نخستین 200 خط.
.بردار، به حساب من
...دِیو، تو الآن واسه یه گلف یاد دادن به من
داری بیست هزار دلار خرج میکنی ؟
.من 50.3 بیلیون ارزش دارم
واسه ساندویچ طوطیِ در حال انقراض .بیشتر این خرج کردم
.بردار
.حواست باشه .سرتو پایین بگیر
.باشه، سر پایین
.اوه
.چه حس خوبی داشت
.واقعاً هنر زیبایی بود .با ارزش تر از همه چیز
.تازه کاره، شانس آورد
تو از این کارا خسته نمیشی ؟
.من ؟ خسته ؟ نه بابا
.باید اینو بدونی نیک .من زندگیِ پر معنایی داشتم
.حالا این پاداشمه
.باش - .آره -
.این آرنولد پامر رو برام بیار
.حتماً قربان
.آرنولد - .سلام چوک -
.حالا اینو ببین مرتیکه آشغال
ترجمه شده توسط کوروش عوض پور .:: KouRosh ::.
...بعدش از ناکجا آباد
.همینطوری آرنولد پامر رو دراورد
...مثل اینکه آرنولد واقعی، چندین سال
.وقتی با هم بودن، راه اینو بسته بوده
.آره، میدونم ...آیوان، فرشته شب ـِت
.چندتا خاطره از چوک رو نشونم داد
.مطمئنم تا الآن به چندین نفر فروختتشون تازه
.خدایا
.چوک کامل زندگیشو کرده میدونی چی میگم ؟
با خودم فکر کردم، اگه منم یه روزی .پیر و از خود راضی بشم، خوبه
.ولی خب من چیزی واسه راضی بودن از خودم ندارم
.کاش میتونستم بازم کار کنم
.اجازه نداری
.همینطوری زندگی سخته
شما آپلود ها هم میخواین بیاین حقوق بگیرین ؟
.میدونم
.ولی تویِ ختم ـَم به من میگفتن باریستا
خب ؟
.خب من همچین آدمی نبودم
.من کارایِ بزرگتر از اینا میتونم بکنم
.بعداً میبینمت
.میگم، باید یه چیزی نشونت بدم
.دو گیگ لطفاً
.خدایا
اینجا کجاست ؟
.پایین ترین سطح آپلود لیکویو
.دوگیگی ها اینجا زندگی میکنن - دو گیگی ؟ -
.آره، اینا ماهیانه، فقط دو گیگ داده دریافت میکنن
...وقتی داده تموم بشه
.دیگه چیزی ندارن
...چیزایی مثل حالت حمام
...فشار آب، منظره
.اینا ندارن این چیزارو
.لین کوزین، اسپانسر کافه هست
.اینا فرمول هایِ جدید رو تست میکنن
: غذایِ مخصوص امروز .گوشت خامه ایِ فیستا جالپانو
.اوه پسر
این چیه ؟ فقط پنج تا صفحه اول رو داره ؟
.آره، ساده هست دیگه
اگه بخوان بقیشو بخونن، باید .بیشتر پول بدن
.هی، من عاشق هری پاتر ـَم
.جادو هاش حرف نداره
تویِ هری پاتر مگه جادو هم هست ؟
.تا ماه بعدی، چیزی نداره
.مگه اینکه کسی حسابشو شارژ کنه
.اکثر اینا پولشون از خودشون نیست
...حتی لباس ساده ای که دارین رو هم
.اینا نمیگیرن
.عجب
.وایسا ببینم
.این که آلت هم نداره
.آره، فکر کنم ماهیانه ـَش تموم شده
...خدایا
این داره از جعبه و کاغذ لباس میسازه ؟
...نه، این که
.آها - .خب -
.جالب بود
...ولی هورایزن باید به همه
.لباس و آلت و کتاب کامل رو بده
.اینا فقط یه مشت کد هست
.خب اینا میخوان که مردم بیشتر پول بدن
.بهش میگن کاپیتالیزم
.اینو باش
.این که داغونه
.این مردم لیاقتشون این نیست
.میدونم - .هیچکس لایقتش این نیست -
.یکی باید یه کاری بکنه
وایسا ببینم، موسیقی از کجا میاد ؟
.نمیدونم
...این
.عجیب بود
.بگذریم نیتن چی میگفتی ؟
شاید هدف من این باشه که .به دو گیگی ها کمک کنم
.میتونم صبحونه ـَمو بدم به اینا
.صبحونه من که بینهایته
.باید جیبامو بزرگتر کنم
...میتونم - عزیزم، کجایی ؟ -
.مسئولِ ووگ، الآنه که برسه
لباسم خوبه ؟
.دوست دارم شونه هامو ببینن
.تازه بهشون رسیدم
.وای خدایا نکنه زیادی تیز شدن ؟
