El marginal

El marginal

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

El Marginal S02E07 720p NF WEB-DL x264-Pahe
El Marginal S02E07 720p NF WEB h264-KOGi
El Marginal S02E07 720p NF WEB x264-PHOENiX
ناشر MATIN78124
🔲► Matin78124 ◄🔲

برچسب‌ها

web
x264
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
تاریخ انتشار: 2021-08-25
تعداد دانلود: 44
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

این سریال دارای صحنه‌های استعمال مواد مخدر یا الفاظ و حرکات نامناسب است و تماشای آن برای افراد زیر ۱۸ مناسب نیست

ترجمه و تنظیم @ Matin78124 Instagram,Telegram

از کجا میدونی جواب میده؟

‫به من اعتماد کن.

اولین باری نیست که این کار رو میکنیم

وقتی اون بیرون رفتی ما رو یادت باشه

چند پاکت سیگار واسمون بفرست

به پسرت بگو که فیورلا تو رو از اینجا بیرون کرد

تود این کار رو واسه هرکسی نمیکنه

بنظر میاد که از تو خوشش میاد

اینجا چه گهی میخوری؟

جوابم رو بده بورخس

اینجا چکار میکنی؟

توی سلول من

مورسیلا درخواست آتش بس کرد،پس منم اومدم

‫آتش بس.

چه آتش بسي؟

‫تود این..

‫بچها یه شورشی رو توی حیاط شروع کردن و ..

‫میخواستم شرایط رو مرتب کنم و..

تا وقتی که برگشتی شرایط آروم تر باشه،متوجه ای؟

پسرا عصبانی ان،حق دارن

شما با کوکتل مولوتوف به ما حمله کردید

این خوب نیست

این از قوانین پیروی نمیکنه

‫و این دختر حرفه ای ـه،اسمش چی بود؟ ‫مولیناری

بیچاره،آسیب دید

و این چه ربطی به من داره؟

‫من هیچی نمی دونم.

‫شاید کار تو بوده کصکشِ گِی..

نه تود،چطور همچین حرفی رو میزنی؟

‫نه من نبودم.. ‫من هیچی نمیدونم

میخواستم از بورخس بپرسم آیا اون چیزی میدونه یا نه

‫بورخس ، بورخس.

‫بورخس ، بورخس ، بورخس.

بورخس،گمشو بیرون

متوجه ای؟

نمیخوام تو رو توی سلولم ببینم

و حرفایی که با این کونی زدی رو فراموش کن

‫تموم شد.

آتش بسی در کار نیست

صداتو نمیشنوم،میتونی دوباره بگی؟

برو خودت رو کیر کن

میزنم دهنت رو سرویس میکنم

خداحافظ تود

‫خداحافظ ، بورخس ‫خداحافظ.

‫فیورلا!

‫کویس رو بیار،موزیک لازمم!

این بهترین دارو ـه مرد

نمیدونم چطور تو بعنوان یه دکتر،همچین آدم مُفنگی ای هستی

همه دکترا مُفنگی ان

‫-از زمان کالج ‫-آه ، آره؟

همه ما مُفنگی هستیم

متوجه ام

تاحالا کسی رو باز کردی؟ دل و روده اش رو ریختی بیرون؟

‫من متخصص بیهوشی هستم.

پس تو یکی از اونا هستی که بالا سرِ بیمار میری

اونی که باعث خوابیدنش میشه

‫بیشتر از فقط خوابوندن بیمار هستم، ‫من اونی هستم که بیدارش میکنه

هرکسی میتونه یکی رو به خواب ببره

‫ترفند اینِ که اون رو بیدارش کنی،متوجه ای؟

تو نباید اینجا باشی

‫تو باید اون بیرون باشی، ‫کاری که توش ماهری رو انجام بدی

‫ما همه بگا رفتیم، ‫ما بلد نیستیم کارِ دیگه ای بکنیم،پس..

