The Gold

The Gold

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Gold S01E04 WEBRip 2CH x265 HEVC Vengeance Is Easy Justice Is Hard
ناشر Saeed_Pardis
🔴 █ زیرنویس : سعید █ 🔴

برچسب‌ها

webrip
web
BRip
x265
HEVC
2CH
تاریخ انتشار: 2023-03-16
تعداد دانلود: 33
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 199 خط.

جان پالمر، این تاجر طلای به خطر افتاده‌ی ماست

تنریف ، جمعه میریم

نمیتونم. تو میتونی

میخوام حساب رو خالی کنم، لطفا

یعنی 700000تا

50تایی ، لطفا

10میلیون پوند پول نقد تو چهار ماه چیزی بیش از نگران کننده اس

من روز قبل دو نفر از "فلائینگ اسکواد" رو تو مسیر شما دیدم

کار "فلائینگ اسکواد" نیست

نیروی گروه ویژه زیر نظر برایان بویس

آیا اونا طلا رو دارن ، بویس؟

هر چه که باقی مونده پس برو و بگیرش

حرفهایی درون تیم داره دهن به دهن میچرخه ، جان

به جای اعتماد به نفس بالا، قربان

پلیس پلیس، عقب وایسا یه قدم برگرد عقب

برو عقب

فوردهام افتاده

شرح زیر از حوادث واقعی الهام گرفته شده بعضی از عناصر و شخصیت ها برای اهداف این نمایش خلق یا تغییر یافته اند

آه، خب بیا بگیرش

وسط راه یهو برگشتی بریستول

نفهمیدم چقدر پیش رفتم

اوه عزیزم. آه، عزیزم

هی عزیزم. هوم؟

چرا نمیری اون بالا؟ هی؟

تو یه صدای عالی داری

اگه تو هم بیای میرم

من نمیخونم

خب چی رو داریم از دست میدیم؟ چه میدونم

از وقتی رسیدن اینجا دو روزه گذشته

اوه

اینجوری باید زندگی کنی

دراز کشیدن زیر آفتاب، دو روز پشت سرهم

اوه، آه

طلا

.:: تـرجمـه و زیـرنـویـس : سـعـید ::.