.میگفت یکم نرم میشه
.فکر کنم زیادی تیز شدن
.لعنتی .ولش کن، فقط زودباش
.اصلاً یادم رفت
،من و اینگرید درباره عشق مدرن .مصاحبه داریم
.زودبرمیگردم .بعداً میبینمت
.نه بابا، نگران نباش .من درک میکنم .خوش بگذره
.الآن میرسه
.همینجا که نمیتونه بیاد .ولی خب
...واسه تیتر، میخوام رابطه بین
.زنده ها و آپلود هارو برسی کنم
با عنوان .« رابطه طولانیِ نهایی »
.آره، دقیقاً .دقیقاً همینه
.عه، اومدش
.چیزی نبود .باد معده بود
.ببخشید
.سلام عزیزم - .عه، سلام -
.ببخشید دیر کردم
.سلام نیتن ...من و اینگرید
...داشتیم برسی میکردیم
...که بدونیم اینکه از یه زوج بودن
.برسی به این حالت جداگونه، چطوریه
...خب، فکر نکنم کلاً اصلاً ما
.خیلی اونطوری زوج بودیم
.شوخی کردم
.بامزه بود که
.اینو ننویس .ممنون
.وای، باید میدیدیش
اصلاً دوگیگی هارو دیده بود .شکه شده بود
.خیلی بامزه بود
.اونجا زیادی واسه من غمگین واره
.ولی بدم نیست .دوست پسر جدیدت میخواد کمک کنه
چیکار کرد ؟ - .مجبور شد بره -
.دوست دخترش زنگ زد
.فکر کنم یه برنامه ای ریخته بودن
.راست میگیاااا .دوست پسرت خودش دوست دختر داره
یعنی اون دختره باید .نگران هدف زندگی این بشه
...تو هم باید به فکر کار خودت باشی
.که نون ببری تویِ خونه ـَتون - .میدونم -
.اینقدر نگران این یارو نباش .به کارت فکر کن
.ابرو های این بدبخت رو هم درست کن
چطوری درستش کنم ؟ اینطوری ؟
.وایسا ببینم، نه
.بیارش پایین
.اوه اوه
...خب نیتن، از وقتی آپلود شدی
رابطه ـَتون چطوری عوض شد ؟
...خب، راستش خیلی به زندگی و
.چیزایی که برام مهمه فکر کردم
.آره .ولی رابطه ما که اصلاً فرقی نکرده
.هنوزم هر روز با هم حرف میزنیم .حتی بعضی وقتا روزی دوبار
...آره، حرف که میزنیم، ولی قطعاً
.رابطه رو تغییر داده
.الآن عملاً ایشون صاحب منه
واقعاً ؟
.اینطوری که به نظر میاد نیست
...نیتن موقع تصادف
برنامه آپلود رو نداشت، واسه همین .من مجبور شدم ببرمش
...حالا اینطوری راحت ترم هست
چون همهیِ چیزامون یکجا هست، نه ؟
.مثل زوج هایی که یه ایمیل دارن
.این اعتماد رو میرسونه
.چقدر قشنگ
.بیا درباره یچیز جالب تر حرف بزنیم
سکس چطوره ؟
.خب، تاحالا که نداشتیم
.هنوز نداشتیم .هنوز امتحانش نکردیم
.فقط منتظر بودیم تو جابیفتی
ببخشید، شما منتظر من بودین ؟
.یادمه گفتی لباسش چندش بود
...خب، اونکه چندش بود
! ولی مدل جدیدش داره میاد
.ما منتظر مدل جدیدیم
.بحث سکس شد میخواین یکی از فیلم هامون رو ببینین ؟
بابام اَنگ لی رو آورد که ...فیلمِ بدنمون رو
.مال اولین شبمون با هم، ادیت کنه
! واقعاً خوشحال میشم
.آره، تویِ کامپیوتر دفترم هست
.خیلی خب، خوشحال شدم
فرشته ؟ - .سلام -
.سلام - تو خوبی ؟ -
.نه
.میخواستم دروغ بگم ...ولی فکر کنم یه
.دستگاه دروغ سنجی، چیزی داری
.خب، راستش ندارم
.آره، معلومه که نداری
.اصلاً بی معنیه. میدونستم
.نه خیر، نمیدونستی
.دستگاهم نشون میده دروغ گفتی - وایسا ببینم، دستگاه داری ؟ -
آره، نه بابا، اینطوری که دیگه .زیاده روی میشه
.ولی رئیسم یکی از اینا داره
.خیلی وقتا دیوونه میکنه آدم رو
...تویِ تجربه تو ...رابطه
بین آپلود و آدم، اصلاً ممکنه ؟
.تو که یه آدم واقعی هستی
.منظورم آدم زنده بود
No comments yet. Be the first to leave one.