نخستین 200 خط.
:آنچه گذشت
چرا نمیتونم یک پرونده رسمی از اونی که نامهخاکستری فرستاد رو توی بایگانی پیدا کنم؟
.یک نفر گندی که اونا زدن رو جمع کرده- افسر پروندش؟ -
مردی مثل اون متوجه میشه که داری توی عملیاتهای قدیمی اون سر میکشی
و نهایتا سر از یه اتاق تاریک درمیاری و به این فکر .میکنی که چرا روی زمین پلاستیک هست
یک افسر پرونده در وین وجود داره که ممکنـه کلید
درک این موضوع باشه که چرخ .جیرجیرکن من چقدر خطرناکـه
برو.اما مراقب باش
من توی وین هستم،و میدونم که چه چیزی رو هم تهدید به افشا میکنی
این یعنی با یکی صحبت کردی. اسمش رو بهم بگو
خیر. تنها چیزیـه که تو نداری اسمهای واقعی افراده
ازت میخوام که هر چیزی که در مورد مکس .ملادزه داری بهم بدی
اون داره تهدید میکنه، نه؟ - فکر کردن بهش تو رو نگران میکنه؟ -
رازهایی که من میدونم واسهی محرمانه موندنـشون حاضرن آدم بکشن
این شخص قطعا رازهای زیادی .برای پنهان کردن داره
.این تاکسی اون نیست - .اون یه قاتلـه. قراره که کشته بشی -
چه خبره؟ - .من از ماشین خارج شدم-
من روی یک پل گیر کردم. چکار کنم؟ - شنا بلدی؟ -
!لعنتی
A_R_Z_110 : ترجمه و تنظیم @ARZ_110_SUB
حالت خوبه؟
آره، من رو خفت کردن، مجبور ...شدم از روی پل بپرم
.صبر کن، من شما رو میشناسم
.و تو رو. تو رو هم
.شما بچهها داشتین منو تعقیب میکردین - .بیا. اینو بگیر. باید گرم بشی -
.ممنون - یه ردیاب -
.و یه شُنود بهش وصله - .اون رو نپوشـش -
ما توافق کردیم که یا همه باهاش صحبت میکنیم، یا هیچ .کدومـمون. و بدون هیچ دوز و کلکی
شرمنده. طبق عادتهایی قبلی بود - .صبر کن، شما بچهها جاسوس هستین -
.نه.نه، ما وابستههای قانونی هستیم
خیلی خنده داره به جز این .که من در واقع فقط یه وکیل هستم
پس چرا یکی تلاش کرد که تو رو بکشه؟
.من هیچوقت چنین چیزی نگفتم
گفتم خفتـم کردن و .پریدم تو رودخونه
و این خفت گیر چه شکلی بود؟
.دو نفر بودن
یکیش یه دختر بلوند خشن بود، .و اون یکی هم یه مرد خوشتیپ بود
.میدونی، یه مرد شیک پوش و جذاب - .آره، مایکا و اسمش چیه -
نمیفهمم. من آدم مهمی نیستم .من وکیل وزارت امور خارجهام
راست میگم. اگر من با ادارهی اطلاعات کار میکردم، فکر میکنی اینقدر توی این کار بد میبودم؟
.باشه
اگر به ما بگی چرا توی وین هستی
شاید بفهمیم کی اونا رو برای کشتن .تو استخدام کرده
.خیلی خندهداره. این رفیقـمون. نمیگم
.تو به ما اعتماد نداری - نه. باعث تعجبـه؟ -
اگر بتونین بهم بگین چطور به هتلـم برگردم،
.میتونم این کت و شلوار خیس رو دربیارم
.تو هیچچی درباره ضد جاسوسی نمیدونی
اگر میدونستی، میفهمیدی که نمیتونی به اون هتل برگردی
مگه اینکه بخوایی به مایکا و اون اسمش چیه
یه شانس دیگه برای کشتنـت بدی
.سلام
سلام، میتونم یه لطف بزرگ ازت بخوام؟
نه - ...من کاملاً جوابـت رو درک میکنم. فقط -
.من توی پایگاههای ارتش بزرگ شدم
.یک سال رو اینجا توی رَمِستین گذروندم
.و هر روز مورد آزار و اذیت قرار میگرفتم
.سخت بود، میدونی، بچه جدید بودن
.سال به سال
به هر حال، باید برم توی دستشویی فرودگاه لباسام رو عوض کنم
