نخستین 200 خط.
:متـــرجمـــين امير (anewage)
:متـــرجمـــين الهه (ElahehPSY)
:متـــرجمـــين امير (Amirex)
خيلي خب همه حواساشون به من
اگه اتفاقي به
به يه آويز طلا
که حرف "اي" و "سي" روش نقش شده بود، برخوردين
احتمالا تصوير يه مرد
و يه دختر داخلش باشه
هيچ کس اينجا با ملواني به اسم
مک کلارتي" آشنايي داره؟"
"تانگس مک کلارتي"
قبلا تو محله "مالبري" زندگي ميکرد
"تانگس مک کلارتي"
آه. جوليوس
با ديدنت
ديگه روزم تکميل شد
.کاراگاه به حضورتون احتياجه
بيشتر ايرلندي هايي که در ارتش نيويورک هستن
قبل جنگ تبه کاراي بيرحم خيابوني بودن
و حالا بدتر اين که اون به شهر خوب ما برگشتن
"خوشحال باش "ويني
.خيلي از ايرلندي ها تو جنگ مردن
و اوه تازه به اين کاکا سياه هاي آزاد نگاه کن
که اينجا ول ميچرخن
ايرلندي ها و اين آدماي کثافت
موجودات بي گناه رو مي کشند
.نيويورک آشوب ميشه .دوباره
ما که نميذاريم اين اتفاق بيفته، ميذاريم؟
متفکران باور دارن که رشد جمعيت شهري
به وسيله روش هاي علمي و برنامه ريزي هاي دقيق
ميتونه کنترل بشه
گرچه هنوزم کسايي هستن که
.کمک به فقرا رو سرلوحه کار خودشون قرار دادن
مثلا پدرت، يکيش
آره پدرم
کاراگاه "کورکوران"، آقا
چي باعث شده بياي اينجا کورکي؟
من گفتم بياد
فکر نميکردم اگه ازش درخواست کنم
به خونه من بياد، قبول کنه
"من درباره يه دختري به اسم "آني در يتيم خونه "سنت برندا" تحقيق ميکردم
و راهبه هاي اونجا به من گفتن که
دختره اونجا نبوده
هيچ وقت نبوده
اشتباه من بوده
چرا اينقدر اون ولگرد واست مهمه؟
براي تو چرا مهمه؟
کورکي ميتونم از طرف "ويني" ازت عذرخواهي کنم؟
.البته که ميتوني
ويني" هنوز تو رو"
سر جريان متهم کردنش به قتل
خواهر "آني رايلي"، نبخشيده
جوليوس تو رو هرجا که بخواي ميرسونه
ممنونم سرگرد روز خوش
"من کارم با تو تموم نشده "کورکوران
"چرا شده "ويني
فرنسيس" اينجا مي مونه و نگهباني ميده تا وقتي که"
بتونيم يه جاي ديگه براي مخفي کردنت پيدا کنيم
"مطمئنين که آقاي "هاوفرد
دنبالم مياد؟
آره عزيز دلم
نگران اين دختر بچه نباش
من و "مالي" ازش مراقبت ميکنيم
من و "مالي" ؟ از "اوا" خبر داري؟
"اون يهويي و بي دليل رفته به "نيو اورلئان
.تا آخر هفته برميگرده
"الان نه "فرانسيس
!بعدا جايزه ات رو بهت ميدم
:بعد از اينکه کارمونو به درستي انجام داديم
تامين امنيت "آني" عزيز
اما تا حالا چندين نفر اينجا اومدن
براي پيدا کردن "آني رايلي" تو
به همين دليل اينجا
بهترين جا براي قايم کردن دختره ست
چون اونا ديگه فکر برگشتن به اينجا رو هم نميکنن
کوين کورکوران" تو يه بچه دردسرساز بودي"
و الانم يه بزرگسال دردسر درست کن شدي
من شغلمو به خطر نميندازم
...اما خواهر "آنجز کلر
من هميشه چي ميگم؟
نه يعني نه
اما "آني" واقعا در خطره
خب تو يه پليسي
از خطر حفظش کن
دارم سعي ميکنم
اخيرا کليسا رفتي؟
از خدا خواستي که کمکت کنه؟
! "خبر از "دره شنادو
ژنرال "شرايدن" به "جوبال ارلي" اجازه هم پيماني داده
تا از نابودي جلوگيري کنه
تو کاخ سفيد خبرچين داري؟
ما تو همه جاهاي مهم خبرچين داريم
ما قبل خود "لينکلن" از خبرا مطلع ميشيم
به قيمت 1.60 طلا بخر
سربازاي آزادي خواه (سربازان نواحي جنوبي)ممکنه فرار کرده باشن اما
روز دوشنبه شکست سنگيني ميخورن
نزديک رودخونه "اپکان" و اين فقط ميتونه به
لينکلن کمک کنه براي برگزاري مجدد انتخابات
خيلي جنگ قراره اتفاق بيفته
