نخستین 200 خط.
The Tale of Iya داستانِ دهکده ی ایی یا
ترجمه و تنظیم زیرنویس
رینا تاکِدا مین تاناکا
برگشتی ؟
شیما اونیشی
من دیگه می رم
فیلمبردار : یوتاکا آئوکی
صدابردار : شینتارو کامیجو
نویسنده و مدیر تولید ماسایوکی یوئدا
سرپرست واحد تولید توموهیکو تاکه نو
دستیار کارگردان : کنجی فوکوشیما
موسیقی : کی تا کاواباتا
کارگردان : تتسو ئی چیرو تسوتا
سلام مادر بزرگه
صبح به خیر
مادربزرگه ؟ شما اسم این گُل رو می دونی ؟
نه . متاُسفم نمی دونم
واقعاً ؟ .... ولی خیلی قشنگه
معلومه که قشنگه
هارونا ! این این حرفا گذشته
انگار امروز دیر کردی ؟
حق با شماست . دیگه باید برم
مراقب باش
صبح به خیر
صید طعمه ، بر اساس غریزه ست ...
مهم ترین چیز در این قسمت ، سیستم عصبیه با به کارگیری ظرفیت کامل سیستم عصبی
اونها چیزی رو که برای بقاشون ضروریه شکار می کنند وضعیت مُرغ ماهیخوار هندی هم همینجوره
تمام حیوانات روی سیّاره غرایز مشابهی دارند
به منظور سازگاری با محیط
و البته انسان ها هم به محیط های مختلف واکنش نشون می دن
بسته به اینکه فضای اطرافشون
ای وای
اون پدربزرگ شیمیزو بود
پسرش هیروشی توکیو کار می کنه می شناسیش ؟
ها ؟
هیروشی
نه ...
اوه ، خب پس
ولی واقعاً می گم تو کوهستان مراقب باش
چند روز پیش یه بچه محصّل اهل اوزکا سقوط کرد تو آبشار و مُرد
اوه ...
همه می گن که یه روباه تسخیرش کرده بوده
چی ؟
تو این مناطق به این چیزا اعتقاد عجیبی دارن قسم می خورم اگه حواستو جمع نکنی کارت تمومه
هی رئیس
هی تامورا . هوا خیلی گرمه نه ؟
آره واقعاً . اوضاع از چه قراره ؟
روز خوبی نیست
چی شده مگه ؟
امروز صبح اون خارجی ها اومدن و این اعلامیه ها رو به در و دیوارا زدن
یه کاریش بُکُن
خب .. حالا که اینطوره دفعه ی بعد بهشون سخت می گیرم
پس امیدم به توئه
ایشون کیه ؟
آقای کودو . ایشون از توکیو اومده
سلام
ایشون مدیر عامل شرکت ساختمون سازی ناکائیشیه
اهل توکیویی آره ؟ به اینجا خوش اومدی چقدر می مونید ؟
اوومم ..
هنوز بهش فکر نکردم
می خوای دفعه بعد که می ریم تیراندازی همراه ما بیای ؟
رئیس آدمای اهل توکیو دیگه از این کارا نمی کنن
که اینطور ...
تیراندازی ؟
حیوُونای وحشی.
به دارایی و اموال مردم آسیب می زنن برا همین از ما خواسته ن که از شرّشون خلاص شیم
می دونی ؟ رئیس تیرانداز قهّاریه
یکشنبه چطور گذشت ؟
حدس بزن چی شد ؟ سه تا گوزن رو زدم و ...
یه میمونم نشون کردیم
همه مون آماده شده بودیم که بزنیمش
ولی میمونا خیلی تند و تیزن
کاریش نمی شه کرد
خب ، من دیگه راه بیفتم
هر وقت هوس گوشت گوزن کردی به من بگو
شما هم اگه به چیزی نیاز داشتین به من خبر بدین
ممنونم
بازم یکی از اون آدمای رُوندِه شده از شهر
ببند اون دهنتو
خانه ی مایکل
مایکل کجاست ؟
ممنون
هی
بیا
دست مریزاد
ادامه بدین
سلام مایکل
چه خبر از اوضاع و احوال ؟
بدک نیست
واوو عجب هندونه ی بزرگیه این
امسال محصول خوب بوده
با بر و بچّه های ساخت و ساز تونل چه مشکلی پیش اومده ؟
خب ... شاید قضیه به این سادگی ها نباشه
این بار دیگه ما کوتاه نمی آئیم آقای تامورا
حق با شماست باید ببینم چه کاری از دست من ساخته ست
ایشون آقای کودوئه که قبلاً تماس گرفته بود یه چند وقتی می مونه
من مایکلم از دیدنتون خوشوقتم
اسم من کودوئه خوشحالم می بینمتون
این سبزیجات مال باغ خودمونه لطفاً امتحان کنید
ممنون
چه چیزی این آدما رو اینجا جمع کرده ؟
دلایل مختلفی داره
بعضی هاشون تو محیط اینترنت درباره فعالیت های من خونده ن و اینجا دور هم جمع شده ن
بعضیاشونم مثل خود شما همینجوری از اینجا سر در آوُردن
می شه بپرسم چرا به ایی یا اومدین ؟
از این آدمای رُوندِه و مُونده این ؟
خب ...
