نخستین 123 خط.
مجله جدید عادی کاری از تیم ترجمه دینگو @ Dingo Sub
چرا مجبور بودی اینکارو کنی؟
ازم متنفر بودی که
:ویراستار آرشین
آره
...هرکاری میتونم بکنم
ببخشید، باید توی یه تیم می بودیم
ولی نتونستم همچین پیشنهادی رو رد کنم
ولی چا جی مین کارش توی باز کردن در
و اومدن داخل، خیلی خوبه
!اوه، جی مین. بیا اینجا
شنیدم فقط ما دوتا موندیم
اینم کار سرنوشته. روت حساب میکنم
آمار فروش نیمه دوم سال به زودی منتشر میشه
مجله شما این دفعه تشویقی میگیره؟
حدس می زنم سردبیر سونگ امروز مهمونمون کنه
کاش منم توی کار مجله دیجیتال بودم
مجله دیجیتال برای من یکم مسخره اس
شمام از سر ناچاری داری کار میکنی، مگه نه؟
نخیر. چون جابه روش کار میکنم
چیه؟ حالت خوب نیست؟
ویتامین میخورم
خب اوضاع ماهیگیری سالانه چطوره؟
عه، جدی؟
خوش به حالت یکی رفته جلسه سردبیرها
این رستوران فقط سالی یبار واسه رزرو باز میشه
...چطوری پیداش کرده
مگه سطح سونگ روجی با ما یکیه؟
ولی این بشر کی استراحت میکنه؟
شنیدم تا حالا یه بارم مرخصی نگرفته
اگه رئیسم مثل اوت بود، واقعا استرسی میشدم
جی مین، چیکار میکنی؟
حتما موقع مرخصی گرفتن معذبی
مشکلی نیست
حالا که فکرش رو میکنم
موقعی که استخدام شدید مگه باهم توی یه تیم نبودید؟
اون موقع جنگ خونی راه افتاده بود
واو، فراموش کرده بودم
تیم شما مقام اول کارآموزی رو گرفت درسته؟
واقعا رقابت سختی بوده
با اینکه هم ورودیمه
شنیدم اگه تا یک ماه از برگه های مرخصی استفاده نکنی دیگه بی اعتبار میشن
نیازشون ندارم
گزارش دستاوردها تا هفته آینده ارائه میشه
...برای رقابت فروش
سونگ روجی
بخدا اینجوری از حال میری
دکتر هم بهت گفته استراحت کنی
دوست نداری بیام سرکار؟
باز چرا عصبی میشی؟
میخوای چی بشنوی؟
ای بابا، گفتم واسه سلامتیت خوب نیست
شنیدم مرخصی داری؟ جایی نمیری؟
به شما مربوط نیست
چرا؟ رئیسمی
میخوای مسابقه ی سیگار ممنوع راه بندازیم؟
هرکی اول سیگار کشید باید غذا بخره
چرا باید اینکارو با تو بکنم؟
اگه نمیخوای انجامش بدی یعنی از بوهیون متنفری
یه لحظه
!خب از همین الان شروع میشه
رسیدم. اینجا محل جلسه اس؟
هیچی نیست که
ببخشید
چا جی مین، چیکار میکنی؟
اینو برای یه مدتی میگیرم !گوشی ممنوع
!رئیس رفته مرخصی
امروز چه روزیه؟
!روز کودکه
چه خبره، هو مین کیو؟ نمیای باهامون مشروب بزنی؟
رل زدی؟
!نخیرم
عجیبه. حس ششم میگه رل زدی
بوهیونو ول کردی و با یکی دیگه قرار گذاشتی؟
سوک جین تو هم میای مشروب بزنیم؟
من برنامه دارم
تازه سه دقیقه گذشته
تا کی باید اینجوری باشیم؟
اوهو، 57 دقیقه مونده
چشماتو ببند
مووو، تکرار کن
مووو
آره. بلندتر
!مووو
به خاطر شما اومدم اینجا
مصاحبه با مجله آیز رو دیدم
خیلی خفن بودین
اینجا، فقط با مشهورترین ها مصاحبه میکنی
منم دیدمش
!واقعا از دوران دانشگاه براتون احترام زیادی قائل بودم
راستش
مجله اپوریوم تابلو راهنمای انتشارات اپوریوم هست
احترام چیه آخه
اما از بیست نفر فقط پنج نفر قبول شدن؟
چقدر ظالمانه
یکی میتونه بیاد توی تیم ما
کارآموز سونگ خیلی معروف بود، مگه نه؟
مامانت نماینده مجلسه
آه، بله
کجا زندگی میکنی؟
کار پاره وقت، درست کردن کلمات کلیدی؟
این هفته چارت جست و جوی ریل تایم هر روز رفته بالا
انتشاراتمون گفته تقلبی بوده
میدونستی کلمات کلیدی دستکاری شدن؟
،موقعی که پیگیریش کردم
متوجه شدم ی دانش آموز دبیرستانی زیر نظر ی شرکت اینکارو کرده
بدون اینکه چیزی بدونه در واقع برای کاری که کرده، بیگناه بوده
،خب، دوست های زیادی نداشته به خاطر همین پستشو کسی ندیده
...ینی
درسته این کار پاره وقتیه که یه احمق میتونه ازش حسابی پول در بیاره
اگه کاری کنی باهات مصاحبه کنه
حتما قبول میشیم
خب میگم که
بگین چقدر میخواین؟
اگه ساکت بمونین
بالاخره پلیس نوه اتون رو میگیره
اگه میخوای مردم باهاتون همدردی کنن
بهتره همه چی رو به ما بگین، باشه؟
!چا جی مین، تو هم یه چی بگو
خیلی خب، عصبانی نشو، اینو بخور
مادربزرگ، اون دستگاه ضبطه رادیو هم میشه، نه؟
مادربزرگ منم یکی داشت و مدام بهش گوش میداد
چی گوش میدین؟
No comments yet. Be the first to leave one.