از الان تا ماه نوامبر
...اگه چيز ديگه اي نبا
پدر، ژنرال "ارلي" هنوز در تکاپوه
به قيمت 1.55 طلا خريدي؟
1.60
چه قدر بايد بهت بگم که
وقتي آزادي خواه ها در نبردي شکست ميخورن، شمالي ها
.احساس ناامني ميکنن و فلزات باارزش ميخرن
فردا قيمت طلا حداقل به 1.80 ميرسه
!تو سه درصد از سود منو کم کردي
"ممنونم که اومدي"هاوفرد
دعوت شدن براي بحث کاري
... با خونواده "مورهاوس" يه
بخش ششم
"ميخوام محله "پنج نقطه
"از "چاتام" تا "کانال" تا "الم
همه بيست خيابون
.که شامل ميدون "پارادايز" هم ميشه
محله پنج نقطه رو بخري؟ چرا؟
اون... اون محله
... پر از آدماي کثيف و
!معلومه دوستت هيچ بينشي نداره
روز خوش، آقا
چرا از من دلخور شد؟
پدرم فکر ميکنه که همه اون زمينايي
که به وال استريت خيلي نزديکن نبايد به حال خودشون گذاشته بشن
...اما ايرلندي ها، آلماني ها، ايتاليايي ها
همه شون تو محله پنج نقطه زندگي ميکنن
پدرم همچنين باور داره که
جابه جا کردن عناصر خارجي
به کاهش فساد و بيماري کمک ميکنه
خب من و همسرم خرج بازسازي
يتيم خونه سياه پوستا رو داديم
تا زندگي
برده هاي آزاد و مهاجرا رو بهتر کنيم
پدرم نميخواد که مهاجرا رو از بين ببره
فقط ميخواد اونا به "هوبوکن" نقل مکان کنن
.فهميدم
و اون از من ميخواد که...؟
"اگه بفهمن که خونواده "مورهاوس
ميخوان اين مقدار زمين بخرن
قيمت ها شديدا بالا ميره
ما از تعداري از دوستاي قابل اعتمادمون ميخوايم که
اين زمين ها رو
با پول ما بخرن
يه سرمايه گذاري مشترک
خب باعث افتخاره که منم باشم
فکر نميکنم افتخار
هيچ ربطي به اين حرفا داشته باشه
هوا چه قدر خوبه
تازه ست
خيلي بهتر از محله پنج نقطه ست
شايد بعدا بتونيم بريم يه قدمي بزنيم
"سارا"
ما از پنج نقطه اومديم بيرون
ديگه نبايد از اينکه بياي بيرون بترسي
من بيرون مرداي سفيدپوست سوار اسب ديدم
خب مرداي سفيد اين حق رو دارن که
تو خيابون سواري کنن مثل ما
ميتوني از من با تفنگت حفاظت کني
تيراندازيت عاليه
وقتي که يتيم خونه
به وسيله اون مردم تبهکار خراب شد
ما از "وينفرد" و "اليزابت هاوفرد" تشکر ميکنيم
براي کمک مالي به بازسازي
اين خانه قديمي به محلي امن و پناهگاهي جديد
براي بسياري از کودکان نيازمند
خيلي ممنونم
ممنون
وقتي که خيلي از جووناي ما در مناطق جنوبي
براي آزادي سياه پوستان ميجنگند
من وظيفه شرعي خودم ميدونم
که به افراد نيازمند کمک کنم
خدا شما و کارهاي نيکتون رو
"قبول کنه آفاي "هاوفرد
بله
.اميدوارم خدا اجر همه کارهاي "وينفرد" رو بده
ممنونم
کورکي
يه ملاقات کننده داشتيم
کي؟ هاوفرد؟
تانگس مک کلارتي". اومده بود اينجا براي خوشگذروني"
بعد از همه وقتي که در درياها بوده اما وقتي "مگوري" رو ديد
جوري فرار کرد که انگار شيطونو ديده
از سريع رفت بيرون و غيب شد
"به فرانسيس بگو که من ميرم دنبال "مک کلارتي
کجا ميخواي بري دنبالش؟
!يه موش هميشه به جايي که پنير باشه برميگرده
اون پشت داري چه غلطي ميکني، مک کلارتي؟
برو کنار ببينم اون پشت داري چيکار ميکني؟
يا برو کنار يا ميزنم داغونت ميکنم
!گمشو
خوش اومدي مک کلارتي دوباره بزنش کرکي
ميبينم که دوباره براي دزدي برگشتي !من چيزي ندزديدم
يواشکي اومدي خونه يه پيرزن تنها
!که وسايلشو بدزدي
....من فقط وسايل خودمو
بس کن داري دروغ ميگي
به حسابش برس کورکي
بزنش اين "تانگس مک کلارتي" عوضي حرومزاده رو
No comments yet. Be the first to leave one.