نخستین 200 خط.
!لعنتــــي
لعنتي
!لعنتــــي
!آشغال عوضي
!مواظب باش ، پيرمرد
چه غلطي ميکني؟ .درست کارتو انجام نميدي
.عصباني بودن کاري ميکنه که عصباني انجام ميده
معني اين کس شعري که گفتي يعني چي؟
...ايريزوم پوست رو مخفي نميکنه
خالکوبي طبيعت مرد رو نمايان ميکنه
...و 4 حرفه درخشان رو در کتاب
:5حلقه نمايان ميکنه
.جنگجو ، هنرمند ، بازرگان ، کشاورز
...اگر بين پوست و عصبانيت مغايرتي وجود داره
...بين علامت و مرد
.شايد راهي که تو انتخاب کردي ، راهي نيست که مناسب تو باشه
چي گفتي ، پيرمرد؟ هان؟
ميدونم که بهم بي احترامي نکردي ، درسته؟
اينقدر احمق هستي؟
تو بهم بي احترامي کردي ، و منم اين سقف رو با مغز تو .خالکوبي ميکنم
.قصد بي احترامي نبود
.خوش شانسي
.تا وقتي که اينو تموم نکردي نميتونم بکشمت
.اون آيينه رو بهم بده
ببين چطور به نظر ميرسه؟
.بد نيست
.هي ، رئيس .اين تازه براتون اومده
چيه؟
.يه نامه
.خب بازش کن ، ابله
چي؟ چي هستش؟
.مثل شن ميمونه
.آره . شن .شن سياه
...نه
ميدوني اين چيه؟
هي ، ميخواي مارو دوباره تو يه جک ديگه بندازي؟
.سال ها قبل ، من يه مردي رو ديدم که همينطوري در پاکتي رو باز کرد
.افراد زيادي پيشش بودند و مثل الان عين ما مي خنديدند
.بعدش اون از سايه ها اومد و خنده هاشون رو غرق در خون کرد
از سايه ها چي اومد بيرون؟
.نميتونم کلمه زو به زبون بيارم
چه کلمه اي؟
.اون شب ، يکي از شمشيرهاشون اينجا فرو رفت
.من بايد ميمردم ، اما در يه حادثه متولد شدم
.قلبم اينجاست ، در طرف ديگر
اون ديگه چيه؟
.مثل يه "نينجا" هستش ، رئيس
يه نينجا؟ سر به سرم ميذاري؟
اين کلمه اي هستش که ميترسي به زبون بياري؟ نينجا؟
!نينجا-نينجا-نينجا
!پيرمرد احمق
.نينجا .اين همون گه خوب هستش
ميخواي سر به سرم بذاري؟
ميخواي سر به سرم بذاري؟
!لعنتي
...ببين !تو مجبور نيستي اينکارو بکني
...هر چقدر که اونا بهت ميدند
من دو برابرش رو ميدم !سه برابرش رو
!صدامو مي شنوي !هر چقدر که بخواي بهت پول ميدم
.تو نميتوني باهاش معامله کني ...نميتوني باهاش منطقي باشي چونکه
...اين يه انسان نيست
.شيطاني است که مستقيما از جهنم فرستاده شده
!دهنت رو ببند پيرمرد عوضي
...من مي ترکونم
...براي 57سال ، من داستانت رو گفتم
.هيچ کسي حرفهاي منو باور نکرد
اما تو واقعي هستي ، درسته؟
همه اينا براي پرونده "دگالتا" هستش؟
.اين "دگالتا" هستش
و بقيه اش؟ - .مدارک -
براي؟
.نه . دوباره نه .ميکا ، خواهش ميکنم
مشکل چيه؟ .قبلا ها به تحقيقاتم اعتماد داشتي
.خيلي خب ، يه سوال ازت دارم
:کدام يک از اين کلمات به اين جمله تعلق ندارند
.لپ تاپ ، شاتل فضايي ، تکنولوژي نانو ، نينجاها
.تنها خواسته من يه ساعت وقت هستش
.همش همين
چرا من فکر ميکنم که از اينکارم پيشيمون ميشم؟
حادثه "الومي" رو يادته؟
