نخستین 200 خط.
Presented by Showbox Mediaplex, Inc.
ترانسیلوانیا ، رومانی
KIM Soo-roh
JO Yeo-jung
CHUN Ho-jin
SON Byung-ho
ریکی ؛ پلیس خون آشام
سئول ، کره
! لعنتی ، این پشه یه قاتله
خوتونو مسلح کنین
موبایلتونو بذارین و حرکت کنین
درسته ، این دستور از بالا رسیده تا هیچ اطلاعاتی درز پیدا نکنه
خودتونو تکون بدین ، وقتی نداریم که تلف کنیم
- ... یادتون باشه که این عملیات - ! حرکت
! زود باشین ، وقت نمایشه
- احمق ها پول بیشتری میدن - چی ؟
- منظورم اینه که ، ریتینگ برنده رو بیار پایینتر - بله
بفرما
سه تا 270000 وون با کسر 10 درصد
چکش کن
! بزن بریم ، لعنت به حکم
اصلا نباید بهشون رحم کنیم فقط باید مثل سگ بکشیمشون
! من از دست توئه گوه مریض شدم
اونا فقط قماربازای غیر قانونی ان گنگسترای مافیایی که نیستن
بی خیال ! من اینکارا رو می کنم که توئه گوه بهم بگی آفرین
کچل کردی ، شجاعتت پر کشید رفت؟
! خفه شین
! حرکت کنین
TACKCyber مسابقات اسبدوانی
! لعنتی چه تاریکه ، چراغارو روشن کنین
چه کوفتی شده ؟
اطلاعات درز پیدا کرده ، اینه اتفاقی که افتاده
...ما خیلی مراقب اطلاعات بودیم
- من از این کچل شدنت متنفرم - ! خفه
خبرچین کی بوده؟
شوخیت گرفته؟
سلام ، آقایون پلیس مساله ای پیش اومده ؟
به مسابقات اسب دوانی علاقمند شدین؟
ای بابا ، ما چندین روزه که تعطیلیم
کارآگاه کانگ می خواین من یه جای دیگه برای سرمایه گذاری پولاتون پیدا کنم؟
چند روزه که کار نمی کنین ، ها ؟
! پس یه روح سیگاری این دورو برا پرسه میزنه
حواست باشه ، یه دفه دیدی یه لحظه سهل انگاری ! همه چیزو به باد میده
! آقای تاک
! برو
- هی ، رفیق - بله ؟
نمی دونی چقدر ازت ممنونم
میدونی چیه؟ اینکار بخاطر یه دوست بود
! البته
اگه بخاطر پول تو دردسر افتادی من کمکت می کنم
! اوه ، تو ناجی زندگی منی
بزن بریم ، تا وقتیکه جهنم برسه
-! براوو ، براوو -! براوو
! اوه ، نه ، خواهشا ! بذار در خدمتت باشم
فرشته ی من نباید همچین کارای سختی انجام بده
-! مست کردی - نه ، من آب گوجه فرنگی تخمیر شده خوردم
! مثل اینکه نمی دونی که یه پلیسی
مثل اینکه نمی دونی نمی تونم ! برای دیدنت صبر کنم ، عسل
باور کن دیگه اینکارو نمیکنم
بیا بریم
! چه باحال
آره ، از اونجایی که من باهاتم خیلی باحاله
- منظور من این منظره ی شب بود - آره
چقدر آرام بخشه همه ی استرس ها رو از بین میبره
نظرت چیه که هر شب اینجا بیایم
