نخستین 200 خط.
موفقيت همراه ِ مزاياي زيادي سراغ آدم مياد
آدما تغيير شما رو مي بينن
ميخوام اين يکيُ ببينم، لطفا
شما چه خوشگليد
ممنونم
بعد از موفق شدن فهميدم
موفقيت فقط زماني معنا پيدا ميکنه که
کسي رو داشته باشي تا اونُ باهاش شريک بشي
تنها خانواده اي که داشتم از دست دادم
عشقمُ از دست دادم
...براي همين
به جاش يه ماشينُ انتخاب کردم
پزشکان = قسمت 4 =
هنوز براي از دست دادن، چيزايي وجود داره
اما هرگز نميتوني فراموش کني
بیمارستان ِکوکيل
چي مي بيني؟
ورم مغزي نيست؟
مطمئني؟
اعتماد به نفس داشته باش ورم وجود داره، ديگه چي؟
خونریزی سابدورال
مطمئني؟- بله-
تو در مورد ِ چيزي که قطعی نیست، مطمئني
و درباره ي چيزی که بايد مطمئن باشي مطمئن نيستي
تو هيچي نميدوني
انترن سال چهارم نبايد
بین خونریزی سابدورال و اپیدورال گیج بشه
بايد از خودت خجالت بکشي
براي جراحي اورژانسي آماده شيد- نميتونيم-
...دکتر آن کال
ممکنه بيمارُ از دست بديم
ما دستور داريم
اين فقط منُ دچار دردسر ميکنه
تو سر زندگي يه نفر ريسک ميکني که فقط تو دردسر نيُفتي؟
فقط من نيستم تو هم درگير ميشي
نگران من نباش اتاق عملُ آماده کنيد
...اما
لعنت بهش
چرا اون اينجاست وقتي حتي شيفتش نيست
اولين روزشه، بهتر ِ بره خونه و بگيره بخوابه
مگه نه؟- حق با توئه-
من بايد کاري که بهم گفتنُ انجام بدم
چرا اينقد قويه؟
چند دقيقه پيش ديديش؟ ميتونه يه گاو ِ نرُ بکُشه
ميچرخيد، چند تا مردُ پرت کرد و چپ و راست کتکشون زد
تو هم اونُ ديدي؟
چون زن بود بهش آسون گرفتن
نبايد اتاق ِ عملُ آماده کني؟
اگه اين کارُ کنم دکتر جونگ منُ ميکُشه
اگه هم اين کارُ نکنم دکتر يو منُ ميکُشه
اگه الان بخوام زنده بودم
بايد از دکتر يو اطاعت کنم
چرا دست پاچه بودي
چه جور دکتري هستي؟ ميتوني چاقوي جراحي دستت بگيري؟
براي يه سال ِ ديگه آتو دستت دادم مسخرم کني
خوشت مياد رو زخم آدما نمک بپاشي؟
زخم؟- تو دوران ِدبيرستان-
تو ساختموني که يه قلدر منُ اونجا کشونده بود، سوختم
از نظر رواني آسيب ديدم
اين خانوم بعد از تماس ِمن بيهوش شد
من از تهديدش ترسيدم
مثل ِ همون ترسي که اون موقع داشتم
نميدونستم آدم ِ سرزنده اي مثل ِ تو چنين گذشته اي داشته
تو اولين نفري هستي که بهش گفتم
من يه زخم سوختگي اينجا داشتم
حالا جاش رفته
وقتي بارون مياد تير ميکشه
دخترا خيلي اغراق ميکنن
مطمئني اوني که دردسر ساخت تو نبودي؟
من بخاطر عدالت باهاش جنگيدم
شرط مي بندم الانم همش ميره زندون و مياد
اتاق جراحي
من انجامش ميدم
اين کار ِ منه
بدش من
:ترجمه و زيرنويس .:.:(Rahasam_86) رها:.:.
