هماهنگ با نسخه‌های زیر

May I Help You E06 HD-WEB[@AirenTeam]
ناشر AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

برچسب‌ها

web
HD
تاریخ انتشار: 2022-11-11
تعداد دانلود: 18
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

بک دونگ جو

خیلی قشنگن

باحالن

دستات

پایه ی یکم آبجو هستی؟

یه لیوان ضرر نداره

همیشه همینجوری نگهش میداری؟

،اگه نمیتونی تو روی اونا فحش بدی میتونی روی من امتحان کنی

نمیدونی چطوری؟

بذار بهت یاد بدم

یکی رو انتخاب کن

یه چیزی قانع کننده یا یه چیز درست حسابی؟

یه شیطون؟- ...خب که چی-

خب که چی؟ بهتر بیکار یه جا نشستن نیست؟

اوکی، بعد من تکرار کن

شی- چه کمکی میکنه؟-

داری میگی از دستام استفاده نکنم؟

نه اینجوری

یکی شانس ملاقات با پسرش رو داشته

،و یه نفر دیگه

تونست پس انداز های مخفیش رو به خانواده اش بده

،بدون دستات

شوهر مامان سیبی هم نمی تونست اون رو به زندگی برگردونه

کار تو بی نظیره

و من بهت حسودیم میشه

ارواح عمت

تاحالا بهت مشق دادن؟

،من واقعا

خودمو مجبور به انجامش میکنم فقط چون تکلیفمه

،خب مجبور نیستی

چرا انقدر خودتو عذاب میدی؟

،اگه ولش کنی و انجامش ندی

تنها چیزی که نصیبت میشه نصیحت های معلمته

خربزه رو بخور، پای لرزشم بشین

چرا انقدر خودتو اذیت می‌کنی وقتی این فقط یه مشقه؟

انقدر همه چیز رو سخت نگیر

دقیقا برای همین سخته

تو نمی تونی به هیچکس بگی

شرط میبندم تنها بودی

اون دختر خونده ی آجوما خیلی رو اعصابه

!فردا قبر همشونو میکنم

!بکن- !بکن-

بهت اجازه میدم

خیلی ترسناکی- چرا منو میزنی؟-

من همین الانشم نمی خوام برم چرا انقدر نفوس بد میزنی

اگه من نرم تقصیر توئه

چطور جرئت می‌کنی با من اینجوری حرف بزنی؟

یادمه گفتی بیست و پنج سالته و من سی سالمه، سی

رو مخی- چی رو مخه؟-

!رو مخی- عمه ات رو مخه-

،به عمرم انقدر سواری نداده بودم

از اونجا تا اینجا

چند کیلومتر شد؟

بک دونگ جو، بیدار شو

بیدار شو دیگه

وای، چقدر پله

از پسش بر نمیام

اینجا کلی پله داره

بیدار شو

دو دقیقه زر زر نکن رمز عبور چیه؟

ها؟ چی گفتی؟

...یک‌ دو سه چهار- یک دو سه چهار؟-

رسما جنازم

چی؟

چرا اینجایی؟

من کجام؟ چطوری اومدم اینجا- ...من-

...ما

باهم خوابیدیم؟

نه، باهم نخوابیدیم- نخوابیدیم؟-

نه، اتفاقی نیوفتاده

...خدایا شکرت

خب... آره

ببخشید

دونگ جو

!هی، دونگ جو

ما چیکار کردیم؟- من از کجا بدونم-

ما چیکار کردیم؟

دونگ جو، فقط الان- خدای من-

تو داشتی جیغ میزدی، نه؟

باز کن، سوهو آنم همسایه کناری- چیزی شده؟-

نه، چیزی نبود- منظورت چیه؟-

من یه صدای جیغی شنیدم

یه سوسک تو اتاقم بود

اوه، سوسک؟

،خب پس در رو باز کن

تا بیام خونشو بریزم

بگو خودت گرفتیش

من گرفتمش، الان همه چی اوکیه

ولی من نمیخواستم دستای دونگ جو شی به خون آلوده بشه

نه، چیزی نیست

همه چی اوکیه؟- البته-

دونگ جو شی

از این به بعد سر هر چیزی منو نکشون اینجا

اوکی؟- اوکی-

دونگ جو- بله-

بله، ممنون

صبح بخیرت به کتف چپم

یه لحظه

اوکی، اون رفته، میتونی بری

دایی هیانگ بوک کیه؟

لطفا بعد از شنیدن صدای بوق پیام خود را بگذارید

