Love Actually

Love Actually (人间至味是清欢)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Love Actually 2017 E09
ناشر EastSeaSub
برای حمایت از ما و دریافت زیرنویس سایر سریال ها به کانال ما ملحق شید @EastSeaSub

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-05-13
تعداد دانلود: 37
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

خیله خب رسیدیم،میتونی پیاده شی

روز خوش

سلام،آن چینگهوان هستم از شرکت ژن،منشیم باهاتون تماس گرفت و یه قرار با خانم لیو هماهنگ کرده

سلام خانم آن،واقعیت اینه خانم لیو یه اتاق برای ملاقات با شما رزرو کرده بودن

اما یه تغییر تو برنامه به وجود اومد،یه خانم دیگه از شرکت ژن تماس گرفتن و با ایشون رفتن بیرون

...بهرحال ایشون دیر یا زود میرسن،پس

یه نفر دیگه؟ میشه بپرسم کی؟

...من

معذرت میخوام مدیـر آن، نمیدونستم دنبال دوستم میگردی

وقتی تو کالج فرانسه درس میخوندیم باهم دوست بودیم برای همین به محض رسیدنش به چین باهام تماس گرفت

دست بر قضا رستوران جدیدمون نیاز به طراحی منـــو داره برای همین خیلی وقته باهاش قرار گذاشتم

چی شده؟ نکنه شما دو نفر هم باهم قرار داشتین؟

این اولین ملاقات من و خانوم آن هست، واقعا شرمنده ام

به هرحال من و جیاشین مدت زمان زیادیـه که باهم دوستیم و به تازگی متوجه شدم میخواد منوی جدیدی برای رستوران طراحی کنه

خانم آن،بهتره ملاقاتمون رو به زمان دیگه ای موکول کنیم

مدیر آن،شاید خبر نداشته باشی اما امروز صبح رئیس ژای خودش شخصا بهم گفت که

این دفعه،هم تو طراحی منو و دادن یه منصب تو پروژه ی جدید میتونم شرکت داشته باشم

فکر میکنم حالا دیگه کاملا متوجه منظورم شده باشی،درسته؟

متوجهم،در هر صورت

هممون متعلق به کمپانی ژن هستیم،هرکدوم از ما تو انجام این کار موفق شه سودش به شرکت برمیگرده

از حضورتون مرخص میشم،خدانگهدار خانم لیو - به سلامت، خانم آن -

کجا با این عجله؟مگه گرسنه ات نیست؟

حالا که تو رستورانیـم، چطوره قبل رفتن یه چیزی بخوریم؟ در خدمتم،مهمون من

چه نقشه ای تو سـرته؟ مگه نگفتم تو کارام دخالت نکن؟

ازونجایی که یه بار بخاطر تو شام دعوتش کردم،مهم نیست بخوام برای بار دوم هم اینکارو انجام بدم

اما اگه میخوای ایندفعه پیروز شی باید یه خودی نشون بدی

داداش ژیوی - با من در مورد تجارت صحبت نکن -

خصوصا در مورد شرکت ژن،حالا که همتون مهمون من هستین بهتره باب میل من رفتار کنین

خانم لـیو، فکر نمیکنم نیاز باشه تظاهر کنی که متوجه حرفام نشدی

دو تا خانم جوان و زیبا ازت میخوان که منوی جدیدی برای شرکت ژن طراحی کنی

هرکسی بتونه نظر شما رو جلب کنه حق ریاست رستوران جدید بهش داده میشه

اگه من جای شما بودم، روابط دوستی رو وارد مساله ی به این مهمی نمیکردم

تا اونجایی که میدونم خانم دونگ یه آدم ناشـیه که فرق فلفل و خردل رو نمیفهمه

ژای ژیوی، یه بار سرم شیره مالیدی،میخوای دوباره کارتو تکرار کنی؟ - نه ایندفعه دیگه نه -

