -

پيير" ، دختر عمويمون "سونيا" رو يادته؟" . اون اومده تا با ما باشه

البته که يادمه. با اينکه "سونيا" به طرز قابل توجهي جوون تر از موقعي هست که قبلا ديدمش

"دخترها رشد مي کنن " پيير خيلي سريع

با شکوه به نظر نمي رسه؟

کي فکرشو مي کرد مامان و بابا !يه همچين بچه هاي خوش تيپي داشته باشن؟

مامان ، شنيدي؟

حالا توجه کن

"پرچم دار کنت "نيکلاس رستوف

من بهت نشان افتخار ميدم با

هر چي که گير اوردم

من فکر نمي کنم که بايد بهش بخندي وقتي !درباره ارتش جوک درست مي کنه

آه ، خب ، زن ها . يه خرده بايد باهاشون شوخي کني

! "واقعا درخشنده به نظر مي رسي " نيکلاس فقط من به اندازه کافي سن داشتم

"اون روز مي رسه " پتيا - ولي نه الان -

اون روز که بياد ديگه ديگه کسي از . فرانسوي ها باقي نمي مونه تا کشته بشه

نگران نباش " پتيا". هميشه . به اندازه کافي فرانسوي ها هستند

موفق باشي

با نمايش هاي شما در جنگ . نشون ميده که شما چقدر آدم متمدني هستين

"اما جدي ، "پير چرا ماموريتي نميگيري؟

واسه مردها آسونه. تمام کاري که بايد بکني اينه که !تصميم بگيري که يه کاري بکني. بعدش انجام ميدي

