9-1-1

9-1-1

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

9-1-1 S02E17 WEB x264-TBS
9-1-1 S02E17 XviD-AFG
9-1-1 S02E17 720p WEB x265-MiNX
9-1-1 S02E17 480p x264-mSD
9-1-1 s02e17 1080p web x264-tbs chs eng
9-1-1 S02E17 1080p WEB x264-TBS
ناشر ladaani
💚💚LADAN 💚💚زیرنویس از: لادن💚💚Email:[email protected]

برچسب‌ها

web
720p
720
x265
x264
1080
تاریخ انتشار: 2019-06-22
تعداد دانلود: 46
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫تب لاتاری به صورت رسمی در "سوتلند" بالا گرفته

‫جایزه بزرگ لاتاری طلایی مردم اهل لس آنجلس رو وسوسه کرده

‫که برای گرفتن بلیت آخر لحظه ای این لاتاری

‫خیلی سریع به مراکز فروش مراجعه کنند

‫اینبار منو برنده کن ، رِی

‫به این یکی بلیت حس خوبی دارم

‫به نظرم امروز هردومون برنده بشیم

‫مردم باید یه چیزی بگم

‫باید بهتون بگم که خودتون رو خسته نکنید

‫چونکه بلیت برنده دست منه

‫برو بچه

‫اوه خدای من

‫ خدایا خواهش میکنم لطفا این آرزوم رو برآورده کن

‫فقط همین یکی

‫-جلوتو نگاه کن ‫- از خیابون بیرون برید

‫اونو بده به من

‫911 مورد اورژانسی تون چیه ؟

‫یه مرد از ساختمون خودش رو به پائین پرت کرد ، و روی ماشین من افتاد

‫دقیقا کجایید خانوم ؟

‫چهارمین بلوک از خیابان اصلی...

‫چند لحظه صبر کنید... اوه خدای من ، اون زنده است ! اون زنده است !

‫بری جانسون 57 ساله

‫به نظر میاد بعد از ناهار دچار بحران وجودی شده

‫همه ی پولهاش رو از پشت بام به پائین ریخته بعدم تصمیم گرفته از اون بالا بپره

‫تا الان 20 تا لایو و استوری گرفته (ایسنتاگرام)

‫20 تا استوری؟ چطوری ممکنه ؟

‫ یه تعداد عابر بیمار و طمعکار هم داریم

‫مطمئن نیستم بتونید از پس اینا بر بیاید

‫به کاپیتان بستگی داره

‫کاپیتان موقت

‫من موقتیم نا زمانی که بابی برگرده

‫آره واسه خودت خیالبافی کن باک

‫خیلی خب این مورد وخیم با من

‫آها درسته من کاپیتانم ، هن ، ادی شما مواظبش باشید

‫باک تو با جان برو ‫زخم های سطحی رو درمان کنید

‫- اهرم رو بیارید ‫-خیلی خب ، بری

‫من میخوام بهت یه مسکن بدم باشه ؟

‫دردت رو یه کم کاهش میده

‫ولی ممکنه هنوز درد رو حس کنی

‫نمیشه منو بیهوش کنید ؟

‫ببخشید ولی باید به هوش باشی

‫هردو پا شکستگی داره

‫ولی عصبش قطع نشده

‫حداقل یه چیزی برام مونده

‫همه ی اینارو به فال نیک بگیر ، بِری

‫منظورم اینه که احتمالا ستون فقراتت آسیبی ندیده

‫خانوم شما گفتید که وقتی اون افتاده صحنه رو دیدید ؟

‫-بله ‫-چطوری سقوط کرد ؟

‫با پاهاش سقوط کرد

‫حتی نتونستم اینکارو هم درست انجام بدم

‫به هر حال این مورفینی که تزریق کردی عالیه

‫کسی رو داری که باهاش تماس بگیری؟

‫همسرم منو ترک کرده و بچه هام ازم متنفرن

‫و تنها دوستم ازم سوء استفاده کرد ‫دفعه بعدی ، اول ازشون اجازه میگیرم

‫به هر حال تو این همه پول داری

‫چرا اون پولارو از پنجره پرت کردی؟

‫اون پول ها زندگی منو خراب کردن

‫یه سال پیش فکر میکردم پول میتونه همه ی مشکلاتم رو حل کنه

‫فقط مشکلات رو چند برابر کرد

‫صبر کن

‫سال پیش چه اتفاقی افتاده ؟

‫من برنده لاتاری شدم

‫باید مواظب باشیم که داریم چی آرزو می کنیم

‫نگاش کن

‫احساس میکنم لاتاری برنده شدم

‫پسرمون به نظر خوشحال میاد

‫حاضرم قسم بخورم این بچه کلا خوشحال به دنیا اومده

‫اصلا نمیدونم این اخلاقشو از کی به ارث برده

‫از من

‫- از تو ؟ ‫- اوهوم.

