نخستین 198 خط.
سلام؟
مرد: میکا، دوباره دیر کردی؟
نه، من همین الان از آنجا خارج شدم.
خب میدونی چیه؟ من غیر از این شنیدم.
نه دیر نکردم
اون بهت گفت دیر اومدم؟
چون این مزخرف است نه دیر نکردم
مربیگری کردی؟
من لعنتی برای این چیز آماده شده ام، خوب؟
دیشب شش صفحه به من دادی.
چند روزه که نخوابیدم
داری وقتمو تلف میکنی
و من باید تو را رها کنم
-هزار دختر دیگه هم هستن -پس همین؟
فقط میخوای منو رها کنی؟
تو فقط رزرو نمیکنی عزیزم متوجه نشدی؟
خداحافظ.
مرد: یو.
لعنتی به فوریه
-مشکل چیه؟ -بروک منو رها کرد.
لعنت به اون پسر
ظاهراً من امتحانم را بمباران کردم.
بازخورد وحشتناک بود.
انرژی ندارم و ...
باید به کلاس بازیگری برگردم.
ماموران در این شهر مزخرف هستند.
دو کلمه براتون دارم
بیل موری.
او نماینده ندارد.
به زودی، شما به یکی نیاز نخواهید داشت.
سرما خوردم میرم داخل
خوب، خوب، من در اتاق خواب سیگار نمی کشم. جیز
بیرون فقط داشتیم سیگار می کشیدیم.
تو کل ماه حال بدی خواهی داشت،
چون فوریه است؟
هیچ اتفاق خوبی در ماه فوریه رخ نداده است.
من از فوریه متنفرم
خب، ما هنوز باید اجاره بدهیم.
آره، قرار بود در موردش ازت بپرسم
چی؟
من واقعا این ماه تنگم
من هنوز چک لعنتی ام را نگرفتم
همان چکی که شما بوده اید
الان حدود یک ماه است که در موردش صحبت می کنیم؟
آره همین چک
آنها آن را برای من ارسال می کنند.
فقط یه مدت طول میکشه
چقدر می توانید پرداخت کنید؟
مثل دو تا
من فقط 600 دلار دیگر را بیرون می کشم
بیرون از من، چون من پولدارم
واقعا همین الان این کار را می کنی؟
امروز همه روزها؟
آره میدونم روز بدی داشتی ولی...
میکا، متاسفم، متاسفم، من فقط ...
بسیار خوب، ما، ما، ما از این مشکل عبور خواهیم کرد، باشه؟
میدونم ناراحت کننده است...
اما وقتی هر دوی ما فوق العاده ثروتمند هستیم...
ما به سختی برای پرداخت اجاره بها خواهیم خندید.
آره
اوه لعنتی صبر کن من تازه یک ایمیل دریافت کردم.
اه لعنتی!
من به تازگی یک تست آزمایشی برای خلبان فاکس گرفتم.
چی؟ برای فاکس؟
بله، مثل شش صفحه است، رول سرب
من، اوم، خودم را تسلیم کردم. اوه خدای من،
تو خیلی درست میگی
ما به عوامل لعنتی نیاز نداریم من خودم ارائه کردم.
وای، اوم، می توانم این را برای شما ایمیل کنم و شما آن را چاپ کنید؟
بله، بله، مطمئنا، البته.
- (صدای زنگ کامپیوتر) -اوه فاکس. وای!
میکا: لعنتی رانندگی کن، اون رو دیدی؟
-من رانندگی لعنتی کردم. -(چرخش پرینتر)
وویلا!
اگر خواستی میتونم کمکت کنم بخونی
خوبه. من باید خطوط را حفظ کنم.
باشه، هر چی باشه
من باید با این هد شات وارد شوم
هدشات چه مشکلی دارد؟
شبیه شماست
وای خدای من خیلی قدیمیه
من واقعا نیاز به یک هد شات جدید دارم. به طور جدی.
* (موسیقی رپ از طریق لپ تاپ پخش می شود) *
اوم، میدونی چیه؟
من اینها را در ماشینم یاد خواهم گرفت.
من میرم تو ماشین
اگر موسیقی آزاردهنده است مجبور نیستم گوش کنم.
نه، خوب است، من فقط من واقعا نیاز به تمرکز دارم.
فردا باید عالی باشم
* (موسیقی ادامه دارد)
لوئیس: هر چه باشد.
"نه تو و نه جفری..."
گادفری، گادفری لعنتی.
«نه تو و نه گادفری هرگز نباید تماس بگیرند
پاتریشیا دوو--" دوفوس، دوفوس، دوفوس،
دوفوس، دوفوس. (آه می کشد)
"تو و گادفری
هرگز نباید پاتریشیا را یک دوفس بنامیم."
دوفوس؟ چه کسی لعنتی می گوید doofus؟
"تو و گادفری باید
هرگز پاتریشیا را یک دوفوس صدا نکن." دوفوس.
میکا: (در حال فکر کردن) نمیتونی بخوابی؟ جدی میگی؟
شما برای یک خلبان فاکس تست تست دارید.
