نخستین 200 خط.
من نمي دونم که چطور به خاطر تصميم عاقلانه تون از شما تشکر کنم
شما بايد از کسي ديگه به خاطر اين , تشکر کنيد
**سريال شاه سجونگ کبير**
ضمناً عالیجناب
حتي اگر من جانشين شما رو به عنوان وثيقه به مينگ ببرم
من باور نمي کنم که شما ميخوايد
نگران آينده ي چوسان باشيد
بله
شما يک شاهزاده ي شايسته داريد که مي تونه جايگزين جانشين شما بشه
شاهزاده اي که مي تونه جايگزين جانشين بشه؟
چه کسی میخواد باشه؟
من باور دارم که شما تا الان این رو می دونید
چطور من میدونم؟
من قبل از اینکه امپراطور باشم , یک پدر هستم
در چشمان یک پدر , همه ی فرزندانش به یک اندازه , شگرف هستند
امپراطور چوسان
اون همیشه یک متفکر سریعه
ولی اون نمی تونه وقتی که سد بشکنه , مانعش بشه
من متوجه نمیشم قربان
فقط تماشا کن به زودی یک تغییر مکان بسیار بزرگی در دربار سلطنتی وجود خواهد داشت
من از الان برای سفر بعدیمون , هیجان زده ام
مطمئن بشو که وقتی نماینده داره برمیگرده اون دهان گشادش رو باز نکنه
شما فکر می کنید که نماینده اشتباه میگه؟
یک نظریه ی دور و غیر صمیمی , دقیق تر و صحیح تره
من قصد دارم از این اظهار نظر چشم پوشی کنم
سرورم
این می تونه مثل یک خیانت بزرگ برای اظهار نظر , تفسیر بشه
ولیعهد هنوز رئیس و سرسُتون این کشور نیستند سرورم
آیا از زیر خراب کردن و تحلیلی بردن رئیس کشور , یک جرم و خیانت نیست؟
مرخصی
ای احمق
اون , کی می تونه باشه؟
یکی از شما باعث شده که نماینده یک اظهار نظر گستاخانه را به زبون بیاره
سرورم
و قصد و غرض اون چی میتونه باشه؟
شاهزاده ای که می تونه جایگزین ولیعهد بشه؟
این چه اظهار نظر بی شرمانه ایه؟
ولیعهد خودشون این رو آوردند
وزیر پارک
ایشون همچنین با رفتار بی ملاحظه و مکررشون باعث خراب کردن مذاکره شدند
تو نمی تونی نماینده را به خاطر تحقیق صلاحیت شاهزاده , سرزنش کنی
مذاکره با 500 اسب جنگی , مستقر شد
این حقیقت داره؟
ما می تونیم نصب و تاٌسیسات ارتش توچخانه را ادامه بدیم
این به خاطر اینه که ما تونستیم تضمین کنیم که مینگ , هدف ما نیست
تو باید از این تجربه , یاد بگیری
اون دولا شدن و سربه زیر بودن هم از ارتباطات دیپلماتیکه؟
نیرو و استحکام حقیقی از بازو و ماهیچه نمیاد
مردی که از ترس بلرزه , مرد قوی و نیرومندی نیست
تو نمی تونی حقیقتاً قوی باشی تا وقتی که ترس رو بشناسی
پدر
و اونی که چیزی نداره تا ازش محافظت کنه نمی تونه ترس رو بشناسه
اگر غرور تو مهمه تر از مردمته , تو مرد قوی و نیرومندی نیستی
ولی
جواب نده و گوش کن
دوباره کار و بار این ایالت رو با خلق و خوی آتشینت به خطر نینداز
وگرنه جایگاه ولیعهدی برای تو نخواهد بود
نماینده چه کسی را به عنوان شاهزاده ی مناسب برای جایگزینی جانشین , منسوب دونسته؟
شاهزاده ای که از پشت پرده به نماینده غلبه کرده
اون , شخصیت اصلی و قهرمان مذاکره ست
پس این کدوم شاهزاده ست؟
چطور تونستی نماینده رو وادار و ترغیب کنی؟
تو هم خواهش کردی مثل درخواستی که ازم کردی تا خواهش کنم؟
دفعه ی بعدی میخوای چی کار کنی؟
میخوای مثل یه سگ راه بری و پاهای اون رو لیس بزنی؟
شما مست هستید
شاید یه روز دیگه بتونیم صحبت کنیم
تو نمیخوای به حرف های قلمبه سلمبه ی یه خمار گوش کنی؟
سرورم
جواب بده به سوٌال من جواب بده
من فردا برمی گردم
فکر می کنی که پیروز شدی؟
