نخستین 151 خط.
www . AnimeSubtitle . ir | instagram.com/animesubtitle.ir | t.me/animesubtitle
شماها از ما سواری گرفتین ولی حالا نوبتِ ماست!
بالا رو نگاه کنین احمقها!
ارن و کریستا کجان؟
فایده نداره!
اگه خودتون رو تسلیم نکنین هر سرباز شناسایی که گرفتیم اعدام میشن.
من وظیفهای رو به پیکسیس سپردم.
وقتی که زمانش فرا برسه من فقط نظاره میکنم.
تصمیماش دیگه به خودت بستگی داره.
به تو... و اونها.
پاسخ
چقدر گاری دارن رد میشنها.
چه خبره یعنی؟
خبر نداری؟
همین الان، همهی سرانِ نظامی کشور داخل قلعه جلسه دارن تا
بالاخره هنگ شناسایی رو منحل کنن.
میبینی؟
اون هم چوبهی دارـه برای اعدام فرماندهشون.
همین الان هم حتما دارن حکمِ نهایی رو در موردش صادر میکنن.
اگر انسان، هنگِ شناسایی رو از دست بده به این معنیـه که نیزه و سلاحش رو از دست داده.
هنگامِ حملهور شدنِ دشمن، شما نه با سپر، بلکه با نیزه به دفاع میپردازید تا تهدید رو از بین ببرید
فرض کنید، برای مثال، غولها به دیوار رز حمله کرده و داخل شدند...
ساکنین دیوار رز دوباره فرار کرده و به دیوار سینا پناه میبرند.
ولی از تخلیهی قبلی میدونیم که ذخایر غذا و دارو در بهترین حالت، تا چند روز بیشتر دوام نمیاره.
در یک چشم به هم زدن، بیشتر ساکنین برای بقا مجبور به جنگیدن باهم میشن.
دیوار رز و دیوار سینا... انسانها به همین دو گروه تقسیم شده و جنگهای داخلی بیشماری رخ خواهد داد.
حتی اگر به داخل دیوار نفوذی صورت نگیره دیوار رز در کمبود همیشگی غذا به سر خواهد برد.
شاید این غولها نباشن که به دیوار سینا نفوذ میکنن...
به احتمال زیاد، این ساکنین دیوار رز باشن که اولین نفوذ رو صورت میدن.
بازپسگیری دیوار ماریا.
اگر بشریت کورسوی امیدی به آینده میخواد داشته باشه اون تنها راهِ نجاتـه.
پس شما میفرمایید که برای چنین هدفی، بودنِ جوخههای شناسایی لازمـه؟
به عنوان هنگ شناسایی، وظیفهی ما همیشه حمله به دشمن بوده.
با ترسیدن و فرار کردن، مشکلی حل نمیشه.
یا شایدهم شما... برای مقابله با چنین وضعی طرح و نقشهی پنهانیای دارید که ما ازش بیخبر هستیم؟
اروین، فکر کنم که بد متوجه شدی.
اینجا نیومدی تا دربارهی آیندهمون بین این دیوارها صحبت کنیم،
و نه البته به خاطر یه قتلِ ساده.
بند ششم، از اساسنامهی بشریت.
کسی حق ندارد منفعت شخصی را به سرنوشت انسانها ارجحیت دهد.
شما به خاطر چنین اشتباه بزرگی اینجا هستی.
درسته. شما از روی عمد، از تحویل ارن یگر نه یک بار، بلکه چندین بار سر باز زدی.
با این کار، شما از اساسنامه تخطی کردی.
ولی ارن برای بازپسگیری دیوار ماریا حیاتیـه.
تصمیم این با جوخههای شناسایی نیست!
ارن یگر، غولیـه که قدرتهاش هنوز قابل درک نیست!
پناه دادناش درون دیوار ریسک و خطر بزرگی به همراه داره!
اینکه فقط یه فرماندهی ساده روی ارن یگر کنترل داشته باشه، بسیار مضحکـه.
ولی، شما گستاخانه و مغرورانه روی نقشههات پافشاری کردی.
شما نه تنها وانمود به دزدیدن ارن یگر و سعی در مخفی کردنش کردی...
...بلکه دیمو ریوز که از نقشههای شما باخبر بود رو هم خفه کردید.
این مصداق بارز خیانتـه.
اگر هم بگیم که شما تهدیدی برای بشریت هستی نیز گزافه نگفتیم.
فرمانده پیکسیس.
هردوی دژبانها و جوخههای شناسایی جونشون رو در خط مقدم به خطر میاندازن.
ما از کجا بدونیم که شما همدستاش نیستی؟
از اینکه ما رو با هنگ شناسایی یکی کردین، بسیار ناخرسند شدیم.
چیزی بیمعنی تر و بدتر از کشتنِ آدمها توسط خودشون نیست.
در این دنیای متراکم و فشردهای که ما انسانها زندگی می کنیم، یک جرقه، شعلهای ایجاد میکنه که دامن همهی ما رو خواهد گرفت.
وقتی زمانِ دفاع از منطقهی توروست سر رسید،
اون جمله رو به سربازهای تحت امرم که رفتن و دیگه هم برنگشتن گفتم.
اگر هنگ شناسایی اون جرقه باشن، پس باید به سرعت خفه و خاموش بشن.
به هرحال، اگر غولها وارد دیوار بشن
و کسی رو پیدا نکنن که بخورن...
