نخستین 200 خط.
هی عجله کن
.عروس منتظره
.ده سال قبل، من دبیرستان بودم
قبل از اینکه مادرم تبدیل بشه به یک طرفدار فرهنگ پاپ کره ای
و کمی بعد از
بازی های المپیک در پکن
در آن بهار ، آنها شروع به ساختن درخت آسمان در توکیو کردند
سلام ، کوسوکه
این جونون آکیاما ست
متاسفانه برای او
مادرش اسمش رو گذاشته بعد از خوندن یک مجله محبوب نوجوانان
خانواده اش صاحب مسافرخانه هستن اون کمک هزینه ای سخاوتمندانه دریافت می کنه
این کازوکی سوگیمورا هست، ملقب به ایکی.
همیشه شاد پروانه اجتماعی
اما دماغش خونریزی میکنه بعضی وقت ها که دروغ میگه
شاید معنیش اینه که قلبش پاکه
اون با مادرش که یک معلم پیانو هست زندگی می کنه
موها و طول دامن هاتون رو چک می کنم
مدرسه ما شناخته شده بود به داشتن قوانین سختگیرانه
و معلم ها ما رو با نظم نظامی مانندی که داشتن آزار میدادن
"داشتن مدرک برای اثبات موهای فرفری طبیعی اجباری بود.
صبر کن
من به شما نگفتم برای ارائه مدرک؟
...اوه آره ... اون
!میزوزیما
به رفتار احمقانه خودت فکر کن
امروز رو به دیوار میشینی
من اوتاکو کوماتسوبارا رو می شناسم از مهد کودک
من به اون به عنوان یه برادر کوچک فکر می کردم تا اینکه؛
سینه های اون شروع به رشد کردن، کرد
و من به سختی وقتی کلاس پنجم بودیم متوجه شدم اون یه دختر بوده
کدوم پسری عاشق گربه است توی نقاشی مهارت داره
چرا همیشه اینطور شیرین کاری می کنی؟ کسی رو نمیتونی گول بزنی
بذار اندازا گیری بشه.
بازی رو تمام کن
مثل همیشه، جونون همونجا سریع واکنش نشون داد.
اما هیچ قانونی وجود نداشت تا اون رو منع کنه.
"گریه نکن مادر؟"
اگر تو این وضعیت میتونست تو رو ببینه ، قطعا گریه اش میگرفت.
مهم نیست کی بهت گفته اینطور بشینی.
رو به جلو
ممنونم.
شما دو نفر ، جاها تون رو عوض کنید.
هایاسه ، به اون کمک کن تا درس بخونه.
روشنه؟ دو مثلث راست.
مانا هایاسه.
دختر یک پزشک معتبر و بهترین دانش آموز در مدرسه.
او محکمه ، یه دیوار نامرئی اطراف خودش داره.
اما همه نمی تونن تو درس بهم کمک کنن.
با که نگاه کردن به اون اعصابمو به هم می ریزه.
بیایید بعد مدرسه به کتاب فروشی بریم.
من میخوام به این گوش بده روی اسپیکرم.
این عتیقه است. اینو از کجا حفاری کردی؟
از دستگاه من استفاده کن فقط برای به روز ترین سی دی ها
یه قدم به آینده برمیگرده با فکر به گذشته.
تو درست مثل یه شعار دهنده جعلی هستی.
ته قنداق تفنگ!
تو چیزایی رو فاش می کنی که مردم عادی این کار رو نمی کنن.
چون صادق هستی
اونجا هم صادق باش.
خفه شو.
خیلی بچگانه است.
دخترا خوب و پیچیده ان.
خیلی حیفه که نمیتونم بهت نشون بدم.
بذار ببینم.
کوسوکه
چی؟ این؟
میخوام گوش بدم
خب تو هم به ما اضافه شو.
جونون بلندگوهای بزرگی داره.
خوبه، آ... مانا میخوای بیای؟
نه علاقه ای ندارم به اون خواننده.
کی رو دوست داری؟
بتهوون
بتهوون؟
اما دوست دارم موسیقی پاپ رو مطالعه کنم.
مطالعه؟
با من بیا.
مادرم سی دی های بتهوون زیادی داره
من دوست دارم در تنهایی به بتهوون گوش بدم.
متاسفم.
- متاسفم. - مسئله مهمی نیست.
من می خوام "بنتو ون" خود مو داشته باشم.
چی؟
ناهار.