چیزی شبیه همینی که میگین
که اینطور
ولی این روزا حتّی این سبک زندگی هم یه جور همکاری پُر زرق و برقِ ِ مطابق میل جامعه ست
اینکه آدم در حال حاضر ( فعلاً ) با دوری کردن از اجتماع
بخشی از اون چرخه فاسد نباشه یک انتخابه
معتقدم کسانی که اینجا دور هم جمع شد ه ن
با اومدن به اینجا و نگهداری از باغ و بعمل آوُردن ِ محصولت زراعی
یه جورایی دارن علیه چرخه ی شرارت وطن خودشون مبارزه می کنند
ساخت و سازو متوقف کنید
ساخت و ساز ممنوع تمام محیطو از بین بُردین
ساخت و ساز ممنوع شما طبیعتو نابود کردین
مدرسه ابتدایی سوگیویی برای اولین بار در تاریخ 127 ساله اش تعطیل است
ببخشید . تمام چیزی که می تونم بدم همینه اوضاع کار و کاسبی خوب نیست
هارونا
هارونا
هارونا
پیدات کردم . بازم که اینجایی
بیا بریم خونه
کوتومی
کوتومی
کوتومی . دیگه نخون بسه
کمکم کن چای بیارم
سلام هارونا خوش اومدی
سلام
ببخشید که نمی تونم دُرست ازتون پذیرایی کنم امروز ، روز شلوغیه
اینجا رو خونه ی خودت بدون
تو یه هچنین فصل شلوغی از نظر کاری چی مجبورشون کرده جلسه برگزار کنند ؟
منظور من این نیست که صنف کاری اهالی اینجا رو انکار کنم
خانواده ی من الان سه نسله که مشغول حفاری تونل هستن
می خوای من گشنگی بکشم ؟
حق با اونه
شما دچار سوء تفاهم شدین
چیزی که من میگم اینه که نمی تونید همینجوری راه بیفتید برای اقناع
خودتون هر کاری دلتون خواست انجام بدین بدون اینکه عواقبش رو در نظر بگیرین
در حقیقت ، جنگل زُدایی و ساخت و ساز در جنگل در این چند سال گذشته
باعث شده که کوهستان های جنگلی ایی یا در حال مرگ ان
به خاطر همین هم حیوُونا
به مزارع حمله می کنند درست نمی گم ؟
کاری که الان باید انجام بشه اینه که
تصمیم بگیریم که آیا این ساخت و ساز. واقعاً ضروریه یا نه ؟
سؤال درست اینه که تصمیم گیری در این مورد با کیه ؟
ما مردم بومی ساکن این منطقه ؟ یا شما آدمایی که از خارج اومدین اینجا ؟
یا شایدم باید از میمونا بپرسیم ؟
مایکل چرا آروم نمی گیری ؟
همه بنشینید یالا دیگه همه بشینید
سلام آکیرا
هارونا تو هم اینجا بودی ؟
چی کار می کنی ؟
این کاری که اونجاس
می خوای الان بری خونه ؟
بله
تو چطور ؟
فکر کنم کارم اینجا تمومه
می تونی با ماشین منو ببری جایی ؟
مثلاً کجا ؟
بازار
اوه .. دوره
خب باشه می برم
خودشه هارونا بیا بریم
باید برگردم خونه
بیا دیگه
ولی ... باید واسه بابابزرگم غذا بپزم
که اینطور
-عجله کن - باشه . باشه
مطمئنی نمی خوای بیای ؟
راستشو بخوای یه نفر قراره یه اسکوتر به من هدیه بده
می دمش به تو
می تونه برای رسیدن به مدرسه کمک حالت باشه
فردا می بینمت هارونا
به امید دیدار
سلام مادر بزرگه
برگشتی ؟ بیا اینجا هارونا
کمی آرد گندم سیاه دارم با خودت ببر
ممنونم
همین چند لحظه قبل ، بابا بزرگت هم از اینجا رد شد
واقعاً ؟
پس دیگه باید برم
بابا بزرگ
من برگشتم
مادر بزرگه کمی آرد گندم سیاه برامون گذاشته
آکیرا امروز گفت که یه موتور سیکلت به من می ده
اینجوری دیگه می تونم برنج ها رو برات تا اون بالا حمل کنم
ممنونم
ما فقط همین رو داریم
سپاسگذارم
بگیر بابا بزرگ
مزه ش چطوره ؟ خوبه نه ؟
بُخُوریم
فردا صبح خودم همراهتون تا پایین میام
به خاطر غذا ازتون ممنونم
بابا بزرگ می خوام پشتت رو با آب بشورم
محکم تر هُل بده
ول نکن . یالا . هُل بده
No comments yet. Be the first to leave one.