هماهنگ با نسخه‌های زیر

한 번 다녀왔습니다Once Again E67-E68 Asianmoviee ir-KOrean-Angels ir
ناشر shahlaz
ترجمه مشترک آسیا مووی و رویای کره

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-08-09
تعداد دانلود: 15
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

چی سو ، هوی - بله -

بیا بریم برا دور دوم بنوشیم

همین الانشم از دست رفتی بذار برا بعد

اینقدر ضد حال نبش من پولشو میدم

ای بابا

صبر کن کیفم ، کیفم کو؟

کیفت کجا گم کردی مرد؟

تو همینجا وایسا میرم رستوران ببینم اونجا گذاشتی؟

خیلی خب

همینجا وایسا ، جایی نری

یخ بزن - چی -

من بازم میخوام نوشیدنی بخورم جی سو بیا بریم بخوریم

خانوم می بخشی یک کیف پول اینجا ندیدی؟

دوستم اونجا نشسته بود

اینه؟

یه خانمی پیداش کرد داد بهم

بله خودشه

خیلی ممنون ، دستت درد نکنه

خوش اومدین - ممنون -

اونی - جدی میگی؟ -

واسه چی میخوی اینجارو ببندی؟

بخاطر اون خلافکارها

خب بهشون بگو کجا قایم شده

چرا بخاطر اون ما باید عذاب بکشیم

بخاطر یون هونگ نیست

بخاطر بازار اینکارو میکنم

هر چقدرم ازش متنفر باشم

نمی تونم بدمش دست اونها

...با اینحال نمی تونم بذارم

تو بازار ول بچرخن او کار بازار مختل کنند

در ضمن اگه من بمونم

...هی میخوان برگردن اینجا

عصبانیتشون سر من خالی کنن

با اینحال این درست نیست اونی

ما تازه اینجا جا افتادیم

خودمم ناراحتم

درست این اتفاق وقتی افتاده که ما تازه جا افتادیم

....شاید مردم بازار در مورد ما حق داشتن

ما مناسب اینجا نیستیم

این تقصیر ما نیست تقصیر یون هونگه

در ضمن

من دیگه خسته شدم

...نمی خوام دیگه به چیزی اهمیت بدم

می خوام فقط استراحت کنم

مقداری از پول اینجارو بین شما دوتا تقسیم میکنم

می تونین برا خودتون یک کاسبی دیگه راه بندازین

هر کاری باشه دلم میخواد با شما انجامش بدم

نمی خوام ما سه تایی از هم جدا بشیم

منم همینطور

ما قول دادیم همیشه با هم کارو بچرخونیم

...متاسفم

برا اینکه زیر قولم زدم

اما چاره دیگه ای نیست

باید از هم جدا شیم

...فردا میرم پیش صاحب اینجا

باید سریع اینجارو خالی کنیم

فقط همینو میدونم

هی - بابا؟ -

!یوبو

وای خدا

مواظب باش

وایسا این پسر بزرگم سونگ جون سونه

بابا؟ - بابا -

چرا بیشتر ازضرفیتت مشروب خوردی؟

اوک بون حتما نگرانم شدی

ببخشید

ببخشید اوک بوم

بابا مراقب باش - !یوبو -

ایوای ایوای

باید بهم میگفتی داری میری

چرا جواب گوشی رو ندادی؟

چند دقیقه دیگه دیر میکردی به پلیس زنگ میزدم

آی ببخشید ببخشید

وقتی راحت تو جام خوابیده بودم

نمی تونستم جلوی فریادهای یونگ سوک تو گوشم بگیرم

یوبو ، تو رو خدا

من بهش قول داده بودم برگردم

اما دوباره

دیر کردم

کجای این دنیا برادری مثل من پیدا میشه

من حق ندارم برادرش باشم

خودتم میدونی تو تقصیر نداشتی

یونگ سوک هم باهات موفقه؟

...یونگ سوک

اصلا اون زنده است؟

خدای من

بمیرم الهی

یوبو خواهش میکنم

...یوبو

خدایا

کی فکرشو می کرد گذشته بابا اینقدر غم انگیزه؟

با توجه به شخصیتش خیلی تلاش کرده تا باهاش کنار بیاد

مطئنم تمام عمرش خودشو مقصر می دونسته

بخواب اینجا

الان برگشتی؟ شام خوردی؟

می خوای یه چیزی برات بپزم؟ توکبوکی میخوای؟

نمی خوام ، با دوستام رامیون خوردم

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.

