نخستین 200 خط.
به نام خدا
آدم در ازای پول
تقدیم به همۀ فارسی زبانان جهان
،من استفانی پلام هستم
و این، داستان منه
.من در بلو کالج متولد و بزرگ شدم جایی نزدیک شهر ترنتون، به اسم بروک
،اینجا، خونهها معمولیان ،حیاطها کوچیکن
و ماشینها آمریکاییان
استفانی - سلام بچهها -
الان به نقطهای از زندگیم رسیدم که هیچ غذایی توی یخچالم نیست
و فقط 4 دلار پول دارم
و دارم ماشین مامان و بابامو میرونم ماشینی که دیگه نمیتونم قسطهاش رو پرداخت کنم
پدر میخواد غذا بخوره - دارم میام -
طبق ساعت ماشینم فقط پنج دقیقه دیر کردم
همینقدر کافیه تا مادرم فکر کنه مُردم
! فکر کردم مُردی - ! پنج دقیقه دیر کردم ، مامان
نهار چی داریم ؟ - گوشت کبابی -
سوخته ! ولی هنوز گوشت کبابیه -
، توی این پنج دقیقه، طبق معمول بابام داشته نقشه میکشیده که چطوری مامانبزرگ میزور رو بکشه
و جسدش رو کجا سر به نیست کنه
حدس بزنین کی مُرده ؟
امروز خبرشو خوندم این یکی رو دیگه عمرا بتونین بگین
! جیمی
همون گوش آویزونه. هفتاد و دو سالش بود برق گرفتش
! مامان
! بیچاره مادرش
پس چرا نمیخوری ؟
یه عالمه خبر بد دارم
سرطان گرفتی ؟ - ! بیخیال -
نه ! از فروشگاه « میسی » انداختنم بیرون - عوضیها -
شش ماه پیش - شش ماه ؟ اونوقت الان داری میگی ؟ محض رضای خدا -
.میدونم. میدونم
آخه تا 10 دقیقه دیگه ماشینمو میبرن به هر حال خبرم همین بود
... و حالا چیزی که نیاز دارم
یه شغله - یه شوهره -
برنی کونتز مجرده
مامان، من شوهر داشتم. ازش خوشم نیومد ! یکی دیگه هم نمیخوام
آره . یه شغل. با اینکه تصورش هم خیلی سخته
! چون فقط بلدم مدیر بخش فروش زیرپوش باشم
.تو اینجوری فکر میکنی
کیه که از یه زیرپوش فروش خوشگل خوشش نیاد ؟
! مسخرهست
! نترسین دارن ماشینمو با یدککش میبرن
چی ؟
! فکر کردم گفتی 10 دقیقه دیگه
پیشبینیهام اینجوری نشون میداد
! پیشبینیهات به درد عمهات میخوره
دیگه نمیتونم تحمل کنم
بههرحال، پسر عموت داره دنبال یه نفر میگرده که توی بایگانی بهش کمک کنه
کدوم پسر عمو ؟ - وینی -
آها همون که میخواست روز عروسیم اغفالم کنه
! به نظرم چند تختهاش کمه
.اینجا خونۀ منه. وسایل اینجا از مامانبزرگ هم قدیمی تره ولی برای من مناسبه
!رکس دارم بهت میگم. هیچجا نمیتونی بری. حالا هی بچرخ
! دالی - مامانبزرگ -
تو باید قبل از اینکه درو باز کنی از اون چشمی نگاه کنی شاید من یه تبر داشتم یا بدتر
میفرمایی داخل ؟ - آره -
نه خب، کار زیادی ندارم یه چیزی واسهت آوردم
« آبی گنده »
.مامان بزرگ نمیتونم « آبی گنده » رو قبول کنم .چطوری تا اینجا اومدی ؟ تو که گواهینامه نداری
خوشت میاد مثل یه کولی سوار اتوبوس بشی ؟
آدما همیشه سوار اتوبوس میشن
ولی تو میتونی با یه خوشگلش رانندگی کنی
باشه، ممنون
یه کمی هم موهاتو شونه کن حالت بهتر میشه
الان هم حالم خوبه
باشه. پس موهاتو شونه کن تا من حالم بهتر بشه
حالا برو لباساتو بپوش و منو برسون خونه
بدو برو
اینجا محل کسبوکار پسر عموم وینیه پروندۀ هرچی آدم گردنکلفت که قسطهاشون عقب افتاده از اینجا سر درمیاره
