نخستین 200 خط.
جنوب شرقی قاره ی آسیا بهشتی برای شرکت های بیوتکنولوژی...
که می خواستند قوانین را دور بزنند شد...
یک بیماری ژنتیکی بسیار مسری از یک مرکز تحقیقاتی مردم شهر را مبتلا کرد
این بیماری عفونی در حال رشد است و مردم به سرعت تبدیل به بیمارانی دیوانه میشوند
شهر، قرنطینه شده است...
ارتش، اطراف شهر را دیوار کشیده است هیچکس حق ورود یا خروج را ندارد
حتی آنهایی که آلوده نشده اند
تو باید سریع عمل کنی بری و کمتر از یک روز از اونجا خارج بشی
هرچی میشنوی باور نکن اونجا هیچ خبری نیست
ما طول عمر این بیماری رو بررسی کردیم جمعیت زیادی مردند
شهر داره از بین میره - چرا به من نیاز دارید ؟
من پرونده ی شما رو خوندم موگادیشو سال 1993، نیروهای دلتا.
تو میتونی از اون محاصره نظامی عبور کنی، هیچ کس هم متوجه نمیشه
هدف چیه ؟
دختر من اونجاست.
ازت میخوام پیداش کنی و بیاریش بیرون
هزینش برام مهم نیست. بهت قول میدم اون تو چیزی نیست که ازش بترسی
مشکلی نیست
تیرهام تموم شد
چیزی واسه خوردن داریم؟ - اینم پرسیدن داره ؟.
ببخشید که دیر رسیدم. - احتمالا ماساژت طول کشید.
یکم بهش بدید. - رهبر گروه قرمز، گروه آبی صدامو میشنوی ؟
تریگر ، کجایی ؟ - نه من برودوس هستم، مکس.
برودوس، تریگر کجاست ؟
تریگر کجاست ؟ - تریگر مرده، فقط ما زنده موندیم.
دیگه کی اونجاست ؟، دیگه کی مرده ؟
آمون میگل. جلو چشامون خوردنش.
برودوس، کجا هستی ؟ - نمی دونم.
نمی دونم کجام. آنها همه جا هستند.
نیاز به پشتیبانی دارم. - پشتیبانی در کار نیست، گوش کن...
رو به شمال، به خورشید نگاه کن. برو به سمت خروج.
شمال، میشنوی ؟ - بله قربان، گرفتم ، به سمت شمال.
برودوس، دوکاتی من میگه که من زودتر میرسم
منو اونجا ببین، موتور مال خودت.
کجا هستیم؟
باید تقریباً اینجا باشیم
بنظر خیابون های بزرگی میان. از این راه میریم.
چرا از اونجا ؟ - مهمات.
اما این راه مستقیمه. - راحت و مستقیم میرسیم اونجا
به من بگو که قهوه داغ همرات داری. - خورشید بالا اومده، هلیکوپتر هم تو راه است
باشه ، خیلی خب.
من جلو میرم، سمایلی، تو هم گارد عقب باش
خیلی خوب
باید بی صدا حرکت کنیم، اونا به صدا حساسن تا وقتی که مجبور نبودید شلیک نکنید
واقعاً میخوای دوکاتی(موتور) رو بدی به برودوس؟
امراً.
لعنتیا دارن میخورنش. - اون دیگه مرده.
بیاین بریم.
مهماتم تموم شد.
دیتو.
خدا لعنتش کنه!!
خوب پسرا، بیاین بریم
هی، تو حالت خوبه ؟
من خوبم، رفیق.
فقط منو ببرید به هلکوپتر، پیش یه دکتر
نه، مکس. - هرناندز...
اون هلکوپتر ماست.
اون داره میره سراغش.
مکس.
بد شانس.
اون دیگه چی بود ؟
بیا بریم. - تو گذاشتی اون بره ؟
تمام اینجا کلاً به گا رفته - آره.
- اونا به ما دروغ گفتن رفیق. - می دونم.
این فقط وقت لعنتی رو تلف کردنه. ما هرگز شانسشو نداشتیم.
خفه شو سمایلی، تو انجامش دادی.
ما انجامش دادیم. - نه من نمیام.
داری چیکار میکنی ؟ - ماموریت رو تموم میکنم.
دیوونه شدی مرد ؟ - من باید اونو پیدا کنم.
او اینجا نیست، مکس. - ما که نمی دونیم.
اون مرده.
گتلینگ
تو یک حروم زاده ی احمقی.
برودوس، صدامو میشنوی ؟
برودوس ؟
هلیکوپتر رفته.
برو به خزانه.
"گاتلینگ، تو یه حروم زاده ی احمقی"
ترجمه و زیرنویس از : مجتبی مصباح .:.: نبرد نفرین شده :.:.
این زیرنویس به صورت شنیداری تهیه شده است تنظیم، ترجمه و زیرنویس از : مجتبی مصباح
мєѕвαн•• мσjтαвα•• •• مجـــــتبی مصـــــباح ••
m
mo
moj
moji
moji.
moji.h
moji.hun
moji.hunt
moji.hunte
moji.hunter
moji.hunter@
moji.hunter@g
moji.hunter@gm
moji.hunter@gma
moji.hunter@gmai
moji.hunter@gmail
moji.hunter@gmail.
[email protected]</font
نه.
سوار شو.
برو تو.
بشین.
این مال منه.
بهتره اول پرش کنی.