.ملکه کره اي ، اواخر قرن هجدهم .توسط يکي از اين خاندان نينجايي کشته شد
"اوزونو" .فکر ميکنم
...حالا ، من رونوشت هاي اصلي دادگاه
.کونيتومو شيگيهاکي رو بررسي کردم
.شاکي از شيگيهاکي درباره پرداخت 45کيلوگرم طلا سوال کرده بوده
.شيگيهاکي جواب داده که اون نميدونسته شاکي درباره چي صحبت مي کرده
.اين سوال ديگه هيچ وقت مطرح نشد
...اما چيزي که منو سوزوند مقدارش بود ...دقيقا همان مقداريه که
شايعه شده بود به "اوزونو کلن" براي کشتار ياکوزا پرداخت ميشه
.که هفته گذشته در "اوساکا" اتفاق افتاد
...خب تو برات سوال طرح شده که در اين دنياي هميشه متغير
.آيا بهاي زندگي يه نفر ثابت ميمونه يا نه
دقيقا . و من مي فهمم اين قبيله ها عين چي هستند؟ سابقه هزاران ساله دارند؟
.اونا احتمالا زياد عوض نميشند
...بنابراين من شروع به بررسي حواله بانکداري بين المللي کردم
...بانک ها در مناطق داراي ترورهاي بيشتر هدف گرفته اند
...و بيــــنگو ."نخست وزير روسيه "زوکو
...روز قبل از ترور
.1,555,999.90دلار از بانک شانگهاي انتقال يافته بوده
.اين دقيقا مساوي با فروش 45کيلوگرم طلا هستش
.باشه ، توجهم رو جلب کردي .داره جالب ميشه
.قبيله ها واقعي هستند ، رايان
.اونا بچه ها مي دزدند و اونا رو به آدمکش تبديل مي کنند
.آره. ببين "مينکا" ، هيچ کسي اين حقايق تاريخي رو انکار نميکنه
.اما تمام اين مسائل در دنياي مدرن امروزي هيچ اهميتي نداره
.اونا واقعي هستند ...منظورم اينه که ميتوني اسمشون رو شبح بزاري
يا آدمکش ، يا هر چيزي که دلت ميخواد ...اگر که اينکار حالتو بهتر ميکنه
اما اونا ، اون بيرون هستند و دارند مردم رو ميکشند
.و هيچ کسي اندازه سر سوزن براي متوقف کردنشون کاري نميکنه
.سلام . ببخشيد
زحمتي نيست؟
اگر زحمت زيادي نيست ، ممکنه کمکم کنيد؟
اهل کدوم قبيله هستي؟
تو برلين چيکار ميکني؟
.نمي فهمم
!نه
چه خبره؟
پس گفتي که يه چيزي پيدا کردي؟ - .آره -
داشتم اطراف رو مي گشتم تا ببينم چيزي گيرم مياد يا نه .که اينو پيدا کردم
.يه گزارش . يکي از دوستانم در مسکو محرمانه به دستم رسوندش
...در حين جنگ سرد نوشته شده
."به وسيله يه مامور رده بالاي سازمان مخفي به نام "الکسي سابتين
...اون اعداد احتمالي قاتلان سياسي رو مطرح کرده بود
...که توسط يه کهنه کار اداره ميشد اما شبکه هاي خيلي رده بالا را اون
.9قبيله مي نامه
محض اطلاعت .اونا رو "نينجا" صدا نميکنه
چه اتفاقي براش افتاد؟
همون چيزي که سر من خواهد اومد ...اگر که با تو بيرون بيام
.براي بي ثباتي فکري از تشکيلات بيرون انداخته شد
حالا باورت ميشه ، مگه نه؟
نينجاها؟ .حتما شوخي ميکني
خب پس ، چرا اينکارا رو ميکني؟
.نميدونم
...اما ميتونم بهت اطمينان بدم که اين قضيه نسبت به اين حقيقت
.که تو جذاب ترين محققي هستي که تا به حال باهاش کار کردم ، نداره
.اوه آقاي "نن" ، خوب شد برگشتيد