ولی هرچی باشه از ازدواج با برنی کونتز بهتره، !پس... من اینجام
استفانی پلام. بهخدا فکر کردم اومدی اینجا تا ضامن یکی بشی
واسه همین ناراحت بودم
چیه ؟ گیج میزنی منم، کانی رُسُلی
تو با خواهر کوچیکم، تینا، فارغالتحصیل شدی
!تینا رُسُلی! هَی وای من حالش چطوره ؟
خوب نیست. اندازۀ یک خونه چاق شده
صبحت در مورد من و اون بسه اومدی اینجا وینی رو ببینی. به چه علت؟
شنیدم میخواین یکی رو برای کار بایگانی استخدام کنین - نُچ -
نچ؟ منظورت چیه نچ؟
هفتۀ پیش بیشتر پروندهها رو طبقهبندی کردیم دو روز وقت گرفت
چه کار مزخرفی داریم همۀ روز باید سر پا باشی
اگه میتونی این همه سر پا وایسی بهتره بری یه جایی که پول بهتره بهت بدن توجه نمودی ؟
آره. یعنی هیچ کاری ندارین؟ تمام وقت، پارهوقت، آزاد که بتونم گلیمم رو از آب بکشم بیرون
شاید وینی بتونه بفرستت تا یکی رو تعقیب کنی
با علاف بودن که مشکلی نداری ؟
!سه سال توی شفل قبلیم همین کارو میکردم
!پس حسابی باتجربهای
بذار برات بگم، مارتی بایرز، به خاطر ترکیدگی آپاندیس خونهنشین شده
این هم پروندههایی که روشون کار میکرد
میتونم نگاهی بهش بندازم؟
شین میم شین ؟
شخص متواری شده » ، کسی که نمیاد قسطهاش رو بده » اگه بتونی اونو برگردونی، 10 درصد از بدهکاریش گیرت میاد. بیشتر هم میشه
واقعاً ؟ از پسش برمیام
.مطمئن نیستم استف. توی این کار با خلافکارا سر و کار داریم .نمیتونم اجازه بدم
حاضرم تنهایی با ده تاشون کتککاری کنم، وین
تا این حد وضعت خرابه ؟ - آره -
جو مورلی هم قسطهاش رو نداده؟
نه نه نه. بیخیال این یکی شو نیممیلیون میارزه
.من همهچیزمو میدم تا بندازمش زندان
.همهچیزتو میدی ؟ تو که چیزی نداری ...همین الان خودت گفتی. هیچی نداری. پس
!پیاز داغشو زیاد کرده بودم
هنوز قانع نشدم
،خیلی خب. چندتا از پروندههای مارتی رو با خودت ببر ولی کاری به پروندۀ جو مورلی نداشته باش
اگه خرابکاری کنی، من ورشکسته میشم .و مادرش خونهشو از دست میده، دیگه از این بدتر نمیشه
.من پنجاه هزار دلار لازم دارم - !نه -
تو روز عروسیم .زبونتو کردی توی دهنم
من مست بودم. خب؟
...من مست بودم. تو هم شبیه یکی دیگه بودی ... پس اشکالی نداره
من یه لباس سفید پوشیده بودم با یه تور روی صورتم
کارو بهت دادم . برو دیگه
میدونی؟ عادت داشتم ناخونامو پیش یه مانیکوریست درپیت و پرحرف درست میکردم
یکی که دوست داشت همه چی رو تحت سلطۀ خودش داشته باشه
چقدر پرحرف ؟ - خیلی زیاد -
حال زنت چطوره ؟
مردایی هستن که وارد زندگی یه زن میشن و واسه همیشه گند میزنن بهش
.این کارو جو مورلی با من کرد .اون یکی از جذابترین پسرها توی محلۀ ما بود
... و من فکر میکردم که بهدستش آوردم وقتیکه
کف زمین توی یه شیرینیپزی بکارتمو از دست دادم
این کارو وقتی هفده سالم بود کردیم
منِ بیچاره! چون که دیگه هیچوقت باهام تماس نگرفت
جو ؟
جوی بیچاره! چون که کینهشو به دل گرفتم
خب من فکر میکردم میخواد درو باز کنه .و باهام تا کلانتری بیاد
... تا با یه کیف پر از پول برم پی کارم، ولی
میتونم ازت یه سوالی بپرسم ؟ - چی ؟ -
اگه بیگناه باشه چی ؟ -
