نخستین 200 خط.
.دوباره دیگه نه
.من تازه از یه مداخله اومدم
.آه، نه، نه، نیکول .این جلسه کارکنانه
.خودت گفتی بیایم اینجا
.بیا، کِیتو
...بله، میخواستم درباره
.یه چیز خیلی مهم حرف بزنم
،خب، کدوم گیاه ...میلیونها ساله که
به خاطر خواص درمانیش، مورد احترام قرار گرفته؟
.آلو
.به تو هم سلام، ولی حواستونو لطفا جمع کنین
.فلفل - .فلفل -
.عجیبه، این روزا همش همزمان یه چیزی میگیم
.میخوام برم توی کار فلفل، مردم
.و همین الان ایده میخوام
چند هفته هست که ،هیچ ایده محصولی به ذهنم نرسیده
.و در نِرپ، روی یخ نازک دارم راه میرم
...منظورم قالبیخهای کمکالری
.که توی سایتمون میفروشیم نیست
،خب مادربزرگ ناتنیم
،کلمبیاییه ...و سس سالسا میفروشه
.که با فلفلهای جادویی درستشون میکنه
.فلفل؟ همین الان داشتم دربارشون حرف میزدم
آره
کِی میتونم ببینمش؟
کار و بار سسم رو به نرپ بفروشم؟
.فکر کنم بتونی پول خوبی به جیب بزنی
،وقتی نیکول چیزی بخواد
.همینجوری پول میریزه براش
،خونه همسایهاش رو خرید ...چونکه
.از صندوق پستش خوشش میومده
.نمیدونم
.من میدونم .ردش کن
.اون سس از مدرک لیسانس هم کمتر ارزش داره
،خواهش میکنم گلوریا .واقعا بهش احتیاج دارم
.هیچکس منو توی اون دفتر جدی نمیگیره
.من حتی دفتر پارتیشنی برای خودمم ندارم
فقط یه صندلی پُفی بزرگ .مشترک با بقیه کارآموزا دارم
،میخوام کمکت کنم
.ولی... یه چیزی حس بدی داره
،فقط برو به اونجا .و ببین پیشنهادش چیه
.باشه میرم .میرم و گوش میدم
.ولی فروشنده نیستم
چه فکری میکنی؟ - .سخته -
.چون کلی تمرین نفروختن سسش رو انجام داده
هی، ماجرای کُت و تیشرت چیه؟
فکر کردم داری میری به ،مصاحبه کالج
.نه اینکه یه استندآپ در سال 1988 انجام بدی
.دارم فکر میکنم شاید کالج بدرد من نمیخوره
یکی توی باشگاه هست که میگه .من میتونم مدل بشم
گفت این هفته منو میبره به صحرا
.و ازم عکس میگیره - .من که فکرشو نمیکنم -
.البته که به کالج میری چی داری میگی؟
.نمیدونم
.توی مدرسه که خیلی خوب نبودم
...شاید من فقط
."هی! جرات نداری به خودت بگی "یه احمق
.نمیخواستم اینو بگم
."میخواستم بگم "شاید آماده نیستم
.عزیزم، فقط اضطراب داری
،تغییر چیز ترسناکیه، ولی در نهایت
.بهت قول میدم، کاملا ارزشش رو داره
.مادرت راست میگه
،تا تهش برو ،بیشترین تلاشت رو بکن
.و اونجاست که افتحار رو پیدا میکنی - .دقیقا -
.مثل اون موقعی که توی مسابقه شکستش دادم
،حدودا ده سال پیش .فیل منو به مسابقه دعوت کرد
!باورم نمیشه
!بابایی برد
به معجزه اعتقاد دارین؟
!آمریکا
،چون بچهها برگشته بودن مدرسه ...یکم بهم ریخته بود و
!گذاشتم منو ببره
!از اون موقع به بعد یه بند دربارش حرف میزنه
!اوه خدای من، اوسین بولت بازم برد
میتونی تصور کنی چه حسی داره؟
.آه، لازم نیست تصور کنم، عزیزم
.تجربهاش رو داشتم
،به نظر همه چیز از دست رفته بود ...ولی موتورهامو روشن کردم
.این داستان رو شنیده، فیل
...و یکی از بزرگترین بازگشتهای
تاریخ رقابتهای زن و شوهری رو .به نمایش گذاشتم
خیله خب، میرم به مصاحبه .و گوش میدم که چی میگن
.بهت افتخار میکنم، رفیق
فکر کنم کاری که ما الان کردیم رو
."بهش میگن "یک والد خوب بودن
.شاید وقتش باشه اون داستان رو بازنشست کنی
.خیلی متاسفم .حواسم نبود
متوجه نبودم که چقدر برات سخت بوده
.تا با اون باخت کنار بیای
...فیل، من فقط
."هی، جرات نداری به خودت بگی "یه بازنده
.خودم گذاشتم ببری
تو چی؟
.راحت میتونستم ببرمت .یه قطره عرق هم نریختم
،راستش .من تقریبا به زور یکی از ماهیچهامو عقب نگه میداشتم
،ولی دیدم چقدر برات مهمه .و گذاشتم ازم ببری
.آه، آره .نه، راستش خیلی معقولانه هست
.همونجوری که بقیه اسبها اجازه دادن "سکرتریت" احساس خوبی پیدا کنه
حالا شدی سکرتریت؟
،نمیدونم
سکرتریت با یه دیوونه ازدواج کرده بود؟
،آه، خدایا فیل .صد در صد خودم گذاشتم که ببری