خنده داره که هر باری که من میام اینجا احساسات متفاوتی دارم
متفاوت ، چطور ؟
خب... مثلا من امروز خیلی هیجان زده ام
! تو ... چقد نزدیکی
...باشه
یون هی ، بیا بریم
! همچین زد که هنوز جاش میسوزه ! فکر می کردم تو ام می خواستی
بهم نگو فقط اومده بودی اینجا
! تا از منظره ی شب لذت ببری
تو گمراهم کردی و ! کشوندیم اینجا ! تو خیلی هوس برانگیزی
چه اتفاقی افتاده ؟
- هی - دیوونه ای ؟
من نیستم ، تویی لعنتی ، تو بودی که داشتی چرت میزدی
من داشتم تو لاین خودم رانندگی می کردم تو پریدی وسط
احمق ، تو باعث شدی من از مسیرم منحرف بشم
ابله تو داشتی اون کامیونو
همینطور کج و کوله می روندی
! اگه شکسته باشه، باید خسارتشو از جیبمون بدیم
تو باید اول صبر میکردی تا من برم
تو عصبانیم کردی و تقریبا
باعث سردردم شدی ، اونوقت سرم دادم میزنی ؟
! ترسیدم بابا
لازم نیست وحشت کنی بهتر رانندگی کن
اگه هنوز بلد نیستی ، ! برو یاد بگیر که دفه ی دیگه اینکارو نکنی
چیزی که لازم دارم اینه که بگی معذرت می خوام
معذرت خواهی ؟ بخاطر چی ؟ تو باید معذرت خواهی کنی لعنتی
خیلی داری بهم فشار میاری
اما فکر نکن می تونی از زیر اینکارت در بری
بعنوان یه شهروند خوب، ! نمی ذارم از زیرش در بری
تو چی هستی ؟ یه شهروند خوب؟
اول باید یاد بگیری که چطوری به مردم احترام بذاری
زود باش احمق با اون دهن گوهت بگو که متاسفی
- انقد به من نگو احمق - ! خودت شروعش کردی ، احمق
- کی شروع کردم؟ - ! از همون اول
! چه دیوونه ای ! خیلی رقت انگیزه
خیله خب ، من از نمایشت لذت می برم اصلا عصبی نباش
فقط با اون هیکل گنده ت شروع کن به رقصیدن
هی ، چی شد ؟
آهای
صدامو می شنوی؟ منو می بینی؟
تو سر کار که نیومدی موبایلتم که خاموشه
ببخشید ، مریض بودم احتمالا سرما خوردم
مراقب خودت باش ، مرد
مراقب باش
آرومتر بابا ، لطفا
ترسیدی بخوام اینو بخورم ؟ همچین فکری کردی؟
- کارآگاه لی ، زود این مورد و گزارش کن - بله
هیچ نشونه ای از قاتل نیست دو یول کجا ...؟
دو یول ، چیکار داری می کنی؟
! آهای ، آهای
! چه خوش شانسی داشتم می مردم تا یه سرنخ پیدا کنم
آهای بچه ها ، گرفتیمش
تو امروز خودت نیستی چه اتفاقی افتاده ؟
باید ضعیف شده باشی
یه مقدار خودتو تقویت کن
می دونی چیه ؟ من خیلی ام سرحالم
! چه خبره
! حرومزاده
- هی ، هیونگ (برادر بزرگتر) - چیه ؟
تا حالا شد که احساس کنی یه آدم دیگه شدی؟
مثلا وقتی که من یه دخترو از راه بدر کردم...