اگه تو مرد بودي چه تصميمي مي گرفتي؟

تصميم مي گرفتم !به طرز فوق العاده ايي قدرتمند بشم

مي شدم يکي از "وزيرهاي مورد اطمينان "سزار

و اون جرئت تکون خوردن بدون مشورت با من رو نداشت

و تو در سمت راست من مي نشستي و . بين ملت ها قضاوت مي کردي

هر موقع هر چي که پيچيده مي شد يا بي عدالتي انجام مي شد

پرونده مختومه مي شه قبل از اينکه تو و حرفات قانون باشه

چرا من ؟

چون قلبت پاکه و خوب هستي

. آفرين عزيزم آفرين

با اين وضع فکر کنم بايد برم

چي مي شد اگه تو واقعا قدرت داشتي ، چکار مي کردي؟

من؟

!من شک مي کردم

من واقعا الان بايد برم

به زودي دوباره ميام

من باهات تا دم در ميام سرور شکاک من

"خداحافظ " پيير - زود دوباره بيا -

تو دوباره مياي ديگه مگه نه؟

مامان و بابا به روشون نميارن ولي اونا وقتي "نيکلاس" بره تنها ميشن

و واقعا عاشق اين هستن که تو رو ببينن - بله ، البته که ميام -

من عاشق اين خونه و کل خانواده هستم

کل خانواده؟ به اين سادگي که فکر مي کني نيست

اين که گفتي يعني چي؟

آه ، جريانات و ضد جريان هايي وجود داره

حالا ، کجاي ميخواي بري؟ به اتاق هاي "دولوخوف" ؟

. اتفاقا مي خوام برم چطور مي دونستي؟

. من چيزهايي رو مي شنوم. چيزهايي رو

برو. برو به شب منزجرکنندت و هرزه مجذوب کنندت برس

. مواظب باش. اينجا شرطي داره

ادامه بده. واسم يه بطري مشروب بيار

. و شما دو تا ، اين رو جداش کنيد

حالا بريم يه راست سر اين که

پنجاه امپراطوري "دربرابر شاهزاده " آناتوله کاروگين

مي تونم يک شيشه بطري از مشروب رو بخورم در حاليکه از دهانم درنياوردم

در حال متعادل کردن لبه بيروني بدون دست زدن به لبه هاي پنجره

ميخواي 100 تاش بکني ، " اناتوله" ؟

!تا واست کافيه تا ببازي 50

هي بياييد از اونجا پايين !بي بنيه ها

هي عقل کل ، بيا ببينم

بدو بيا - . تو ميتوني -

!درود بر مسکو

!بدش به من

"ديوونه بازي در نيار "دولوخوف کشته مي شي

اگه دوباره به من دست بزني از همينجا پرتت مي کنم پايين

و اين قضيه شامل !همه افراد اينجا ميشه

بنوازيد ، بنوازيد واسه چي بهتون پول ميديم؟

خب ، حالا ، دوستان من

يادتون باشه ، بدون برداشتن بطري مشروب از لب ها تون

"امپراطوري " آناتوله 50

و هر کسي که اين کار رو انجام بده !دو برابر ميشه

من واسه هيچي انجامش ميدم بدون شرط بندي

وقتي بلند بشي سرت گيج ميره يک پرواز از پله ها

از سر راهم برو کنار

يه بطري بهم بده

از اونجا بيا پايين - نمي توني با نگرفتن بطري از دهنت دووم بياري -

"بيا پايين از اونجا " پيير - نه ، بذار انجامش بده -

پدرت صدات مي کنه

عذر ميخوام ، آقايون

پيشنهاد مي کنم . يه خرده آب سر بخوري

من صبر مي کنم

"شاهزاده " آندره

آيا واقعا اون پسر پير اين دفعه مي ميره؟

دکتر به طور قطع مطمئن هستند که امشب رو کنت " بژوخوف" نمي تونه دووم بياره

پدر و خواهرم هم هستن؟

پدرت اونجا هست و . انتظار ميره که شاهزاده " هلن" هم باشه اونجا

خوبه. مجبور نيستم که برم خانواده من خوب نماينده هستند

مواظب باش ، مواظب باش

ازم بدت مياد؟ - . . خب -

البته که بدت مياد

!اگه نياد خب اشتباه مي کني

در حال رفتن سر بستر مرگ پدرم با چشمان خواب آلود

متعفن از الکل

پدرم هم ازم بدش مياد

خب ، بهش حق ميدم

منم خيلي چيزها رو دربارش ناپسند مي دونم

مخصوصا اين حقيقت رو که اون با مادرم ازدواج نکرد

شايد اگه من حلال زاده بودم

من گناه کردم خدايا ، ولي من بهونه هاي خيلي خوبي دارم

"با همه اينها " آندره هنوز ازم بدت مياد؟

تو شايسته سرزنش "کردن خودت نيستي " پيير

تو با بهترين چيزهاي درونت زندگي نمي کني

تو بايد يه کسي بشي

!اينجاست که معما شروع ميشه بشم کسي ؟ مثلا کي؟

من کيم؟ کنت "بژخوف" بعدي هستم؟

لرد ممالک وسيع ... و جايگاه هاي ثابت

مسئوليت هاي ثابت؟

نه کاملا

پدرم کاملا نمي تونه قبول کنه که من پسرشم

اما نمي تونه کاملا قبول کنه که من پسرش نيستم

اين قضيه همه رو ناراحت مي کنه همينطور خودم

خب ، تو بايد يه چيزي رو هدف قرار بدي يه شروع پيدا کن

. آه ، حق با توهه فکر مي کني با تو موافق نيستم؟

هر صبح که بيدار ميشم حالم از خودم به هم ميخوره

با اون کاري که اون شب قبلا انجام دادم

به خودم ميگفتم که امروز يه تغيير

اگه به اندازه کافي سرم گرم مي افتاد مي گفتم که

پيير" امروز بايد يک قدم" به سمت قداست پيش بري

مي گفتم و باز توي ميکده پلاس مي شدم و بازي کارد رو تماشا مي کردم

. . فقط سفارش يک ليوان آب

تا به خودم ثابت شه که چقدر حيرت آورانه ميتونم در برابر وسوسه مقاومت کنم

بعد يکي ميومد سمتم و مي گفت

"فقط يه ودکا " پيير

فردا صبح سردردم بدتر مي شد و جيب هام خالي تر

حتما بايد يه چيزي باشه که تو بخواي انجامش بدي

البته که هست من ميخوام کشف کنم

چه کشفي؟ - همه چيز -

ميخوام کشف کنم که چرا با اين که ميدونم چي درسته ، چي غلطه باز من کار غلط رو مي کنم

ميخوام کشف کنم خوش بختي چيه

و چه ارزشي در زجر کشيدن هست

ميخوام کشف کنم که چرا مردها بايد برن جنگ

و دقيقا چي ميگن

در اعماق وجودشون وقتي با خداشون راز و نياز مي کنن

ميخوام کشف کنم که چه احساسي مرد و زن دارن وقتي بهم ميگن دوستت دارم؟

مي بيني ، انقدر هست که !سرم رو شلوغ نگه داره

واسه تو سخته که کسي رو !مثل من درک کنه

همه چيز واست معلومه

تو هميشه دقيقا مي دوني که چيکار بايد بکني و انجامش ميدي

دقيقا - تو با من متفاوتي -

تو درس خوندي و تبديل شدي به يک روشن فکر

من درس خوندم و تبديل شدم به يک آدم گيج و گمراه

عاشق شدي ، ازدواج کردي ايمان داشتي ، عمل کردي

جنگي پيش اومد ، خدمت کردي

چه قدر خوب مي شد اگه من واقعا بابت توضيحاتت جواب داشتم

. داري ، من بهت ميگم - ميتونم نشونت بدم که چقدر در اشتباهي؟ -

من ميشناسمت ، من اشتباه نمي کنم

ميدوني که چرا به جنگ ميرم؟

فکر مي کني که چون فکر مي کنم ناپلئون يک هيولاست؟

فکر مي کني که باور دارم که بيکاريم با اتريشي هايي که

مايل از وطن ما دور هستن 2000 جنگ مي کنيم؟

More Farsi Persian subtitles for War and Peace

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left