این بار قصد ندارم به کسی کمک کنم،فقط دارم به هردوتون پیشنهاد میدم،یه رقابت عادلانه

مردا برای حل و فصل اختلافات دوئل میکنن،ساده اما بی رحمانه چرا خانـوما اینکارو نکنن؟

اگه فقط ما دو تا باشیم که حال نمیده

داداش ژیوی، چطوره یه طرفو انتخاب کنی؟

اونوقت دو به یک میشه،چطوره زنگ بزنم یکی بیاد؟

اونوقت دو به دو میشه،کاملا عادلانه

رئیس، تابحال این بازی رو انجام ندادم

مگه قبلا آنلاین بازی نکردی؟ - چرا -

خب اینم فرقی نداره

خیله خب بیاین قبل از بازی هم تیمیمون رو انتخاب کنیم

من میخوام با داداش ژیوی باشم - مگه به حرف توئه؟ من میخوام اینور باشم -

اونوقت چرا؟ من مخالفم،اینطوری نمیشه

شنیدی که بگم میخوام باهات تو یه تیم باشم؟ - غیر من میخوای با کی باشی؟ نکنه اون؟ -

درسته،میخوام با اون باشم،اونوقت کسی نمیتونه به ناعادلانه بودن بازی شکایت کنه

خودتو نخارون، صاف واستا

حرفـیه که خودت زدی،بهتره بعدا پشیمون نشی

خانم آن من واقعا بلد نیستم چطور بازی کنم،بهتره تجدید نظر کنی

دهنتو ببند،فقط فرار کن و نذار کسی بهت شلیک کنه

داداش ژیوی،من و تو هردومون بازیکن های قوی هستم دیگه حرفی باقی نمیمونه،برنده از همین حالا مشخصه

نگران نیستی عمدا بهش ببازم؟ - البته که نه -

اینکارو نمیکنی، فکر کردی نمیشناسمت؟بحث بازی بیاد وسط کسی که قوانیـنو تعیین میکنه خودتـی

خوب گوش کنین،هرکس این ناحیه اش تیر بخوره مرده محسوب میشه

کسی هم که بمیره اجازه ی حرکت نداره،اوکی؟

بهتره وقتو تلف نکنیم،بریم سراغ بازی

شرمنده،قراره ببازی بعدا ازینکه بهت رحم نکردم سرزنشم نکن

ای وای به خودم لرزیدم

اونا هردوشون جوونن و سریع حرکت میکنن مثل اینکه یه تیم شدیم تا ازشون ببازیم

....ای خدا

عقب نشینی - کجا داری میری؟ -

یه نفر اومده منو ببینه - چی؟ کی اومده؟ -

آخه الان چه وقت ملاقاته؟

تو یه همچین موقعیت و مکانی چطور یه نفر اومده ملاقاتت؟

زبـونت هم درازه،تو جاسوس ژای ژیـوی هستی مگه نه؟ دیدم که از قصد اسلحـتو انداختی،فکر کردی نفهمیدم؟

دیدی؟ چهار بار بهش شلیک کردم،تا اون باشه زیادی خودشو دست بالا نگیره،احمق

میشه کمتر قمپز در کنی؟درسته چهار بار هدف گرفتیش اما اول بازی خودت سه بار خوردی

شلیک کن - نیاز نیست منو پوشش بدی، خودم از عهده اش برمیام -

باشه، میسپارم به خودت

هی یه ایده دارم،اما اول باید باهات در میون بذارم،بهم اعتماد داری؟

ندارم

چرا همش فرار میکنی؟

بذار بهت بگم،ما از نظر سرعت و قدرت باهاشون یکی نیستیم پس برای پیروزی باید به استراتژی تکیه کنیم

مثلا؟ - فدا کردن من -

چی؟ - نگاه کن،همین الان از هم جدا شدن -

من نمیتونم به پای سرعت اون دختر برسم،چیکار کنم؟

من فرار میکنم و رئیسو دنبال خودم میکشونم و تو یه بن بست گیر میندازم و تو با یه شلیک کارشو تموم میکنی

