究極進化したフルダイブRPGが現実よりもクソゲーだったら
نخستین 188 خط.
هوا یکم سرد شد ، مگه نه ؟
اوم ، این راهرو کجاست ؟
چشم داری ، نداری ؟ راه مخفیه دیگه
ازش برای انتقال زندانیا استفاده می کنیم
اه...هاه
الان واقعا نمیخوام صدای جیغ و فریاد مردم از شکنجه رو بشنوم
چی؟ الان روزه !؟
برخلاف اون همه حرفاشون از واقعی بودن بازی، گذر زمان تو بازی رو سریع تر کردن ! بازی مسخره
این عمارت متعلق به اعلی حضرت ملکه گوورن ، حاکم شهر بسته است
پ.ن : شهر بسته : رفت و آمد به آن محدود و قدغن است
تیم ترجمه ی دنیای انیمه تقدیم می کند
"رنج یک قاتل"
تسلا ، فرمانده محترم نگهبانا شهر هم الان اینجا اقامت داره
.امثال تو معمولا هیچوقت اجازه ورود به داخل رو ندارن
. استثناهای کمکی که انجام میشه ، بخاطر دستور فرمانده است
ایشون فرمانده تسلا است ، یه شخص نجیب زاده
. درست حسابی احترام بزار
بیا . بشین
فکر کنم گرسنه باشی . بیا با من شام بخور
. اره . ممنونم
... اگر با این شلوار شاشی بشینم روی این صندلی باکلاس
! تو بو گندوی شاشو
اونوقت نتیجه اش اینجوری میشه ؟
... تصور من از فرمانده نگهبانان شهر این نبود
اوم ...شما چرا یهویی منو ایجاد احضار کردین ؟
! دارم بهت میگم که ! بخاطر شاش اس
. شاشیدن به خودت واقعا ترفند جدیدی بود
رونا رو نادیده بگیر
، من داستان رو از زبان خواهر مارتین شنیدم
اما مردم وقتی قصد کشتن کسی رو داشته باشن از چاقوی میوه خوری استفاده نمیکنن
! ا...اره درسته
خب ، اما آلیسیا همین الانشم سعی کرده که منو با چاقوی میوه خوری بکشه
من وقتی داشتم از صحنه جرم بازدید میکردم ، متوجه شدم که اونجا یه شمشیر بود که تو میتونستی ازش استفاده کنی
... یه شمشیر ؟ واقعا اونجا یه شم
علاوه بر اون ، چاقو گلو رو سوراخ کرده
حتی یه استاد چاقو هم برای رسوندن چاقو به ته گلو به مشکل برمیخوره
برای همین من مطمئن شدم که اون یه اتفاق یهویی و غیر قابل پیش بینی بوده
این چیه ؟ دوباره شاشیدی؟
اوه ، بالاخره توی این بازی لعنتی یه نفرم دیدم که حواسش جمعه
با اینکه یه هوش مصنوعیه و یه آدم نیست
برای همین ، هیرو تو تبرئه شدی
م..ممنونم ...خیلی ممنونم
برای زندانی کردنت معذرت میخوام
حالا ، لطفا شروع کن به خوردن
! باشه ! با کمال میل
خیلی خوبه ! طعمش عالیه
اما حواست به خواهر مارتین باشه
به نظر میاد که هنوز از تو کینه به دل داره
اگر مشکلی برات پیش اومد ، بیا سراغ خودم
. به عبارت دیگه ، هر وقت کمک لازم داشتی
از طرف فرمانده نگهبانان شهر تد ، تسلای رعد آسا
. واو ! شبیه پرچم یکی از اعضای مجلس است
هیرو ، ادبش از روی اجبار بود
چی ؟ واقعا !؟
... مهم نیست باشه
! تبرئه شدم
! دیگه لازم نیست قایمکی و زیر شنل بیرون برم
. بالاخره میتونم یه ماجراجویی عادی داشته باشم
. الآن هم ، دارم میرم به سمت خونه ام تا شمشیرم رو پس بگیرم