به خاطرش دچار حمله قلبی شدم
میشه یه لحظه برم توی اتاق پشتی شما و لباسام رو عوض کنم؟
آره
مرسی
خیلی ممنون
.منم
.اوه، خوبه. نمردی
عجب. تقریباً به نظر رسید که از ته دلت گفتی
.اونا فقط یه وکیل دیگه میفرستن
.هنوز هم میتونن، مکس - .اینطور نباش -
در حال حاضر، من تنها کسی هستم که میتونی .بهش اعتماد کنی که قصد کشتنـت رو نداره
.تلاش خوبی بود
فقط تلاش میکنی بدبینی من رو در مورد آژانس چند برابر کنی
تا من بیشتر به تو تکیه کنم، اما میدونی چیه؟ اما قرار نیست اتفاق بیُفته
کی قصد کشتن من رو داشت؟
با کی ملاقات کردی؟ .چون احتمالاً کار اونا بوده
.امکان نداره که بگم .تو همین الانش هم از کنترل خارج شدی
.وضعیت رو از اینی که هست بدتر نمیکنم
مسلماً با گفتن اسم یه افسر به تو خودم رو
در معرض مسئولیت کیفری قرار نمیدم
اونا فقط سعی میکنن تو رو بکشن چون نگران هستن که من رازهایی رو با شما به استراک میذارم،
که اینکار رو نمیکنم اگه که منو از اینجا بیرون ببری
ببین
اگه توی جلسه دادرسی همه چیز خوب پیش بره،
قبل از بعدازظهر به یکی از تسهیلات .فدرال منتقل میشی
نه، گفتم از زندان خارجـم کن، نه که بفرستیم به یکی دیگه
.دو روز فرصت داری تا اون کار رو انجام بدی .در غیر این صورت شروع میکنم به لو دادن اسمها
اوه اوه
.درسته قربان
.بیا بریم
این چیه پوشیدی؟
ببخشید، مستقیم از فرودگاه اومدم
.خفت گیری شدم و کت و شلوارم خراب شد
خفت گیری؟ - .بله قربان -
حالت خوبه؟
...اوم
آره، نه، کاملا
اصا امروز چیزی خوردی؟
.مطمئن نیستم
.بگیر
.بچههام عاشق اینان
چند تا بچه دارین؟
.پنج
.عجب
میدونم
خب، چه اتفاقی توی وین افتاد؟ اطلاعات بیشتری در مورد خطر مواجهه با ما پیدا نکردی؟
چرا، قربان، اگر جاسوس ما تهدیدهاش رو عملی کنه،
توانایی افشای تعداد قابل توجهی از جاسوسهای محلی ما
در بلاروس و روسیه رو داره
ما تقریباً تمام قابلیتهای جمع آوری .اطلاعات در منطقه رو از دست میدیم
.یا عیسی
و این زن به جرم قتل توی زندانـه؟ - .بله قربان -
یه قتل وحشتناک؟
.بله قربان. مردی رو اونقدر کتک زد تا بمیره
اما، من از وزارت دادگستری درخواست کردم .که فرایند دادرسی اون رو بر عهده بگیره
.امروز صبح جلسهای برای انتقال اون هست
برو اونجا، مطمئن شو .که مشکلی پیش نمیاد
.بله قربان
اوه، آرزوی مرگ داری؟
چی؟
.نه، من به خاطر پروازها خستم - درسته. وین چطور بود؟ -
نباید مقصد سفر مخفیانَـت رو .روی لباسـت تبلیغ کنی
- سلام، میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟ بستگی داره چی باشه -
چی...؟ چرا تو...؟
...اه، مرد، چه...؟ هی رفیق
میتونی...؟
.میتونیم از پشت پنجره هم صحبت کنیم - .من یه روز طولانی و سخت داشتم. روزهای سخت -
.باشه. بیا داخل
.سرده - .به ماشین من دست نزن -
.دستات رو جایی نگه دار که بتونم اونا رو ببینم .نمیخوام یک شنود توی ماشینـم کار بذاری
.این همون چیزیـه که میخوام در موردش ازت بپرسم
منظورم اینـه که من یه احساس فوق العاده مشکوک دارم،
که واکنش درستی به اتفاقاتیـه ... که در حال افتادنـه
اما زیاده روی نمیکنم؟
