نخستین 200 خط.
واقعا؟
صادقانه بگم,مطمئن نيستم
دوستان پابرهنه واقعا ميخوان پابرهنه شن؟
پابرهنه؟
نميتونه حقيقت داشته باشه
.يه همچين چيزي نميتونه اتفاق بيفته
در حالي که
هيون جونگ..چيزي که ميخوندو بلند ميگفت
آيا هنوز شخصيت همديگه رو نميشناسيم؟
شناخت شخصيت ديگران بوسيله ي خواندن و پاسخ دادنه متن نوشته شده
لطفا ببريدشون بيرون
تو چه چيزايي بد هستين؟
نقاط ضعفي که ميخواين برشون غلبه کنين چي هستن؟
چند روز قبل پرسشنامه رو پر کرديم
هيون جونگ,توام پرش کردي؟
بياين ماله هيون جونگو ببينيم
نميتوني غذاهاي تند بخوري؟
بايد يه بار اي آر ببرمت
من فکر ميکردم تو خوب غذا ميخوري
- يعني اينجوري نبودي؟ - نه
بعد خوردن غذاي تند, چشام خيلي درد ميگيره
و يه آمبولانس مياد منو ببره
من از اون دفعه واقعا ديگه نميتونم غذاي تند بخورم
صاحب رستوران يه بار به برنامه ي راديويي من اومد
گفت:من بعد غذا خوردن تو رستوران بايد به يه جشن تو اي آر برم
اون اينو گفت چون به غذاي تندش اطمينان داشت
- ...ولي اون - هيون جونگ آره؟
بله..درسته
...اون به اسم من تو تلويزيون اشاره اي نکرد,ولي
رستورانش يه علامت داره که ميگه:هيون جونگ اينجا غش کرده
- واقعا؟ - آره
!چه احمقانه
:آره ميگه 'اينجا جاييه که هيون جونگ غش کرده'
مردم ميتونن از خوردن غذاي تند بميرن؟
- فکر کنم تو ميميري - منم همينطور فکر ميکنم
تندي يه مزه نيست يه احساس درده
بنابراين ميتونه باعث يه شوک بشه
- اون حاليشه - باهوشه
- نقاط ضعف سي يون - منو ناراحت ميکنه
:کارايي که اون توش بده
- شماره ي يک - مشکل بزرگيه
بلند نخون مادرش داره تماشا ميکنه
- تو رياضي بده - واقعا؟
ميخواي اينو بيرون جار بزني ؟
مادرش الان بايد گريه کنه
...راستش من
تو بخاطر سپردن کارام خيلي خوبم
ولي متاسفانه حافظه ي خوبي براي حفظ شماره ها و چيزاي اينجوري ندارم
از آب ميترسي؟
'از آب ميترسم.مخصوصا شيرجه زدن'
وقتي کوچيک بودم کلاس شنا ميرفتم
با اينکه عينک شنا ميزدم
ولي هنوز ميترسيدم که نکنه آب بره تو چشمم
منم از آب ميترسم
بعضيا تجربه ي آسيب ديدگي بعد شنا رو دارن
ولي تو ميتوني برش غلبه کني
وقتي دبيرستان که يه دوره ي حساس براي هرشخصه بودم
به دوستام درباره ي شيرجه زدن تو آب ميگفتم
خيلي باحال بود. همه براش دست ميزدن
من حتي بلد نبودم به پشت شنا کنم
فقط بخاطر تشويق کردن اون ميخواستم اونجا بمونم
و دوستام بهم ميگفتن
'هو دونگ,تو نميتوني شيرجه بزني,درسته؟'
اين منو واقعا ناراحت کرد
"گفتم:"ميتونم انجامش بدم..بالاخره ميتونم
:فقط همينو گفتم ولي اونا گفتن '!پس سعيتو بکن'
من خيلي مغرور بودم نه براي انجام دادنش
تا وقتي که اول سرم تو آب نميرفت خوب بودم
ولي وقتي پاهام نتونست به کف استخر برسه
- دستپاچه شدي. - درسته.
