نخستین 200 خط.
به نفعته هرچه زودتر بستههامو بیاری
وگرنه همه رو میکشم
!صبر کن، صبر کن
نمیشه لطفا یکم بیشتر بهمون وقت بدین؟
قبلا هم بهت گفتم یون تاک ...وقتی قند خونم میفته
خیلی عصبی میشم
ما یه سری دلایل شخصی داریم
شبیه یه جور دوراهیه
اول برم خونه تو؟
یا اول برم خونه مامان اِران؟
اما از اونجایی که آدم بیمعرفتی نیستم پس اول باید برم خونه تو، درسته؟
ما جنساتو برات میآریم !میآریمشون
اگه به این رفتارهات ادامه بدی، ساکت نمیشینم
مثلا چیکار میخوای بکنی؟
ازت شکایت میکنم
کی حرفای تو رو باور میکنه آخه؟
اگه میخوای ازم شکایت کنی، بفرما شکایت کن
ولی به محض اینکه ازم شکایت کردی یه بلایی سر برادرهات میاد
اینو یادت باشه
!خانم نام، خانم نام
چرا رفته گوآم؟
بیاین بریم ازش شکایت کنیم
اگه ازش شکایت کنیم پلیس بهش رسیدگی میکنه
نه، نمیتونیم. گفت اگه ازش شکایت کنیم ساکت نمیشینه
به محض اینکه پلیس یه حرکتی بزنه، زود میفهمه
...اول بیاین برگردیم به گوآم
موادها که پیشمون نیست. میخوای برگردی خونه که چی بشه؟
راست میگه
حتی اگه الان هم بخوایم بریم گوام اتوبوسی نیست که باهاش بریم. اگه فردا صبح بریم بهتره
!به فنا رفتیم
این دفعه دیگه جدی جدی به فنا رفتیم
!لعنت بهش! دیگه کارمون تمومه
بچهها
هنوز کارمون تموم نشده
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(قانون شکنی نوجوانان۲)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(قسمت هشتم: قانونشکنی نوجوانان)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
!آیگو، یون جه
یون جه؟
یون جه؟
منظورت چیه که اونجا اثرانگشت هست؟
!پیتر... نه، لطفا به خانم نام زنگ بزنین
من نیستم
!قسم میخورم من مجرم نیستم! صبر کن
!کار من نیست
!بیا اونجا حرف بزنیم
!به وکیلم زنگ بزنین
!بیا حرفاتو اونجا بزن
!گفتم، به وکیلم خبر بدین
!بیا بریم اونجا حرف بزنیم- !قسم میخورم من مجرم نیستم-
!بابا
!پسرم
حالت چطوره؟ خوبی؟
خوبم
خدای من
پس چرا انقدر لاغر شدی؟
مریض شدی؟ حالت چطوره؟
واقعا خوبم چیزیم نیست
!اوه، پسرم
بگو ببینم چیشد؟
یون جه درباره یه کیسه پر از کود حرف زد
ولی ما نتونستیم پیداش کنیم
اما یه نفر به صورت ناشناس اونو برامون آورد
و داخلش دستکش و آلت قتاله بود
اثرانگشت چوی سونگ کیونگ هم روش بود
اون کسی که آوردش کی بود؟
ما هم میخوایم همینو بفهمیم
و اینکه دی ان اِی یه نفر دیگه رو روی بدن آقای کیم یونگ سو پیدا کردیم
و اون دی ان اِی یه زن بود
!به حق چیزای ندیده و نشنیده
بابا، من گشنمه
!آره آره، بیا بریم یه چیزی بخوریم
ما دیگه میریم- شب خوبی داشته باشین-
حواستو بیشتر جمع کن
بهتون که گفتم من مجرم نیستم
بیا بریم
!من حرفاتو باور کرده بودم
واقعا بهت اعتماد داشتم
یکم دیگه صبر کن
اگه خوابت میاد برو بگیر بخواب، فردا با هم غذا میخوریم
نه، میخوام بیدار بمونم خیلی وقته که باهات غذا نخوردم
فکر نمیکنی باید یه دل سیر توفو بخوری؟
چرا شروع نمیکنی؟
بابا چرا اول لباساتو عوض نمیکنی؟
تو اول غذاتو بخور
پس با اجازه
چطوره؟
دستپخت هیونگ خوشمزهتره
اصلا هم اینطوری نیست
اما این یکی خوشمزهست
فکر کنم باید تا آخر عمرم غذاهایی که با جوانه لوبیا درست میشه رو بپزم
یون وو، تو هم باید بخوری
بیا بخوریم
یون تاک کجاست؟
یه سر رفته سئول
چرا یهویی پاشده رفته سئول؟
همش اینور اونور میرفت که تو رو از زندان آزاد کنه
چرا اینکارو کرد آخه؟
وقتی اومد خونه ازش تشکر کن
باشه؟
باشه
