فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

[AnimWorld] Haite Kudasai, Takamine-san E12 [A'SvinaDONE] @Megatools v2bot @megatools ch
ناشر @Megatools_v2bot

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2025-07-01
تعداد دانلود: 77
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 170 خط.

لطفاً بپوشش تاکامینه‏-‏سان

فقط به من نگاه کن

فقط به من نگاه کن‏.‏

نمایش سیندرلا به‌زودی شروع می‌شه‏.‏

خیلی خیلی وقت پیش‏،‏ تو یه سرزمین دور‏.‏‏.‏‏.‏

یه دختر زیبا به اسم سیندرلا تو خونه‌ای کنار جنگل زندگی می‌کرد‏.‏

آه‏،‏ این تاکانه‏-‏چانه‏!‏

بس کن‏،‏ خیلی خجالت‌آوره‏.‏

خیلی نازه‏!‏

بعدی‏،‏ وقتی صحنه تاریک شد‏،‏ به دکور دوم برید‏.‏

بازیگرا‏،‏ لطفاً آماده بشید‏!‏

سیندرلا زندگی شادی داشت‏،‏

با عشق سخاوتمندانه والدین مهربونش غرق در نعمت بود‏.‏

ولی اون روزهای شاد یهو تموم شدن‏.‏

اوه نه‏،‏ شروع شد‏.‏‏.‏‏.‏

رئیس حرف آخر رو زد‏،‏ و من برای نقش شاهزاده انتخاب شدم‏.‏

تنها چیزی که می‌تونم اسمش رو تمرین بذارم دو بار خوندن فیلمنامه‌ست‏.‏‏.‏‏.‏

آیا یکی مثل من واقعاً می‌تونه نقش شاهزاده رو بازی کنه؟‏!‏

نه‏،‏ آروم باش‏!‏

هنوز یه کم مونده تا برم روی صحنه‏.‏

و شاهزاده کلی وقت روی صحنه داره‏،‏

ولی دیالوگ زیادی نداره‏.‏

به هر حال‏،‏ این دیالوگ‌های اول‏.‏‏.‏‏.‏

بانوی زیبا‏،‏ آیا افتخار می‌دید با من

فقط باید حواسم باشه اینا رو خراب نکنم‏.‏

سیندرلا‏،‏ لطفاً برام چای بیار‏.‏

بله‏،‏ مادر‏.‏

این چای افتضاحه‏!‏

دوباره درستش کن‏!‏

ببخشید‏!‏

بعد از مرگ پدرش‏،‏

نامادریش شروع کرد به رفتار خیلی بی‌رحمانه باهاش‏.‏

تجربه‌اش بدتر از بدترین رفتاری بود که خدمتکارا می‌تونن تحمل کنن‏.‏

دوباره درستش ک

منظورم اینه‏،‏ نمی‌تونم این نامادری رو تحمل کنم‏!‏

اینا دیگه چین؟

چطور جرئت کرده؟‏!‏

هی‏!‏

فکر کردم زیادی زیاده‌روی کردیم‏،‏ ولی واقعاً دارن کیف می‌کنن‏!‏

منظورم اینه‏،‏ اگه رئیس این‌قدر داره تلاش می‌کنه‏،‏ حتماً باید مسحورشون کرده باشه‏.‏