تو با بچه ها خیلی خوب هستی.
اگه با اونا خوب بودی، تا الان دیوونه شده بودن.
منظورت چیه؟
میگم... به نظرت من زیادی سرحال نیستم؟
این چیزیه که در مورد تو خیلی دوست داشتنیه.
و اون صورت شیرین و دنج.
نیمی از مغز من مًرده.
چی؟
شرور
چی؟
شرور
چی هست؟
شرور
چی شروره؟
بچه های گرسنه؟
می خوای به گوجوبان بری؟
- من هستم. - منم همینطور.
بیایید دنبال دختران بریم بخشی از راه رو
جدی؟
باشه!
داخل دروازه دوچرخه سواری وجود نداره.
تو دردسر می افتیم.
من به اون صندلی های دوچرخه حسادت می کنم.
وقتی بزرگ شدی صندلی دوچرخه باش.
میخوام.
اونجا هستن.
دخترا
اهداف در تیر رس!
من برنده شدم
پرتره ای از جوانی که دیده می شود در سراسر جهان
عناصر جوانی هستند
جاه طلبی ، عدم اطمینان ، هذیان ، میل جنسی.
حسرت ، تحقیر
و عشق اول
- پاپا - بله؟
- دو تا نون گوشت. - منم همینطور.
باشه.
مامان ، چهار تا کوفته.
باشه. یه دقیقه صبر کنید.
"اینجا تحويل غذاست".
این برای Satos هست بنابراین هیچ پیازی اضافه نکن.
"فکر کردم برای کاتوسه".
ساتوس ، نه کاتوس.
"ساتو؟ مثل قند؟"
نه شکر پیازها.
"پیاز؟ اوه نگیشی ها".
فراموشش کن. من انجامش میدم.
این یوهیه.
پدرش تایوانیه.
مادرش ژاپنیه و یوهی با نام خانوادگی اون ، اوهنو نامگذاری شده.
اون یه دانش آموز برجسته است
و اون طوری عمل میکنه مثل اینکه اون برای ما زیادی خوبه.
سلام ... بچه ها میخواین به سی دی گوش بدید ، درسته؟
آره
منم میتونم باهاتون بیام؟
با ما؟
البته میتونی بیای.
میخوام موسیقی گوش بدم.
خوش به حالت.
من نگران بودم چون او بیش از حد مطالعه می کنه.
ژاپنی شما در حال پیشرفته.
درسته.
تمرین کردن؟
تمرین کردن
من یه بچه گربه رو روبروی حرم تاکاگی دیدم.
فکر می کنم تازه متولد شده.
واقعاً؟
من برم چک کنم
نمی خواستی با جونون بری؟
بچه گربه اول
شاید کوسوکه از اونجا رد بشه.
کوسوکه میزوشیما چه طور آدمیه؟
یه دوست دوران کودکیه ، درسته؟
آره
موهای اون همیشه به طور طبیعی فرفری بوده.
اون فکر می کرد یه روزی بالاخره مستقیم رشد می کنن
چه طور باید اونو قرار بدم؟
در درون ، اون هر دو ...
یه هنرمند و یه جنایتکار.
فکر کنم گیجش کنه
به همین دلیل اون از قصد عجیب رفتار می کنه
جنایتکار؟
آره ... شاید
اون بیشتر شبیه گربه است.
تا یه سگ!
منظورت چیه؟
من میرم خونه
فردا می بینمت.
آره ، فردا
"کلینیک هایاسه"
اوتاکو
ببخشید، تصمیم گرفتم امروز به جونون نرم.
اون خوب نیست میخوام اینجا بمونم
گربه مهمتر از دوستاته؟
البته. همینطوره
دامنت رو کوتاه کردی؟
من خارج از مدرسه آزادم
شورتت معلومه.
میخوای یه نیم نگاهی بندازی؟
من امروز مرد عنکبوتی پوشیدم.
نه ممنون.
می بینمت. ما می خوایم سی دی رو گوش بدیم.
"هر زمان"
"خداحافظی می کنیم"
"من کمی می میرم".
دوباره؟
"هر وقت خداحافظی می کنیم
من کمی می میرم ".
تو اینو 1000 بار گفتی.
اما هرگز نمی میری و به رشد ادامه میدی.
درسته ... فردا میبینمت
اهوم
این خونه منه.
یک فروشگاه توفو که توسط پدربزرگ من باز شد.
من خیلی جذابم.
No comments yet. Be the first to leave one.