نخستین 167 خط.
چیزی که قراره ببینید ممکنه خطرناک، غیرقانونی و غیراخلاقی باشه
چیپ، احمقانه، غیراصولی و قطعاً خیلی احمقانه
ولی همهش واقعیه
یه جورایی
راستش ما طبق روال قانونی پیش نرفتیم
واسه همین یه کلهی گنده تمساح... چپونده بودیم تو کولهپشتی
حس میکردم یکی داره شکارم میکنه
من فقط میخواستم یکم عرق قاچاق بگیرم
و حالا وسط ناکجاآبادم و ۱۰۰ پوند گوشت تمساح پشتمه
تکون نخور
مینه
دور تا دورمون پر مینه
از ترس داشتم میمردم
این از اون چیزاییه که فقط تو فیلما میبینی
اسم من "شین هانت"ـه
همینجا توی "تریلبی" فلوریدا به دنیا اومدم و بزرگ شدم
چیزی که تو این قسمت فلوریدا دوست دارم اینه که یه جورایی وسط ناکجاآباده
فضا زیاده
قرار نیست همهمون مثل قوطی کنسرو تپیده باشیم تو هم. این طبیعی نیست
اینجا میتونی پاهاتو خاکی کنی
و زمین رو بکنی
زیر آفتاب باشی و توی چشمهها شنا کنی
یه حسی داره که یه فلوریدایی واقعی باشی
هنوزم حس آزادی داری
اون زمانی که این اتفاق افتاد
تو این پاتوق پایین جاده میپلکیدم
از این کافههای داغون و دِنج همیشگیه
میز بیلیارد، تخته دارت و اتاقی پر از دود
یه خانم پیر هم بارتندر بود که اسم همه رو میدونست
و با همهی مردا کلکل میکرد
از اون تیپ آدمایی بودن که شاید دندون مصنوعی داشتن
یا اصلاً دندون نداشتن، پرِ تتو و آمادهی دعوا تو یه ثانیه
و با هم عرق میخوردیم
ولی عرقشون تموم شد. ساقیشون مُرده بود
ساقیمون مُرده
پس گفتم: «بازم عرق لازم دارید»
آره
«و احتمالا حاضرید بابتش پول خوبی بدید»
آره
خلاصه به فکر فرو رفتم
و این ایده به سرم زد که برم با "عمو مت" صحبت کنم
اینورا بهش نمیگیم "عرق قاچاق"، بهش میگیم "آبمیوه"
چند تا رفیق دارم که درستش میکنن
نمیدونم اونا چی صداش میکنن ولی من میگم "آبمیوه"
من متم، عموی شین. تمام عمرم فلوریدا بودم
اینجا رو نگاه کن
توش میگو هست، خرچنگ هست
ماهی پرچ، گوشت گوزن
بوقلمون وحشی، لاکپشت نرمکاسه و گوشت تمساح
یه مدتی میکشه. دوباره پرش میکنم
برمیگردم تو جنگل. آره
این نسل جدیدیا توش سیب و آناناس میریزن
و از اینجور مزخرفات
ولی تنها راه خوردن عرق واقعی اینه که خالص باشه
اون طعمها واسه بچهسوسولای شهریه
عرقگیری غیرقانونیه، مگهاینکه مجوز ساخت مشروب داشته باشی
اونموقع دیگه داری مشروب میسازی، نه عرقِ ناب
عرقِ اصل تو دل جنگل و زیر نور ماه ساخته میشه
اسم من "جاش اونز"ـه و عاشق عرقگیریام
تو خونمه
عرق سفید، عرق ذرت، کلهبر، شکمسوراخکن
همهش به خاطر اون ابهت و مرموز بودنشه
واسه مشروب، میتونی بری مغازه و راحت بخری، چیز خاصی نیست
ولی اگه بتونی بری یه جا و یه عرق غیرقانونی بخری
که نباید داشته باشی
اون ممکنه یه فازی بهت بده که تا حالا نداشتی
فکر کنم جذابیتش به همینه
اون موقعها، عاشق این هیجان بودم
خلاصه به پسرا گفتم که از طریق عمو مت یه آشنا دارم
از طریق عمو مت یه رابط دارم
و از طریق عمو مت، هر چقدر که بخوان براشون میگیریم
دقیقاً. هر چقدر بخواین براتون میارم
به خودم اومدم دیدم دارم رانندگی میکنم
به سمت ناکجاآباد با عمو مت
اوه، لعنتی
که برم کلی گالن عرق بگیرم
داشتیم از جاده خاکی میرفتیم که رسیدیم
یه آلونک قدیمی و داغون دیدم
آره
حالا باید بهت هشدار بدم
اون یه عوضیِ خل و چله
اون ملک جای خیلی مشکوکیه
حیاط پر از وسیله و انواع و اقسام آشغاله
مبلهای قدیمی، یه ماشین چمنزنی رندوم که کار نمیکنه
و اون هم اونجا رو ایوان ایستاده
هی، تیمی. تیمیِ شیشهای