فرق زیادی نمیکنه که اینجا باشیم یا اونجا

بهم بگو

وقتی که بچه ام بدنیا بیاد،پدر و مادرش توی زندان هستن

و کسی نمیدونه تا کِی زندانی هستیم

این یه کابوس ـه

بیخیال رفیق،آروم باش

‫همه چی درست میشه، ‫اون کصکش کوچولو متوجه میشه

چیزی که مهمِ اینِ که،دوستش داری

چه بلایی سرت اومده؟

هیچی نیست،یه خراش رو میگی؟

کار اون کصکشِ کلمبیایی ـه سگِ نگهبانِ تو

‫این فقط یک زخم سطحی است.

‫زخمش سطحی نبود.

چه مرگته تو؟ چطور با اون کلمبیاییِ در افتادی؟؟

‫-اون دوست ماست ‫-دوست؟

میخوای خودت رو به کشتن بدی؟ زنم تخمام رو میکَنه

مشکلت چیه؟

مزخرف ـه

اگه اتفاقی واسم بیوفته،یه رفیقی دارم که منو نجاتم میده

حالم رو خوب میکنه

تو نمیدونی چه اتفاقی افتاد

نه،تو چه میدونی؟ تو که هیچ دوستی نداری

تو اون احمقا رو داری که هرچی بورخس اعظم بگه رو گوش میکنن

داشتی رهبر بودن رو تست میکردی؟

نه نه تود

‫نه! ‫راجب چی حرف میزنی؟بیخیال

بگو ببینم،تو از صندلی خوشت میاد

از صندلی خوشت میاد

اگه بخوای روی صندلی بشینی،باید من رو بُکشی

با دستای خودت

چی داری میگی تود؟

هرگز همچین کاری رو نمیکنم

من یه آدم کاملاً وفادارم

‫باشه.

‫خب پس..

پانترا کجاست؟

توی انفرادیه،با دوقلوها

لعنتی

چطور ممکنه تنها فردشایسته اینجا

‫این زندانِ تخمی..

توی انفرادی؟

بله کیروگا،چطوری؟

چی بگم؟ شرایط اینجا بده

همه چی به چُخ رفته

از بیمارستان مرخص شدم و دیدم که سلولم خراب شده

بگا رفته

و بهترین افردام،توی انفرادی ان

‫پناهگاه،دوباره؟ ‫آنتین دیوانه است.

‫بهتره بیای و درستش کنی، ‫چون بچه ها دارن بی تاب میشن

و نمیدونم بشه جلوشون رو گرفت یا نه

من چیزی که بقیه میدونن رو میدونم

یه زندانی از بقیه استان ها میاد

دوست دخترش از راه خیلی دوری میاد

و از طرف زندان بهش زنگ میزنن و یه سری خزعبلات

‫راجب ریشه کن کردن زندانیا و این چیزا میگن، ‫یه شغل عالی بهش پیشنهاد میکنن

و یه خونه نزدیک زندان که بتونه بیاد ملاقات

‫بعدش اونا میان اینجا و ‫هیچی گیرشون نمیاد

اون دخترایی که از روی ناچاری تن فروشی میکنن رو کنترل میکنه

‫خویشاوندای زندانیا، ‫توی کتم نمیره

‫اگه یه جنده ای، ‫پس یه جنده با شرایط خودت باش!

این باند توسط یکی از داخل کنترل میشه

‫اگه گزارش بدی..

‫اگر گزارش داخلی ارائه بدی ،

شرایط با آدمای خودت یکم ناجور میشه

میفهمی منظورم رو؟

اونا اسناد مارو گرفتن و توی یه اتاق حبسمون کردن

و حالا همه دارن اون رو میکُنن

‫-اون خواهرته؟ ‫-آره،خواهرمه

چه رابطه ای با لورا داری؟

اون دخترعمومه اهل چاکو ـه

و من خواهرزاده هام رو سالهاس که ندیدم

‫من رو عصبانی میکنه.