بانوی زیبا‏،‏ آیا افتخار می‌دید با من این رقص رو داشته باشم؟

بانوی زیبا‏،‏ آیا افتخار می‌دید با من این رقص رو داشته باشم؟

سیندرلا‏،‏ وقتی ما به جشن می‌ریم‏،‏ مواظب خونه باش‏.‏

چی؟ گفتید منو با خودتون می‌برید‏.‏

معلومه که دروغ بود‏.‏

تازه‏،‏ اصلاً چی می‌خوای بپوشی؟

اوه‏،‏ اگه به یادگار مادرت فکر می‌کردی‏،‏

اون لباس حسابی تو شومینه سوخت‏.‏

مناسب توئه‏،‏ نه؟

ن‏-‏نه‏!‏ چطور تونستید؟‏!‏

‏"‏جشنی که شاهزاده ترتیب داده‏.‏‏.‏‏.‏

اگه فقط می‌تونستم توش شرکت کنم‏،‏ می‌تونستم این‌همه رنج رو تحمل کنم‏.‏‏.‏‏.‏‏"‏

این چیزی بود که سیندرلا فکر می‌کرد‏.‏

افسوس‏.‏‏.‏‏.‏

خدایا‏،‏

اگه حتی یه شب هم نتونم رویا ببینم‏،‏

کی از این کابوس روزانه بالاخره بیدار می‌شم؟

اشکاتو پاک کن‏،‏ سیندرلا‏.‏

من پری مهربونم‏.‏

کاراتو زیر نظر داشتم‏.‏

این دیگه چیه؟

آرزوتو برآورده می‌کنم‏.‏

سیندرلا‏،‏ اینو یادت نره‏.‏

طلسم جادویی به‌محض اینکه زنگ نیمه‌شب به صدا دربیاد غیبش می‌زنه‏.‏

تاکانه‏-‏چان لطفاً این‌طرفو نگاه کن

بعدی‏،‏ دکور جشن رو آماده کنید‏!‏

آه‏،‏ باید زود برم روی صحنه‏!‏

زود لباسشو عوض کنید‏!‏

گرفتم‏!‏

دیگه وقتشه‏،‏ نه‏،‏ شیراکی؟

موفق باشی‏!‏

حس می‌کنم قلبم می‌خواد از سینم بپره بیرون‏!‏

شیروتا‏-‏کون‏.‏

بله؟‏!‏

بیا خوش بگذرونیم‏.‏

اوه‏!‏

چه بانوی جوان زیبایی‏.‏

حتماً از یه خونه اشرافی اومدی‏!‏

درسته‏،‏ رئیس اینو بهم گفت‏.‏

امسال آخرین باریه که تو دبیرستان یه جشنواره فرهنگی بزرگ داریم‏.‏

و برای همین می‌خواد ازش لذت ببره‏.‏

لطفاً توجه کنید‏.‏

اعلی‌حضرت‏،‏ شاهزاده‏.‏

شاهزاده‏،‏ وقتشه‏!‏

می‌خوام حمایتش کنم‏.‏

و به‌عنوان اولین قدم‏،‏

فقط باید دیالوگ‌های اولمو خوب بگم‏.‏

همین کافیه‏!‏

ها؟

تاکانه‏-‏چان لطفاً این‌طرفو نگاه کن

کو‏-‏چان داره شاهزاده رو بازی می‌کنه؟‏!‏

گفت فقط یه نقش کوچیک داره‏!‏

یه چیزی درست نیست‏.‏‏.‏‏.‏

چ‏-‏چی؟

دیالوگ‌هام چی بودن؟‏!‏

چته‏،‏ شیراکی؟‏!‏

خودتو جمع کن‏!‏

می‌خوای همه‌چیزو خراب کنی؟‏!‏

نمی‌تونم حتی یه دیالوگ بگم‏،‏ چه برسه به حمایت از رئیس‏.‏‏.‏‏.‏

فقط دارم اونو به پایین می‌کشم‏.‏‏.‏‏.‏

می‌دونستم نمی‌تونستم‏.‏‏.‏‏.‏

نقش شاهزاده رو

چی؟‏!‏

بعدی‏،‏ دکور جشن رو آماده کنید‏!‏

زود لباسشو عوض کنید‏!‏

گرفتم‏!‏