‫از آقای غمگین ؟

‫خب خداروشکر باهوشیش رو از تو به ارث برده

‫و قیافه جذابشم از من بهش رسیده

‫اوه نه بابا

‫خیلی خوشحاله که تو کنارشی

‫- واقعا؟ ‫- هردومون خوشحالیم

‫ادی ؟

‫داریم چیکار میکنیم ؟

‫منظورت چیه ؟

‫دوست دارم بدونم از زندگی چی میخوای؟

‫همینو

‫میخوام یه روز خوب رو با پسرم و مادرش کنار ساحل بگذرونم

‫خب نقش من تو زندگی تو همینه ؟

‫مادر کریستوفر

‫چونکه ... ببین ... اگه فقط همین باشه هم واسه من کافیه

‫من فقط...

‫میخوام بدونم

‫شانون

‫نمیدونم

‫ماه های که گذشت واقعا خوب بوده

‫خیلی خوب ... واقعا نمیدونم

‫فکر کنم فقط منتظر یه نشونه ام

‫یه چیزی ... که بهم راه رو نشون بده

‫فکر کنم ممکنه حامله باشم

‫سلام

‫- صبح بخیر کاپبتان ‫-صبح بخیر گروهبان

‫- داری چکم میکنی ؟ ‫- نه اصلا

‫فقط یه کم به اوقات فراغت زندگیت حسودیم میشه

‫اوقات فراغت ؟

‫حتما داری شوخی می کنی ؟ من دارم روی یه پروژه عظیم سرمایه گذاری می کنم

‫که اصلا بهم اجازه نمیده در مورد چیزای دیگه فکر کنم

‫و اینقدر بی ارزشه که داره آینده شغلیم رو

‫-ازم میگیره... ‫-اوه واقعا

‫آره من دارم واسه جشن عروسیمون برنامه ریزی می کنم

‫البته ، بدون نظر تو هیچ تصمیمی

‫-نمیگیرم ‫- نه

‫راحت باش ، همه چی رو به جز لباس عروس انتخاب کن

‫تمام چیزی که من از روز عروسیمون می خوام فقط بودن تو و بچه هاست

‫- و بقیه جزئیات ؟ به عهده خودن ‫- می دونی

‫نکته مثبت این تعلیق اینه که من فرصت پیدا کردم

‫ که واسه عروسیمون تمرکز کنم

‫و موقعیت مناسب رو برای عروس خانم فراهم کنم

‫اینجوری که خوب صحبت میکنی

‫به نظر میرسه کمیته تحقیقات در مورد تعلیق خیلی اشتباه کرده

‫مواظب خودت باش گروهبان ، دوستت دارم

‫منم دوستت دارم

‫- سلام ‫-سلام ، من اذیتت کردم ؟

‫اگه ناراحتت کردم بهم بگو

‫نه تو اذیتم نکردی

‫خیلی خب ، کی میخوای برگزدی؟

‫نمیدونم باک ، ممکنه دیگه برنگردم

‫اصلا قابل قبول نیست

‫ما میخوایم که اتهاماتت برطرف بشه ، شاید بتونم با فرمانده صحبت کنم

‫میدونی ، مثلا به طرفداری از تو شهادت بدم ، که بهت کمک کنه ، باشه ؟

‫اگه اینکارو کنی احتمالا تو هم تعلیق بشی

‫ما نیاز داریم که تو برگردی بابی

‫اون ایستگاه بدون تو نمیچرخه

‫خب الان ما باید همیچنان توی صف باشیم ؟

‫-بس کن بابی ‫- باک ، دوتا شیفت هست

‫ولی فکر میکنم اینکه چیمنی مسئولیت شما رو به عهده داره برای همتون خیلی بهتره

‫اون دوستتون هست

‫آره چیمنی دوستمه

‫کاپیتان هان موقت

‫- واقعا یه هیولاست ‫-گوش کنید

‫کار امروز ما

‫نگهداری از شیلنگ هست

‫من نیستم

‫اون فقط میخواد بحث کنه

‫بحث کنه ؟ یا دیوانه قدرت باشه ؟

‫این روش صحیحی واسه اینکار نیست بچه

