نخستین 192 خط.
گویی انسانیت میرفت تا توسط .شیاطین نابود شود
.اما شخصی همه را نجات داد
،او را پادشاه شیاطین خواندند .و تبدیل به افسانه شد
مردی به نام فانزل - ادامه
فانزل کروگر: مربی سابق سربازان جادوگر ،پادشاهی الماس
.که همچنین مربی شمشیرزنی آستا نیز بوده
.پای چپت رو دیر وارد عمل میکنی
،اگه بخوای پشت سر هم حمله کنی .بین هر حرکت شمشیرش مکث نکن
!باشه
،از زمان آشنایی آنها چند وقتی میگذشت
و آستا به شدت در پی نبرد دربرابر ،آدمکش پادشاهی الماس، مارس
.در ماموریتی اکتشافی در دخمه، زخمی شده بود
نوئل در حال جمعآوری گیاهانی بود که .به ریکاوری او کمک کند
...گیاه، گیاه
!ایناها
...آهای، دختر مونقرهای
آره خودت. یه لحظه وقت داری؟
.یه سوال داشتم
یه لحظه وقت داری؟
.فقط یه لحظه وقت میخوام، نه بیشتر
.یه لحظه میشه بذاری
...عوضی
هان؟
!منحرف
!قول میدم آدم بدی نیستم
!یه لحظه وایسا
!خیلی هم مشکوکی
این همه سروصدا چیه پس؟
!ازم دور شو
.آدم نمیتونه بخوابه
نوئل خانم؟
لا؟
!بس کن
.اشتباه نکن
...یه لحظه صبر کن، خانم .حتی بابت پول میدم
،بگیر این تو سری رو بخور !ولی حواست باشه ظرف رو نخوری
.دخترک بیچاره، گیر یه منحرف افتاده
...آروم آروم
مرتیکهی منحرف. میخواستی با اعضای تیمم چکار کنی؟
.برو کلاهتو بنداز هوا و نگیرش که نکشتمت
.اشتباه میکنی
...خودم قربانی سرقت بودم و
!بهانه نیار
!بیا بیشتر بجنگیم !من بازم دلم میخواد
قبل از اینکه چشمش به ماری بیفته
.خودم میکشمش
الو؟ مقر فرماندهی شوالیههای جادوگر؟
.فینرال هستم، خوشتیپ گاوهای سیاه
،یک آدم مشکوک رو دستگیر کردیم .داریم میایم تحولیش بدیم
!خواهش میکنم، صبر کنید !واقعا، دارین اشتباه میکنید
.من این حرفا حالیم نیست .یا خر خودتی یا خیلی آماتوری
...راستش درباره آماتور بودن و طعمگی چیز نمیدونم
زل؟
...اون صدا
!آستا
اینجا چکار میکنی زل سان؟
.که اینطور
.پس تونستی به شوالیههای جادوگر ملحق شی
.تبریک میگم
.پس سوءتفاهم شده
...واقعا بهت دستبرد زدن
!خب زودتر میگفتی
.مطمئنم که گوشتون بدهکار نبود
کی به جزئیاتش کار داره؟
.بفرما بخور
.این دیگه خوردنیه، لا
.مرسی
.تو دوست جدیدم هستی
.خب میخوام بیشتر دربارت بدونم .بیا تا صبح صحبت کنیم
میتونم کمکت کنم؟
زل، آره؟ قبلا همو جایی ندیدیم؟
.نه، والا اولین باره میبینمت
خب عمو، چه خبر از اینورا؟
.اوه، راستی
نوئل، درست میگم؟
.ببخش که ترسوندمت
.میخواستم دربارهی چوبدستیت بپرسم
چوبدستیم؟
.بله
...تقریبا مطمئنم که اون چوبدستی
.کار دومینا بوده، کسی که دارم دنبالش میگردم
دومینا؟
نامزدت رو میگی؟
ولی کسی که این رو بهم داد .اسمش کد بود
.درسته. دومینا نبود
.پس حدسم درست بود. دیگه شک ندارم
.اسم کاملش دومینانت کد هست
کجا بهت داد؟
.داخل بازار سیاه تو شهر قلعهای
...که اینطور
.خدا روشکر
.واقعا خدا رو شکر
!عمو! پس دومینا سان زندس
!برو دنبالش دیگه! وقت رو تلف نکن
.آره، میرم
!مرسی، واقعا مرسی
.خودم راهنماییت میکنم مسیر رو
.ممنون، نوئل
به خاطر تو، با شخصی که خیلی برام عزیز .تجدید دیدار میکنم
.خیلی ممنونم
.کاری نکردم
خب، میشه برم، جناب کاپیتان؟
.هان؟ باشه، خوش اومدی
.ولی نری بگی داشتیم اشتباهی دستگیرت میکردیم