... اون غولهای بدبخت حسابی گشنه میشن.
خیلی خب.
پس بحث رو ادامه میدیم.
عالیجناب... اجازه هست؟
اروین... میخوای همهچی اینطوری تموم شه؟!
به نام سرورم، پادشاه، حکم شما رو اعلام میکنم.
اروین اسمیث.
به خاطر تخطی از بند ششمِ اساسانامهی انسانیت،
شما محکوم به مرگ میشوی.
حکم اعدام شما بدون فوت وقت انجام میشود.
ببریدش.
واقعا همین رو میخوای، اروین؟
با این وضعیت، تو...
به دیوار رز...
... نفوذ شد!
غول بزرگ از ناکجا پیداش شد!
به همراه غول زرهپوش، هردو دروازهی منطقهی کالانث رو شکستن!
درحال حاضر، پناهجویان از سمت شرق درحال پناه آوردن به اینجا هستن!
برای پناهجویان راه رو باز کنید!
همهی سربازهای دژبانی و استحکامات رو برای دفاع از سمت شرق اعزام کن.
همهی پناهجویان رو به سلامت وارد دیوار سینا کنین!
همه زودباشید! نجاتِ پناهجویان اولویت اول ماست!
-اطاعت!
-نه! -اطاعت!
هوم؟
همهی دروازههای مشرف به دیوار سینا رو ببندین!
نذارین حتی یک نفرشون هم وارد دیوار بشن!
ها؟!
و-ولی... اونها ساکنین دیوار رز هستن!
شما دستور میدید تا بشینیم و ببینیم تا نصف بشریت از بین بره؟
همونطور که اون قبلا گفت! دلتون جنگ داخلی میخواد؟
نمیتونیم اجازه بدیم تا حکومت کنترلش رو از دست بده! اگه این اتفاق بیافته، همه چیز تمومه!
و-ولی... اون فقط یه احتمالـه!
همون احتمالِ کم، کافیـه تا واقعیت پیدا کنه!
قدرت و اختیار ما همیشه و تا ابد مطلق خواهد بود!
حالا برید سر کارهاتون!
ای بابا...
تو چنین وضعیتی چرا اونها پیداشون شد...
ولی، این سختیها هم تموم میشه.
ما قبلا برجـه رو پیدا کردیم.
فقط باید دندون رو جیگر بذاریم تا بدنـه بگیردش.
درسته. نباید با چنین فاجعهی کوچکی دست و پامون رو گم کنیم.
تا وقتی که دیوار سینا تحمل کنه، مشکلی پیش نمیاد.
بله. تا وقتی که جناب ریس برگرده...
بریم! باید دروازهها رو ببندیم!
وایسا!
اگه صبر کنیم دیر میشه!
چه کسی، فرصت انتخاب پیدا میکنه؟
چه کسی انتخاب میکنه؟
داری چیکار میکنی؟ زود باش دیگه!
اگه سرپیچی کنی، خیانت محسوب میشه!
بنده انجام نمیدم!
چی گفتی؟
هوی...
بنده... یک انسان از دیوار رز هستم!
اجازهی بسته شدن دروازهها رو نمیدم!
احمق!
بنده هم انجام نمیدم.
دالیس زاکاری...
آیا از واکنششون متعجب شدین امیر زاکاری؟
نهخیر... حتی یهذره.
زاکاری، معنی این کار چیه؟!
اون گزارش تنها یک آژیر کاذب بود.
لطفا آسوده باشید.
درحال حاضر، گزارشی از حملهی غولها داده نشده.
عوضیها! معنی این کارها چیه؟
اگه دنبال مغز متفکر این جریان میگردین، اون منم.
پیکسیس؟!
گویا اکثر نیروهای پلیس داخلی اینور و اونور مشغول کارهای شمان.
به گمانم امروز سر شانس هستیم.
منظورت چیه؟
قبلا، عنوان کردم که هنگ استحکامات و دژبانی آبشون با شناسایی تو یه جوب نمیره.
ولی یادم رفت چیزی رو اشاره کنم...
با شما هم، آبمون تو یه جوب نمیره.
درحالی که بعضی از احساساتِ اروین رو بنده هم دارم...
... تصمیم گرفتم که تصمیمگیری رو به حکومت شما واگذار کنم
اگر این انتخاب بهتری برای حفظ جون انسانها میبود.
به هرحال، وقتی پای دیوار و غول وسط باشه شماها به اصطلاح از ما عاقل ترید.
با فرضِ اینکه شما، به نجاتِ حدِ اکثریِ آدمها فکر میکنید
بنده مشکلی با اعدام شدن اروین نداشتم.
البته، بسته به تصمیم شما همهی ما آماده بودیم تا از کارمون دست بکشیم.
ولی، پاسخی که شما به ما دادید بسیار روشن و واضحـه!
شاید ما نسبت به غولها و تواناییهاشون بی اطلاع باشیم، ولی...
با جرات عرض میکنم، ما با همین جهالتمون بیشتر از چیزی که شما بتونید، انسانها رو نجات میدیم.
د-دیونهای؟ فکر کردی با تضعیفِ ما چی نصیب شماها میشه؟
شهروندها هرگز گوش به حرف شماها نمیدن!
اونها به هرچی که پادشاه بگه گوش میکنن!
No comments yet. Be the first to leave one.