Omkara

Omkara (ओमकारा)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Omkara
ناشر tabdilsubidx
Extracted From Subidx

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2014-12-12
تعداد دانلود: 51
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

يه خطه باريکه که آدم احمق رو از آدم کودن جدا ميکنه

ته يه طرف خط احمق بودنه و طرف ديگه کودن بودن

خط رو بشکن و اونوقت خودت هم نمي دوني کي به کيه؟

چه حرفي ، پلي قشنگ من

بذار ببينيم اين داماد خوشگل کيه ؟

لعنتم مي کنند

اين خود آقاي احمق نيست؟

آره آره

براي اينکه يه کودن باشي حداقل بايد ازدواج کرده باشي

و با نگاه به چيزها ، توي ازدواج عجله نمي کني

آره آره

بله آقا ، تغييري توي برنامه به وجود آمده

نصف مردم هند دارند عروست رو مي دزدند حتي وثتيکه ما حرف مي زنيم

برادر اومي؟

آره آره

درود بر دوستي! از طرف يه دوست من وظيفمه بهت اخطار بدم

اون چوب رو بردار و مثل باد فرار کن

اگر جراتش رو داري ، برو دولي رو نجات بده

ترسناک شد! جشن عروسيت تمام شد

آره آره

تو اون آدم دلربا نيستي؟

آره ، درسته... دروغگو

اگر من دروغ ميگم ، پس من با يه زن هرزه پليد عشق بازي مي کنم

و اگر نه ، اون زن هرزه مادرته

راهپيمايي ازدواجت ، يه تاريخه

جشن عروسي داره همين جا تموم ميشه

تلفن ها رو هم بگير ، عزيزم

چه جوري مي تونيم اونا رو پيدا کنيم ؟

حتي نمي تونيم به اون تلفنهاي لعنتي زنگ بزنيم

اومي شوکلا دولي رو دزديد

اومي شوکلا دولي رو دزديد

صبر کن! قرمزه نه ، سبز رو بزن

برو گم شو حالا چي؟ -

...بيا لنگدا

چي شده،برادر بزرگم؟ وسايلت رو توي خونه فراموش کردي يا چي؟

مادرت اونا رو قرض گرفته... خوک حالا اينقدر دودره بازي در نيار

من حالم از اين قرمز ، آبي و زردت بهم مي خوره!

يه بار و براي هميشه ، رنگت رو انتخاب کن

...بعد بشين عقب و بازي کردن بابا رو تماشا کن

بد نيست قهرمان! برو زرد رو بزن

رينگا رينگا گل روز! يه جيب پر از افاده

بينگو! برو خودت آماده کن... بازنده

وقتي حرف تيله بازي باشه هيچکس نميتونه لانگدا تايگي رو ببره

کسي جرات داره توي اين شک کنه ؟

اومي کجاست؟

کدوم گوريه ؟

انگليسي لعنتي

حتي سگها هم شخصيت بيشتري از خودشون نشون مي دن ، اومي

دختر من تنها دختري بود که توي ايالت مونده بود؟

راستش ، اين اشتباه من بود

فراموش کرده بودم که تو از طبقه پايين جامعه اي

اون کنيز لعنتي تو رو زاييده بود... درسته ؟

حرومزاده لعنتي

مثل هميشه شما درست مي گيد آقا

...کاشکي مي دونستي که قلب دخترت

براي اين آدم طبقه پايين جامعه مي طپه

حرومزاده

بهاساب زنگ زده... اجازه مي ديد؟

سلام بهاسياب ، درسته

اونا اينجان... دوتاييشون

وکيل ، آقا؟

داره تهديد مي کنه که مغز برادر اومي رو داغون مي کنه

يه شليک و... فينيتو

آره بهاسياب... يه لحظه

خوب، اونجا چه خبره ؟

آقاي وکيل؟

اومي؟

اين سکوت داره خسته کننده ميشه دوستان

يه نفر بايد حرف بزنه

بهايساب . اين حرومزاده دخترم رو توي روزعروسيش دزديد

اين رو شنيدم . حالا بذار خبرهاي تازه رو بهت بگم

شاهد عينيت ، جلال الدين از مسقط برگشته!

