نخستین 199 خط.
... آنچه در «آناتومی گِری» گذشت
باید همین الان شکمش رو .باز کنم. اگر نه میمیره
دوباره میگم، بهت اجازه نمیدم .توی بخش من شکم یک نفر رو باز کنی
.اینجا اتاق عمل نیست و تو هم پزشک معالج نیستی
.نه، نه، نه، نه
مگه... مگه دیوونه شدی؟
.دکتر سیگل، این مرد داره میمیره
وارِن، داری چکار میکنی؟
.گرفتمش. آئورتش رو گرفتم
.آره، منم نبضش رو احساس کردم
در حال حاضر بهتره دعا کنی
.این مرد زیر عمل نمیره
.این یک تصمیم شخصی بود
من ریسک کردم، جواب داد و .این مرد هم الان زنده است
حس میکنم اگر من همچین کاری .میکردم بدجوری توی دردسر میوفتادم
.ازدواج با رئیس خیلی خوبه
فکر نمیکنم اینجا از این .خبرها (پارتی بازی) باشه
.واقعاً؟ وارِن با رئیس ازدواج کرده
به همین خاطر هم هست که .الان رفته سر یک عمل جراحی
.در حالی که ما اینجا فقط مجبوریم تماشا کنیم
به نظرت این دو تا موضوع به هم ربط ندارن؟
.مطمئنم که ربط دارن
...موقعیت خیلی خاصی بود
.من گوشم از این که قضیه چقدر خاص بوده پره
.کاملاً در جریان ماجرا قرار گرفتم
.من داشتم سعی میکردم جون یک نفر رو نجات بدم
.اون مرد داشت میمرد
الان حالش چطوره؟
.زنده، پایدار. به موقع به دادش رسیدم
.نه، خیلی شانس آوردی
اگر بعد از کارهایی که کردی یک آدم مرده روی دستت مونده بود
اون موقع دیگه فقط سه روز .از کار معلق ات نمیکردم
یعنی داری تعلیق ام میکنی؟
مِردیت: من عادت داشتم وقتم رو روی .دیدن فیلم جراحی های مادرم بذارم
من تمام حرکات، برش ها .و تصمیم ها رو تحلیل میکردم
... انگار قطعات یک پازل رو کنار هم میذاشتم
. تماشا کردن، بررسی کردن و یاد گرفتن
این جواهریه که وقتی بیمار .جلوی خودمون دراز کشیده ازش محرومیم
بِیلی: لابی اصلی کجاست؟
.اینجاست
. مردیت: نمیتونیم به عقب برگردیم
پارکنیگ چطور؟
.اونجاست
. مردیت: پخش مجددی هم در کار نیست
.اما اونقدر ها دور نشده
،افراد من مواظب تمام در ها هستن .یک عده هم فیلم ها رو چک میکنن
.خودمون پیداش میکنیم
.معلوم نیست
ببین، این وظیفۀ منه که بیش از حد حساسیت .نشون بدم و الان هنوز به اون مرحله نرسیدم
.دارم بهت میگم این یک «وضعیت صورتی» نیست
مردیت: فقط باید بشکافیم و امیدوار .باشیم که خودمون بدونیم داریم چکار میکنیم
.کِرو: لازمه الان وضعیت صورتی رو اعلام کنی
.هنوز در همچین وضعیتی نیستیم کِرو
.اون بچه قایم شده .این همیشه اتفاق میوفته
.پدرش مشکلات عصبی داره
امروز صبح بخاطر حضانت بچه .یک جنگ حسابی راه انداخته بوده
...اگه اون بچه رو برده باشه
.از نظر آماری، همچین اتفاقی نیوفتاده
لازم به گفتن نیست که عفونت بیمار من
