نخستین 200 خط.
."بارت"
چيه؟ - .نکن -
چرا؟
،بيا بالا .مي خوام ببوسمت
.نه، ول کن. همين پايين مي مونم
.باشه
.فقط ادامه بده - چي؟ -
.ادامه بده
چرا نبايد ادامه بدم؟
.من نميدونم تو چرا چي کار مي کني، بارت
.فقط ادامه بده
باشه. تکون نخور. باشه؟
.خوشت مياد
.باشه، ديگه حرف نزنيم
چي شد؟
.هيچي
چرا وايسادي؟
فقط دارم سعي مي کنم که بفهمم اين .حرفي که ميخوام بزنم رو چطوري بگم
چرا بايد چيزي بگي؟
.مزه ات عوض شده اينو ميدونستي؟
.نه، بارت از کجا بايد بدونم؟
بيا بالا، باشه؟ نميخوام عين ديوونه ها .با کله ات حرف بزنم
مي خوام برم دوش بگيرم؟ - .نه، نه -
.نگفتم که کثيفي .گفتم مزه ات عوض شده
.يه جورايي مزه ميوه ميده
.خداي من
صبر کن. ميدونستي عوامل زيادي مي تونن باعث شن که مزه زن ها عوض بشه؟
.نمي خوام بشنوم
.و فکر کنم قرار شد که ديگه از کلمه "عوامل" استفاده نکني
نه، فقط قرار شد از اين کلمه .سوء استفاده نکنم
من فقط ميگم، توي مطالبي که درمورد ...طعم واژن خوندم
!خداي من - ...اونجا خوندم که -
تغييرات ناگهاني در زن ها فقط در مواقعي بوجود ميان که ...شخص يا دچار يائسگي شده باشه
...يا...
بارت؟
.خوبه! بيدار شدي
چي کار مي کني؟
.کفاشي
من ميخوام از اون باباهايي باشم که بلدن .چطوري از چوب وسايل مختلف بسازن
ميخوام وقتي بچه مون از خواب بيدار ميشه ...و مياد توي اتاقمون
.ببينه که دارم کفاشي مي کنم...
.مي دونم، بهش اينو نميگن
.چرا، همينه
.بارت، کفاشي مال کفشه
به خاطر همينه که به کسايي که .کفش مي سازن ميگن کفاش
،تو کفاشي نمي کني .حکاکي مي کني
.يا حتي نجاري
.صبح بخير - .صبح بخير -
.اين کتابو از يه حراجي گرفتم
.حدود 300 تا پولشو دادم، بايد همشو ياد بگيرم
.اون اجاق رو هم بايد درست کنم .بايد خودمو اماده کنم
امروز عصر بايد بريم خونه پدر و مادرت، يادته که؟
آره، به خاطر اين که امروز کلاس دفاع در برابر .والدين دارم، اين قرارو گذاشتم
آره. بقيه هم همينطوري لباس مي پوشن؟
اون عينک هات کجاست؟
عينک رنگ پاشي؟ - .آره -
.نميتوني از اونا استفاده کني - .پيداش کردم -
.بارت
.باشه. من ساعت 3 بر مي گردم
اگه مبارزه تن به تن هم بهم دادن .شايد يه کمم ديرتر برسم
.باشه، خداحافط - .خداحافظ -
شبيه اون برنامه کاليفرنيا شده، يادت مياد؟
.هيکل گنده، پاهاي نازک، عينک آفتابي
.خيلي بده، کاش مي تونستي ببيني
مي خواي شعر مسخره شونو برات بخونم؟ .اين خيلي بدتره
...وقتي که لگنت رفت بالا
يهو ديدي شدي سربالا...
خدايا. يعني بايد بقيه عمرم رو هم همينقدر کسل کننده بگذرونم؟
چي کار مي کني؟ الان که باهام حرف ميزني داري تمرين مي کني؟
.نه، فقط داشتم ميديدم
.تا جمعه کارم همينه
تا قبل از اينکه امشب بريم بيرون .بايد کارامو تموم کنم
بيرون؟ شما دو تا؟ کجا؟
.مامان و بباي بارت شام دعتمون کردن
.خيلي ديگه زيادي هيجان زده شدن
.آره، خودت مي شناسيشون
...فکر کنم از اين خوشحالن که خودشون ميتونن
.نوه شونو بزرگ کنن...
اين حرفو نزن. تو خيلي خوشبخنتي که .انقدر به اونا نزديکي
.ميدونم. خيلي به اونا تکيه کرديم
.اگه مي توسنتم، ميومدم اونجا
.خيلي بده که انقدر ازت دورم
.ميدونم
فکر مي کني چه شکلي باشه؟
.اميدوارم يه چيزيش به بارت نره
چي، ريش و سبيلش؟
.پاهاش
.اون پاهاي دراز و گنده
.انگار لباس شنا تنش کرده
.لعنتي، گند زدم تو نقاشي
.جداً دوست دارم کودکي فوق العاده اي داشته باشه
،دوست دارم که خوش بگذرونه ...بلد باشه قايق سواري کنه
.و بتونه خودشو حسابي سرگرم کنه...