.پس میتونی صد در صد منو دوباره شکست بدی
معلومه. همون مسیر؟
.من قویتر هم شدم
نظرت چیه چندتا چالش بهش اضافه کنیم؟
بارفیکس؟ - .عالیه. بالارفتن از طناب -
.عاشقشم. چرخ
چرا که نه؟ ظهر؟
.باشه. یه قرار کاری دارم. جابهجاش میکنم - .امیدوارم برات سنگین نباشه -
..."بندهای این "سواری با پلیس
.به طرز شوکه آوری کامله
.نمیذارم شما چیزیتون بشه
.نمیتونم یکی دیگهتون رو دفن کنم
.زیادی توی منطقه شلوغش کردم
.میچل، چیزی نمیشه .همیشه از این کارا میکنن
.گفتنش برای تو راحته .تمام صورت من، رنگ گروههای خلافه
.خیله خب، این خیلی هیجانانگیزه
،میدونی، توی یه زندگی موازی .من یه پلیسم
...فکر میکردم توی زندگی موازیت
.به بچهها رقص خیابونی یاد میدی
نه، بهشون یاد میدم ...به خودشون باور داشته باشن
.بوسیله رقص خیابونی
.کم همیشه میخواست به یک سواری با پلیس بره
...پس من به لوسی
دوست دانشگاهم در دفتر دادستان .زنگ زدم و درخواست یه لطف کردم
.یه چیز عجیب. کمبود نیرو دارن
.و یه شغل به عنوان دادیار بهم پیشنهاد داده
.نمیتونم خودمو با یه نشون تصور کنم
.همین الان از ضخامت کیف پولم ناراحتم
پس، کی میزنیم به جاده؟
منظورت رفتنه؟ - .آه، دریافت شد -
.برام سخته که از زبون پلیسی استفاده نکنم
،خودمو یه جور مرد قانونم .معاون موقت مدرسه هستم
...بهم میگن "التهاب مفصل" چونکه
.زندگی رو برای سالبالاییها سخت میکنم
.نمیگن
ولی برای میزش یه نشون درست کرد، مگه نه؟
...هی، هی
فکر نمیکنی داری یکم زیادهروی میکنی؟
"نه، فکر میکنم افسر "استابلیتزکی .از اینکه زبونشونو میدونم، خوشش میاد
...مثل وقتی که میری به ایتالیا
.و یک کلمه در میون میگی "پِرگو". عاشقشن
.به زور وارد خانه شدن .تقاطع کوپر و المپیک
چی بود؟ - شدن؟ -
بهتر نیست تا آخر کارشون صبر کنیم؟
.12آ3جواب میده - .دریافت شد12آ3 -
میچل، چرا تو جلو نمیشینی؟
،آه، نه ...وقتی توی ترن هوایی
،جلو میشینه ...خیلی خوب پیش نمیره، پس
.چیزیش نمیشه. بشین - .بله قربان چشم -
...پس شاید من
،من بتونم درمقابله با جرایم .صندلی جلو بشینم
.تا عدالت برقرار بشه - .بعید میدونم -
،میدونی فیل .هنوز دیر نیست تا جا بزنی
.من در بهترین حالت تمام زندگیمم
،بعد از آخرین چکآپ بدنم
دکتر جواب آزمایش استرس منو .روی اینستاگرامش پست کرد
عزیزم، من چهار روز در هفته .میرم زمین بسکتبال
.اونا منو "فیل دانک-فی" صدا میکنن
،خب، پس یه نگاه خوب به این صورت بنداز ...چونکه قرار نیست
...حالا حالاها ببینیش
!به جای خود، آماده، شروع - !هی -
...همون اولش، ماهیچهای که
...از بالای سر شروع میشه
.و تا پایین پا میاد، گرفت
...حقیقت اینه
،چون بین شغلم و اینکه دلم نمیخواست ورزش کنم ،مونده بودم
.خیلی ورزش نکردم
.به جنگل خوش اومدی، کلر
...میمون میبینه، میمون خو !آی
اول فکر کردم .جفت شونههام تیر خوردن
...مسئله اینه ،موقعی که کلر ورزش میکنه
،من به زمین بسکتبال میرم
.ولی آم... برای یه نبرد رباتهای حماسی
.آه، "اسپین آ تران" بازم منو نگران کرده
...انگار منو دیگه کشتی !ساریغ مشت بزن
!ساریغ مشت بزن !ساریغ مشت بزن
ابرها به نظر بدیمن میان، نه؟
.احساس کردم یه قطره بارون بهم خورد
...شاید باید بندازیم یه روز دیگه - .باشه -
.متاسفم که اون سرقت رو از دست دادیم
.شروع جالبی برای روزمون میشد
سلام. شماها به فکر استفاده از برنامه "وِیز" نشدین؟
...میتونم راش بندازم
.و میتونم راهنماتون بشم
اوه اونو دیدی؟ - چیو؟ -
.جلوم بستس. نمیتونم چیزی ببینم
.اون عوضی پیچید جلوی اون پیرزن
میخوای سر به سرش بذاریم؟ - سر به سر کی؟ -
اجازشو داریم؟
،میخواد چیکار کنه به پلیس زنگ بزنه؟
میشه یکم بلندتر صحبت کنی؟
.موضوع رو دارم از دست میدم - .اون آژیرـه -
.باشه - .هنوز نه -
...هنوز نه !الان
!اوه! اوه خدای من
.ترسیده. اوه داره میزنه کنار
.اینارو بذار و نگاهش کن - .باشه، باشه -
No comments yet. Be the first to leave one.