نخستین 200 خط.
فکر کردی با اینکاری که کردی ولت میکنم؟
بخاطر تو من همه چی مو از دست دادم
فکر کردی دیگه از چی باید بترسم؟
دخترتم از این ماجرا درس خوبی میگیره
یاد میگره از حالا کار بقیه رو کپی نکنه
رئیس لیم چول یونگ
وقتی با کلاهبرداری یک شرکت بالا میکشی
باید فکرشو میکردی که خوب مخفی ـش کنی
واقعا شرم آوره
بخاطرش باید عذاب بکشی
بلا آمبره الان شرکت توئه
گفتی همه چی رو از دست دادی؟
فکر کردی نمیدونم
یو یو جین رفته پونگچونوک مونده؟
دارم میرم
کار اونم مثل هیون آ تموم کنم
فقط صبر کن و ببین
!هی لیم چول یونگ
منظورت چیه؟
به دلیلی داشتم باهاش حرف میزدم
چی؟
نکنه تو پشت ماجرای لیم هیون آ بودی؟
آره کار من بوده
با اینکارها چی عوض میشه؟
به من دیگه هیچ ربطی نداره الان دیگه همه چی تموم شده
نه اینطور نیست
این انتقام من بخاطر مادرت هیو میونگ بود
چی
منظورت چیه؟
زیاد به خودت سخت نگیر
کشته شدن والدین یو جین
بخاطر شما نبوده
کار لیم چول یونگ بوده
20سال پیش لیم چول یونگ مرتکب این قتل شد
و به عنوان تصادف روش سرپوش گذاشت
مادرم همه چی رو برام تعریف کرد
راستش اونروز اومدم تا حقیقت مرگ اونهارو برات بگم
اما وقتی دیدم اونجا اونقدر زیبا لبخند میزنی
نتونستم بهت حقیقت رو بگم
چیزهایی که قبلا برات سخت بوده
نمی خواستم دوباره باعث رنجشت بشه
نتونستم شجاعتش رو پیدا کنم
بهت گفتم برو خانم سئورو پیدا کن چی شد پس؟
سریع برو پیداش کن بیارش اینجا
ازت میخوام تمام آدمهای اطراف منو
زیر نظر بگیری
از هیچ کدوم نگذر
همین حالا - چشم -
قبلا توصیه نامه های خوبی برات فرستادم
وقتی برسی شغل خوبی در انتظارته
ممنون که هوای من داشتید
خانم سئو
احتمالا میتونی بگی چه اتفاقی برای هیون آ افتاده؟
در نهایت بردنش بیمارستان
به حال خودش نبود
بذار دوباره بهت بگم
من نه پیش آقای کانگ میرم نه خانم هان
چون اونها
فقط ازم برای پایین کشیدن آقای لیم استفاده میکنن
امکان نداره از من محافظت کنند
بخاطر همین
منو به اونها نفروش
پیاده نشو
من یکبار بهت ثابت کردم
!یو جین
تو چرا اینجایی؟
چرا بهم نگفتی؟
چی؟
در باره مامانم
باید برم لیم چول یونگ ببینم - که چی بشه؟ -
میخوام برم بکشمش
تونستم آقای جونگ راضی کنم
تونستم مردی که دست راست لیم چلو یونگ
راضی کنم
اگه الان بری سراغش همه چی رو خراب کردی
باید الان صبور باشی تا انتقامت رو بگیری
باشه
اومدین قربان
آقای جونگ تو دفتر منتظرتونه
میخوام با خانم جانگ و آقای کانگ ملاقات کنم
با من بیا
دستیارش برای تمرین روی طرح کار میکرد
هیچ ربطی به نمایش نداره
بله همینطوره
بله روی شما حساب میکنم
باشه
بله خبرنگار پارک ، متوجه شدم
خب باید تو زمان بحران بهم کمک کنی
باشه ، باشه
متوجه ام ، از کمکتون سپاسگزارم
در مورد بلا آمبره شنیدی؟
بخاطر اون قیمت سهام شرکت دونگهان اینترنشنال
دیروز به طرز وحشتناکی سقوط کرد
با توجه به شرایط هیون آ
فکر نکنم هیچ چیز خوبی ازش در بیاد