.ميخوام اين دوران حسابي تو خاطرش بمونه
.آره. مثل من
.آره، دقيقاً
.بارت فارلندر، بفرماييد
.سلام، پيرمرد
.ببخشيد که تيمتون باخت
...اگه بازيکن هاتون تونستن دماغشونو بکشن بالا
چند تا دماغ براشون سراغ دارم که ميتونم... .بهت معرفي کنم
.خيلي داد ميزنه
.نه، قيمتش خيلي خوبه
.آره. آره
.منم هر دفعه همين کار مي کنم
.خوشحال شدم صداتو شنيدم
.تو هم همينطور .باشه، قبول. خداحافظ
.اونا از من اين انتظارو دارن
.ازت انتظار دارن که مثل "کيسي کيسم" حرف بزني
ورونا"، بيشتر اين آدما" .پنجاه-شصت سالشونه
ما داريم درباره ميليون ها دلار توي .آينده بيمه حرف ميزنيم
اونا نميخوان با يه جوون 33 ساله که تازه .فارغ التحصيل شده، طرف بشن
کيسي کيسم داشنگاهش تموم شده؟
.آره
...اين فداکاري هاي بزرگ
.فقط با يه دختر فوق العاده ممکن ميشه... .اين نامه رو تصور کن
.کيسي عزيز، من بارت هستم" .و دوست دخترم باردار شده
ميشه يه آهنگ براش بخوني که شاد بشه؟ ."قربانت، بارت فارلندر
.دوست دختر باردارت تو رو مي کشه
.برو گمشو
.متشکرم، کيسي
!نگاش کن !چقر بزرگ شده
!تبريک ميگم - .سلام -
.موهاشو نگاه
!دل به دريا زدم
.فکر نکنم شبيه ديوونه ها شده باشي
مي دونم، ميدونم. بياين تو. پدرت داره .با تلفن حرف ميزنه
بشين، ورونا. بغلم بشين .تا صداي قلب بچه تو بشنوم
الان صداي قلبش شنيده نميشه ...چون جنينش
.خيلي لذت بخشه
.سلام، "جري". قيافه ات خيلي بهتر شده
.مرسي، عزيزم
.ورونا، فوق العاده شدي
.ممنون
عکس هاي سونوگرافي رو آوردي؟
.آره. بگير، بابا
.شاهکاره
.هنوز که بازش نکردي
.از الان ميتونم بگم که يه شاپسر خوشگل ميشه
.اون دختره
.به بابا گفته بودم
.پس يه گل دختر ميشه
.عاليه. فوق العاده ست
ورونا، فکر مي کني شبيه خودت بشه؟
.اميدوارم .خب من مامانشم ديگه
.من يه ورونا کوچولو ميخوام
بعد از دو تا پسر، يه وروناي کوچولو ميخوام که لباساي خوشگل تنش کنه. ميتوني اين کارو برام بکني؟
.دارم روش کار مي کنم
باشه، فکر مي کني چقدر سياه بشه؟
...مامان
.نميدونم
.شايد بتونيم چند روز بزاريمش زير آفتاب تا درست شه
ورونا، برات تاريخ دقيقش رو تعيين نکردن؟
!جري !اينو ازش نپرس
،اما بهت ميگم که چي منو مي ترسونه .اين رحم خودته
واقعاً؟
فکر مي کني خودت بتوني تاريخشو بفهمي؟
.نمي دونم
مي دوني من اينو چطوري به دنيا آوردم؟ - .آره -
.آره - .متشکرم -
.توي وان حموم - .آره -
.بايد با آتش نشاني تماس مي گرفتم، خيلي سريع شد
،کيسه آبم ترکيد .زنگ زدم به آتش نشاني
ده دقيقه بعد، سه تا آتش نشان .توي حمام ظاهر شدن
.بايد ازم عکس مي گرفتي - .نه -
،من 23 سالم بود، خوشگل، تنها ...دامنم رو تا کمر زده بودم بالا، پاهامو باز کرده بودم
...جيغ و داد مي کردم و...
.سه تا مرد يونيفرم پوش منو احاطه کردن
.ماه آگوست بود، هوا خيلي گرم بود
،لباسم خيس شده بود ...شير روش ريخته بود
اونا شلنگ آتش نشاني هم آورده بودن، گلوريا؟
.اونا روي من بودن
.مرداي خوبي بودن، ميدونستن دارن چي کار مي کنن
اي پديد آورنده غذا، اي خالق زمين ...آسمان، آب و يخ
.و غذا... .تو را شکر مي گوييم
.متشکريم
...ما يه عالمه کتاب در مورد اين خونديم که
.مي خوايم به چه روشي زايمان کنيم...
.فوق العاده ست
...و تصميم گرفتيم که کسي رو توي اتاق راه نديم
.يا حتي نزديک اتاق...
.خب، نميخواد نگران اين چيزا باشين
.درسته. نگران نباشين
.و تصميم گرفتيم که از زايمان فيلم نگيريم .متأسفم، جري
.باشه، فيلم نمي گيرم. قبول
.اما ميخوايم در اين تجربه همراه شما باشيم
.حضور شما خيلي براي ما مهمه
.البته .آره، آره
.حق با توئه. ما خيلي انتظار اون لحظه رو مي کشيم
.ما حتماً ميايم اونجا
تنها دليلي که ممکنه باعث شه .اونجا نباشيم، اينه که بريم بلژيک
.باشه، يه خبرايي براتون داريم
.خبراي بزرگ
چي؟ - .ماه ژوئن داريم ميريم -
.بالاخره داريم اين کارو مي کنيم
دارن ماه ژوئن ميرين؟
.اما بچه توي جولاي به دنيا مياد
."درسته. ميريم "انتورپ .شهر روشنايي
...خب، اين .شما نبايد اين کارو بکنين
.چرا، مي کنيم .عالي ميشه
No comments yet. Be the first to leave one.