جان فوردهام مرده و شما میخواین انتقام بگیرین

انتقام گرفتن آسونه

عدالت سخته

اگه اجازه بدیم انتقام بر ما مسلط بشه

از روی احساس، با عصبانیت

اشتباه میکنیم و عدالت اجرا نمیشه

و باید عدالت زیادی رو اجرا کنیم

برای نویه و دیگران ما محکومیت رو تضمین میکنیم

طلای باقی مونده رو پیدا میکنیم

ما جان پالمر رو پیدا خواهیم کرد

و ما هرکسی رو که یه پنی از سرقت برینکز مت بدست آورده

پیدا میکنیم

چون هر یک از اونها

و هر پنی ، کمک کرده

فوردهام رو تو اون باغ از دست بدیم

مسئولیت مرگ جان فوردهام

با منه و نه هیچ کس دیگه ای

این بار منه که میتونم حملش کنم و از شما میخوام که بهم اجازه اینکار رو بدین

عناوین اصلی امروز

یک افسر پلیس در باغی در کنت با ضربات چاقو کشته شده

جان فوردهام 45 ساله

و یکی از اعضای واحد نظارت بر پلیس مت بود

صاحب خونه کنت نویه، دستگیر شده

خبر دیگه اینکه یک شرکت کشتیرانی ....متعلق به سر

خونواده چطوره؟

اونها شجاع هستن

و باید شجاع باشن

ما به مطبوعات گفتیم که اعمال شما خطا ناپذیره

دیدمش

و واکنش اونها رو دیدم

...فکر میکنم الان اولویت

هر گرم طلا، هر پنی پول پولشوئی رو پیدا میکنم

و هر کسی رو که دستم بهش برسه مهم نیست که چه کسانی هستن

یا چه کسانی رو میشناسن

یادمه یه وقتی اینکار رو نمیخواستی، بویس

دیگه مسئله کار نیست خانم

نویه؟

پلیس کنت اونو گرفته و عجله ای برای پس دادنش نداره

من با وزارت کشور صحبت کردم

فردا به همراه پرونده قتل میبرنش

عنوان قتل عمد تو این شرایط آسون تر میشد

وقتی یه پلیس میمیره از رده های بالا خبر ارسال میشه که

خدمات عادی باید از سر گرفته بشه

و کنت نویه باید به قتل محکوم بشه

پنج ضربه چاقو تو سینه و پنج تا تو پشتش

بنظر من یه قتل ـه منم همینطور فکر میکنم

اما فکر کنم نباید هیئت منصفه رو تشکیل بدیم

اگر اعتراف بگیرید، هیئت منصفه ای وجود نداره

ما 11 تا شمش طلا بدون شماره سریال در زیر پاسیو پیدا کردیم

و یه دفترچه راهنما برای کارخونه ذوب در کارگاه

نه، اون میتونه راهی برای خروج پیدا کنه

ما به طلای مناسب نیاز داریم اونها سه تن طلا داشتن

اونها تعداد مناسبی شمش رو از طریق پالمر دریافت کردن

اما چیزهای زیادی باقی میمونه و ما باید اونا رو پیدا کنیم

ما طلاها رو به محل خودش برگشت دادیم، قربان

مقدار قابل توجهی از طلا باید باشه ، گودمن

بزرگ و روشن و وقتی بهشون ضربه بزنی صدای شادی بلند میشه

به حفاری ادامه بدین

آهای

میخوام تنهاش بذارین

ببخشید؟

آقای نویه

اون مرد یه الماسه

او میاد اینجا و علف های منو میکَنه و یه پنی هم نمیگیره

میخوام تنهاش بذارین

این خانم دنیس ـه

اگه برگشت

اونو پرتش کنین تو یه سوراخی

مشکلی پیش اومده؟

موفق باشی رفیق

تو خواستی منو تنها ببینی

اونا میگن که تو به "رجی کری" دستبند زدی

تو خواستی منو تنها ببینی

تو زود بازنشسته میشی ،نه؟

نه به زودی تو

به اندازه کافی کنار گذاشتی؟

به قتل اعتراف کن و بگو طلا کجاست

خب قتل نبود

...و

من طلا ندارم

ما 11 شمش پیدا کردیم

درسته

شماره سریال شون رو گرفتین؟

چون این اولین مشکل شماست و آخرین مشکل تون هم نیست

ما دستورالعمل یه کارخونه ذوب رو پیدا کردیم

من تجارت جواهرات میکنم

این مثل اینه که برای داشتن یه اسب بهت بگن سوارکار

ما دنبال انبارهای بزرگتر هستیم

خوب، اگه پیداشون کردین به منم خبر بدین

...ما نظارت گسترده ای داریم اسپانیا

این خوبه، مگه نه؟

بله، بازنشستگی بسوی اسپانیا

با چند پوند تو اونجا ، منتظرشم

به قتل اعتراف کن و بگو طلا کجاست

این تنها قدرتیه که برات مونده

خب، فکر کنم بزودی متوجه میشیم ، آقای بویس

که چه قدرتی برام باقی مونده

...تو جنگ ، چند شب تو لندن بود که

تنها چیزی که می شنیدی سوت بود

یه پیرمرد تو هاید پارک یه توپچی بود ...و سعی میکرد

از پادشاه با توپ محافظت کنه در حالی که مادرم زیرمیز آشپزخونه بود

تو خیابون میپل ، که سعی میکنه با "آو ماریا" ازم محافظت کنه

و تو اون شب ها که تنها چیزی که می شنیدی سوت بود

اون برگشت و بهم گفت

تو فقط باید نگران کسی باشی که به سراغت میاد

امشب

وقتی تو اون سلول تاریک هستی

ازت میخوام به سوت زدن گوش بدی

و میخوام بدونی که همه شون میان دنبالت

این اطراف پر از خشونته، مگه نه؟

میتونم بگم که من جای خشن تری بزرگ شدم، اما نه زیاد

....متاسفانه نمیتونم چیز بیشتری بهتون بدم

ما از اینجا راه افتادیم ، میدونی؟

از اسکادلین با این صورت‌حساب‌های بانکی

همینطور که راه میرفتیم فکر میکردیم

چطور یه جوون تو چنین منطقه‌ای وارد بانک میشه و ازش خارج میشه

با ده میلیون تومان پول نقد و آب از آب تکون نمیخوره؟

متاسفانه نمیتونم بدون حکم دادگاه ...اطلاعات بیشتری

بهتون بدم شما هیچ اطلاعاتی بهمون ندادین

اگه این اظهارات رو پیدا نکرده بودیم الان اینجا نبودیم

تنها زمانی میتونیم جزئیاتش رو در اختیار پلیس قرار بدیم

که حساب مشتری با حکم دادگاه باشه

یا توسط صاحب حساب و امضاء

ما هر چه که می تونستیم انجام دادیم یعنی ابراز نگرانی در داخل بانک

امروز صبح دوباره با دفتر مرکزی صحبت کردم

جالبه

خیلی

چون بعد از ظهره و تو نمیدونستی که ما داریم میایم

پس چرا امروز صبح باهاشون تماس داشتی؟

چون شنیدی

تو روزنامه ها رو میخونی در مورد پالمر، در مورد اسکادلین

در مورد افرادی که ده میلیون پوند بهشون دادی

اما تو با ما تماس نگرفتی با دفتر مرکزی تماس گرفتی

یه پلیس مرده

و تو تلفن زدی دفتر مرکزی؟

ما هیچ قانونی رو زیر پا نذاشتیم و حالا هم قانون رو نقض نمیکنیم

حکم دادگاه بگیرین و ما هر چه رو که بخواین بهتون میدیم

در ضمن میتونم بهتون بگم که پول ها توی کیف رفته بیرون

از طریق این درها عبور کرده و تا به حال

حدس میزنم از اینجا خیلی دور شده باشه

ممنون از وقتی که گذاشتین

تو کنت چی گذشت؟

نمیدونم

یه مدت دارم دور میشم

کجا میری؟

فرانسه

تو میتونی هر جا که میخوای مخفی بشی آقای کوپر

خودتو ازم مخفی نکن

یا افرادی که بهشون پاسخگو هستیم، باشه؟

بنظر میرسه کسانی که سرمایه گذاری شون رو مدیریت میکنیم

الان تحت مراقبت پلیس هستن

شش مرد تو اون سرقت حضور داشتن

شش

و خیلی بیشتر از اونموقع درگیرش هستن

حالا اون امپراتوری کوچیکی که در حال ساختنش هستن

و تو داری کمیسیون ازشون میگیری

متعلق به افراد زیادیه

بعضی از این افراد تو زندان هستن بعضی نه

به هر حال مهم نیست

اما فرق زیادی بین مخفی شدن و فرار وجود داره

فرار نکن، آقای کوپر

ما باید پول رو از سوئیس به "لیختن اشتاین" منتقل کنیم

بعضی از دستگیرشده ها دارای شماره حساب سوئیسی هستن

پلیس نباید از این جلوتر بره اما یه پلیس مرده

More Farsi Persian subtitles for The Gold

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left