نخستین 200 خط.
من مالی وودز هستم
من یه فضانوردم
همسرِ من جان، یه مهندس روبوتیکه
اون یه روبوت انسانی ساخته
ما اون رو به عنوان پسرمون به فرزندی پذیرفتیم
اسم اون ایتان هست
این چیزی هست که ما می خواستیم
وقتی من به فضا رفتم همه چیز تغییر کرد
برای یه ماموریت 13 ماهه انفرادی
من تنها به خونه برنگشتم
من حامله ام - چطور می تونه این اتفاق بیوفته؟ -
بچه، نیمی انسان و نیمی بیگانه بود
موجود ناخواسته ای که تا به حال در دنیا دیده نشده بود
چطور اینقدر سریع بزرگ شدی؟
و اون خطرناک بود
تو باید به اونها بگی که نیان
نمی تونم. ما باید نجات پیدا کنیم
ما می دونیم که این موجود می تونه به ذهن ما دسترسی پیدا کنه
و کاری کنه که ما چیزهایی رو ببینیم که تحت کنترلمون نیستن
ایتان سعی کرد جلوی اون رو بگیره
می دونم که اون پسر تو هست. من نمی خوام دوباره به اون صدمه ای بزنم
و خودش رو برای این کار قربانی کرد
بدو
ایتان؟ ما ایتان رو از دست دادیم
... و پسر دیگه ما
هنوز اون بیرونه
©.:: هستی .::© ©.:: قسمت اول - تغییر سناریو .::©
©.:: ارائه ای دیگر از مرجان .::©
هی، چی شده؟
سناریو رو عوض کن
بیا بریم بستنی بخوریم - بستنی گردویی داغ؟ -
با خامه زیاد و شل
و بستنی پسته
پسته
دلم برات تنگ شده، عزیز دلم
من اینجام، مامان
مالی وودز، جلسه حقیقت مجازیتون تموم شد
الان وقت درمانه
... مالی وودز
زمان درمان پزشکی هست
... مالی وودز
این سومین و آخرین درخواسته
" شش ماه قبل "
می تونیم برسونیمت خونه؟
چیزی نیست
بیرون خیلی سرده. یخ می زنی
ما بهت آسیب نمی رسونیم
نمی دونم چند سالشه. ممکنه 10 یا 11 سالش باشه؟ از وقتی پیداش کردیم یه کلمه هم حرف نزده
چهار تا چهار و نیم فوت قدش هست
یه سویشرت کلاه دار قرمز پوشیده و جین و کفش کتونی پاشه
حدود یه ساعت پیش
ممنون گروهبان. چقدر دیگه می تونید اینجا باشید؟
بله. 2087 جاده فارمادال
... اد
!اد
جاستین، جاستین، مامان و بابا اینجان عزیزم
یالا پسر، در رو باز کن
اونجا چه خبره؟ - عزیزم، مامان الان میاد -
... عزیزم
عزیز دلم، عزیزم
... این چیه
" چهار هفته بعد "
در این مورد، سناتور، تمام ارتباط ها با کنترل ماموریت قطع شده بود
و تخمک ها حاوی سرافیم بود
من برای نابودی ایستگاه تماس گرفتم
من 18 ثانیه قبل از انفجار ایستگاه، پوسته محافظ رو جدا کرده بودم
اون موقع بود که شما و همکارتون شان گلاس
به زمین برگشتید
بله قربان
و آقای گلاس؟ - اون مرد -
زمان کوتاهی بعد از برگشتمون - اما شما تحت تاثیر میکروب قرار نگرفته بودید؟ -
نه قربان
این میکروبها یا تخمک ها به قول شما
قطعاً گونه حیاتی بیگانه ها رو تائید می کنه
بله، سناتور، و بدون شک این مربوط به زندگی جدا از اینجا هست
چطور می تونی احتمال بدی که این تهدیدی برای زمین هست؟
وقتی که سرافیم منفجر شد، میکروبهای بیگانه تو فضا از بین رفتن
و دیگه خطری ما رو تهدید نمی کنه
خب، شما بهتر از همه می دونید
که هیچ فرم زندگی بیگانه ای پاش به زمین باز نشده؟
هیچ ای تی فراری سعی نکرده با تلفن خونه تماس بگیره؟
درسته
خب، ممنون از تلاش شما، دکتر وودز
ما به شما یه قدردانی برای نشون دادن شجاعت شما بهتون بدهکاریم
در این پیشامد وحشتناک
این جلسه به وقت دیگه ای موکول میشه
آفرین مالی وودز
تو خوبی؟
خب، من شهادت دروغ با وجود قسمی که خوردم دادم، توبی، نه، من خوب نیستم
مالی، کاری که کردی برای اینکه رعب و وحشت رو از جامعه دور کنی خوب نیست؟
مخصوصاً وقتی ما می دونیم که این شامل تهدیدی برای زمین هست؟
