نخستین 200 خط.
...خسته شدم از بس
بین رابطه ما دوتا اومدی
میدونم باید عصبانیتم نگه دارم
اما فکر نکنم دیگه بتونم
جلوی خودت رو نگیر منم نمیگیرم
من میخوام جی یون برگرده به زندگیم
جونگ مین تحریک نکن
واقعا خیلی بچه ای
بریم جوابشو نده
مردی که یک بار قلب زنش رو می شکونه برای دومین بارم اینکارو میکنه
اما بعضی ها هرگز اشک زنشن رو در نمیارن
جونگ مین
بهتر دست از رفتار رئیس گونه ات بر داری
اگه نمیخوای بعدا پشیمون بشی
من چیزای زیادی دارم که میتونه به دردسر بندازت
کلاهبرداری و دستردن در حسابها برای فرار از مالیات
هدایای غیر قانونی و معاملات داخلی
این تمامش نیست
میخوای تمامش رو برات مرور کنم؟
با اینها می تونم بندازمت زندان
چه تهدید سرگرم کننده ای
پس ادامه بده و وایسا ببین تا چه حد می تونم نابودت کنم
...انسانها به دنیا میان
با هدیه نابودی خودشون
از من دلخور نشو
اول اون من تحریک کرد منم میخوام به گند بکشمش
انسانها با هدیه نابود کردن خودشون بدنیا میان"؟ "
...کاری میکنم که بفهمه
این حرفها در مورد خودش بوده
متاسفم جونگ مین
حتی اگه اون بود که بهت زنگ زد بازم نباید میومدی دیدنش
...اون فیلمهای راه رفتن
...یون می ران رو برام فرستاده بود
قبل از استایلینگ کلاس
اون ناشناس برام فرستاده بود
می خواستم بدونم چرا این کارو برام کرده
اما اینطوری باعث شد متوجه بشم اشتباه کردم
...و دلیل اینکه بهت نگفتم
به این دلیل بود که فکر می کردم فقط باعث دردسر میشه
کاریه که شده بهتره فراموش کنیم
...حتما باید بهت بگم اشکالی نداره
تا خیالت راحت بشه
وقتی این جمله رو بگی یعنی بخشیدی و درک کردی
...ممنونم
برا اینکه همیشه سعی داری من درک کنی
من فقط اینکارو میکنم که باحال به نظر بیام
...حس میکنم با بودن کنارت
فقط دارم باعث میشم رنج بکشی
جی یون
یادت هست قبلا بهت چی گفتم؟
بهت گفتم ما هرگز نباید
هر نوع احساس منفی برای از بین بردن رابطه مون پیدا کنیم
باشه
بیا ما تسلیم احساسات افسرده نشیم
بیا اجازه ندیدم هر چیزی باعث از پا در اومدنمون بشه
من اجازه نمیدم باهات پایان غم انگیزی داشته باشم
عاشق نگرشتم
واقعا که محکمی ، بیخود نیست عاشقت شدم
امروز تمام مدت تو بیمارستان بودی؟
آره
عملش خوب بوده ولی نیمه کماس
مطمئنم که رئیس به هوش میاد
بله باید دعا کنم به هوش بیاد
اگه بهوش نیاد
تا آخر عمر احساس گناه میکنم
همیشه ناراحتش کردم
ازش انتقاد کردم و ازش فاصله گرفتم
رئیس بهو ش میاد
هنوز برا اینکه پسر خوبی باشی دیر نشده
تو هنوز فرصت داری
.جی یون
می شه بغلت کنم؟
...من واقعا
امروز خسته شدم
میدونی که همه چیز منی؟
تو هم تنها مردی هستی که تو زندگیم می خوام
...گرچه بخاطر رئیس دهنم بسته نگه داشتم
چون رئیس ازم خواسته
من در حال حاضر به مردی که دوستش دارم دروغ میگم
اگه این انتخاب به ضرر هر دوی ما تموم بشه چیکار کنیم؟
خیلی سعی میکنی مردم دوستت داشته باشن
بهتره تمومش کنی حالم به هم میزنی
یون می ران واقعا خجالت سرش نمیشه
چطوری تونست جلوی خودش بگیره
متنفرم از اینکه نقش قربانی رو بازی میکنه
به صورت همسر سابق نامزدش سیلی زده
حقشه که از نظر اجتماعی طرد بشه
چطوری تونست اونقدر وانمود کنه که بیماره
فکر کنم مشکل روانی داری برو خودت به دکتر نشون بده
...عوضی که برای زن سابق دوست پسرش پاپوش درست کرده
تا مشکلات خودش برطرف کنه
باید تو بیمارستان روانیا بستریش کنن
از همه این احمقها شکایت میکنم
واسه چی می خونی ...فقط باعث عصبانیتت میشه
راستی هنوز مدیر چوی بهت زنگ نزده؟
اون بود که از اول تو رو تحریک به این کار کرد
من بهت زنگ زدم چون خیلی ناراحت بودم
اونوقت این حرفیه که بهم میزنی؟
این انتخاب خودت بوده پس باید یاد بگیری که باهاش کنار بیای
الان مقصر دونستن کسی خیلی دیره