من مثل یه دشمن مبارزه نکردم بنابراین ] شکست و پیروزی برام اهمیتی نداره
تو به همه ی شهروندان چوسان , احساس حقارت و شکست دادی
تو روی خشم و غضب مردمی که افتخار و غرور میخواند , آب سرد ریختی
شما فکر می کنید که من میخوام چاپلوس و فرمانبردار باشم؟ من هم میخوام فقط مثل شما پیروز باشم
پس چرا جلوی من رو گرفتی؟ چرا کاری که میخواستی انجام دادی؟
سرورم
اگه تو جلوی من رو نگرفته بودی اگه امپراطور فقط یه کمی شجاعت به خرج میداد
ما تونسته بودیم که تاریخ رو بازنویسی کنیم
ما تونسته بودیم که اساس و پایه ی پیروزی بر مینگ باشیم
اگه شما خیلی زیاد میخواید به مینگ غالب باشید پس اول یه راهی برای ایجاد کردنش پیدا کنید
درباره ی مینگ یاد بگیرید درباره ی توانایی اونها یاد بگیرید
و بپرسید که چطور چوسان با وضعیت ما می تونه به مینگ غلبه کنه
ذهنتون را پاک کنید و یه راهی پیدا کنید
شما می تونید همه ش درباره ی غلبه کردن به مینگ که میخواید , حرف بزنید
ولی این یک توهُمه تا وقتی که بتونید این رو انجام بدید
شاهزاده چونگنیونگ
این یک غافلگیریه
من بسیار غافل گیر شدم
تو یکی از اون هشیار ترین مردهایی هستی که من می شناسم
و رفتار امروز تو , سخته که کشف بشه
قصد و غرض تو چیه؟
من به اونهایی که حقیقت رو می خواستند بدونند جواب میدادم
چطور تونستید اجازه بدید که قلب امپراطور به سمت شاهزاده چونگنیونگ تغییر جهت بده؟
من به هیچ وجه درباره ی این نمی دونستم
این دور از فهمه که شما نمیخواید درباره ی رفتارهای امپراطور بدونید
یک دست جدید پیدا شده که افکار امپراطور را تغییر میده
یک دست جدید پیدا شده که افکار امپراطور را تغییر میده؟
آیا تو به پارک یون رجوع کردی؟
هیچ وقتی نداریم که بخوای تلف کنی
بازی شروع شده پس باید یه راهی برای پیروزی پیدا کنی
ما فوراً می تونیم شکست بخوریم
وزیر شیم
مقاومت و مخالفت می تونه درنده و سریع باشه
شاهزاده چونگنیونگ هیچ قصدی ندارند که با اونها مبارزه کنند
این رو به امپراطور بده
تو قادر خواهی بود که یه راهی برای محافظت از شاهزاده پیدا کنی
اداره ی جبران و اصلاح بردگی؟
من به تو توصیه می کنم کهمسئولیت اداره را پیشنهاد بدی
سیاست رو محکم کن و اون را با زور به جلو ببر
و اونوقت تو قادر خواهی بود که بال و پر اون ملازمینی را
که میواند به شاهزاده چونگنیونگ حمله کنند رو بشکنی
بیشتر اونها , برده های خودشون رو غیر قانونی به دست آوردند
این کدومه؟
آیا تو میخوای دولت را با جایگزین کردن یک
جانشین نامناسب به جای یک جانشین مناسب , اصلاح کنی؟
یا آیا این برای تحلیل بردن نخست وزیر و افراد شایسته ست؟
آیا این مهمه؟
وزیر
اونچه که مهمه اینه که ما یه هدف هاص داریم
اگر این برای حرص به قدرته
من نمی تونم اجازه بدم که تو از شاهزاده چونگنیونگ به عنوان یک وسیله استفاده کنی
این جنگ دیگه تا الان شروع شده
شما که نمیخواید شاهزاده چونگنیونگ با بیشترین خطر , شکست بخورند و مغلوب باشند؟
پارک یون داره شما رو به مبارزه می طلبه , جناب نخست وزیر
قدرت رسمی ای که شما با اوردن امپراطور
برای تخت سلطنتی به دست آوردید همون چیزیه که اون درصدد و درجستجوی اونه
این معنیش اینه که اون می تونه 2 تا کار انجام بده
هرکدوم از این 2 تا , ولیعهد رو هم پیمان و دوست خودش می کنه
....یا ولیعهد رو منصوب کنه تا اون بتونه کنترل کنه