اون رو در معرض خطر بسته شدن مسیر تنفسی .قرار داده و باید همین الان پیداش نکنیم
. توجه، «گیج دین» لطفاً به اتاق خودت برگرد
. توجه، گیج دین
.دارین سر به سرم میذارین؟! اون فقط شش سالشه
.اون اصلاً به این اطلاعیه ها گوش نمیده
ولی شرط میبندم که پدرش اینها رو میشنوه
و این طرف رو میترسونه و .اون هم سریعتر فرار میکنه
به نظرم تو متوجه نیستی که وضعیت صورتی
.چطور اوضاع رو بهم میریزه
.تمام درهای خودکار قفل میشن
.آسانسورها از کار میوفتن
.خوبه. اینطوری جلوی پدرش گرفته میشه
.نه، این باعث میشه بیمارها توی خطر بیوفتن
جون یک بچه در خطره و هر چی ما بیشتر این جا بایستیم
و سر این موضوع بحث کنیم .اون از ما دورتر و دورتر میشه
.وضعیت صورتی، انتخاب آخره
اجازه بده افراد من .این اطراف رو یک بار دیگه بگردن
اگر «تاک» بجای اون بچه بود چی؟
.اعلام کن
مطمئنی که میخوای بخاطر این موضوع ماشه رو بکشی؟
آژیر خطر؟ قفل شدن درها؟
.بله، همین الان - .آره مطمئنه -
.سلام
.دستورش رو داد
...آپریل: جکسون، من اصلاً خبر نداشتم ...وگرنه هیچ وقت
...من... من دنبال این نبودم که
آره، کاملاً مطمئنم که نباید .از 30 متر به تو نزدیکتر بشم
...اگه میدونستم که تو نمیخوای
فکر میکردم تو میخوای بچه ام ...رو ازم بگیری، واسۀ همین
نکنه این آژیر رو هم برای من راه انداختی؟
.اوه، نه
.زود باشین، یالا، یالا، یالا، یالا، یالا
استفانی: چرا یهو شدیم مثل دونده های امداد؟
.وضعیت صورتی. درهای بیمارستان دارن قفل میشن
.مَگی: درهای پشت سرمون همه محکم قفل شدن
مردیت: اگر قراره جایی گیر بیوفتیم باید جایی باشه
.که به اتاق عمل دسترسی داشته باشیم
صدای چیه؟ آژیر خطر؟
.وضعیت صورتی... یک بچه گمشده
.آها
.اینطوری خیلی هم آرامش بخشه
.اونها نمیخوان مردم رو بترسونن
.ولی اتفاقاً برعکس به نظر میاد
،«آریزونا: «آترزی مری»، «جداشدگی ریوی
پسر و دختر دچار «بیرون زدگی نخاع» و
.«کوچولوی «دچار تراتوم .خیلی عالیه
.همه سرجاشون هستن
اینجا نوشته وضعیت صورتی برای .پیدا کردن یک بچۀ شش ساله است
.نه یک نوزاد - .مهم نیست -
،اگر یک نفر بچه ای رو بدزده .باید تمام بچه ها رو چک کنی
.موی قهوه ای، لباس سبز
.به نام... گیج دین
اُون: به نظر از اینجا .کاری از دست ما برنمیاد
کِلی: گیج؟
گیج دین، تو اینجا هستی؟
.خب. ما هم یک کاری کردیم
.سیم چین - .اوهومم -
.خانم، مشخصات همسرتون رو لازم دارم
.همسر سابقم
...میدونم. فقط برای جستجو کردن میخوام
در حال حاضر تنها راه عبور از درها
.استفاده از این کارتهاست
.افراد من توی بخش نوزادان پخش میشن
.همه جا رو اتاق به اتاق میگردن
.ما درستش میکنیم... دکتر کِرو
...آه...