همین الان خودت اعتراف کردی .که اشتباهی بود
.خفه شو تو دیگه
راستی، فینرال، با جادوی فضا .برسونش هر جا میخواد
.دیگه بی حساب میشیم
.من برم دست به آب و برم بخوابم
.باشه
.مرسی
خب، اگه خیلی این طراف بشم .دیگه خداحافظی سختتر میشه
.به امید دیدار آستا
،گرچه دیدار کوتاهی بود .اما خوشحالم بازم دیدمت
.بازم همو میبینیم !و حتما باید پادشاه جادوگر بشی
!رو چشم! تو هم برو نامزدت رو پیدا کن
!همگی بخوابید
!لا
وااه، چی شد؟ حمله شد؟
.حتما آدمکشهایی هستن که دنبال منن
.من فورا میرم
این دیگه چه کوفتیه؟ کی رو باید بکشم و چطوری؟
.هیچ حرکتی نمیبینم
،مربی فانزل رو میشناسم .فکر میکردم فورا میاد بیرون
.ببینیم اوضاع چطور پیش میره
فرماندهی جوخهی آدمکش پادشاهی الماس گالیو
،جوخهی 1 تا 4 .با حفظ آرایش پیشروی کنید
.جوخهی 5 و 6، آماده باش
اون ساختمون یه جور مجموعهی آپارتمانیه؟
.مطمئن نیستم. میرم
فرمانده گالیو، میشه از جادوی فضای شما استفاده کنم؟
برای اطمینان که اگه این حملهی غافلگیری جواب نداد؟
.فکر نمیکنم ضرورتی داشته باشه، ولی اوکی
اگه این نقشه جواب نداد .ملعبه میشیم حسابی
این نگاه خیره مال چیه؟ یادت رفته کی جونت رو نجات داد؟
.میدونم زندگیم رو مدیون تو هستم
.فراموش نکن
.پس میخوام نصیحتی بهت بکنم
...مربی من
.خیلی قویه
.دیدبانی واحد 1 گزارش میده .در بیست متری ساختمون هستیم
.خب، آمادهی حمله بشید
.هدف اونجاست !نذارید در بره. برید دنبالش
:جادوی آفرینش صاعقه !صاعقهی نابودی
!جادوی شعله: حملهی چندگانهی زندان مرگ
هوی، چی شد؟ .حملهی غافلگیریمون جواب داد
.شاید واقعا قوی نیستن
.من اوکی هستم ،انگار خیلی هستن
پس بیا اینقدر باهاشون بازی کنیم !تا خسته شن
.جوخهی 1 و 2، به تعقیب هدف ادامه بدین
تو فرماندهای؟
.زود تمومش میکنم چون میخوام ماری رو ببینم
!جادوی آینه: مهار بازتاب
این چه جادوییه؟
.پس خودم باید شروع کنم
!1جادوی تاریکی: برش بی نور آغشته به تاریکی
.هیچکس به غذای من دست درازی نمیکنه
.خیلی جوگیر نشید .یکم برای من هم بذارید
...مانع آبی
،برای دفع حملهی ما ساخته نشده
بلکه تا جادوی خودشون .ساختمون رو تخریب نکنه
تو فرماندهای؟
!تو فانزل هستی
!نکن! نمیتونی به من آسیبی بزنی
برات مهم نیست چه اتفاقی برای گروگان بیفته؟
گروگان؟ کی رو میگی؟
...دومینانت کد .ماریلا داره میره سمتش
فکر کردی نمیدونیم کد کجاست؟
...حالا ولم کن
.پسر، چه کاپیتان فوقالعادهای
.دقیقا میدونست این جا چه خبره
چی؟
...همتیمیهام دارن با جادوی فضا میرن
.از دومینا محافظت کنن
.احتمالا الان هم پیداش کردن
ت تو کی هستی؟
چقدر دیگه میخواستی بیای دنبالم؟ هان، نامزد بیشعور!؟
چه مردی هستی که دختر ظریفی مثل منو این همه وقته ول کردی!؟
دومینانت کد
!به خدا... خیلی نگران بودم !نگران بودم صدمه دیده باشی
...الان دارم صدمه میبینم
.مرسی، خانمی
فکرشم نمیکردم با یه چوبدستی .اینقدر لطف در حقم بکنی
.بروس در موردت درست میگفت
...من که شک دارم
.و تو باید آستا کون باشی
...هان؟ اسم منو
!به همون شجاعی هستی که شنیدم
از کجا شنیدی؟
از کجا؟
!تو باید ماریلا باشی
.هیچ خشونتی به کار نمیبرم
No comments yet. Be the first to leave one.