می دونی چه اتفاقی میوفتاد اگه حقیقت رو می گفتی؟
بی قانونی - دقیقاً -
من شش ماه طولانی هست که
مدیر کمیسیون امنیت زمین هستم
... بیشتر در مورد بیماریهای همه گیر، تهدیدهای تروریست ها و
بیگانه ها رو هر کسی باید بشناسه
اگه اونها بخوان شب بخوابن
... مهم ترین چیزی که یاد گرفتم اینه که مردم خیلی راحت حرف می زنن
و وقتی اونها حرف بزنن، کارهای نامعقول انجام می دن
کارهای خطرناک
ژنرال؟
ماشین آماده اس تا شما و دکتر وودز رو ببره فرودگاه
ممنون
... بیا - .. توبی -
تو مطمئنی اون مرده؟
یه جور تشنج ناگهانی داشت
درست بعد از اینکه اون زوج اون رو بعد از چند هفته پیدا کردند
ما جنازه اون رو گرفتیم، اگه می خوای می تونی عکسهاش رو ببینی
نه، نمی خوام ببینم
من فقط برای آخرین بار ازت پرسیدم
اون خطرناک بود، مالی
می دونم
وزن دنیا رسما از روی شونه تو برداشته شد
برو یه خورده استراحت کن
محض رضای خدا یه سفر برو
وقتی برگردی، من تو و جان رو برای شام می برم بیرون
و می تونیم
در مورد مستی من تو شب عروسیت تجدید خاطره کنیم
وقتی تو ازم خواستگاری کردی؟
خب، تو نمی تونی کسی رو برای تلاشش سرزنش کنی
بیا
فکر می کردم حتما جان اینجا باشه
رقیب امروز کجاست؟
همونجایی که همیشه هست
اوکی، دوباره سعی می کنیم
بهتر شد؟
یه محدودیتی تو سنسور ارتباطی هست
واکنش متناسب با محرک نیست
درجه بندی لامسه ای روی دستش باید خاموش بشه
احتمالا برای ارتقای بدنش هست
واکنش اون خیلی نرمال به نظر میاد
خودت رو ببین - این کف دست نیست -
حساسیت انگشتهای اون خیلی ضعیفه
انگشتهای تو واکنش خوبی داره
... جولی
مالی
سلام
انتظار نداشتم تا فردا ببینمت
من با آخرین پرواز دیشب اومدم
فکر کردم سورپرایزت کنم
این بهترین سورپرایزی هست که برام کردی
بیا اینجا
سلام مالی - جولی -
اون آماده اس
چی؟ اون آماده اس؟
آره - فکر میکردم ماهها طول بکشه -
نه، اون .. مسیرهای عصبی اون
چیزی نشده بودن و واکنش داشتن
این خیلی کمتر از اونی که فکر می کردم زمان برد
اوکی - اینهاش. ببین -
ایتان
مامان
... خدایا
ایتان
برگشتی
حس عجیبیه
چطوری عجیبه؟
دوباره بدنم برگشته اما ... بزرگتر
خب، برای اینکه تو رشد کردی
می تونی توضیح بدی که کجا بودی؟
مثل اینکه یه پرنده بودم، آزاد بودم همه جا برم
و الان .. من .. من مرده بودم؟
نه، نه، یه جورایی خودت رو آپلود کرده بودی
که محو بشی، قبل از اینکه انفجار صورت بگیره
به جورایی ... تو .. تو در واقع نمی تونی بمیری
برای اینکه من انسان نیستم
نه، تو خیلی بیشتر از انسان هستی
ایتان، تو توی سرافیم
جون من رو نجات دادی
تو خودت رو برای من قربانی کردی
این که از خودت گذشتی، شجاعت زیادی بود
و تو ممکنه که .. از نظر تکنیکی انسان نباشی
اما تو انسانیت بیشتر از خیلی از
انسانهای روی این سیاره داری
و این خیلی اهمیت داره
می دونی چی میگم؟
می دونم
خوبه
... تو پسر منی
و من عاشقتم
مهم نیست چه اتفاقی بیوفته
جینا؟ - بله مالی -
... دوست دارم فیلم
دوربین حفاظتی
از دهم جولای رو ببینم
یه هفته قبل از اینکه شما از فضا برگردی؟
بله. درسته
متاسفم، مالی، اما تو اون زمان دوربین ها خاموش بودن
... جینا
پیتر روبات یه دوربین فعال حرکتی داره، درسته؟
بله مالی
می تونی به درایور اون دسترسی پیدا کنی؟
مربوط به همون زمان لطفا
چی می خوای ببینی؟
تمام فیلم های جان رو
و جولی
جینا، می تونی یه خورده بری عقب لطفاً؟
صدا داره؟
متاسفم. روبات پیتر فقط تصویر میده
No comments yet. Be the first to leave one.