خطرناکه؟ اوه، آره
خب، این اولین اشتباهشون بود. درگیر شدن با یه معتاد شیشهای
یه شیشهای که خودش عرق میسازه. میدونی به نظر من چطوریه؟
کلی عرق، چون کار دیگهای نداره بکنه
شیشه داری، بیخوابی داری و عرق
اصلاً معلوم نیست چه اتفاقی بیفته
خب، لعنت
چه خبره اسکلها؟ خوشحالم که اومدین
بیاین
تیمی یه ساختمون داره که مثل گاوصندوق بانک مرکزی قفلش کرده
خب، اینجا همون جاییه که معجزه رخ میده
وقتی بری تو، میتونه هر بار ۲۵ گالن عرق بگیره
رسماً یه کارخونه عرقگیری بود
واو. واو
واو. اوه آره، امتحانش کن
آره، این یکی رو با سوخت دیزل و ادرار گربه درست کردم
یه حالی به اونجات میده که نگو
اوه واو، اونو ببین. خطرناکه
چی؟ چی؟ اون ممکنه منفجر بشه
یکی از بزرگترین خطرهای عرقگیری
اینه که باید نگران ترکیدن دستگاه باشی
یه دیگ بخار داری و اگه چیزی راهشو ببنده
اون دیگ منفجر میشه
اونم ممکنه منفجر بشه
و این. مطمئنم اونم. قطعاً اونم همینطور
تازه، کلی ویسکی با درصد بالا اون تو داری
و اگه درپوشش بپره، احتمالاً کلش میترکه
و اونی که دستته
رفیقم، کنی، یه خونه رو فرستاد رو هوا، کل خونه رو داغون کرد
آجرهای خونه رو پرت کرد وسط حیاط
داری میگی تقریباً هر چی تو این اتاقه ممکنه منفجر بشه؟
اوه، آره بابا، هر لحظه ممکنه بپریم رو هوا
لعنت، نمیدونم، هر لحظه ممکنه اتفاق بیفته. بنگ
تیمی، تو عجب آدم کلهخرابی هستی و واسه همینه که ازت خوشم میاد
تو ازش خوشت نمیاد شین، هان؟
تو ازش خوشت نمیاد شین؟
ما حدود ده گالن عرق تو ظرفهای شیر گرفتیم
بزن بریم
اونجا ایستاده بودیم و داشتیم حرف میزدیم که یهو گفت
«هی، من داشتم رد این تمساح نر رو پشت خونه میگرفتم
میخواید بریم بگیریمش؟»
میخوای بریم بگیریمش؟
با خودم گفتم: «من واسه عرق اومدم نه تمساح، ولی جهنم و ضرر»
«بذار پارتی ادامه داشته باشه.» ما هم گفتیم: «معلومه که آره»
معلومه که آره
خلاصه راه افتادیم سمت باتلاق، جایی که تیمی آخرین بار اونو دیده بود
حدود یک مایل، یک مایل و نیم با قایق رفتیم
بعد پیاده شدیم و حدود یک مایل، یک مایل و نیم راه رفتیم
هیچ خبری از سیگنال موبایل نبود
فقط خودتی و درختا و حیوونا و آب
همینورا بود
نگاه کن. دیدمش
بهت گفتم. دیدمش
اوه لعنت، اوناشا. بیا. اوه لعنت
باید دنبال چاله بگردی که توش آب باشه
خیلی وقتا، اگه درست کمین کنی، میبینی که یه تمساح میره توش
ولی اگه ندیدی، وقتی بهش نزدیک میشی
میبینی که سطح آب بالا و پایین میره
اگه آب بالا و پایین بره، میفهمی که یه تمساح اون توئه
رسیدیم
اون لجنسوخته همون زیره، شک نکن
وقتی رسیدی به لونه تمساح
اینجاست که مهارتهای شکار اولیه به کار میاد
تیمی یه کیف بزرگ داره که تمام ابزارهای شکار تمساحش توشه
چکش داری، میخ داری
چسب نواری. طنابِ بستن
یه اره دستی. اره دستی
کیسه زیپکیپ
کیسه زیپکیپ و دستمال توالت
دستمال توالت. اگه دستشوییت گرفت
نمیخوای که خودت رو با برگهای سمی پاک کنی
ولی اگه یه وقت تو مخمصه گیر افتادی و پلیس سر رسید
هی! اون عقب چیکار میکنی؟
تنها کاری که باید بکنی اینه که شلوارت رو بکشی پایین
مثلاً بگی «اینجا چیکار میکنی؟» بگی «دارم میرینم»
دارم میرینم! اوه، باشه. ببخشید. روز خوش
این کارتِ «خلاصی از زندان»ته
وقتی پیداش کردی، باید از اون تو بکشیش بیرون
میگیرمت
ما دهاتیها هر جوری شده یه راهی پیدا میکنیم
که چطوری اونو از اون تو بکشیم بیرون. ما بلدیم
No comments yet. Be the first to leave one.