رفتی ادرار کنی !؟ نیاز نداری به ریدن ؟ تشنه ات نیست ؟
! هی ! بسه
!مگه میخوای بچه ببری مهد کودک ؟
خونه ات تو حومه شهره ، پس یکم دوره
تو راه کاملا گوش به زنگ باش ، فهمیدی ؟
فهمیدم
. در مورد آلیسیا هم همین طور
... اما من که دیگه تبرئه شدم ، پس
پس این هیروهه ! من تبرئه شدم
شنیدم که تبرئه شدی
! اره درسته
هه .داری شوخی میکنی ؟
. من فکر میکنم اون یارو رو کشته
هاه؟
آره منم همینطور فکر میکنم
! اصلا از قیافه پلیدش معلومه که قاتله
! وایسا ببینم
! فکر نکن چون تبرئه شدی ، میتونی قصر در بری ، جنایتکار کثیف
...هی ! وایسا! پس
! آره ، بهتره فرار کنی
!میدونستی که تو واقعا دونده سریعی هستی هیرو ؟
. اینا چه مرگشونه ؟ من که ازم رفع اتهام شد
با اینکه تبرئه شدی ، اما بازم نظر مردم در مورد تو بی رحمانه است . این یه واقعیت از زندگی خودته
. بدون تو موفق نمیشدم
. اون حرومزاده نمیتونه اینقدر راحت فرار کنه
. هنوز دارن دنبالم می گردن
. اگر نتوانیم از اون پل رد بشیم نمیتونیم بریم خونه تو
. فکر کنم تا یه مدت دستمون به شمشیر تو نمیرسه
. اصلا هیچی در مورد وضعیت من تغییر نکرده که
. خب ، حداقل نگهبانای شهر دیگه دنبالت نیستن
چطوره تا موقعی که منتظریم که سری تجهیزات بخریم ؟
تجهیزات؟
دوست دوران بچگیت داره میاد شکارت کنه ، یه چند تا بمب دودزا بدردت میخوره
چقدر پول داری ؟
با این که بهت کوفت هم نمیدن
از اونا که چندین و چند روز کار می بره ؟
حالا هر چی ، بهم بگو چطوری میشه تو این بازی پول در آورد
درست مثل زندگی واقعی
. کار کن ، قرض کن ، یا بدزد
بدزدم؟
. نگاه کن ، چند تا آدم ساده لوح اینجا هست
منظورت سرقته؟! دیوونه شدی ؟
!دیگه اصلا فرار از دست قانون نداریم
.پس میخوای کار کنی ؟ زمان میبره ها
من چون بقیه بازی های شیرجه رو انجام دادم ، به تکمیل درخواست ها و آوردن و بردن پیغام ها عادت دارم
.خیلی خب ! امتحانش میکنم
. همینه هیرو
"آژانس کار یابی"
معمولا برای کار نباید سراغ یه انجمنی چیزی بری ؟
معمولا برای کار نباید سراغ یه انجمنی چیزی بری ؟
!این کوچه پشتی اداره کاره
کوچه پشتی ؟ منظورت چیه ؟
.تو با اینکه تبرئه شدی اما بازم نظر مردم نسبت به تو بی رحمانه است
.پس اینجا برات عالیه
این کوچه پشتی ، جایی برای کساییه که شرایط استخدام شدن رو ندارن
یه جای مشکوک ، که کارهای مشکوک رو به آدم های مشکوک میده
...چقدر چیزای مشکوک
هم؟
پوف . پس قاتل یه کار میخواد ؟
!من قاتل نیستم ! من بیگناهم
.آره . اره . حتما کلی پول به نگهبانه دادی
.لعنتی ! اصلا حرفمو باور نمیکنه
خب ، مهم نیست . من یه کاری سراغ دارم که حتی یه قاتل هم میتونه از پسش بربیاد
کار سخت و طاقت فرسا در کمپ کار زیرزمینی مدت زمان : یک ماه جایزه : ۲۰۰۰۰ گالد
هزینه بمب دودزا اونقدر نمیشه ، میشه ؟
.حدودا ۲۰ یا ۳۰ گالد
