نخستین 200 خط.
من کلی مامور عالی و بزرگ دیدم
که از اون درها عبور کردن
شما با پنه لوپه رسیدید
"و مسئول اف بی آی "سیپریم جنیس
مامور ویژه "جنیفرجریو "، "جی جی" اگه دوست داری
بفرمایید" دکتر " رید
"مامور "امیلی پرنتیس
"باعث افتخاره" مامور روسی
" لطفا فقط "دیو
سلام من "تارا لویز "هستم
عالیه که رسما شما رو ملاقات کنم
من مامور ویژه " لوک لویز " هستم
ایشون مامور ویژه "مت سایمون " - سلام
اکثر بچه های تیم بیش از یک دهه
با هم بودن
در کنار هم میایستیم
به هر طریقی ، خوب یا بد
چون ما یه خانواده ایم
بسلامتی
آنچه گذشت
اون مامور "اوون کوین" -ه
اون تا یک سال پیش اینجا کار میکرد
اون قانع شده بود که یه مورد خاص هست که ما از دست دادیم
کار در بالا و پائین کریدور شمال شرقی
اسمش رو "استرانگلر " گذاشته
تئو ، تو گفتی که با تو مثل یه انسان رفتار کرد
گاهی به من غذا میداد
یه چیزی پیدا کردی که از دست دادیم ، چی بود؟
استخوان "لامی" . استرانگلر برش داشت
اینها رو از گردن قربانیان خودش گرفته بود
و اونها رو به عنوان یادگاری نگه میداشت
من مامور ویژه " میدوز " تو " پلیس ویژه " هستم
من یه پرونده از مامور کوئین دارم روی استانگلر که شما درخواست کرده بودید
تئو پدرو مادر خودشو کشته
پدرم اونا رو نکشته
اونها رو دزدیده و بعدش
اونا رو به مسیح داده
مگه نمیبینی ؟ این یک قاتل سریالی یا یک زوج نیست
این یه فرقه مذهبی ـه
"بنیامین دیوید مروا"
شما به جرم قتل ۷ نفر بازداشت هستید
شاید ما در تمام این مدت ، " کوئین " رو اشتباه گرفتیم
اگر آنها او را تغییر میدادند چی؟
و ما اونو تو ساختمون گذاشتیم
که توش مسیح در بازداشت به سر میبره
اسلحهات رو بکش
میدوز، اون میدوز بود ، اون یکی از اوناست
اسلحه رو بزار زمین ، مامور رید
من و تو میریم طبقه بالا و مسیح موعود رو آزاد میکنیم
اسپنسر، بهش شلیک کن ! بزنش
فقط میره رو پیغام صوتی
تموم ارتباط های گارسیا ؟
آره. نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم
یه لحظه با " اسپنسر " حرف زدم
قبل از اینکه جدا بشیم
خیلی خب، دروازه امنیتی رو امتحان کنین
هنوز سرم شلوغه ، هنوز سرت شلوغه؟
آره، با عقل جور در نمیاد
ما یک زندانی داریم
که میتونه همین الان فرار کنه
ما نمیتونیم کسی رو پای تلفن پیدا کنیم
حتی حراست
شاید "پرنتیس " رئیس رو پیدا کرده
آره، امیدوارم
"درسته ، " بنیامین مروا
او در اتاق بازجویی در طبقه ششم برگزار میشه
متاسفم ، چی ؟ منظورت چیه ؟
بچه ها
اینا رو از کجا آوردی؟
این یک هشدار آتشسوزی در طبقه ششم ـه قربان
کدوم ساختمون؟ مال شما
چند نفر زخمی شدند ؟ مشخص نیست
رئیس ریسک نمیکنه
اینجا یک تخلیه اجباری ـه
ما یک زندانی داریم که در انتظار انتقال ـه - بنیامین مروا
نمیتونم بهش نگاه کنم. . سیستم خاموش ـه
خب، ما باید هر وسیله نقلیه رو بگردیم
بخصوص موارد اورژانسی
من نگهبانهارو تو خروجی دارم
اما ما در اقلیت هستیم
نه، بهمون حمله شده
هی ،کوئین، اون هنوز زنده است
ما به یکی از اون آمبولانسها احتیاج داریم
هی، ما میخوایم کمکت کنیم، باشه؟
" فقط همونجا بمون، " کوئین
لطفا فورا تخلیه کنید
ازآسانسور استفاده نکنید
ازساختمون دور بشید
لطفا فورا تخلیه کنید
ازآسانسور استفاده نکنید
ازساختمون دور بشید
مروا رفته
رید و گارسیا ؟
اونا می تونن به تخلیه کمک کنن
کوئین و پسرش هم از دست دادن
به هیچ وجه در دیدرس نبود
ولی کوئین توی گاراژ بهش شلیک شده
خب، اگر اون تو فرار بهشون کمک نکرده ، کی کرده؟