این می تواند زندگی شما را تغییر دهد.
شما در واقع می توانید از این زباله دان خارج شوید
و یک بازیگر زن شاغل باشید
دست از فکر کردن بردارید این شانس شماست، ضربه شما.
لعنتش نکن
-جرات نداری لعنتش کنی -(سیلی)
خطوط شما چیست؟ تو باید مطالعه کنی.
باشه آروم باش آرام باش نفس بکش
میکا: (در حال فکر کردن) ساعت چند است؟
لعنتی دیر میرسی
اوه، لعنتی!
فکر می کنی بازیگر هستی؟ یک ستاره سینما در لس آنجلس؟
شما حتی نمی توانید بخوابید.
تو باید با من شوخی کنی
"نه تو و نه گادفری هرگز نباید پاتریشیا را یک دوفوس صدا کنیم."
دوفوس، دوفوس، دوفوس.
دوفوس!
سلام، اسم من میکا اندروز است و پنج و هشت ساله هستم.
مرد: هر وقت که آماده بودی.
"ببخشید؟"
مرد: "میدونی من بودم."
"من می توانم صدای تو را از یک مایل دورتر بگویم،
به علاوه، من دوستانی دارم."
مرد: "کی بهت گفت؟"
"آیا مهم است؟"
مرد: "به نظر می رسد برای بیلی مهم است."
"من تمام زندگی ام را تلاش کردم تا فراموش کنم چه کردند.
من با ناخن و دندان جنگیدم تا به جایی که امروز هستم برسم
و من نمی گذارم کسی جلوی من را بگیرد
از شریک کردن من اجازه نمی دهم.»
مرد: ممنون، ما به اندازه کافی دیدیم.
اوم، نمی خواهی خواندن را تمام کنم؟
مرد: اشکالی ندارد.
ممنون که وارد شدید
عالی، ممنون بچه ها
لعنتی!
میکا: سلام؟
چک من واقعا پرش لعنتی بود.
1500 لعنتی که از محل شیرینی فروشی گذاشتم،
بانک تا زمانی که پول تسویه نشود، وجوه را آزاد نمی کند.
پس میخوای چیکار کنم؟
میشه از پدرت پول بخوای؟
نمیتونم با بابام تماس بگیرم
ببین، اگر اجاره مان را نپردازیم،
ای جی چیزهای ما را در خیابان پرت می کند.
این لعنتی است، گفتی می توانی این را پوشش دهی
آیا نمی توانی این را برای آخرین بار از پدرت بپرسی؟
خوب، من آن را کشف خواهم کرد.
ما چاره دیگری نداریم.
پسر عوضی
مرد: میکا؟
هی، اوم، من واقعا از اینکه دوباره این کار را با شما انجام دهم متنفرم.
من فقط می خواهم به من افتخار کنی.
می خواهم ببینی چقدر دارم کار می کنم
و چقدر تلاش می کنم، فقط،
فقط ماه خیلی سختی بود بابا.
آنها وسایل ما را به خیابان می اندازند
اگر این ماه اجاره را پرداخت نکنم و ...
من واقعا دارم سختی می کشم.
بهت قول میدم باعث افتخارت باشم بابا
بهت قول میدم.
بسیار خوب. من نمی توانم این را برای همیشه حفظ کنم.
من بیش از آن هستم. خیلی لعنتی بهش
آره، من تو را احساس می کنم.
امروز پنج ساعت وقت گذاشتم تا رزومه ام را به صورت آنلاین ارسال کنم.
نظر شما در مورد افتتاح یک کارخانه شراب سازی چیست؟
یا مغازه پنیر فروشی؟
یا می دانید یک مزرعه؟ ما باید مزرعه داشته باشیم.
بله، بیایید مزرعه ای با حیوانات زیاد داشته باشیم.
می دانید، چند گاو چاق و شاد و...
چند خوک زیبا
وای خدای من، من عاشق خوک هستم. خوک ها خیلی بامزه اند
تو ناز هستی
حوصله من را ندارید، درست است؟
چرا اینو میگی؟
از من خسته شدی؟
نه، اما تو بهترین دوست منی.
شما بهترین دوست من هستید.
هی، نگران نباش، باشه؟
همه چیز درست میشه
ما خیلی خوب کار می کنیم.
ما خیلی بیشتر کار می کنیم
از بسیاری از مردم این شهر
منظورم این است که نه در پروژه ها
ما می خواهیم روی آن کار کنیم، اما حداقل داریم کار می کنیم.
خیلی بهتر از آن چیزی است که بیشتر مردم می توانند بگویند.
دوستت دارم.
من تو را بیشتر دوست دارم.
ممکن نیست.
لوئیس: لعنتی، این واقعا آزار دهنده است.
درست؟ یعنی کی مقصد لعنتی داره
میهمانی مجردی قبل ازدواج؟
دو مهمانی مجردی مقصد
و عروسی مقصد
آنها از شما می خواهند چه کار کنید، لعنتی پنج گراند بر روی آن بیاندازید؟
No comments yet. Be the first to leave one.