نخستین 200 خط.
ترجمه تقديم مي شود به دوستداران هنر و موسيقي
کوارتت زهي به گروه نوازندگان و يا قطعه موسيقي) (نوشته شده براي چهار ساز زهي گفته مي شود
که معمولاً شامل دو بخش براي ويولن (ويولن اول و دوم)، يک بخش براي) (.ويولا و يک بخش براي ويولنسل است
قطعه 131 بتهوون(کوارتت 14) از) پيوسته تشکيل شده است
کوراتت آخر
زمان حال و زمان گذشته"
هر دو ممکن است در آينده باشند
و آينده در گذشته موجود باشد
اگر تمام زمان تا ابد در حال باشد
تمام زمان بازنيافتني ست
يا اينطور گفت که پايان جلوتر از آغاز است
و پايان و آغاز هميشه بوده اند
قبل از آغاز و بعد از پايان
".و همه چيز هميشه همين حالاست
،تي سي اليوت اين رو از کوراتت آخر بتهوون گرفته
امروزه به اين فکر مي کنيم .که اليوت چه منظوري ممکنه داشته باشه
از قطعه 131 بتهوون شروع مي کنيم .که گفته شده قطعه مورد علاقش بوده
هفت حرکت داره .در زماني که استاندارد چهارتا بوده
و همگي باهم مرتبط اند، بدون مکثي ميان حرکت ها
بدون سکون، بدون ميزان سازي
،بتهوون اصرار داشت پيوسته اجرا بشه .بدون وقفه
...ممکنه او سعي ميکرده تا به به پيوستگي، يه جور اتحاد ميون
.عذر ميخوام
به يکسري اعمال تصادفي در زندگي اشاره کنه؟...
يا کر بودن، تنهايي ،و احساس به آخر رسيدن
شايد او حس کرده که وقتي نداره .بدون وقفه، بدون مکث
براي ما، به اين معني که براي مدت طولاني بي وقفه بنوازيم
،سازهاي ما به وقتش بايد سکوت کنن
.که هرکدوم روش کاملا متفاوت خودش رو داره
.آشفته بازاريه
قراره چکار کنيم، بيخيال شيم؟
يا مبارزه کنيم، مداوم با يکديگه هماهنگ بشم تا به آخر برسونيمش
حتي اگه از صدا خارج بشم؟
.نميدونم
.بياييد بفهميم
.عجب سريع
،باشه، يه لحظه صبرکن
دوم و چهارم هنگ کنگ
،شانگهاي 13ام
.بذاريد اول من دوباره با همه کنترل کنم
بسلامتي
،دلم براتون تنگ شده بود اين تعطيلي قبل از دوره
.همونطور که ميدونيد سال پيش سخت گذشت
...مريام امروز اينجا با ماست، جشن
.پيتر، او هميشه اينجاست
سه هفته ديگه يک سال ميشه
اما موسيقي، کوارتت، ما رو دور هم جمع کرد و کمک کرد از پسش بربيام
و ميخوام از شماها تشکر کنم و به سلامتي...نزديک 25 دوره باهم بودن بنوشيم؟
براي فيوگ- براي فيوگ- اشاره به قطعه تک-موومانه کوارتت زهي از بتهوون) (در اينجا نام گروه
.فيوگ
.الکساندرا به من گفت که کلاست واقعا عالي بوده
واقعا؟ کي باهاش حرف زدي؟
.همين عصري
.او خيلي خوبه .حرفه اي، سريع
بايد خوشحال باشي- دختر خودمه-
.او واقعا ديگه به ندرت براي ما اينقدر خوب مي زنه
.بذار اميداور باشيم الانم که از "کورتيس" برگشته خوبه
...اما براي نوازنده اول شدن
.نياز به تعيلم خصوصي و دقيق داره...
در واقع دانيل .مي خوام بدونم ميشه بهش يه سرمشق بدي
.بهش بگو چي فکر مي کني، تشويقش کن
.اگر تو ميخواي بهش تعليم ميدم
.البته، عاليه
شروع کنيم؟- باشه، آره-
آماده؟
ميدوني، شايد اين دوره اي .که ما بتهوون رو ..با قلبمون مي زنيم
هميشه از اين فکر خوشم ميومده- هنوز فکر مي کنم اين يه حيله ست-
فکر کنم اجراي سمفوني ،بدون اين نشونه گذاري هاي تموم نشدني
هيجان انگيز .و يک خطر ارزشمنده
خطر؟
.خطر
ما الان توي کار کازينويم رابرت؟
اين، اين نشونه ها .نشون دهنده لايه هاي تفکرن
.من با دنيل موافقم
.به گمونم شديم دو به يک
.ويبراتو ما هماهنگ نيست صدا است)
.بايد هنوز توي هواي مرخصي باشم
از بالا، يکبار ديگه لطفا- باشه-
از جوليت شروع مي کنيم- البته-
عذر ميخوام، ذهنم مشغوله- از ويولنسل بود-
متاسفم بچه ها. خودم نيستم .شايد يکي دو روره دستام برگردن
مشکلي نيست- البته-
بيايد مجدد برنامه بريزيم؟
برنامه مجدد- سه شنبه بعدي-
تو حالت خوبه پيتر؟
.البته. فقط ... عجيب و غريبه
.دستات اينطوري دراز کن
،خوبه، حالا دست راستت مشت کن .و باز کن
.چپ مشت کن، باز کن
.جالا تند انجامش بده
.بازکن، ببند. بازکن، ببند
.خوبه
.خوبه. حالا بايست