احساس کردم که تبدیل به یه سگ شدم ! آخه اون دختره بهم گفت تو یه سگی
پس تو خودتو تو پوست سگی یا همچین چیزی دیدی؟
تقریبا ... تو اونو ندیدی؟
بعنوان رئیست ، می ذارم امروز بری
دلیلش یه سگه یا یه خون آشام ممکنه گند بزنه به این تحقیقات
! خودشه ، خون آشام آهای صبر کن
خون آشام ها
همه چیز درباره ی خون آشام ها
می میرم برای اینکه خون آشام بشم بهم بگین چطوری می تونم
کجا می تونم یه خون آشام پیدا کنم که بتونه گازم بگیره ؟
ازت بعنوان کسی که اطلاعات زیادی داره خواسته شده که تو روند تحقیق کمک کنی
البته ، اشکالی نداره
اگه سرت شلوغه من میام دنبالت
ولی بیای و اداره ی پلیسو ببینی ایده ی بدی نیست
منظورت اینه که میای اینجا؟ خیلی خوبه
می بینمت ، تاک
چند بار تاحالا بهش گفتم قبل از اینکه بره خونه اینو خاموش کنه
! ای وای
فکر نمی کنم برای اینکه اینجا بگیری بخوابی از پلیس دستمزد بگیری
و فکرم نمی کنم که کل شبو کار کرده باشی
برای این پرونده قتل هتل به بخش تحقیقات من ملحق شو
تا الان هویت قربانی رو تونستی پیدا کنی؟
تا الان؟ فکر نکن که خودت تنها کسی هستی که سخت کار می کنه
اصلا بهتره من خودمو درگیر این کار نکنم
من گفتم یه روز بری مرخصی نه اینکه کارتو کلا ول کنی
- ! پس بگیر که اومدت ، ! شلیک آب - ! بیا اینجا ببینم
دلخور نشو ، اما شما یکی از دوستان نزدیک قربانی یا همون آقای نام بودی ، درسته؟
هی ، دو یول
- بیا اینجا کنارم بشین - بله ، قربان
قربانی برای شما کار می کرده ، درسته
! اون برای شرکت مسابقات اسبدوانی تاک کار میکرده
مجبورم دوباره بهت بگم؟
اون چیزی نداشت که بتونه برای شرکت من انجام بده
اون یه صراف بود که برای خودش کار می کرد
و کمیسیون یه صراف 10 درصده ها ؟
اینو نشنیده میگیرم
تو فقط می نشستی و تماشا می کردی که
اون همه ی پولای جایزه رو به جیب بزنه؟
مجبور بودم ، اگه کاری می کردم غیر قانونی بود
اما تو حتما مشتاق بودی که شغل اونو داشته باشی ، درسته؟
چه تاثیر گذار ، تو خیلی به حرفه ی قماربازی علاقه داریا
آخرین باری که قربانی ینی آقای نام رو دیدی کی بود؟
دو شب پیش
من تو یه بار با یکی از رفقا مشروب می خوردیم
همونطور که گفتی ، نام با تشکر از من حسابی پول به جیب زده بود
برای همین اومد اونجا که بعنوان تشکر یه مقدار جینسینگ بهم بده
و بعدشم رفت
- پس اون یارو که اون شب باهاش بودی کی بود؟ - اون یارو؟
! اون رفیقی که گفتی تو بار باهات بود
- واقعا مجبورم بگم که اون کی بود؟ - دلیلی داری که نباید اسمشو بگی؟
بسه دیگه ، این زندگی خصوصی منه
اون آدم یه رفیق بیگناهه که ربطی به این قضیه نداره
- هیچی تو ذهنت نداری؟ - چی؟
- چیزی نمی خوای بپرسی؟ - بله...
قربانی برای شرکت شما کار می کرد درسته؟
! احمق ، منم این سوالو پرسیدم
- می تونم بگم کاملا واضحه - چی؟
اون حرومزاده ای که با تاک توی بار بوده باید یه پلیس باشه
همونروز ما نتونستیم تو عملیاتمون به هیچ جا برسیم
! اون اطلاعاتو لو داده و تاک برای تلافی بردتش بار
باید همین باشه
من باید این پلیس کثیفو بگیرمش
بعدش می تونیم تاک رو هم گیر بندازیم
- بیدار شو و پیاده شو - چی؟
می خوام برای زنم لباس زیر بخرم فردا تولدشه
خجالت آوره ، من قاطی کردم نمی دونم چطوری و کدومو انتخاب کنم
سخت نگیرین ، اون بهترین هدیه رو می گیره
این چطوره؟
خجالت نکشین روتو نو برنگردونین
شرط می بندم با این می تونین قلبشو بدست بیارین
فکر کنم این بهش می خوره
اون یه کم از من لاغر تره اینو ببینین
هنوزم نمی دونم همینو برمیدارم . چه شغل سختیه
تو اونجا چیکار می کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.