!این بچه ی ولگرد، محض رضای خدا

سونگ نیم این وقت روز مشکلی پیش اومده؟

خواهرزاده ی منو ندیدی؟

ته هی دیشب نیومده خونه؟

...این بچه

اسم مالک هیانگ بوکه؟

آره- صدامون رو میشنون-

فکر کنم داره تلاش میکنه از زیر نظافت در بره

توهم همین حس رو داری؟

چه خانواده بزرگی

!واقعا وقتشه که بزرگ شه

،دوست داشتم کمک کنم ولی

باید برم سرکار

اشکالی نداره

تو خیلی بهتر از خواهرزادمی

...این ولگرد

الان که چی؟

کار دیگه ای جز صبر کردن ازمون برمیاد؟

باید برم، کار دارم

برو، منم یکم دیگه میرم

باید یه دوش بگیرم

کی میدونه این خواهرزاده ی ما کِی میره، کجا میره، با کی می‌ره، با چی میره

درحالی که دایی داره پله ها رو میسابه

من داره چهل سالم میشه مثلا

اوه، کمرم

محض رضای خدا آخه چرا این همه پله؟

من باید زندگیمو حراج کنم تا فقط بتونم از اینجا دورشم

::::::::: آيــــ(ميتونم كمكت كنم؟)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

اونجایی؟

کجا رفت؟

بک دونگ جو

!نترس جوجه انجامش بده

مدیر

بله

امیدوارم دچار سوءتفاهم نشده باشین

بچم فقط یکم شیطونه

بچه ست دیگه، خامه

لطفا فکرای بدی نکنین

نمیدونی من چقدر مهربونم؟

من لطف شما تونستم مادر شوهرم رو بدرقه کنم

خیلی ازتون ممنونم

خدا حفظتون کنه

کارت اسمت رو نگه میدارم

امیدوارم بازم همو ملاقات کنیم

ما دیگه همو نمی بینیم

اینجوری بهتره

درسته

من جوجه نیستم

خوش گذرونی؟

میشه بخندی؟

چرت و پرت نگو

چته تو؟

کل شب کدوم گوری تشریف داشتین؟

شاید باورت نشه ولی من سی سالمه- چه جالب-

جالب تر اینکه من داییتم

میخندی؟

یه سکه، یه کار

دونگ جو، کارت خوب بود- ممنون، شما هم همینطور-

هی، دختر کوچولو

سئول هنوز بهت جایزه نداده؟

دخترِ سال؟

چی؟

تو به پدرت کار میدی محض احتیاط که از بیکاری حوصله ش سر نره

گفتی داری میایی پس برات میوه گرفتم

همشون دارن خراب میشن چقد جالبه واسم

بابا، چرا اینقد تیکه میندازی؟

فقط باید اونا رو می خوردی چرا اینقد نگهشون داشتی؟

من خوب میخورم. بهشون نیازی ندارم

آره، درسته. میوه خوردن وقتی تنها زندگی میکنی آسون نیست

اوه یچیز دیگه اینجاست

من یک بسته بزرگ ماهی کمربندی گرفتم چون احتمالا اونا رو نمی خوری

ولی اونا برا چند تا گربه ولگرد خوب بنظر میرسن

اوکی اوکی. زود میام خونه

کجا میتونم باشم؟ سالن مطالعه

چی کشوندتت اینجا؟

برا تموم خاطره هام که منو یاد تو انداخت

من

برگشتم به اون خونه

یه سکه یه کار

مرده نقل مکان کرد؟

اشتباه شنیدم؟

مگه صاحب خونش نبود؟

درسته

اون معذرت خواهی کرد

خدای من

درست بعد عصبانی شدن از دستت؟- میدونم، نه؟

ولی بعدش فهمیدم که اون

به پل اینچئون رفته- چی؟-

میگفت ذهنش سنگینی می کند یا یه همچین چیزی

،بهرحال

فکر نمیکنم که آدم بدی باشه اون صاحب عزامونو نجات داده

چه آدم غیرقابل پیش بینی ای

"من نتونستم بشنومش. بخاطر تو"

ظاهراً این بیشتر از همه ذهنشو سنگین می کرد

شاید اون نمی تونه خودشو مقصر بدونه بعضیا حالشون بد میشه

چرا این ذهنشو سنگین میکرد؟

مطمئن نیستم

چیز دیگه ای نیست؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left