چطور میتونیم اینکارو انجام بدیم؟ حتی اگه بخوایم یه نفرو طعمه کنیم باید من باشم

انقدر حرف نزن، هرچی میگم بگو چشم

باشه قبول، ازت اطاعت میکنم، لازمه انقدر عصبی باشی؟

اون دختر هم با شنیدن صدای شلیک و حذف شدن رئیس خودشو میرسونه و تو از گیرش میندازی

باید ازین فرصت برای حذف کردنش استفاده کنی،اگه یواش هم پیش بریم تو سه دقیقه بازی رو میبریم

باشه - بزن قدش -

رئیس دنبالم نیا، بهم رحم کن، دیگه نمیتونم بدوئم

چرا فرار میکنی؟

دیگه گلوله ای برام باقی نمونده، تسلیم تسلیم

تسلیم؟ - هرکاری بخوای میتونی باهام بکنی،نکن نکن نزن تو سرم -

هی تو دیگه مردی،داری چیکار میکنی؟این چه کاریه؟ - دارم تا آخرین نفس مبارزه میکنم -

هـی،مرده ها نمیتونن واستن

داداش ژیوی، داداش ژیوی حالت خوبه؟

اون کمین کرده

اون کمین کرده

سلام - حمله ی دزدکی؟ بیا پایین ببینم -

بسه بسه بسه، باختیم،دیگه بهتره بریم

آهسته بروید،شرمنده که بدرقــتون نمیکنم

دینگ رنجیان

دینگ رنجیان،جان به جان آفرین تسلیم گفتی؟ نمردی؟

آخ درد میکنه - درد؟ -

کجات درد میکنه؟ مصدوم شدی؟

داری کجا سیر و سفر میکنی؟

همه جام درد میکنه، آخ دارم میمیرم

این دردی که داری الکی نیست،فدا کردنت بی فایده نبود ما پیروز شدیـــــــم

آررره - یالا پاشو -

بیا بریم لباسمونو عوض کنیم

الان معنی این حرکت چی بود؟

تصمیم گرفته نگهش داره؟

جیاشـین شکست رو بپذیر

میفهمم،باختم پس این پروژه مال خودت

دیگه بهش احتیاجی ندارم - چی گفتی؟ یه بار دیگه تکرار کن -

گفتم که دیگه بهش احتیاجی ندارم

خانم لیـو دوست توئه،براش راحت تره که بخواد با تو کار کنه

راستش قبل از شروع رقابت بدجوری دلم میخواست ازت ببرم

اما بعد از این دوئل چهار ساعته یه چیزی رو خوب فهمیدم

واقعیت این بود که من و دینگ رنجیان هیچ شانسی برای پیروزی مقابل شما نداشتیم

اما ما بردیم

پس به این نتیجه رسیدم که قادرم یه راه برای شکست دادنت کنم

خود دانـی

بازی تموم شده،بیاین بریم، میرسونمتون

سوئیچ ماشینم کجاست؟

چرا به من نگاه میکنی؟ مگه دادیش به من

چرا به من نگاه میکنی؟ مگه دادیش به من

نگه دار...نگه دار

میشه لطفا ما رو تا پایین تپه برسونین؟ - آره،یالا بپرین بالا -

فقط دو نفرتون میتونین سوار شین

چی گفت؟چی گفت؟ - قبول کرده اما فقط دو نفر،برای همین باید یک کدومتونو انتخاب کنم -