ببین، مرد. هیچچیز اونطور که .در آژانس به نظر میرسه نیست
.خیلی خب؟ همه میخوان که تورو مسخره کنن
.آره. مثل تو و وایولت
. به دل نگیر
اگه به احساساتـت آسیب میرسونه، .توی مسیر کاری اشتباهی قرار گرفتی
کسی از آژانس هیچوقت تلاش میکنه من رو بکشه؟
.حتما
اما توی خاک آمریکا نه. خیلی کاغذبازی داره، اما .به این معنی نیست که میتونی آرام باشی
سیآیاِی میتونه خونَـت رو هر .لحظه و به هر دلیلی جستجو کنه
حالا از ماشین من پیاده شو بوی باتلاق میدی
خیلی مسخره به نظر میرسی
اوه، اومدی خونه صندلی چرا تو دستـته؟
.یکی اومده اینجا دزدی، رفیق - چی؟ کجا؟ -
همنجا. به نظر میرسه اونا .آپارتمان رو جستجو کردن
چی؟
نه، به نظر میرسه صبح پنجشنبه .بعد از یه مهمونی غیرمجاز تویستر باشه
بهت خوش گذشت
اگر این یه روش غیر مستقیم برای شکایت کردن از نامرتب بودن ماست،
اول وسایل خودت رو مرتب کن
توی اتاقـت یه کاسه غلات از عید پاک پیدا کردم
چرا تو اتاق من بودی؟
چون تو سرم ویتامین سی من رو .بردی و هرگز اون رو پس ندادی
.اون چیزه خیلی خوبـه
.میدونم - وین چطور بود؟ -
من از کجا بدونم؟
ما واقعا باید کار بهتری برای .تمیز نگه داشتن این مکان انجام بدیم
ما؟ - آره -
از زمانی که برای کار در آژانس رفتی، هیچ
کاری روی نمودار .کارهای روزمره رو انجام ندادی
لعنتی، امروز باید کارای این احضاریه رو انجام بدم
آره، شوخی که نمیکنی
بیتیدابلیو (به هر حال)، من سارا رو میشناسم - بی تی کی؟ -
.سارا اوکانجو، کارمند سناتور اسموت .اسمـش توی برگه احضاریه نوشته شده
.ما با هم بازی اتاق فرار رو انجام میدیم
این دختر مثل ماهی مینوشه
یه اصطلاح که من هیچوقت نفهمیدم .چون ماهی آب نمینوشه
.اون رو نفس میکشه
آب چیه؟
وقتشه که بریم به خشکشویی - ...نه، این -
دو هفته پیش چهار تا کت و شلوار .با کارت اعتباریم خریدم
.دو تای اول رو تا روز هشتم خراب کردم .سومی کمی داغون به نظر میرسه
ولی! فکر کنم بتونم با .نخ و سوزن درستش کنم
.و یه ماشین زمان - !هانا -
هانا، جعبه نخ و سوزن داری؟
چرا فکر میکنی من جعبه نخ و سوزن دارم؟ چون من دخترم؟
.آره
.باشه. اما باید پسش بدی - .متشکرم! تو رو بیشتر دوست دارم. حالا تو -
نظرت چیه که به سارا پیام بدی و بپرسی ببینم امشب دوست داره بره بیرون یا نه؟
چرا؟
خب، من ممکنـه همراهیـش کنم، و با جذابیتـم .کاری کنم بهم کمک کنه تا احضاریم رو برطرف کنم
تو اونقدرها هم جذاب نیستی
به همین دلیلـه که زمانی رو توی جورجتاون با من برهنه سپری کردی؟
قبل از این بود که تمام این .مزخرفاتـت رو ببینم
اوه. تو اونکار رو کردی؟
.اُوِن داره دیوونه میشه
خوبه، چرا؟
.امروز صبح دیدمـش داغون به نظر میرسید. خیلی بدبین شده
اتفاقی توی وین افتاده؟ منابعـت چی گفتن؟
.شایعه شده که با زاندر گوی ملاقات کرده
یه افسر ارشده، فکر میکنه که سطحش .خیلی از انجام کارای میدانی بالاتره
.یه فتیش شیرینی عجیب داره
یعنی باهاشون رابطه جنسی داره؟
.نه، فقط شیرینی زیاد میخوره
کیچنز هستم
.تریسی. سلام
.نه، هنوز فرصت صحبت باهاش رو نداشتم
No comments yet. Be the first to leave one.