این واقعا تویی؟

البته

این تنها عکس خانودگی ماست

امکان نداره

...نکنه

...آقای سونگ و اونی

راستی اونی تو معبد بزرگ شدی ، درسته؟

گفتی خاطر مریضی فراموشی گرفتی

اما هنوز این عکس خانوادگی رو داری

تا حالا شده بفکر پیدا کردن خانوادت بیفتی؟

معلومه ، حتی یک بار کارآگاه خصوصی گرفتم

اما هیچ خبری ازشون نشد

آخرشم بیخیال شدم دیدم فایده نداره

حالا چی؟

باید اول برم به یون هونگ بگم؟

آره البته که باید بگم

اون رئیس اتحادیه است؟

باید خیلی پولدار باشه

چی؟

میخوای فوری بری؟

بله تازه اومدم ، بخاطر همین معذرت میخوام

....به املاکی سپردم

...یکی رو پیدا کنه

تا وقتی مستاجر چدید پیدا بشه اجاره رو میدم

نه لازم نیست

به هر حال اینجا همیشه براش مستاجر هست

مخصوصا زیر قیمت بذارم فوری مستاجر پیدا میشه

اما چرا اینقدر یهویی میخوای بری؟

اتفاقی افتاده؟

خیلی چیزها ، از جلمه مسائل شخصی

خیلی ناراحتم بخاطرکاری که دارم با شما میکنم

اگه وقت میخواین برای پرداخت پول پیش

...چند روز بهتون وقت میدم

نه نیازی نیست فوری بهتون پس میدم

...در عوض میتونی قبل از رفتن

اونجارو مرتب کنی؟

جا بجا کردن میز و صندلی هزینه بر میداره

هر وقت تموم شد بهم خبر بده

حتما اونجارو براتون تمیز میکنیم

نگران نباشید

میدونم خیلی نگذشته

اما بازم ازتون ممنونم

مرتیکه من آمریکانو می خواستم - لاته که خوشمزه تره -

حتی قهوه هم نمی شناسی

آیس آمریکانو عالیه

ای بابا امروز صبح خیلی شلوغ بودین

چرا دیروز شب باز کردی؟

نگران بودم مریض شده باشی

خوبی؟ - شیرین زبونی رو بذار کنار -

دنبالم بیا ، باید حرف بزنیم

فقط ما دوتا؟ دقیقا چه حرفی؟

این چیه؟

چیزی که شماها از همه چی بیشتر دوست دارین

می خوام اینجارو ببندم

با صاحب ملک حرف زدم پول پیش پس گرفتم

...پس بهتره عاقل باشی

دیگه نبینم بیای اینجا

اما چرا؟

من فردا گم و گور میشم

...پس این بگیرو گم شو

...وگرنه هر چی که بیای

دیگه هیچی گیرت نمیاد

آجوما واقعا نمی دونی اون کجاست؟

چند بار باید بهت بگم؟

به چشمهای من نگاه کن به نظرت دارم دروغ میگم؟

والا نمی دونم

داری شوخی میکنی؟

این حتی سود یک ماهشم نیست

نمیخوای بدش - باشه حالا که اصرار داری -

پس بخاطر اصرار تو قبول میکنم

باشه

بهم قول بده

دیگه پاتو نمیذاری تو این بازار

اگه تو بری واسه چی دیگه بیام اینجا

فکرشم نمی کردم یون هونگ همچین دوست خوبی داشته باشه

غیر منتظره بود

به هر حال شاید دوباره به هم برخوردیم

باشه ، بعدا می بینتمون خواهرها

...به هر حال اگه فهمیدی کجاست یه خبر

باشه ، فهمیدم دارم میرم

عجب احمقی

چرا وقتی داریم میریم بهش پول دادی؟

اینطوری همه چی سرعت پیدا میکنه

به اندازه کافی مشکل تو بازار درست کردن

برا شماهام یه کم پول ریختم حسابهاتون چک کنید

... به یون هونگم زنگ بزنید

بگو اینها رفتن فوری بره

من خسته ام باید استراحت کنم

فهمیدم

واقعا؟ رفتن؟

آره ، دیدمشون که رفتن

عجیبه ، اونها به این راحتی ول کن نیستند

فکر کردی راحت رفتن؟

اونی بهشون پول داد تا برن

اونی؟

پول پیش رستوران بهشون داد

داریم اینجارو می بندیم

واسه چی ...بخاطر اونها؟

چه میدونم

الان ناراحته رفته اسراحت کنه

به هر حال فردا از اینجا میریم

تو هم میتونی راتو بکشی بری

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left