اوم ، کاری هست که سختیش یکم کمتر باشه ؟که مدت زمانش یکم کوتاه تر باشه ؟
.آه ، یه قاتل سخت پسند . که اینطور
یه ساعت هر کاری که بریان میخواد انجام بده . جایزه :۱۰۰ گالد
.اوه ، این کارو قبول میکنم
.پس برو به عجیب / گرون ترین خونه توی شمال شرقی شهر
پس من باید هر چی برایان خواست انجام بدم ؟ مثلا ظرفاشو بشورم یا علف های هرز رو در بیارم
پ.ن : معنی گل کشیدن هم میده
این یه شلاقه .ببرش با خودت
یه شلاق ؟ واسه حیوانات اهلی دیگه ؟
.این مال برایانه
.اون یه مرد مسنه که دوست داره وقتی لخت واسه خودش میگرده شلاق بخوره
هاه؟ چ..؟ این دیگه چه کوفتیه ؟
اوه ، بیخیال . قراره هر کاری که اون مرتیکه فوق مازوخیسم ، برایان ، ازت میخواد انجام بدی
نکنه میخوای رک و واضح برات توضیح بدم ؟
. پس بیا حرکت کنیم بریم سمت خونه آقای برایان
! عمرا
!اگر اینکارو نکنی نمیتونی بمب دودزا بخری پدرسگ
!اونقدرا هم بهش نیازی ندارم
به یه احمق لخت شلاق بزنم بعد ماموریت کامل میشه ؟
این دیگه چه کوفتیه ؟
.از خر شیطون بیا پایین
!همه دارن از این کارهای لعنتی رو انجام میدن . اینا کارهای پنهانی و پرسودی هستن
.همه واقعا امیدوارن که یه روزی یه زندگی عادی داشته باشن
...نه ، من ، آه ...قضیه اینه که
.برو بیرون ، قاتل شپشو
...اون واقعا عصبانی شد
روند داستان اون هوش مصنوعی اینه که اون یه روز کوچه پشتی اداره کار رو راه انداخت
.اونم با استفاده از پولی که از کار سخت تو دوران جوانیش بدست آورد بود
.احتمالا حس کرده تو اون و زندگیش رو مسخره کردی
.این چیزا رو زودتر بهم بگو خب
! قصد من اصلا این نبود
تو تخم دزدی کردن نداری و قدر کار کردن رو هم نمیدونی
تنها راه که میمونه قرص کردنه
.چه حرفای تلخ و گزنده ای میزنی
وایسا .قرض ؟از کی؟
از کی ؟
.یه بازیکن خاص که هر کاری دلش بخواد میکنه و روند داستان رو نادیده میگیره
.من واقعا از جینجی خوشم نمیاد
. منم همینطور
.اما ما باید در مورد شرایطمون واقع بین باشیم
واقعا بین ، ها ؟
هاه؟
. اوه ، این پری جیگیلی جیگیلیه
.خیلی وقته ندیدمت
جینجی ، حالت چطوره ؟ تصمیم نگرفتی که بازی رو تموم کنی ؟
.نه . از خیرش گذشتم
خب ، واسه چی اومدی اینجا ؟
.خب ، امیدوار بودم که به این بازیکن کمک کنی
.دوباره سلام
!اوه .تویی .پس این یعنی تونستی شکنجه رو تحمل کنی
...چطور جرات میکنی جوری رفتار کنی که انگار قضیه مهمی نیست .تقصیر
!نه ، اون تحمل نکرد
راستش ، زیر شکنجه به خودش شاشید .
!و بعدش اونا گذاشتن بره
هی ، رونا ! و بعدش اونا گذاشتن بره
پس یعنی اگر بشاشی میزارن که بری ؟
خنده دار نیست ؟
!اصلا خنده دار نیست
. هیرو ، من دارم سعی میکنم که سر صحبت رو باز کنم
!میتونستی بیخیال اون بشی
نخند . تو منو به نگهبانا لو دادی
!همش تقصیر تو بود
چرا اونجوری نگام میکنی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.