.کِراس، از سر راه برو کنار
کسی با یک بچه نیومد اینجا؟
بچۀ شش ساله با لباس سبز؟
.فکر نمیکنم. الان بدجوری سرمون شلوغه
.درگیر بچه هایی هستم که از تصادف آوردن
...نمیدونم... نمیدونم
.بِیلی باید زودتر وضعیت صورتی رو اعلام میکرد
.ببین، اون احتمالاً یک جایی قایم شده
.بچه ها از این کارا میکنن دیگه
.آره، درسته
.ما ضلع غربی رو قدم به قدم گشتیم
...به «استوکس» بگو خبر بده
.وایستا
چی؟
.کِرو پیداش کرد
.وضعیت صورتی رو خاتمه بدین .گزارش تهیه کنید
.حالش خوبه
.اوه، خدا رو شکر که پیداش کردن
خیلی خب، حالش چطوره؟
یکم ترسیده ولی چیز مهمی نیست، مگه نه گیج؟
.امروز همه مون باید اضافه کاری بکنیم
.عیبی نداره
.قایم شده بود. همونطور که گفتم
...اوه
!ببخشید
!ببخشید
چی شده؟
چه اتفاقی افتاده؟
.خواهش میکنم. باید کمک کنی
زیرنویس از بابک ترجمه شده از زیرنویس Caio برای درک بهتر، زیرنویس به) فارسی روان ترجمه شده و معادلهای (محاوره ای فارسی در آن بکار رفته است
.باید برم. باید همین الان برم
.این بچه تقریباً تمام خونش رو از دست داده
.اندرو: من هنوز نبضش رو احساس نمیکنم
.بن: باید برم بخش مراقبتهای ویژۀ نوزادان
...آپریل: من پیج شدم
اوه خدای من... اینجا چه خبره؟
چه اتفاقی افتاد؟ شما چکار کردین؟
.اندرو: رئیس، فکر نمیکنم دَووم بیاره
.بِیلی: کارت رو متوقف نکن - .آپریل: برامون چند نفر کمک بیارین -
اون به کاتتر ورید مرکزی .و چند واحد خون احتیاج داره
لوله گذاشته شد. به طبقۀ بالا خبر بده که
.برای رابینز یک اتاق عمل خالی آماده کنن - .خیلی خب -
.تو داری خسته میشی. بیا جامون رو عوض کنیم - .باشه -
.دستکش - کی این زن رو اینطوری سلاخی کرده؟ -
!آپریل: «فشار کریکویید» لازم دارم
.من این بیمار رو میشناسم
.اسمش «گِرِچن مَک کِی» هستش
عزیزم اسمت چیه؟
.بچه هام، خواهش میکنم
آیا حالشون خوبه؟
...سه تا بچه هستن .یک دختر و دو تا پسر
،بیمار 35 ساله، مؤنث، راننده .(محافظت شده (با کمربند یا ایربگ
.در تصادف پنج تا ماشین با هم
.حامله، 34 هفته، نبض روی 120
.از درد شکم شکایت میکنه
.بچه هام... اوه خدای من شوهرم، «عمر سینگ»؟
.خیلی خب، ما مراقب تو و اونها هستیم
بهت قول میدم. اسمت چیه؟
.گرچن مک کی
.بیمار 36 ساله، مذکر، عمر سینگ
(سرنشین محافظت نشده (کمربند یا ایربگ .با همودینامیک ناپایدار
،مقیاس گلاسکو» روی 11» .کوفتگی آشکار قفسۀ سینه و شکم
قربان، میتونین نور رو دنبال کنین؟
.به زحمت نبض رو حس میکنم
گفتی محافظت شده نبوده؟
.آره، خانوادۀ پنج نفره .سه تا بچه روی صندلی عقب
توی تصادف با یک ماشین دیگه از بغل .بیشترین صدمه به پدر رسیده
.باید همین الان ببریمش داخل
گرچن، میبینم که محکم شکمت رو گرفتی
آیا درد داری؟ - .آره -
.نترس
هوات رو داریم، باشه؟
.خیلی خب، زود باشین، بریم
.آپریل: خیلی خب، شماها برین
No comments yet. Be the first to leave one.