خواهرت بهت گفته که کی این باند رو اداره میکنه؟

آره بهم گفته

میتونی بهم اعتماد کنی،بگو بهم

زن ـه؟

‫آره

‫بهش میگن"رییس"

اسمش چیه؟

مامان اینقدر کصشر نگو

‫اون ازت دزدی نکرده! ‫اون پوشکت رو عوض کرده ‫مامان..

نه اون دزد نیست!اون یه زنِ خوب و با شرافت ـه

‫اون 3تا کلوچه خورده چون گشنش بوده!

نمیفهمی؟؟چی ازت دزدیده؟؟3تا کلوچه؟

میشینی تا وقتی که من بیام از جلوی تلویزیون جُم نمیخوری

و هر یه ربع یه بار هم بهم زنگ نزن

چون هرچی بیشتر زنگ بزنی،دیرتر میام خونه

مفهومه؟

اون رفت،قبل از اینکه یه جایگزین پیدا کنم رف

چقدر بی ادبانه چقدر بی مسئولانه

این همه آدم دنبال کار هستن،مگه نه؟

آره،نمیدونم کجا اونا رو پیدا کنم

واقعاً نمیدونم کجا هستن

‫پیداشون نمیکنم،نمیدونم دارن کمک هزینه خانوادگی میگیرن یا..

همه میدونن که مامان من چقدر رو مخ ـه

‫خدا..

باشه بچه

فکر کنم مشخصه،درسته؟

اینکه مادربزرگ شما باید پاسخگوی رفتار شما باشه؟

اینکه هرکاری میکنی یا هرحرفی که میزنی اون رو بخطر میندازه؟

‫آروم باش ریتا،اون حرفی نزده ‫کاملاً بهش اعتماد دارم

‫نه،اون چیزی نگفته ‫اون همه چی رو گفته بجز

اینکه اسم من رو فریاد بزنه

اون همه چی رو گفته

من یه پسرخونده دارم،یادم میاد روزی که غسل تمعیدش دادن،انگار همین دیروز بود

کشیش بهم گفت

‫"ریتا،حاضری زندگیِ منطبق با مسئولیتی

‫را که در پیش دارید ‫به عهده بگیرید؟

‫برای مثال بتونی این فرزند خدا رو،

‫ به مسیر ایمان هدایت کنی؟ "

من قبول کردم

امروز،کارلیتوس 38 سالشه

یه احمقِ به تمام معناس

‫ولی من همیشه کنارشم، ‫راهنماییش میکنم

‫گمونم تعهد یه ‫مادربزرگ خیلی بیشتر باشه.

ولی اون تو رو ناامید کرد

هیچ ربطی به مادربزرگم نداره

کاملاً واضحه بچه جون

بهت هشدار دادم که دفعه دیگه اگه با یکی حرف بزنی

حدس بزن کی تاوانش رو میده؟؟

مادربزرگت و برادرت

برادرم قبلاً تاوانش رو داده

‫تو گفتی که هواش رو داری و با اینحال اون ‫4ماه توی بیمارستان بود

‫-خفه شو! ‫-سر من داد نزن بی شرف

سرم داد نزن! لعنتی

اگه داداشت به دردسر بیوفته نمیتونم کمکش کنم

من که پرستارش نیستم

کارلیتا مشتاقِ که از هرزمانی که شما بگی شروع به کار کنه

همین الان،اگه میخوای

بیا

‫ممکن ـه ظرف چند ماه ‫آزادی موقت داشته باشم.

واقعاً؟

چقدر خوش شانسی

‫نصف سال رو بیمارستان بودی، ‫حالا اومدی بیرون و تازه داری از زندان مرخص میشی؟

چقدر دیگه وقت داری؟

نمیدونم،شیش یا هفت سال دیگه

El marginal subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for El marginal

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left