این موضوع رو شرکت و من تاثیرزیادی گذاشت
بخاطر همین باید ازت بخوام
بری دهکده سوها
چی؟ - مون سونگ مو و یو یو جین -
بیارشون اینجا
باید نشونشون بدم نتیجه در افتادن با من چیه
در ضمن چرا به عنوان مدیر عامل بر نمیگردی
بعد از اینکه به این مسئله رسیدگی کردی؟
چشم قربان
اگه متوجه شدی میتونی بری
چشم
راستی
باید به عنوان شاهد بیای شهادت بدی
چی...آه
باشه - باید خیلی سریع موضوع رو حل کنیم -
اگه دست نگهداری مردم بد برداشت میکنن
چشم قربان متوجه شدم
موافقم
این آدم اگه آقای لیم بهش بگه بمیر مرگ خودشم جعل میکنه
اون یکی از افراد مورد اعتمادشه
اونم می ترسید
بعداز آقای جین هدف بعدی خودش باشه
فعلا بیاین رو ترسی که داره حساب کنیم
دیشب لیم چول یونگ بهم زنگ زد
خبر داشت یو جین ، پونگچونوک میمونه
چی؟
احتمالا به خاطر لیم هیون آ
بر خلاف همیشه خودش به آب و آتش زد
و الانم یو جین تهدید کرد
من میخوام فعلا یوجین پیش من بمونه
نه
اینطوری شما هم در معرض خطر قرار میگیری
یوجین
شاید
این یک فرصت برای ما باشه
چی؟ - اون بر خلاف همیشه داره عمل میکنه -
معنیش اینه که فشار زیادی روشه
بیاین بیشتر بهش فشار بیاریم
این ممکنه یک فرصت برامون باشه
اینطوری که من امروز دیدم قیمت سهام
بخاطر بلا آمبره خیلی اومده پایین
چرا نریم دیدن سهامداران؟
همینکارو میکنم
پس
منم میرم دیدن لیم هیون آ
لیم هیون آ؟
اون نقطه ضعف باباشه
یک لحظه
بله آقای جونگ
مدرک اثبات ، پیداش کردی؟
نتونستم
اما
باید به عنوان شاهد برم اداره پلیس
چی؟ - آقای لیم دیدم -
گفت باید سریع به این کار رسیدگی کنم
اگه الان نرم
احتمالا بهم شک کنه
باشه متوجه شدم
تو اداره پلیس می بینمت
سرآشپز مون
به آقای جونگ زیاد اعتماد نکن
چی ...بیول نا دوباره رفت؟ - آره -
بیول نا با پدرمه
چی؟ - چی؟ -
زنگ زدم به سنگ مو
گفت با همن
خدارو شکر - نگران نباشین -
حتما دلش براش تنگ شده بوده
درسته
منم دلم میخوادعاشق یک مرد بشم
خدای من - من چطورم ؟ -
!تو برو گمشو
وای خدا - ای خدا -
خداوندا
راستی
بیول نا همچین لباسهای قشنگی بهمون هدید داده
در عوضش ما نباید یک کاری براش بکنیم؟
راست میگه
براش چیکار کنیم؟
یک فشن شو براش بذاریم چطوره؟
فشن شو؟
این لباسهارو برامون دوخته خب ما هم به همه نشونش میدیم
راست میگه
درست میگه
چرا هر چی تا حالا دوخته رو نشون ندیم
خیلی خوبه من که خوشم اومد
اما موضوع اینه که کدوم ما از شوی فشن سر در میاریم؟
نظرتون چیه از یک شرکت پخش بخوایم کمک ـمون کنه؟
چی؟
عالیه
سول آ واقعا باهوشی
الان بهشون زنگ میزنم - همین الان بزن -
صبر کن
حالا که قراره نمایش مد راه بندازیم
میخوام یک اسکرین عالی براش درست کنم
اسکرین برا چی؟
من نباید
در مورد مرگ مادرت بهت میگفتم
دیشب تمام شب پشیمون بودم
نه
اگه بهم نمیگفتی
بیشتر ازت ناراحت میشدم
راستی
چرا میخوای لیم هیون آ رو ببینی؟
من سعی داشتم از لیم چول یونگ انتقام بگیرم
No comments yet. Be the first to leave one.