چون سعي ميکردم مثه يه مرد بنظر بيام دوستام شروع کردن به تشويق کردنم
...فقط براي پرش
چه خوب شايد ازت ترسيده بودن
اونا نتونستن از پائين خودشونو باهاش هماهنگ کنن
و منم ترس از ارتفاع داشتم
پرش از يه جاي مرتفع ترسناکه
بعضيا نميتونن شنا کنن چون از آب ميترسن
- بياين ماله يوئيو نگاه کنيم - من؟
حافظه ي کوتاه مدت؟چرا بده آخه؟
- چقدر بده؟ - مثل يه ماهي؟
اون که در هر صورت چيزي يادش نميمونه
من برنامه هامو سريع فراموش ميکنم يه بار فيلمبرداري داشتم
- تو آرايش کردن بدي؟ - بله
خودت انجامش دادي؟
از وقتي 20 سالم شد ميخواستم خوب بنظر برسم ولي نتونستم سفارشو بياد بيارم
ميتوني شماره هارو رو اونا بنويسي
اينکارو ميکنم:يک .دو .سه
بايد بعضي مراحلو تکرار کنم چون فراموش ميکنم
انجام تاتو روي بدنت
شستشو...اساس
کجا رفته؟
جايي که تاتو داشته رو فراموش کرده
اگه ميخواي شخصيتت حفظ شه بذار بدونم من يه چيزي بيرون ميکشم
- چطوره؟ - دوسش ندارم
با يه کلاه ماهي
حالا ما راجع به نقاط ضعف همه آگاهي پيدا کرديم
ولي نميتونيم به همه ي نقاط ضعفمون غلبه کنيم
يکيو که واقعا ميخواي برش غلبه کنيو انتخاب کن
و ما با هم انجامش ميديم
[يه نقطه ضعفيو که خيلي دلت ميخواد برش غلبه کنيو انتخاب کن]
...يکي از رايج ترينها اينه
فکر کنم شيرجه زدن باشه
بيشتر ما از آب ميترسيم
غواصي زير آب يا شيرجه زدن
درسته
وقتي کوچيک بودم با آب دچار اختلا..اختلالات رواني شدم
دچار اختلا...اختلالات عصبي شدي؟
آره,همينو گفت
ايده ي انجام چيزيو تو آب وقتي تابستونه دوست دارم
اگه آب مبحوس باشه
فکر کنم شيرجه زدن توش بهتر از شنا تو آبه
- درسته - موافقي؟
به معنيه پابرهنه شدن ميخوره و شيرجه به زير آب به تجهيزات نياز داره
خيلي مطمئن بنظر ميرسه ديدي؟شي يون خيلي ساکته
به هيچ وجه..درباره ي شيرجه زدن مطمئن نيستم
جايي که آموزش شيرجه زدن ميديدم
يه تخته ي مخصوص شيرجه بود
وقتي مردم شيرجه زدنمو تماشا ميکردن من ترس از مردن داشتم
يوئي,شيرجه زدن ربطي به شنا کردن نداره؟
ما بخوبي بهش فکر نکرديم. وقتايه شنا بايد نگاش ميکردم
ارتفاع شوخي نيست
تا حالا رو تخته ي شيرجه زدن بودي؟
فقط کنارش بودم
من بجاي شيرجه پرش با طناب از ارتفاعو انتخاب ميکردم
!دوست داشتم...دستام همش عرق ميکردن
خواهشا,راجع به شيرجه زدن فکر نکن
- يادش رفت چي ميخواست بگه - مغزم داغونه
شيرجه زدن
اين درباره ي غلبه بر صعفامون نبود؟
شي يون,ما بايد اول شنا کردن ياد بگيريم
ترس از آب چيزيه که بايد برش غلبه کنيم
- ترس از ارتفاعم يه چيز ديگه است - ترس از بلندي؟
شايد از تخته ي شيرجه بپري پايين ولي به معنيه غلبه بر ترست نيست