،تا آخر اتاق قدم بزن
تا در، و بعد برگرد .ساده، به سمت من
.باشه
،خب. فکر کنم ما بايد نمونه خون بگيريم
.و يه آزمايش ام آر آي انجام بديم
چرا يه هفته ديگه وقتي که تمام نتايج(آزمايشات) داريم همديگر رو نبينيم ؟
ام آر آي؟ چيزي هست که بايد بدونم؟
.فکر کنم بهتر باشه اول آزمايش انجام بديم
،مي توني به من بگي چي فکر مي کني .حتي اگه مطمئن نيستي
.مشکلي نيست. ما همديگه رو خيلي وقت که مي شناسيم
خب؟
،خب، براساس معاينه اي که الان انجام داديم
،و دردهايي که تو برام توضيح دادي
نظر من اينه که علائم اوليه
.پارکينسون رو داري
...خب، ميدوني
از اين، از چيزي، از معاينه اي که کرديم اون رو ميتوني بگي؟
آره، متاسفانه مي تونم- پارکينسون؟-
،اما هنوز بايد آزمايش نمونه خون و ام آر آي انجام بديم
براي جلوگيري کردن از .هر عوارض جانبي ممکن
.واو
...عطر
.بيدار شو
.بدترش مي کنم تا بلند نشي
چطوره با لهجه بد فرانسوي حرف بزنم؟
بله بله؟
...لطفا. من نيستم- چي؟ عاشق؟-
رابرت. رابرت، خواهش مي کنم ...من واقعا...واقعا
.واقعا حالم خوب نيست
باشه. اين "آداجيو"ست، درسته؟
.آروم تر، لطفا
.آرشه ميره روي سيم و مياد
بايد مقاومت حس کني .و بعد از اون آزادش کني
.اين چيزي که سعي دارم انجام بدم
بدون تامل- منظورت چيه بدون تامل؟-
...اين فيوگ يه کار بي نظيره اين يک تحول احساسيه
.و من اين رو نمي شنومش
.رنگ بايد تيره باشه، مثل هميشه. دوباره
.ويبراتو. از نت اول
هوم
.اين يه دعاست الکساندرا
ميتوني بذاري به باز بزنم؟
.فکر نکنم براي اين قطعه آماده باشي
.توي کلاس، همه از اجراي من خوشحال شدن
.فوق العاده ست
.پيتر هم همين حس داشت
چرا با يه فيوگ آروم شروع مي کنه؟ .بتهوون، يعني
.نمي دونم
اگر خيلي اصرار داري روي 131 خيلي زودتز از موعد کار کني
حداقل اول زندگينامه اش رو بخون، باشه؟
.سعي کن وارد ذهنش بشي
ميدونستي پدرش نصفه شب بيدارش مي کرده
تا براي هم پياله هاش بنوازه؟
تصور کن چه اثري روت ميذاره، اجازه هست؟
...
.پيلار
.سلام رابرت
خيلي وقته نديدمت- آره-
براي چي داري آماده ميشي؟
براي نمايش جديدم تمرين ميکنم يادت اومد؟ اين پنج شنبه شروع مي کنيم
،اين بار بايد بياي .اسمت رو ميذارم جزو ليست مهمان ها
.باشه
کوراتت بارتوک دوست داشتم .تو پيشنهادش دادي
.سمفوني پنجم؟ محشره
صبرکن .يه لحظه صبرکن
تو از اين خوشت مياد؟- آره-
.مي تونم بهش رقص اضافه کنم
...گام بعدي .سيکلِ شوستاکوويچ
براش آماده اي؟- آره-
.همش اينجاست
.بهش گوش کن وقتي مي دوي
توي اين کار چي زدي؟
.ويولن دوم. هميشه بخش من بوده
هميشه؟
آره. خب، بدون من .اونها يه گروه سه تايي تنها و نااميدن
،جدي ميگم، ويولن اول و دوم رتبه بندي ندارن
.اونها فقط نقش متفاوتي دارن
چطور تفاوتي؟
خب، بعضي وقتها من آهنگ رو مي گيرم بعضي وقتها خط بيس رو
...آه
با ويولن اول ارتباط مي گيرم که متمايل به قسمت تک نوازي
،همراه با ويولا و ويولونسل
...که جريان داره .درست در زير سطح
به عبارت ساده،همه رو کنار هم جمع مي کنم .کار من اينه
...به نظر مهم مياد، اما هنوز
اين قصد نداري قسمت تکنوازي يک بار هم شده بزني؟
.آره. معلومه
خب؟ چرا کاري در موردش نمي کني؟
،خب، مي خواستم کاري در موردش بکنم ...اما بعد، سال گذشته، آه
...در زمان مناسبي نبود، پس
.اون حس رو ميدونم
مادرم ميگه هرگز زمان مناسبي نيست"
و بنابراين .هميشه هر زماني مناسبه"، رابرت
مادرت. آره- خدا بيامرزتش-
.بريم، يالا
.با دکتر نيدر صحبت کردم اين مشکل به خاطر اينه که
پارکينسون دارم، ميگه... .مراحل اوليه ست شايد
پارکينسون؟
.آره، مغزم چيزيش داره ته ميکشه
.دوپامين. حرکت تنظيم ميکنه
درد داره؟
اصلا، و بخش خوبش اينه که دارو داره
.که جايگزين اين دوپامين ميشه
،درمان نيست .اما پيشرفتش رو کند ميکنه
.دلگرم کنندست
.به هرحال، شانسي ديگه براي بيشتر نواختن ندارم
اگر داروها اثر کنن چي؟
No comments yet. Be the first to leave one.