بادقت گوش کن اینو خالصانه میگم
...دوست داشتن کسی که دوستت نداره
وقت تلف کردنه
وقتش رسیده زندگی جدیدی شروع کنی
بیا بعدا صحبت کنیم الان مشغولم
من همیشه میدونستم کمبود محبت میتونه به وسواس تبدیل بشه
اما این دیگه بیش از حده
باید همین الان هم ببینیم
متاسفانه اون هنوز نمرده
بعیده که به هوش بیاد ولی بازم باید عجله کنیم
...قاطع نبودی
..چرا بیخودی بدون فکر شروع کردی
و گذشته سه هون و جی یون مطرح کردی؟
درسته
اما در نهایت هیچی به دست نیاوردم
تازه یک دروغگوی بزرگ شدم
و ویل باهام مثل یک حشره رفتار میکنه
تو باید اول فکرش میکردی
شاید من بفهمم چرا اینقدر گره خورد کارات
اما در نهایت خودتو بیچاره کردی
و الان دیگه راه برگشتی نداری فقط یک راه داری
فقط تلاش کن تا پسش بگیری
...حتی فکر تلاش برای غلبه بهش
باعث میشه بهش فکر کنم
نا کیونگ
من باعث شدم حسادت کورم کنه
و حرفه اونو لکه دار کردم
اونقدر عصبانی بودم که میخواستم زندگی شو نابود کنم
اما یه چیزی رو نمی دونستم
از دست دادنش چیزی بود که من واقعا ازش ترسیده بودم
...اما در نهایت
اول من بودم که رهاش کردم
...من باید به ویل بگم
که مدیر چوی باعث همه اینها شده
باید برم و عذر خواهی کنم
واقعاً فکر می کنی این کار جواب بده؟
حتی اگه مدیر چوی راضیت کرده که دروغ بگی
مهم اینه که الان کار اون خراب شده
و حتی الان بخاطر رسوایی بخاطر سوابقش مشکل پیدا کرده
فکر کردی واقعا بخاطر این کار می بخشت؟
هیچی غیر قابل بخشودگی نیست
مردم فقط نبخشیدن رو انتخاب می کنن
من میدونم آدمها تمایل دارن تو کار مردم سرک بکشن
اما لطفا به خودت بیا
چطوری ...ذهنم خالیه
من ویل رو می شناسم
ممکن گاهی مصمم باشه
اما اگه ازش عذر خواهی و التماس کنم من می بخشه
با التماس برای بخشش از شر کاری که کردی خلاص نمی شی
حالا من باید چیکار کنم؟
اول باید بفهمی چرا مدیر چوی وادارت کرده که دروغ بگی
در ضمن باید بهای سوء استفاده ازتو رو بپردازه
من عجله کردم
....باید می فهمیدم چرا
اینقدر از گروه سورین متنفره
می تونستی باهاش مذاکره کنی
برای برنده شدن هر دو طرف باید مذاکره کنی
خودتم که گفتی تو چیزی گیرت نیومد
باید بهش یاد بدم که همه چی طبق میل اون پیش نمیره
چطوری؟ - باید به جونگ مین بگم -
باید بهش بگم که مدیر چوی از پدرش کینه داره
مبادا به کسی بگی که رئیس سئو سکته کرده
یه طوری رفتار کن که انگار خبر نداری
تو از کجا فهمیدی؟
من با منشی آقای جونگ نزدیکم
...خروجی که به پارکینگ زیرزمین میره
از یک راه مخفی تو دفتر رئیسه
سکته کردن رئیس باعث میشه سهام بیاد پایین
هیچکی نباید بفهمه
اگه اتفاق بدی برای رئیس سئو بیفته
این یعنی بین جونگ مین و مدیر چوی جنگ میشه؟
احتمالا
پس ویل چی میشه؟
اونم در نهایت اخراج میشه
شاید بتونم همه چی رو برگردونم
تو طرف کی هستی؟
من ...طرف هیچکی نیستم
من فقط طرف خودمم
از چه وقت شب اینجا بودی؟
خب یه مقدار رفتم بیرون
دیدم نمی تونم برم خونه دوباره برگشتم
درت به این راحتی نمی میره
شاید برای بهبودی به زمان نیاز داره
...حالا که بابام اینطوری شده
تازه دارم ازش نگهداری میکنم
مطمئنم روز سختی داشتی
برو استراحت کن
به پدرت ایمان داشته باش که بیدار میشه
اولین باره که میخوام بهش اعتماد کنم
من قبول نمی کنم رئیس
...دیگه نمی خوام دروغ یا رازی
از جونگ مین نگه دارم
برام مهم نیست تو چه احساسی داری
کینه فقط با گذشت زمان بزرگترو عمیق تر میشه
و چوی میونگ هوا اون زن لعنتی
مدتهاست که قصد داره سورین رو صاحب بشه
یک دلیلی داره که دارم تظاهر میکنم غش کردم
اون زن باید این طعمه رو بگیره و این موضوع رو تمومش کنه
اگه این کارو نکنم جونگ مین بخطر میفته
روند ارث خیلی شفاف نبود
No comments yet. Be the first to leave one.