چون کاريو انجام ميدي که نميتوني
- ميخواي شيرجه زدنو انتخاب کني؟ - من؟
ميخوام بهت يه شانس بدم
منم ميخوام به ترسم غلبه کنم
من مخالف شيرجه زدنم
ميخواي شيرجه بزني؟
اگه رو تخته ي شيرجه زدن وايسي نظرت عوض ميشه و يه جور ديگه فکر ميکني
منم مخالفم
- حتي يوئي نميتونه انجامش بده - نميتونم انجامش بدم
حتي شنا کردنم بلد نيستم
قبلا هرگز انجامش ندادم, ...ولي اگه پسرا انجامش بدن
ميتوني لحظه اي که ميخوام بپرم بهم تنفس مصنوعي بدي؟
وقتي انجامش بدي همه از آب بيرونت ميکشيم
- ...چون تابستونه - اصلا دوسش ندارم
فکر کنم اامتحانش بد نباشه
ميتونم به هر دوترس از آبو ارتفاع غلبه کنيم
- بريم که انجامش بديم - بزن بريم واسه امتحانش
همه ي ما موافقيم,جز جونگ شين
جونگ شين,من واقعا از شيرجه زدن ميترسم
ولي ميخوام بهش غلبه کنم
يه چيزي هست که نميتونم حتي خواب انجام دادنشو ببينم
تو فقط بايد همه ي سعي خودتو بکني
جونگ شين,من نجاتت ميدم
اگه طوري بشه
نياز دارم برم بيمه ي سوانحو بگيرم
خيله خوب,بزن بريم
- واو..من هنوز اضطراب دارم - هنوزم از اين ايده خوشم نمياد
جونگ شين,ما ميخوايم با هم به چي غلبه کنيم؟
!پرش
- يک,دو,سه - موفق باشيد
چون کساي ديگم ميخواستن انجامش بدن
منم ميگم ميتونم انجامش بدم
ولي فکر نکنم بتونم لمسش کنم فقط نميتونم
[9جون,5بعد از ظهر در مرکز آبزيان کيم چون]
!نگاش کنين
Wow!
واقعا فقط ده متره؟ بنظر مياد 30 متر باشه
- اينجا مثه يه رصدخونه است - مثه بالاي برج بنظر ميرسه
بياين فقط گروهي عکس بگيريمو بريم خونه
هيون جونگ,چرا نميري چکش کني؟
از اونجا وايسادن سرما ميخوريا
برميگردم
اون خيلي باحاله
حتي اين يکي ترسناکه
- چون تو ميتوني کفو ببيني - واقعا؟
من حتي روي تخته ام ترسيدم
You're being a wuss!
- بياين بالاي اينجا - !چيزي نيست
جونگ شين,ترسناکه
بهت گفته بودم ترسناکه
نميتونم اين کارو بکنم
اگه نتوني انجامش بدي چطور ميخواي برش غلبه کني؟
- همه ي مت ميميريم,شيرجه زدن..نه - شما پسرا بامزه ايد
- ميتونيم امروز فقط اين يکيو امتحانش کنيم؟ - بريم با اين يکي شروع کنيم
اوه,خدايا
پله هاي بيشتري داره؟
خدايا,تو دردسر افتادم
بالاي اونجاست
- رنگ پريده بنظر مياد - اون الان اونجاست
!جونگ شين
نميتوني اين کارو بکني,تو نميتوني
- تو نميتوني - اون گفت تو نميتوني
ميريم که به انتها نزديک بشيم
مطمئنم ما نميتونيم اين کارو بکنيم ولي اگه انجامش داديم يه ضربه ميشه
فکر نميکنم بتونيم انجامش بديم !ده متر ارتفاعه
بياين جلو! نميتونيم بشنويم بياين جلو!
نميتونيم انجامش بديم
No comments yet. Be the first to leave one.