پس ما رو به لحظه قبل از صحنه جشن برگردوند‏.‏

ببخشید‏،‏ می‌تونی یه کم برام وقت بخری؟

گرفتم‏!‏

شیروتا‏-‏کون‏،‏ می‌تونم باهات حرف بزنم؟

ب‏-‏بله‏!‏

اون خرابکاری کامل چی بود؟‏!‏

داری سعی می‌کنی نمایش منو خراب کنی؟

می‌دونستم عصبانی می‌شه‏!‏

م‏-‏معذرت می‌خوام‏.‏‏.‏‏.‏

گوش کن‏.‏ یه نصیحت بهت می‌کنم‏.‏

باشه‏.‏‏.‏‏.‏

چرا به واکنش بقیه توجه می‌کنی؟

هیچ‌کس از بازی تو چیزی انتظار نداره‏.‏

هیچ‌کس حتی به تو نگاه نمی‌کنه‏.‏

یه لکه رنگ روی دکور پس‌زمینه بیشتر از تو توجه جلب می‌کنه‏.‏

معنی ‏"‏نصیحت‏"‏ دیگه چی بود؟

در واقع‏،‏ اگه انرژیتو صرف توجه به بقیه به‌جای من کنی‏،‏

یعنی کاملاً از دست نرفتی‏.‏

چه بی‌ادبی‏.‏

رئیس‏،‏ وقتشه‏!‏

ممنون‏،‏ الان میام‏.‏

در اصل‏،‏

هیچ‌کس هیچ‌وقت از تو هیچ انتظاری نداره‏.‏

وقتو با ترسیدن تلف نکن‏.‏ به بقیه توجه نکن‏.‏

فقط چشاتو به من بدوز‏.‏

اوه‏!‏

چه بانوی جوان زیبایی‏.‏

حتماً از یه خونه اشرافی اومدی‏!‏

شاهزاده‏،‏ وقتشه‏!‏

مثل همیشه‏،‏ حرفاش پر از خار بود‏.‏

ولی با این حال‏،‏

مهربونی که همیشه تو حرفاش پیچیده منو آروم کرد‏.‏

و از همه مهم‌تر‏.‏‏.‏‏.‏

بانوی زیبا‏،‏ آیا افتخار می‌دی با من این رقص رو داشته باشم؟

حالا باور دارم که اون کلمات اون موقع خیلی راحت اومدن‏.‏‏.‏‏.‏

با کمال میل‏.‏

چون بازی نبود‏.‏

حالا این‌جوری می‌بینمش‏.‏

لطفاً بپوشش

تاکامینه‏-‏سان

لطفاً بپوشش

تاکامینه‏-‏سان

بانوی زیبا‏،‏ آیا افتخار می‌دی با من این رقص رو داشته باشم؟

با کمال میل‏.‏

گفتمش‏!‏

به لطف تشویقش تونستم از صحنه اول رد شم‏.‏

اوم‏،‏ خب‏،‏ بعد از این‏.‏‏.‏‏.‏

بعد از خاموش کردن نورا‏،‏ یه نورافکن روی رئیس می‌افته‏.‏

اون تک‌نوازی خودشو داره‏.‏

بعد نورا دوباره خاموش می‌شن‏،‏

و ما می‌ریم تو صحنه رقص‏.‏

درستم گرفتم؟

پس فقط باید اینجا صبر کنم تا نورا روشن شن‏.‏

ب‏-‏ب‏-‏باسن‏!‏

و این پارچه دورم‏.‏‏.‏‏.‏ امکان نداره‏.‏‏.‏‏.‏

من زیر دامنش گیر کردم؟‏!‏

داره بهم می‌گه الان شورتشو تنش کنم؟‏!‏

ولی من هیچ زیرپوشی براش نیاوردم‏!‏

آره‏،‏ درسته‏،‏

من چیزای زیادی آرزو نمی‌کنم‏.‏

آرزوهای بزرگ ندارم‏.‏

فقط یه امید کوچیک دارم‏،‏

تو جیبم؟

یه مشت کوچیک تو جیبم‏.‏

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left