.ما يه مشکل گرمايش داشتيم و من مجبور شدم داخل آپارتمانتون برم
مشکلي نيست؟ - .درست شد -
.اون تو رو شما خيلي تاريک و برهنه نگه داشتيد
.و منو ببخشيد ، نتونستم جلوي خودم رو براي ديدن چمدونتون بگيرم
.بهتون گفتم که پدرم فرد خيلي مريضي بود
شما به زودي برلين رو ترک مي کنيد؟
.هنوز نه .اما من منتظر يه تماس هستم
.متاسفم که اينو ميشنوم
.يک روزي مرگ به سراغ همه ما مي آيد
...هر جايي که هستي ، هر جايي که ميري
هرگز نبايد فراموش کني چه کسي هستي .چي رو به ارث بردي
.تو "اوزونو" هستي
.تو عضوي از من هستي همان طور که من عضوي از تو هستم
.اين حقيقت زندگي ات است و تا بعد از مرگ هم باقي خواهد ماند
.اين پسر جديد من است
.من اسم "رايزو" رو بهش اختصاص دادم
.به عنوان برادر بهش خوش آمد بگيد
".رايزو خوش اومدي"
.جسم بايد از اراده اطاعت کنه
...گرسنگي و تشنگي ، حتي خون در رگ هاتون
.ضعف جسم هستند
.برشون تسلط پيدا کنيد تا بر خودتون تسلط پيدا کنيد
.اين قدرت قبيله "اوزونو" است
.اين راه و روش نينجا است
.امشب بخوريد و فردا دو برابر سخت تر کار کنيد
درس چيست؟
.به برادرت نگاه کن
.زندگي مبارزه است
.اين حقيقت رو بلدي
.به وسيله والدينت طرد شدي
.بدون خانه
.بدون مردماني که برات اهميت قائل باشند
.تو بايد ميمردي
.اما ، به جاش جنگيدي
.همان طور که امروز انجام دادي .تو جنگيدي ، و برنده شدي
.در مبارزه .تو با دشمنت مواجه شدي
.بدون شک و ترديد .بدون فکر کردن يا پشيماني
.براي زنده ماندن ، تو بايد ياد بگيري هيچي رو احساس نکني
.درد ، ضعف رو به وجود مياره
.به ياد داشته باش رنج وجود داره فقط به اين خاطر که ضعف وجود داره
.تو بايد از تمام ضعف ها متنفر باشي
از ضعف هاي ديگران هم متنفر باش .اما بيشتر از همه از ضعف هاي خودت متنفر باش
خانم "سابتين"؟ - .بله -
.من "ميکا کورتي" هستم ، از پليس اروپا .تلفني با هم حرف زديم
شما گفتيد گزارش شوهر من رو خونديد ، درسته؟
.بله
.درک ميکنم که گزارش باعث ايجاد مشکلاتي براي ايشون در سازمان مخفي شده
گزارش باعث ايجاد "مشکلاتي" براي زندگي الکسي شد
.همان طور که حضرت موسي باعث ايجاد مشکلاتي براي فرعون شد
.خيلي ناگواره
چه اتفاقي افتاد؟
...نزديک دو سال پيش
..."بعد از ترور "زوکو
...گزارش مورد توجه قرار گرفت
.بعد از اون ، همه چيز متفاوت شد
الکسي يه نفر رو استخدام کرد تا تمام قفل ها رو عوض کنه .و قفل هاي بيشتري رو بزاره
.قفل بر رو پنجره ها ، قفل بر روي درها ، قفل روي قفل
.اون دوربين و سنسورهاي حرکتي و چراغ نصب کرد
.همه جا ، چراغ
."اون گفت : "سايه اي نبايد وجود داشته باشه
".سايه اي نباشه"
.بعدش ، يه روز ، يه نفر دم در اومد
...اونا درباره تحقيق "الکسي" صحبت مي کردند
.مرد جووني خونه رو ترک کرد
No comments yet. Be the first to leave one.