این چیزا واسه شما خوب نیست.
اینم زندگی نیست. کجا بودی؟
همین نزدیکی ها.
اینجا ؟ - اونا اینجا زیاد نمیان.
مشکل تو چیه ؟ کمبود جنسی داری؟ به من نگاه نکن.
تو با علایق من جور در نمیای، جود
تو از کجا میدونی ؟
آنها دنبالت میگردن.
اینو از کجا آوردی ؟ - از پدرت.
اون تو رو فرستاده ؟ - هیجان زده نشو
لعنت بهش.
اون منو اینجا گذاشت. اصلا میدونی اون چجور آدمیه ؟
هر اتفاقی که اینجا افتاده تقصیر اونه. اون یک احمقه.
به نظر درست میاد.
امیدوارم هزینه زیادی برداشته باشه
زیاد بوده
تو ارزشش رو داری ؟
اسمت چیه ؟ - سرگرد مکس گتلینگ
تو تنهایی ؟
کس دیگه ای رو هم میبینی ؟
اصلا چجوری اومدی اینجا ؟
ما که اینجا هستیم. سوال اینه که چجوری بریم بیرون.
واقعاً چجوری.
تو نمی خوای بری نه ؟
نـــــه، من اینجا رو دوست دارم و هرکی که میشناسم میخواد منو بخوره.
فقط خواستم بدونم. - البته که میخوام از اینجا برم.
اما نه از طریق تیر خوردن و منفجر شدن
واقعا میتونی این کارو بکنی ؟
آره می تونم.
خیلی خوب. مکس.
می برمت پیش بقیه.
بقیه؟ - بله.
تو هم باید به من قول بدی که در مورد پدرم هیچی نگی
دوک.
او اینجا نیست. - مطمئنی؟
ما همه جا رو گشتیم. - چیزی هم وارد شده ؟
من اینطور فکر نمی کنم. - این باعث دلگرمیه.
پس شما هیچ نظری ندارین که کجا ممکنه رفته باشه ؟
اون "جود"
این باید خیلی حال بده
هیچ کس هیچ چیزی ندیده ؟
من که ندیدم
دوک، من می خواهم برم دنبالش - بیرون، به هیچ وجه.
اون ممکنه تو دردسر افتاده باشه. - تو همین الان گفتی که نمیدونی کجاس
ما نمی تونیم فقط بشینیم... - مشخصه که اون نمیخواد ما بفهمیم.
باورت نمیشه
"جود" دوست پیدا کردی ؟
من که گفته بودم - اون کیه ؟
یه دوست خیلی بزرگ.
آقایون، خانوما. ایشون سرگرد مکس گتلینگ هستند.
سرگرد؟
اون قراره مارو نجات بده.
واقعا؟ - خوب اون واقعاً یه چیزی هست.
اگر درست.
از ملاقات شما خوشبختم، سرگرد.
آیا می تونید صحبت کنید؟
ژاکت زیبایی داری.
شما از اولین های آلوده نشده اید که ما بعضی وقتها میبینیم.
همتون همینایید ؟ - متاسفانه فقط همینا موندن.
به جز شما، البته. اجازه بدید شما رو با گروه بی باک بازماندگان آشنا کنم.
ریس، لین، الویس...
و در نهایت، آنا. - سلام.
به جهنم خوش آمدید سرگرد.
ما نفرین شده ها هستیم. حالا دیگه شما یکی از ما هستید
ببخشید باید مواظب بود
همه ی ما نگرانت شده بودیم "جود" - متاسفم، دوک.
میشه لطفاً توضیح بدی چرا رفته بودی بیرون ؟
تمیزه - اونم همینطور
چی اینقدر مهمه که بابتش تنهایی بری بیرون ؟
مهم نیست، اون الان برگشته - ما قوانین داریم.
قوانین برای بقای ما مهم هستند. سرگرد متوجه منظور من هستند.
اون همه ما رو تو خطر انداخته
با این حساب چطور میتونم از دستت ناراحت باشم. جود
فقط دیگه تکرارش نکن - البته.
سرگرد، بیاین به دفتر من که با هم صحبت کنیم.
جریان چیه ؟ - میشه لطفاً بزاری واسه بعد ؟
بدون اینکه به من چیزی بگی رفتی بیرون. - چه اهمیتی داره ؟
معلومه که اهمیت داره. - اون پسره دیگه کیه ؟
من بهتون گفتم اون کیه. - همینطوری تصادفی باهاش آشنا شدی ؟
به نظرت من چجور احمقی هستم ؟ - در موردش فکر میکنم.
میشه لطفاً حقیقت رو به من بگی ؟
اون منو سوار موتور سیکلت بزرگش کرد
و بعد منو برد به خونش. - این اصلا خنده دار نیست.
ولی حقیقت همینه.
من اونو پیدا نکردم. اون منو پیدا کرد.
چیزیه که من نمی تونم در برابرش مقاومت کنم. اون "جود" ماست دیگه
راحت باش، سرگرد.
سیگار؟
نه، متشکرم.
نوشیدنی؟ فقط چیزهای خوب اینجاست.
"این بهترین زمان واسه دونستن ارزش زمانه."
قهوه دارید ؟ -یه فنجون آرامش.
شکر ، شیر یا هردو. هرچی که بخواین.
قهوه ی تلخ لطفاً - تلخ، خیلی خوب.
No comments yet. Be the first to leave one.