بهت که گفتم انجامش میدیم
اونها براش میان
و برای اون - اما خیلی دیر خواهد شد
بزار ببینم
تو همین الان میزاری که ما بریم
منو از اینجا ببر بیرون
تنها چیزی که در جهان جدیده
داستانی ـه که شما نمیدونید
هری ترومن
اون ماشین گارسیاست ؟
آره
گوشی های اسپنس و پنه لوپه داخل مونده
با کیف هاشون
اگه اونها به تخلیه کمک میکردن
اونها رو پشت سرشون ترک نمیکردن
نه
اوه، و اون . دیدیش؟
اون خون کوئین ـه
اما اینجا
منظورم اینه که ، این خون کیه؟
اگه کسی مروا را گرفته، چی؟
اسپنس یا پنه لوپه صدمه دیدن؟
ما پیداشون می کنیم
باعقل جور در نمیاد
اینجا نه آتشی هست ، نه آبپاشی
واضحه که یک هشدار اشتباه بوده. پس چرا این همه بی نظمی ؟
صدها نفر تخلیه شدند
چند نفر وحشت زده از پلهها پایین افتادن
وایسا ، صدها نفر تخلیه شدن ؟
واقعا، این اواخر؟
تومحوطه دانشگاه تموم ساختمون ها تخلیه شدن
ظاهرا قوانین جدید
باشه، پس هر کی اون آژیر رو کشیده
میدونسته که این باعث هرج و مرج میشه
گفتم بدون بازرسی ، کسی نمیره
میدونم که دیره. بهشون بگو من خودم اضافهکاری میدم
خب، همه چیز هنوز خاموشه
هر کی آژیر رو کشیده
قوانین مدیر رو می دونسته
و ازش بعنوان یه حواسپرتی استفاده کرده
برای فرار ازمروا
اگه یه وسیله نقلیه اورژانس بگیرن
اونا میتونن همه موانع رو رد بشن
باید جستجو رو گسترش بدیم
هر آمبولانس که جواب میده رو ردیابی کنیم
او تو یکی از اونهاست. به هماهنگ کننده زنگ بزن
من ببینم چرا ما هنوز آنلاین نیستیم
جرثقیل اینجاست
دستکم گرفته بودمت که چقدر بهت اهمیت میده
هرچی که لازم داشتم رو بهم داد
برای اینکه ما یک خانواده هستیم
و تو هر کاری برای محافظت از کسایی که دوستشون داری انجام میدی
جالبه تو این حرف را طوری میزنی که انگار من نمیدونم
تو ما رو دزدیدی، تو سالها به اف بی آی کلک زدی
و تو اون یارو بنیامین مروا را ستایش میکنی
معذرت می خوام ، منو ببخش که فکر کردم نمی تونی بگیریش
تردستی تو رو لازم دارم
اجازه بده رید رو ببینم
او اینجا نیست
نه هست
مگه از روی نعش من ردشی
لیزا
تیر به شکمش شلیک شده ، فشار خونش چطوره؟
خیلی کمه.. ضربانش ضعیفه
اون داخله و بیهوشه
تئو فقط یک پسره. اون جون منو نجات داد
ما تئورو پیدا می کنیم
الان با رید و گارسیاست
اونا رفتن
میدوز شما را چک کرد ،اون کجاست ؟
همیشه او بود
لوک، باید ببریمش اتاق عمل
وقتی آوردنش بیرون صدات می زنم
ممنون
از اینجا برو بیرون
لویز
هی روسی
خوب تو میتونی میدوز رو بهش اضافه کنی
الویز فقط تائید کرده که اون فرار کرده
اون به چه جهنمی فکری میکرد
مامورین اف . بی . آی رو دزدیدن و از مرز فرار کردن؟
خب، اونا جسور و ماموریت گرا هستن و گروگان هم دارن
شاید فکر کنند ما مذاکره میکنیم
ما به صورت آنلاین بر میگردیم. کامپیوترهای گارسیا
توسط یه نفر تو این ساختمون هک شده
خب، " میدوز " تو این ساختمون بوده
و اون مظنون شماره یک ماست
ما باید همه چیز رو در مورد اون بدونیم
خب، " میدوز " با " بنجامین مروا " تا کی باهم بودن؟
نمیدونم. اما اگه تو یه فرقه باشن
ماهیچ سند مکتوبی پیدا نمیکنیم
اون سالها در پلیس ویژه بوده
حتما یه مصاحبه جهنمی بوده
برای گول زدن اون و اداره
او قطعا مهارتها و ارتباط هایی داره که اونو از بین ببره
باشه بفرمائید بریم
داره میره سمت آسانسور
گارسیا بخشی از برنامه نبوده
نه ، اما الان هست
دوربینی تو آسانسور هست یا تو گاراژ؟
اوه ، اونا غیرفعال بودن
باشه اینجا رید ـه
No comments yet. Be the first to leave one.