اين پرونده قراره هفته ديگه بررسي بشه

پس امشب کشتنش رو عقب بنداز

يا هفته ديگه تو دادگاه ببينش

اين خيلي بهتره . روز خوبي داشته باشي

خبر تاييد شده ، بهايساب

ايندور سينگ خودش به مسقط رفته

و حالا کاپتان سورندرا ، ژنرالش شده

اونا اونو پشت کوره آجرپزي تو پيلاکوا قايم کردند

چرا توي دنيا ايندور سينگ براي رفتن توي قبرش عجله داره؟

هر جا که زن هرزه اي دستشويي ميکنه هرسگي فکر ميکنه که اون روز خوشبختيشه

به همه ملاقات کننده ها هشدار داده شده که هر کسي با خودش

الکل ، داروي مسکن و غيره داشته باشه به وسيله قانون مجازات مي شه

هر نوع اسلحه ، جعبه کبريت يا سيم کارت موبايل هم ممنوعه

با هر حرکت خلافي ، بشدت مقابله ميشه

من همه اينا رو با خودم دارم

چي کار ميخواي بکني؟ دروغگو-

گمشو حرومزاده... اينو مهر بزن

امکارا رو از بچگيم مي شناختم

هيچوقت نشنيده بودم که دنبال زنها افتاده باشه

تو حتي دولي رو از وثتيکه بچه بود مي شناختي

فکر ميکني اون با ميل خودش با اين گانگستر فرار کرد

آتيش خونه ما از ديروز ساکت شده

تمام مردم دارند بما تهمت مي زنند

چه طور از من انتظار داري که جواهر باارزشم رو به اون هيولا تسليم کنم؟

اون گدا گدول ملعون شده

من ديگه شوق زندگي کردن ندارم من عدالت لازم دارم ، بهايساب

برادر اومي! خواهش مي کنم بيا

اگر من اينکارو به خاطر شهوت انجام دادم ، منو اخته صدا کن

اگه دخترش بگه که من دروغ ميگم،امکارا زبون خودش را ميبره

و باهاش کفشهاي آقاي وکيل رو تا آخر عمرش برق ميندازه

نترش... حرفتو بزن

آيا کسي تو رو به هر نوعي مجبو کرده ؟

من هميشه دنبال خواست قلبيم رفتم

پدر خواهش مي کنم منو ببخش

من بدون امکارا نمي تونم زندگي کنم

به اون چيزي که چشمات ميگه اعتماد نکن

چشمات به تو خيانت مي کنه

خدا مي دونه همه چي چه جوري شروع شد چطور من قلبم رو به امکارا باختم

من عاشق بودم... قبل از اينکه خودم بدونم

يادم مي ياد من مثل پرنده کوري بودم که توي يه چاه خالي افتاده بود

همه چيز نااميد کننده به نظر مي رسيد

بعد من تصميم گرفتم که به زندگي تاسف بارم خاتمه بدم

...ولي خوب اين معني نداشت

وثتيکه کسي که من داشتم براش ...ميمردم ، حتي نمي دونست چرا

راجو با جسد من ازدواج مي کنه

..چون تو در جريان اين زندگي نبودي،بذاريد اعتذاف کنم که

من مال تو و فقط مال تو هستم

من رو توي ليست کشته هات بذار

گذشته ها ، گذشته

حالا شما دوتا بايد دنبال دعاي خير گرفتن از بزرگترهاتون باشيد

حالا تا من آزاد نشدم ، جرات ازدواج کردن رو به خودت نده

ببين ، من از اين زندگي که زندانه نمي ترسم

ولي اگر اين مدرک لعنتي به دادگاه برسه

يارلمان نامزدي منو براي انتخابات باطل مي کنه

و اگر اونا دليل رو نبينند ، چي ميشه؟

خوب پس... انجامش بده

ژنرال شايد شما هيچوقت نتونيد هيولاي دو رويي که يه زن ميتونه باشه را فراموش کنيد

دختري که پدر خودش رو گول ميزنه با يه کس ديگه چکار ميکنه؟

خودت هر چقدر که دوست داري بنويس