‫ببین تا یه هفته قبل چیمنی یکی از شما بود

‫ولی الان مسئولیت همه ی شما با اونه

‫این تطبیق دادن اولیه با محیط واسه همه پیش میاد

‫خب دقیقا این تطبیق دادن با محیط چقدر زمان میبره کاپیتان ؟

‫چون مسئولیت های چیمنی داره منو دیونه میکنه

‫خیلی خوب و جمع و جور شد

‫خط ها از بین رفت

‫داری نگاه میکنی باکلی؟

‫آره

‫اصلا خوب نیست ، شبیه شما نیست کاپیتان

‫نباید ازش انتظار داشته باشی که شبیه من باشه

‫باید باهاش صحبت کنید

‫اینم از استیک گوشت ...

‫اوه آتیش گرفت...

‫چیم برو کنار

‫واسه شام چی داریم ؟

‫خیلی خب آروم باشید به تعداد همتون هست

‫شاید الان بهترین زمان واسه فکر کردن به

‫آموزش جمع کردن شلنگ باشه ، آهای تو

‫ایستگاه 118 شام رو مثه یه خانواده میخوره حتی اگه این پیتزای مزخرف باشه

‫بشین دیاز

‫ببخشید کاپیتان دیگه تکرار نمیشه

‫من فقط همونجا نسیتم

‫اصلا نمیدونستم چی باید بگم

‫ابل درک هست

‫مطمئنی که مزاحمت نشدم ؟

‫- نه مشکلی نیست ‫- نمی دونم کاپیتان

‫یه بچه ی دیگه ؟

‫منظورم اینه اصلا آمادگی یه بچه دیگه رو داریم ؟

‫واسه اولیش امادگی داشتید ؟

‫نه ، من...

‫من اینو می دونستم که واقعا دوستش داشتم

‫ولی فکر میکردم آمادگی ازدواج رو ندارم

‫اگه شما دوتا تصمیم گرفتید که یه بچه ی دیگه داشته باشید

‫از پسش برمیاید

‫ما میدونیم که تو پدر فوق العاده ای هستی

‫فکر کنم سوال اینه که ایا میتونم همسر خوبی باشم ؟

‫آره اینم یه سوال دیگه هست

‫آماده ای که این سوال رو بپرسی؟

‫نمیدونم ، فقط یه رقص مسخره هست

‫احتمال داره اصلا بیخیال بشم

‫تو از اون دختر خوشت میاد

‫خب ازش درخواست کن که باهات قرار بزاره ، ببین چی میشه

‫- اگه مسخرم کرد چی ؟ ‫- اگه مسخره نکرد چی ؟

‫فکر میکنی وقتی که من از مامانت خواستم باهام قرار بزاره استرس نداشتم ؟

‫- تو ماشین آتش نشانی داری ‫-آره دارم

‫یعنی ... داشتم

‫- همشون ازم متنفرن ‫- اونا ازت متنفر نیستن چیم

‫چرا هستن

‫- بدموقع مزاحم شدم ‫-نه مشکلی نیست

‫میدونی وقتی که فرمانده از من درخواست کرد که مسئولیت رو به عهده بگیرم

‫ فکر کردم خیلی باحال میشه ، میدونی؟

‫چند هفته رئیس بازی درآوردن واسه همه

‫باک رو مجبور کنم ماشینم رو بشوره ، چرا نباید دوست داشته باشه ؟

‫ولی ظاهرا همه چیز یه جوره دیگه ست

‫بعضی وقتا رئیس شدن کار آسونی نیست

‫میشه نظرم رو تغییر بدم و دیگه رئیس نباشم ؟

‫و به همون دوست قبلی که بودم ، برگردم

‫یه کاپیتان خوب کسی هست که راه هردوتاش رو پیدا کنه

‫فکر نمی کنم بتونم از پس اش بربیام

More Farsi Persian subtitles for 9-1-1

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left