تو خيلي سريعي
زياد واکنش نشون نده
فکر ميکنم دکتر جونگ
دکتر جونگ
....دکتر، من
کار ِت اينجا تموم شده- باشه-
سلام
اتاق ِ جراحي آماده ست
بله، اتاق ِ يک
اتاق ِ دو چي؟
همکار ِ جديد الان داره جراحي انجام ميده
يه جراحي اورژانسي براي خونريزي ِ مغزي داشتيم
چرا من از اين جراحي خبر ندارم؟
من بهش گفتم نبايد اين کارُ کنه اما زيربار نرفت
پس بايد با من تماس ميگرفتي تو فکرت چي ميگذره؟
معذرت ميخوام- باشه-
بعداً مسئوليتشُ بايد قبول کني
چرا براي خودت دردسر درست ميکني؟
اون اخلاقش وحشتناکه
نميتوني حرفشُ گوش بدي؟
تو هنوز همکار ِ جديدُ نديدي، مگه نه؟
چرا؟
به زودي جنگ ميشه
تو آسمون فقط يه خورشيد ميتونه بتابه
چش شده؟
همکار ِ جديدُ ديدي؟
راست ِ که، تو اورژانس چند تا گردن کلفتُ زده؟
آره، شنيدم يه نمايش عالي بود
بازي تمومه
پس چرا من همچين آدميُ نديدم
تو هيچ کدوم از کنفرانسها نديدم
بايد باهاش دوست بشم و کاري کنم محافظم بشه
يعني اينقد خوشگلي که نياز به باديگارد داري؟
شايد يکي فکر کنه ما با هم دوستيم
ما دوستيم
من شدم زيردستت چون ده سال طول کشيد فارغ التحصيل بشم
اما تو بايد با من خوب رفتار کني
تو چرا اينجايي؟
اعترافت چطور پيش رفت؟
اعتراف نکردم
براي جراحي اورژانسي رفت
اين کارُ نکن
دکتر جونگ دوست داره همه چيزُ تحت کنترل بگيره
دوست نداره وارد رابطه بشه
تو اول بهش نگو بذار اون بگه
ميخوام کار و رابطه م
با يه مردُ تحت کنترل بگيرم
فکر نميکني الان بدترين زمان براي اعتراف به عشقه؟
شنيدم بخاطر قانون شکني همکار جديد عصبانيه
بعد جراحي بايد مرحله ي نهايي زورآزمايي باشه
ميخوام دوستش باشم
اما اين يه شروع ِ بد ِ
فکر ميکنم اينجوري همه چيز بد پيش ميره
تو براي ترفيع بايد بجنگي
چطور جرات ميکني منُ با کسي که معلوم نيست از کدوم دانشگاه ِ مقايسه کني؟
براي همين هم اساتيد تو رو رد ميکننُ هنوزم يه انترن موندي
اون آدمي نيست که شکست بخوره
رئيسمون استخدامش کرده
دکتر
جراحي خوب بود
اما تا زمان ِ بهبودي بايد تحت مراقبت ِ ما باشه
اون بايد تو اتاق ِ مراقبتهاي ويژه بمونه صبر کنيد تا به هوش بياد
آي سي يو، ممنوعيت ملاقات داره
سوالي هست؟
شما ازدواج کرديد؟
سوالات ِ شخصيُ جواب نميدم
خوشش اومد
نخند
نگرانم
سکه هامُ جمع کنيد- چشم رئيس-
هشتاشونُ گم کردم- زودباشيد، يکي اينجاست-
وقتي کار ِ دکتر يو تموم شد بگو بياد دفترم
کارش تموم شده
خيلي سريع بود
موهاي بيمارم همين قد سريع زد
کاري نداشتم انجام بدم
الان داری منُ مسخره کني؟
دقت عمل مهم تر از سرعت ِعمل ِِ
الويت ِ ما چيه؟
اون موهاي بيمارُ زد؟
پس يعني به کسي اعتماد نداره منظورم همه ي شماست
اون يه جراح مغز و اعصاب ِ رواني ِ
معذرت ميخوام
فقط ميگي معذرت ميخوام، معذرت ميخوام
به هر حال
بهش بگو منتظر بمونه
تو يه هفته اضافه کاري ميموني
از اين به بعد چی میشه
همين يکيشم به زور تحمل ميکردم
از حالا شدن دوتا
چرا زندگي من اينقد بهم ريخته ست
نذار دکتر يو بره وگرنه ميکُشمت
اوه خداي من
ادبت کجاست؟
نمي بيني دارم لباس عوض ميکنم؟
دکتر جونگ ميخوان منتظر بمونيد
تا جراحيش تموم شه
چرا؟
خيلي عصبانيه
اون امروز "آن کال" بوده
بهش بگو صبح مي بينمش
دکتر جونگ از اينکه کسي تابع ِقوانين نباشه، متنفره
چه نوع جراحي اي داره انجام ميده
خونريزي درون جمجمه اي به دليل ِ آنوريسم مغزي
از منتظر موندن متنفرم
بوي خوبي ميده
اتاق جراحي، منطقه ي قرنطينه
يو هه جونگ هستم
تو کافی شاپ سونی هاوایی ِ کنار بیمارستان منتظر هستم
اين دختر ِ اصلاً عقل نداره
متاسفم، زودتر جواب ندادم
خجالتي، خجالتي، خجالتي
ميتوني عزيزم، ميتوني عزيزم
يه کوچولو باش
تويي
داشتم امتحانت ميکردم ببينم چيزي که بهت ياد دادمُ يادت مونده؟
کارم خوب بود؟
کار ِت خوب بود
بايد ميرفتي خونه چرا اومدي اينجا
ميخواستم با تو برم خونه
يه هديه براي تو
حدس ميزنم بازم تو فکر ِ مادربزرگي
هر وقت خيلي دلت براي مادربزرگ تنگ ميشه براي من هديه ميخري
این همونیه که میخواستم
No comments yet. Be the first to leave one.