نخستین 200 خط.
ارائه ي ديگري از مهدي و مريم me14 - ladymj
اين انيميشن بر اساس ديدگاه يهوديان ساخته شده است و با ديدگاه قرآن و اعتقاد مسلمانان مغايرت دارد مهدي و مريم
# گِل#
# ماسه#
# آب#
# حصير#
# تند تر#
#گِل...و بلند کنيد #
# ماسه...و بکشيد #
# آب...و بلند کنيد #
# حصير #- !تند تر-
# با سوزش شلاق #
# روي شونه ي من #- ! اه-
#با شوري ِ عرقم#
# به روي پيشونيم #
# الهي ... خداي بلند مقام من #
# مي توني صداي گريه ي مردمانت رو بشنوي#
#الان به ما کمک کن#
# اين ساعات تيره#
# ما رو نجات بده#
# صداي فرياد زدنمون رو بشو...نجاتمون بده#
# پروردگار ما ,ما رو به ياد بيار#
#توي اين ماسه هاي سوزان#
# ما رو نجات بده#
#جاي هست که به ما وعده دادي #
# ما رو به جايي که وعده دادي, برسون#
#پسرم,خوب و با وقار من ,تويي که تو دردسر و ترسي #
# پسر کوچولوي من ,بدون ترس باش و از چيزي نترس#
# پسرم هيچي ندارم که بهت بدم #
ولي اين فرصتيه که ممکنه بتوني# # زندگي رو ادامه بدي
#دعا ميکنم دوباره همديگه رو ببينيم#
#اگه خدا نجاتمون بده#- # نجاتمون بده #-
# صداي دعامون رو بشنو #- ! اوه-
#ما رو از نا اميدي اين سال هاي بردگي نجات بده #
# ظلم خيلي زياد شده,نميشه تحملش کرد #
# ما رو نجات بده #
# جاي هست که به ما وعده دادي #
# ما رو نجات بده#
# از بندگي #
# و #
# ما رو برسون به#
# سرزمين وعده داده شده #
# الان ساکت شو ,فرزندم #
# ساکت باش عشقم.گريه نکن#
# همون طوري که به اينطرف و اونطرف کشيده شدي ,بخواب #
# بدست اين جريان #
#بخواب و آخرين لالايي منو #
# به ياد بيار #
# ...منم همينطور با تو هستم #
# وقتي داري خواب مي بيني... #
# رودخونه..اوه..رودخونه #
# براي من به آرومي جريان پيدا کن#
# همچين محموله ي گرانبهايي رو #
#داري#
# جايي رو ميشناسي که#
# پسرم بتونه آزادانه زندگي کنه؟#
# رودخونه#
# پسرم رو به اونجا برسون #
# برادر#
الان ديگه جات امنِ# #و ممکنه امن بموني
#بخاطر دعايي که فقط براي تو برات ميکنم#
# بزرگشو,داداش کوچولوم #
# يک روزي برگرد#
#برگرد و ما رو هم نجات بده#
!مامان
بيا "رامسيس".داداش کوچولوي جديدت رو به فرعون نشون ميديم
موسي
# ما رو نجات بده#
# برامون راهنمايي بفرست تا راهنمايي مون کنه#
# و ما رو برسون #
#به سرزمين وعده داده شده#
# و ما رو برسون #
#به سرزمين وعده داده شده#
# و ما رو برسون #
!هه هه- !تند تر حيوون-
مثل قاطر ها حرکت ميکني
هي "رامسيس".چطور خوشت مياد, بِدي صورتت رو روي ديوار حکاکي کنن؟- يک روزي آره خوشم اومد-
الان چطور؟
! تقريبا منو به کشتن دادي
اوه.دست بردار حس شوخي کردنت کجاست؟؟
اه.چيزي که ميخواي شوخي کردنه؟
اه.موسي؟
هي تو دست بردار
دست بردار "موسي"..قبول کن ديگه هميشه منو تحسين مي کردي
آره ولي اونقدي نيست که به چشم بياد
!هي
بچه دوم...رتبه دوم- فقط برا يه لحظه جلومي-
!بپر
به نظرت بخاطرش تو دردسر بزرگي نمي افتيم.نه؟
نه.امکان نداره
چرا خدايان منو با پسراي
بي ملاحظه و داغون کننده و کافر
عذاب ميدن؟- ...پدر.گوش کن چيزي که-
!ساکت باش فرعون داره صحبت ميکنه
مي خوام يک امپراطوري رو بسازم
و تنها فکر شما سرگرم کردن خودتون
با خراب کردن اونه
هيچي بهتون ياد ندادم؟
نبايد به خودتون اينقدر زياد سخت بگيريد,اعليحضرت شما معلم خوبي هستيد
تقصير شما نيست پسراتون هيچي ياد نگرفتن
کفر ياد گرفتن- درسته-
پدر تقصيرش گردن منه
من "رامسيس" رو تحريک کردم و بخاطر همين من مسئولشم
مسئول
معني اين کلمه رو مي دوني "رامسيس"؟
مي دونم پدر