لعنتي!! رفت

کيچلو ، فکر مي کنم ما بدرد مذاکرات پشت ميز نمي خوريم

کاپيتان ، براي مردن عجله نکن . مبلغت رو بگو

نمايندگي مجلس شورا

نماينده فعلي ايندور تو 5 سال گذشته،داره نهايت تلاشش رو ميکنه

حتي اگر اون مدت 5 تا عمرش رو تلاش کرده باشه

توانايي شکست دادن بهايساب رو نداره

حقيقت بايد گفته بشه

ولي اگر تواري بهايساب در مرحله اول پيروز بشه

مثل يه زخم کوچکه... اما قراره بدجوري خونريزي کنه

فهميدي؟

اومي بيا با ما نون بخور

غذاي مخصوص خونگي داريم

لعنتي

لعنتي

چند نفر رو شما شکست مي ديد ، کاپتان

افراد ما تمام کانال هاي تلويزيوني را گرفتند

قله رو فراموش نکن

ببخشيد جناب کاپيتان! اما شما بايد به برادر ايندور يکي دو تا چيز رو ياد بديد

حرومزاده حتي کاندوم مصرف نکرده

به هر حال اين جوجه کيه ؟

برادر ايندور

دعا کن که ديشب با کي ديدار داشتي؟

آدمي که براي حزب پول جمع مي کنه يا دامن يه کسي رو بالا مي بره ؟

حالا تا آخر عمرت مجلس شورا رو توي تلويزيون لعنتي تماشا کن

برادر اومي ، کلاه رو به احترامت بر مي دارم

تصديق مي کنم که تو بزرگترين ژنرال توي اين ايالتي

حتي دستشويي تو مي تونه دشمناتو از سر راه برداره

ولي قبل از رفتن ، يه سوال ازت دارم

کيچلو و من سر 0 0 1 چوب شرط بسته بوديم

اون مي گفت تو حتما با دختر راگونات ازدواج مي کني

و من احساس کردم که اومي هنوز در مورد اون خيلي عاقله

اون فقط مي خواد که با دختره حال کنه... درسته ؟

من اين 0 0 1 چوب رو بردم ، حرومزاده

مادربزرگ ، برو به ده خبر بده که کاپيتان شرطش رو باخت

صد چوبت رو از کاپيتان بگير

دفعه بعد روي اسبها شرط بندي کن

نه روي ببرها

طبلها به بزرگترينها احترام ميذارند

بزرگترين جنگجوي همه اونها ، اومکارا

جنگ تموم شده ، ميزها برگشتند

آدم درستکار از زندان بيرون اومده و دشمن سوخته

و مثل هر فرمانده بزرگي که آرزو مي کنه

من امسال براي نمايندگي مجلس رقابت مي کنم

من به اين وسيله ، رهبر جوانان امکارا شوکلا را منصوب کردم

به عنوان جانشينم در مجلس محلي

و بهايساب ، چه کسي جانشين اومکارا ميشه ؟

چه کسي قراره ژنرال جديد حزب باشه؟

الو؟

هيچي نمي شنوم... الو؟

بهايساب؟ سوال چي بود؟ -

فکر کنم تماس قطع شد

برادر لانگدا ، برادر لانگدا

ياهاي باشکوهت کجاست؟

رفتند دمپايي بخرند ، احمق

بذار يکبار اونا رو ببوسم . خواهش مي کنم فقط يکبار

جلوم رو نگير وزوزنکن،انگل-

اي واي! ژنرال جديد ستمگره

چي ؟

درود بر ژنرال لانگدا ، درود بر ژنرال لانگدا

درود بر ژنرال لانگدا ، درود بر ژنرال لانگدا

کيسو فيرانگي ژنرال جديده

تمام دانشجويان دانشگاه تحت فرمانش هستند

برنده شدن توي انتخابات براي ما مثل آب خوردنه

و لانگدا؟

اون مثل برادرمه ، درک مي کنه

درود بر کيسو فيرانگي ، درود بر کيسو فيرانگي

گولو بدو ، اونا اينجان

از سر راه بريد کنار

More Farsi Persian subtitles for Omkara

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left