خب عالیه، بریم

کی گفته قراره تو رو ببرم؟ کسی که پا به پای من جنگید اون بود

پس اونو انتخاب میکنم

دینگ رنجیان،بیا بریم

پس من چی؟

ممنونم آقا

خواهش میکنم

به نظرت کار درستی بود؟

به نظرم که خیلی جالب بود

مگه غیر اینه که عاشق بازی کردنه؟

پس باید عواقب بازی رو بپذیره

...باخته دیگه

بی خیال بابا،قرار نیست بمیره

آقا آقا...ماشینو نگه دار...نگه دار

آقا، لطفا نگه دار

...نرو بابا

هی...نگه دار...بهت پول میدم

دینگ رنجیان، اگه تا سر حد مرگ شکنجه ات نکردم اسمم ژای ژیوی نیست

بسیار سپاسگزارم جناب - ممنونم آقا -

خواهش میکنم

یواش...مراقب باش

خیلی ممنونم - خواهش میکنم -

ممنون جناب

چیکار میکنی؟

دارم به رئیسم زنگ میزنم ببینم تونسته ماشین گیر بیاره یا نه

دینگ رنجیان تو کارمندشی نه نوکـرش

لطفا یکم شخصیت خودتو حفظ کن

جرات داری بهش زنگ بزن، اونوقت از چشمم میوفتی

هوا داره تاریک میشه، دیگه نمیتونه ماشین گیر بیاره

حتی اگه رئیسم هم نباشه نمیتونم اجازه بدم اون پسر بی عقل تو کوهستان خوراک پشه ها بشه

هرکاری دلت میخواد بکن

مثل اینکه هرکاری کنم نمیتونم جلوتو بگیرم که نوکرش نباشی

به کی میگی نوکر؟ بیخیال بهش زنگ نمیزنم

زنگ نمیزنی دیگه؟ - نه -

بخاطر شخصیت معرکـه ات، غذا مهمون من

چی میخوری؟

هرچی،خودت چی میخوای؟

بذار بهت بگم،امروز حسابی گل کاشتم

....اگه بخاطر من نبود

اگه خودمو برای محافظت از تو فدا نمیکردم،اونوقت پیروز نمیشدیم

پنج سیخ کباب بره پنج سیخ کباب بال مرغ

پنج سیخ قلوه پنج سیخ هم سوسیس

پنج تا سیب زمینی کبابی پنج تا پیازچه ی کوهی

و دو کاسه ذرت

ممنون

از گوشت خوشت نمیاد؟

غذای بدون گوشت صفا نداره

پس چرا تمام سفارشت سبزیجات بود؟

باید یه سال گیاهخوار باشم

تو که آدم مذهبی نیستی،پس گیاهخوار بودنت خیلی مسخره است

...بخاطر همسرم

اخیرا همسرم مبتلا به سرطان شده،خداروشکر که بدخیم نیست

برای همین نذر کردم بخاطر درمان شدنش،به مدت یک سال گوشت نخورم

اون نگاه ستایش گرانـه اتو ازم بردار

کی گفته دارم ستایشت میکنم؟

در مقایسه با مردی که عاشق همسـرشه

یه مرد موفق و حرفـه ای رو ترجیح میدم

شما دخترای جوون واقعا کوته نگـرین

منظورت از موفق چیه؟ اینکه سر تا پاتو طلا بگیره و تو اجناس بـِرند غرقت کنه؟

مردی که بتونـه رومانتیک باشه

رومانتیک بودم ساده است،حتی من هم میتونم رومانتیک باشم

بی خیال بابا، رومانتیک بودن ارتباط مستقیم با ثروت و قدرت داره

این اسمش تجمل گرایـیه نه رومانتیک بودن

بعد از غذا خوردن بهت نشون میدم رومانتیک بودن یعنی چی

باید نگاه اشتباهـتو تغییر بدم

بابا،بفرما شام

رنجیان کجاست؟

رنجیان زنگ زد و گفت سرش شلوغه و به شام نمیرسه،گفت ما شام بخوریم

مان یـی فعلا تکالیفتـو بذار کنار،زودباش بیا

بیا شام - چه کار؟ چرا انقدر سرش شلوغه؟

کاسه ی مخصوص من کجاست؟

آها اینجاست، بفرمائید

این نیست، این سس سویایی که میخواستم نیست

Love Actually subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Love Actually

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left