و وظيفه اي رو که تولدت برات مقدر کرده رو ميدوني؟
سنت هاي قديمي
وقتي من به دنياي ديگه برم
بعدش شما ستاره هاي صبح و شب خواهيد بود
يک معبد خراب شده ,قرن هاي رسم وسنت رو نابود نميکنه
ولي يک پيوند ضعيف مي تونه
!يک زنجير قوي رو بشکنه
اجازه داريد که بريد
پدر
پدر؟
مي دونيد که واقعا تقصير من بود
بايد اينقدر بهش سخت بگيريد؟
موسي "هيچوقت مجبور نميشي که مسئوليتي"
مثل تاج(سلطنت) رو به دوش بگيري من به "رامسيس" واگذارش ميکنم
نبايد به خودش اجازه بده که گمراه باشه
حتي به وسيله ي تو, پسرم
همه ي چيزي که اون بهش اهميت ميده موافقت و رضايت تو ـه
مي دونم که به انتظارات شما دست پيدا ميکنه
اون فقط به فرصت احتياج داره
شايد..شايد همينطوره
الان ديگه برو هر دوتون رو شب مي بينم
خب.به خير گذشت- فقط از اينجا برو-
مي تونست بدتر از اين بشه
"پيوند ضعيف در زنجير " اين چيزيه که اون منو صدا زد
خب.تو تقريبا آدم احساساتي هستي
با بي مسئوليتي...غافل از سنت
عملا منو به بي ارزش دونستن خاندان متهم کرد
آره.همين الان مي تونم ببينم ! اهرام دارن سقوط ميکنن
مي توني به اين بخندي
تنديس ها ترک برداشتن و دارن واژگون ميشن رود نيل داره خشک ميشه
دست تنها, بزرگترين پادشاهي روي زمين رو براي از بين بردن ,اداره ميکني
موسي "بهم بگو"
چرا هر بار اينجوريه که تو چيزي رو شروع مي کني
و آخرش اوني که گرفتار ميشه منم؟
اه.پسر! اه
رامسيس" ـه...تو دردسر افتادي"- ! از اونجا بيا پايين-
فکر کنم به ما يک عذر خواهي بدهکاري- اوه.لباس جديدم-
! خيلي ناراحتم- ممکنه تو هم دلت بخواد-
تاوانشو پس ميدي- !ميخوايم به فرعون بگيم-
اوه.منو ببين.دوباره خيس شدم- هي فهميدم-
مي دوني مشکلت چيه "رامسيس"؟- چيه؟-
خيلي جدي ميگيري- و مشکل تو هم اينه که ,اصلا برات چيزي مهم نيست-
اوه.تو اين مورد فکر ميکنم تو خيلي بيشتر از من به اين اهميت ميدي که
براي مهموني دير کرديم ...مثلا گفتم...
کارم تمومه
پدر منو مي کشه- نگران نباش-
هيچکس حتي متوجه نميشه که ما وارد شديم
"هيچکس حتي متوجه نميشه "
اوه.شاهزادگان جوان
رامسيس" , تو رو وليعهد ملقب کردن"
تو الان ديگه مسئول نظارت بر همه ي معابدي
...بهت پيشنهاد مي کنم بري اونجا
و از پدرت تشکر کني
"ظاهرا " موسي
...يکي فکر مي کرد که اون
فقط به فرصت نياز داشته
ارباب من فرعون
پيشنهاد ميکنم که موبد هاي اعظم به وليعهد جديد
اداي احترام کنن
پيشنهاد فوق العاده ايه !هوتپ !هوي
هوي
دختر اهل "مدين" رو نگاه- ! نظر خوبيه-
برو و اون رو بگيرش
"به وسيطه ي قدرت "را
براي خوشنودي و لذت شما يک نمايش عجيبي رو
که از سرزمين هاي دور دزديده شده رو تقديم ميکنيم
اين گل صحرايي لطف رو به شما پيشکش ميکنيم
بذاريد به اين گل صحرايي برسيم
بيشتر شبيه کبري صحرايي هست
مار فريبنده اي نيستي.هستي؟
به همين خاطر اين و به شما دادم
...نه..بخشندگيتون رو مي رسونه ولي- به هيچ کسي داده نميشم-
!مخصوصا به يک بچه ننر مغرور کاخ نشين
مي خواي بذاري همينجوري باهات حرف بزنه؟
به شاهزاده ي مصر احترامت شايسته رو نشون ميدي
دارم چيزي رو نشون ميدم که لياقتش رو داري
!هيچ چي
!نه.صبر کن
ساکت باش- طناب رو باز کن-
ازت ميخوام آزادم کني- ساکت باش-
بذار برم- هرطور مايلي-
! هي تو
..اون رو خشک کنيد
و به تالار شاهزاده موسي بفرستيد
اگه شما رو خوشنود ميکنه پدر,به عنوان اولين فعاليتم در وليعهد بودن
ميخوام )"موسي" رو منصوب کنم به)
معمار ارشد سلطنتي
..خب
درسته
يالا
نگهبان ها
شاهزاده موسي
...ا
يک مردي هست که به اتاقم (با طناب) وارد شده
No comments yet. Be the first to leave one.