این دیگه مشکل من نیست، مریلو
تو قدیمیترین دوست منی، استفانی بذار بره
!گندش بزنن
موچ مورلی همین الان اومد
! وای
! انگار 30 کیلو لاغر شده
آره، معدهشو کوچیک کرده از اینکه همه بهش بگن پسر عموی زشت جو خسته شده بود
حالا همه بهش میگن پسر عموی زشت جو
خیلی ناعادلانه است
نه، فکر کنم خوشتیپ تر از این حرفا باشه داری کملطفی میکنی
حالا دیگه تلفنو قطع کن و برو توی ماشینش دنبال سرنخ بگرد
! به روی چشم
...وای لعنت، لعنت، لعنت
خونسرد باش، استف خیلی خونسرد
خوشبختانه، تعقیب ماشینش کار سختی نبود
خیلی تابلو بود و زرد
! فکر کنم سوژۀ مورد نظرو یافتم
: حالا تنها کاری که باید بکنم اینه طبق نقشه جلو برم و دستگیرش کنم
چی میخوای ؟ - مورلی ؟ -
مورلی
خدایا
یا پیغمبر ! استفانی پلام اینجا چه غلطی میکنی ؟
! بفرما هنوزم جذابی
آها، همون دختره که منو با ماشین زیر گرفت
اون یه حادثه بود هدفم این نبود که زخمیت کنم
حادثه و کوفت ! اومدی تو پیادهرو و پامو از سه جا شکستی
بهت فکر میکنم هروقت که میرم دستبهآب
ببین
حرفمو پس میگیرم تقریبا جذابی ولی نه خیلی
شنیدم بعد از طلاقت برگشتی به اینجا
آره ؟ منم شنیدم زدی یکی رو کشتی - و ؟ -
و ؟ شرایط آزادی مشروطت رو نقض کردی ... باید باهام بیای
! هاها وینی « تو » رو فرستاده تا منو برگردونی ؟
آره. به نظرت خنده داره ؟
آره خنده داره. میتونم توی این چند روز به عنوان جوک واسه بقیه تعریفش کنم
چون این روزا دیگه هیچی خندهدار نیست گرفتی منظورمو ؟
باشه. این کارو یا میتونیم از راه آسونش انجام بدیم یا از راه سختش
! هی - ! هی -
تو نه تفنگ داری، نه دستبند داری و نه نیروی کمکی
اینو جدی میگن پلام، ممنون که منو خندوندی
پس مادرت چی ؟
مادرم چی ؟
اون خونهشو برای ضمانت گذاشته
همه چیزشو از دست میده اصلا برات اهمیتی نداره ؟
هی ! گوش کن
! تو گوش کن - ! چه خبرته ؟ -
ترجیح میدم گلومو ببرم تا اینکه بذارم منو توقیف کنی و با خودت ببری
چون، اولاً : من یه پلیسم
میدونی وقتی یه پلیس میافته توی زندون چی میشه ؟ فکر نکنم بدونی
و دوماً : تو آخرین نفری هستی که بخوای از طریق من پول دربیاری
، چون تو یه زن لعنتی هستی که با یه ماشین اومدی زدی بهم به خاطر اینکه دیگه باهات تماس نگرفتم
قضیۀ ما مال دوران باستانه ، مثل اهرام ثلاثه عزیزم
! اون یه حــادثـــه بود
کارت تمومه مورلی
! وای خدا
منظورم اینه که، مدام تعقیبت میکنم
،خب، کلیدامو آوردم میرم که سوار ماشینم بشم
راستش، از این پیچ و تاب موهات خوشم میاد
عجب شخصیتی داری
آدم انرژیش تخلیه میشه
کنترلشو از دست میده
! بد جوری میخوامت
تو هیچی از شخصیت من نمیدونی - جدی ؟ -
! ولی دارم به اون جای جذابت فکر میکنم
این بی نزاکت بودنت یادم میمونه
... آخ ... آخ
... بیخیال
بعداً میبینمت شیرینعسل
! تو یه حیوونی
آره اون یه حیوونه خیلی وقته که اینو میدونیم
میتونی اون لباسا رو در بیاری ؟ !خیلی بوگند میدی. اهانت نباشه
واقعاً ؟ خودم که دیگه بویی حس نمیکنم
پنجاه هزار دلار برای دستگیریش، زنده یا مرده، ها ؟
No comments yet. Be the first to leave one.