نخستین 200 خط.
.سو جی آن
بیا بیرون
بهت گفتم پیاده شو
مشکل تو چیه
نه جواب تماسمو میدی نه بهم زنگ میزنی
این مدت کجا بودی؟
تمام این مدت اینجا بودی؟
چه اهمیتی برات داره؟
چی؟
نمی فهمم چرا ناراحتی
...سو جی آن
صبر کن
هیوک از من دورش کن
نمی فهمم اون چشه
حالا که فهمیدی حالش خوبه بهتره بری
کجا داری میری؟
میری خونه
به تو چه ربطی داره؟
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
چوی دو کیونگ داره دنبالمون میاد
حدث میزدم
حالا چیکار کنم؟ گمش کنیم؟
برا چی؟
برای چی باید ازش فرار کنم؟ برام مهم نیست ، ولش کن
نمی دونم از کجا فهمیده
باورم نمیشه به اون مردک زنگ زده باشه
عجب دوست پسر فوق العاده ای
کجا داری میری؟
من چه غلطی دارم میکنم؟
اگه داره دنبال اون میره یعنی بهش اعتماد داره
امیدوارم به سلامت برسونش خونه
...ما تصمیم گرفتیم
هیچ شکایتی از پدر و مادرش نکنیم
بخاطر جی سو تحویل پلیس نمیدمشون
مثل اینکه ول کرد رفت
باشه
= قسمت 25 =-
خواهرم ، من و یون گوک از طبقه پایین اول میکنیم
...طبقه بالا
سه تا از میدران تجاری یوگ گوک هستن
ما از اتاق نشیمن و آشپزخونه مشترک استفاده میکنیم
هر کی غذا و لباسهای خودشو خودش رسیدگی میکنه
همینطور من و خواهرم
اینجا اتاق من بود ، تمیزش کردم
من یه تخت اضافی از خواهرم گرفتم
خودت چی؟ - من با یونگ گوک می مونم -
ما مثل برادریم نگران نباش
اکثر وقتها من خونه پدرم میمونم
زیاد اینجا نمی مونم
اینجا یه خونه مشترکه چیزی به من بدهکار نیستی
از فردا باید کارو شروع کنی بهتره الان استراحت کنی
لباسم هیچی نداری میخوای چیکار کنی؟
اول استراحت کن بعد بریم خرید
نمی خواد خودم یه چیزایی دارم
الان میرم بیرون
کجا میری؟ منم باهات میام
میتونم تنها برم
نگران نباش دروغ نمیگم
پس بذار اول یه تلفن برات بگیریم
تلفن نمی خوام
نمیخوای تلفن داشته باشی؟
نه
باشه فهمیدم
من به کارای تو دخالت نمی کنم
هر کاری دوست داری بکن
...گوشی مشترک مورد نظر خاموش
...لطفا بعد از شنیدن
جی ...جی آن
تو ...تو حالت خوبه مگه نه؟
لطفا ...لطفا اگه میتونی باهام تماس بگیر باشه؟
بفرمایید - خیلی ممنون -
خوش اومدین
جی آن هنوز تماس نگرفته
الان از یک هفته گذشته
تو تنها کسی هستی که دیدش
باید بدونم در مورد چی حرف میزدین
تو باید وضعیت خواهرتو درک کنی
جی آن کی میخواد برگرده
حتما حالش خوبه ، درسته؟
دستگاه خاموش است
بعد از شنیدن بوق پیام بگذارید
یعنی چی سو جی آن؟
ببخشید
من ساکمو توی قفسه گذاشتم
و خیلی وقته نتونستم ببرمش
کی گذاشته بودین؟
رستوران اعضارو می شناسی درسته؟
اونجا بیا دیدنم
لطفا چک کنید 500 دلاره
مرسی
مجبور شدی جلبک کیمباب خشک کنی تا بتونی برش گردونی
واسه چی گذاشتی تنهایی بره؟
تلفنم که نداره
اگه فرار کنه ایندفعه نمی تونی پیداش کنی
فرار نمی کنه
از کجا میدونی؟
حس میکنم
هنوز ضعف داره