اون میخواد بعداً در یک زمان رایجی انتخاب کنه
عصبانی نشدی وقتی که اون حرف های تند و زننده را به تو گفتم؟
چرا نگفتی که به دنبال تاج و تخت نیستی؟
چرا نتونستی بگی که داری سعی می کنی تا برادرت رو نجات بدی؟
مادر
تو باید بیشتر با من روراست باشی
نتونستم
برای رازداری؟
متاٌسفم
خانواده ی دیگه ای مثل خانواده ی ما هم می تونه توی این دنیا وجود داشته باشه؟
بچه ها رازشون رو از مادرشون مخفی می کنند و مادر به جای محبت و عشق به بچه هاش
مجبور شده تا بچه هاش رو با هم مقایسه کنه و نسبت به اونها بسیار محتاط باشه
من از این , ناخوش و بیمارم
من واقعاً از این , ناخوش و بیمارم
سرورم
دارید میرید؟
تو خوب به نظر میرسی
من در تعجبم که کی به اونها ترفیع داد و حقوقشون را اینقدر زیاد کرد
کی؟
آهان , شاهزاده چونگنیونگ , البته اوگیون
ولی این حقیقت داره
من نمی دونم که چطور به خاطر پاداشتون از شما تشکر کنم سرورم
من یکی از اون بدهکارها هستم که تو تشکر می کنی
ما بدون تقلا و جراٌت و دلاوری شما نمی تونستیم کاری رو انجام بدیم
سرورم
یه وقتی به دیدار من در خانه ی سلطنتی بیا ما با هم یه شامی خواهیم خورد
واقعاً؟
حالا یه مرد بزرگی هست
تو این رو می دونی
ایشون مثل بقیه , کار و بار دولت رو به دست نمی گیره ایشون قلب یه فرشته دارند
اگر ایشون شاهزاده ی سوم نبودند اونوقت ایشون مرد مناسبی برای امپراطوری بودند
تو موافق نیستی؟
من نمی تونم دیگه یشتر از این موافق باشم
با وجود همه ی اینها , اون در پیشگاه فرماندار بودن , زیبا و سخاوتمنده
چطور چونگنیونگ می تونه برای امپراطوری , مناسب باشه؟
اونها میگند که ایشون بوده که با نماینده همکاری داشته و
و در طبیعهت و ماهیتشون , بزرگوار و بخشنده هستند
...بنابراین چنین مردی مناسب برای
این مسخره ست
نه نه مادر
شاهزاده چونگنیونگ با بیشترین ادب و رسوم شاهانه رفتار کرده
ما رو تنها بذار
بله بانوی من
اون شاید که خدمتگزار با اعتمادی باشه ولی تو
نباید جلوی دیگران این حرف ها رو بزنی
چطور تونستی تو هم مثل بقیه بگی که چونگنیونگ برای امپراطوری مناسبه؟
شایعات مثل خیس خوردن پنبه روی آب , در قصر پخش شده اند
حالا دیگه همه فکر می کنند که تو هم باور داری که چونگنیونگ , مقتضی شاهانه ست
این بَده؟
اگه ما نتونیم ولیعهد رو به عنوان یه گروگان بفرتیم
اونوقت ما مجبوریم که جنگ و نزاع بعدی رو ترتیب بدیم
جنگ و نزاع بعدی رو ترتیب بدیم؟
برای طلب تاج و تخت , ما اول باید ولیعهد رو عزل کنیم
و من اهمیتی نمیدم که چونگنیونگ این کار رو کنه
دشمن ِ دشمن ِ من , دوست منه , مادر
متاٌسفم که با چنین ملاقاتی شما رو به زحمت انداختم
این اصلاً زحمت نیست گفت و گوی خوش ایندی داشته باشید
بیا بنوشیم این چایی بوی شگفت انگیزی داره
من درباره ی آشوب در قصر شرقی شنیدم
چا تو هم مثل من , ساکت و آروم زندگی نمی کنی؟
این فقط یه شروعه
اگه برای خدمت به ولیعهد , تو خودت رو درگیر سیاست
کنی , اونوقت این به جنگ و ستیز محدود میشه
و چه تو دوست داشته باشی چه نداشته باشی , تو با همه نوعی
از احتکار و فرهنگیختگی , آزار و اذیت می کنی
و رفتار تو می تونه برای در درست درک نشه مثل زمانی که تقلا کردند تا تخت
و تاجش را بدزدند , همون وقت که تو بچه بودی
تو نمی ترسی؟
من می ترسم
No comments yet. Be the first to leave one.