درضمن، امشب باید همشو تموم کنی
بیا، بخور ببینم
چرا بهم زل زدی؟
مگه چه اشکالی داره که به صورت جذاب پسرم نگاه کنم؟
!پیتر... نه، لطفا به خانم نام زنگ بزنین
کار من نیست
!قسم میخورم من مجرم نیستم! صبر کن
تو نمیخوری بابا؟
اوه، چرا دارم میخورم
تو بخور
خیلی خب، بیاین بخوریم
... فروشنده میانسال)
دانشآموز دبیرستان شینچون)
فرمانده کانگ- بله؟-
یه نفر اومده شما رو ببینه
!با تیم تحقیقات همکاری کنین و برین شینچون
کارآگاه ایم و تیم دو با من میان به گوآم
!هدفمون شیمونه. زود باشین حرکت کنین
شماها باهامون نمیاین؟- چرا میایم-
تو گوآم کجا باید بریم؟
آدرس ۵۲، ۶۸ گیل، به جونگ ری، گوآم گونـه
بریم
بیا
کجا داری میری بابا؟
میرم اداره. زود برمیگردم
حواست به داداشت باشه
بیا تو
ممنون کارآگاه پارک
لطفا زود تمومش کن
باشه
خیلی وقته ندیدمت سونگ کیونگ
چرا میخواستی منو ببینی؟
میخوام یه چیزی بهت بگم
چی؟
...راننده چوی
پدرت. فکر کردم باید بهت بگم که چطوری مرد
اون مواد مصرف کرد و بعدش نشست پشت فرمون و ۱۲ نفر رو به کشتن داد، اینو که عالم و آدم میدونن
منظورت از این حرفا چیه؟
چیز دیگهای هم هست که باید بدونم؟
نه، حقیقت این نیست
پدرت کسی رو نکشته سونگ کیونگ
چرا این وقت شب اومدی اینجا؟
یه مشکلی پیش اومده
چه مشکلی؟
آقای چو یهویی میگه نمیخواد متلو بهمون تحویل بده
فکر کنم همه چی رو فهمیده
میخوام کمکم کنی آقای کیم
یعنی میخوای من آقای چوی رو راضی کنم، آره؟
اگه راضی میشد که خودم بلد بودم راضیش کنم
خب پس من باید چیکار کنم؟
فکر کنم باید بکشیمش
منظورت چیه؟
...اگه الان همینطوری ولش کنیم، نه فقط من
بلکه تو هم تو خطر میفتی، چون به کارای متل کمک کردی
اصلا کار سختی نیست. از قبل فکرشو کردم
...آخه اینطوری
میدونی که آقای چوی به عنوان شغل دومش رانندگی هم میکنه، درسته؟
فردا قبل از رانندگی، اینو بهش بده بخوره
سه گرم کوکائین و دو گرم کتامین توشه
خانم صبر کنین
پس تکلیف کسایی که سوار اتوبوس میشن چی میشه؟
حدس میزدم اینو بپرسی
هیچ اتفاقی براشون نمیفته
!پس نگران نباش
گفتی میخوای بدون دغدغه مواد بگیری
و کلی هم پول به جیب بزنی
مگه به خاطر همین ازم نخواستی که باهات کار کنم؟
...آره البته! ولی آخه
خب پس دیگه حله
من فقط میخوام با کسایی کار کنم که بهم اعتماد دارن
پس، لطفا کارتو درست انجام بده
اگه بازم لازم داشتین به خودم بگین
!سلام علیکم
حالتون چطوره؟
!آقای کیم
حالت چطوره؟
راننده چوی، میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟
با من؟
باشه
امروز داری میری جایی؟
دارم میرم یه مجلس عروسی تو سئول
یکی از اتوبوسا قبلا حرکت کرده و منم قراره دومین اتوبوسو برونم
!حتی آخرهفتهها هم سخت کار میکنی
راستی چه بلایی سر متل اومده؟
شنیدم قرار بود به صاحب پیتر پیتزا تحویلش بدی
میخواستم اینکارو بکنم ولی دیگه منصرف شدم
میخوام فعلا متلو نگه دارم
چرا؟ تو که گفتی کار و بار خوب پیش نمیره
بهتر نیست متلو بفروشی و بدهیهاتو بدی؟
شنیدم خانم نام تو سئول هرکاری انجام داده کلی موفق شده
اون پیتزا فروشی هم به یه نون و نوایی رسید
به خاطر همین به خشکشوییائی که ساختمونو بهش فروخت هم هدیه میده
شد دیگه
مدرسه این روزا چطوره؟
مثل همیشه. بچه ها به حرف معلما گوش نمیدن و درس نمیخونن
نمیدونم با این وضع چطوری میخوان برن دانشگاه
دختر من سونگ کیونگ، باید میرفت دانشگاه
درسته، سونگ کیونگ
اون دختر باهوش و درسخونیه
No comments yet. Be the first to leave one.