فکر میکنم توان فرار نداشته باشه
بازم جای شکرش باقی باشه
باید با این وضعیت کنار بیاد
سو جی آن از پسش بر میاد
رسیدیم - مرسی -
دلت براشون نسوزه
....میخوان
از احساس دلسوزی تو استفاده کنن
اون چش شده؟
بیاین بریم تو
...اگه در مورد چو سو هیون
...به شخص ثالثی تعریف کنید
یا به نفع خودت استفاده کنی
طبق قانون تو مرتکب جرم شدی
...و باید خسارات وارده چه روحی
جسمی و مالی رو به خانم چو سو هیون بپردازید
یادتون نره
لطفا صبر کنید
دیگه هیچ وقت با احساس کسی بازی نکن
خانم چوی
دهنتو ببند
هر چقدرم زود پشیمون بشی بازم دیره
نمی دونستی؟
این تلافی قسمتی از بدهی مادرم بود ، باشه؟
باشه
متشکرم
چت شده؟
اونجا که خیلی قوی و محکم بودی
هنوزم گلوت پیشش گیره
تا حالا با کسی قرار نذاشته بودی مگه نه؟
فکر میکردم اون واقعا عاشق منه
هی ، توی خیابونیم
هی
بس کن
یالا
...گفتی قراره مهمونم کنی ولی به نظر میاد
فقط قراره از این هله هوله ها بخوریم
خانم سو هیون
جر زدی
چطوری میتونی اینطوری احساستو هدر بدی؟
الان چند ساعته کارت همینه
دو بطری آبجو
...اون شانس
یک عشق واقعی منو با خودش برد
این مزخرفات چیه تو فقط 23 سالته
خودمم باورم نمیشه
...چشم و صداش
همه شون واقعی بود
اگه یکی بشنوه
بهت میخنده
"وقتی از نزدیک نگاه میکنم زندگی یک فاجعه است"
"اما از دور که نگاه میکنم یک کمدی بیش نیست"
چارلی چاپلین اینو گفته
چه مسخره
به هر حال
این قیمتها صفرش نیفتاده؟
خدایا این هیچی سرش نمی شه
...اولین باره تا سن 23 سالگی
اومدی به بار
اینکه چرا بهت میگن سیندرلارو
حالا می فهمم
به هر حال
ازت ممنونم که کمکم کردی
اگه خانوادم می فهمیدن
واقعا منو می کشتن
واقعا
بیچاره خواهرم نمی تونه چیزی به این خانواده بگه
هی مسخره نکن
خواهرت به قانون شکن به تمام معناس
بخاطر همین مامان و بابام کاریش ندارن
واسه اینه که ناراحته
هر وقت ناراحته
اینطوری رفتار میکنه
اگه از من ممنونی
با خواهرم خوب رفتار کن
چه میدونم خودمم گیج شدم
...این آبجو با آب انگور
و اینم آبجو با گرپ فروت
غذاتونم الان آماده میشه
باشه ممنون - خواهش میکنم -
هر دومون منحرف از قوانین خانواده شدیم
خوشمزه است
به هر حال چرا از من کمک خواستی؟
برای اینکه دنبال پول در آوردن بودی
فکر کردم اگه خوب بهت پول بدم کمکم میکنی
زیادی به پول اعتماد داری
دلیلش فقط پول نبود
تو برادر جی آنی
بخاطر همین فکر کردم این راز نگه میداری
جی آن؟
آره ، همونی که تا بهش عادت کردم منو گذاشت و رفت
حالش خوبه؟
خانم چوی
...من خودم مراقب خواهری که تا اومدی
بهش عادت کنی گذاشت رفت ، هستم
تو باید مراقب خواهر واقعیت باشی
آبجی سو جی سوت ، فهمیدی؟
اومدی؟
از آشنایی باهاتون خوش بختم سو جی آن هستم
اولین بار نیست همو می بینیم
قبلا اومده بودی کافه مون
دوبار با هیوک اومدی
No comments yet. Be the first to leave one.