Lovers Lane

Lovers Lane

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Lovers Lane 2000 Original Version 1080p BluRay FLAC x264 HANDJOB
ناشر Don Milo

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2025-11-23
تعداد دانلود: 22
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‏‫– دی‌دی...‬ ‏‫– اوه، جیمی، تو خیلی خفنی.‬

‏‫دی‌دی...‬

‏‫– می‌خوای انجامش بدی؟‬ ‏‫– همینجا؟‬

‏‫آره، توی ماشین.‬

‏‫نمی‌دونم...‬

‏‫اوه!‬

‏‫سلام.‬

‏‫دی‌دی...‬

‏‫لعنتی!‬ ‏‫بیا دیگه... کوفت!‬

‏‫هی، هی، پلیس نیستن.‬

‏‫دی‌دی، دی‌دی،‬ ‏‫پلیس نیستن.‬

‏‫فکر می‌کنی دارن چیکار می‌کنن؟‬

‏‫یکی مثل خودمون باشه.‬

‏‫– اوه، جیمی...‬ ‏‫– اوه، دی‌دی...‬

‏‫اوه، لعنتی!‬

‏‫سوتینم کجاست؟‬

‏‫– کوفت!‬ ‏‫– چیزی نیست.‬

‏‫– جیمی!‬ ‏‫– ول کن.‬

‏‫منظورت چیه «چیزی نیست»؟ بس کن.‬

‏‫بس کن، باشه؟‬

‏‫– خدایا، باشه.‬ ‏‫– لعنتی!‬

‏‫میدونی که کبود شدم؟‬

‏‫– چی؟‬ ‏‫– کبود شدم و ورم کرده.‬

‏‫اوه، خدای من.‬ ‏‫این خیلی چندشه.‬

‏‫به من نگو!‬

‏‫چی بود... اون چی بود؟‬

‏‫نمی‌دونم.‬

‏‫– اوه!‬ ‏‫– اوه، خدای من!‬

‏‫اون دیگه چه کوفتیه؟‬ ‏‫اوه، خدای من!‬

‏‫اوه، لعنتی.‬

‏‫– نه!‬ ‏‫– کوفت! جیمی!‬

‏‫اوه، خدای من! اوه، خدای من!‬

‏‫لعنتی، کوفت.‬

‏‫جیمی، نه!‬

‏‫از ماشین بیا پایین!‬ ‏‫از ماشین بیا پایین!‬

‏‫از ماشین بیا پایین!‬ ‏‫اوه، خدای من.‬

‏‫کمک کنین!‬

‏‫– بیا دیگه،‬ ‏‫– لطفا کمکمون کنین!‬

‏‫کمکمون کنین، کمکمون کنین، لطفا!‬

‏‫باز کن، باز کن!‬

‏‫ببین چی برای مامان درست کردم.‬

‏‫اوه، یه کارت ولنتاین. چی نوشته؟‬

‏‫«مامان عزیز،‬ ‏‫ولنتاینت مبارک!»‬

‏‫«دوستت دارم.‬ ‏‫با عشق، مندی.»‬

‏‫آخی، چقدر قشنگه.‬ ‏‫خوشش میاد ازش.‬

‏‫می‌دونی، حیف شد که این همه چراغ خوشگل‬ ‏‫باید معنی یه اتفاق بد رو بدن.‬

‏‫کی می‌ریم مامان رو بیاریم؟‬

‏‫خب، من باید یه کاری بکنم‬ ‏‫برای چند دقیقه، بچه جون،‬

‏‫– و بعد میریم مامان رو میاریم، باشه؟‬ ‏‫– باشه!‬

‏‫تا اون موقع، من می‌خوام دماغت رو بگیرم...‬

‏‫تا تنها نمونم.‬ ‏‫زود برمی‌گردم، باشه؟‬

‏‫بذار یه نگاهی بندازیم.‬

‏‫هی جک، زنم هنوز سر کاره؟‬

‏‫وایسا تام. اون طرف نرو.‬

‏‫صبر کن تا کلانتر بیاد.‬

‏‫چی میگی؟ کلانتر رفته کنگره‌ی وگاس...‬

‏‫نه تام... چه خبر شده اینجا؟‬

‏‫اوه، خدای من... خدای من!‬

‏‫هریت! لعنتی، حتماً درد گرفت!‬

‏‫نه... نه تام!‬

‏‫برو از اینجا! تام... تام، نه.‬

‏‫خدای من، هریت.‬

‏‫داری سعی می‌کنی بامزه باشی‬ ‏‫یا کلاً خنگ تشریف داری؟‬

‏‫برو گمشو!‬

‏‫این زن مرده، لعنتی! ببخشید.‬

‏‫اوه، خدای من. بیا بریم تام.‬

‏‫اوه، خدای من. بیا اینجا، بیا.‬

‏‫از اینجا دور شید. بیا بریم.‬

‏‫بیا، بیا.‬

‏‫اون مرد کیه؟‬

‏‫نمی‌دونم. اون امروز می‌خواست زودتر بره.‬

‏‫گفتم باشه. وارد لمسون بود، مگه نه؟‬

‏‫اوه، خدای من، هریت.‬

‏‫تام، اگه کاری از دستم برمیاد...‬

‏‫می‌تونم از مندی کوچولو‬ ‏‫مراقبت کنم یا هر چیز دیگه.‬

‏‫کمکت می‌کنم تام، نگران نباش.‬

‏‫کمکت می‌کنم. یه نفر هست!‬

‏‫اینجا کسی هست.‬

‏‫اوه، خدای من.‬

‏‫ری! این مرد رو می‌شناسی؟‬

‏‫هی، هی، بذارید از اینجا ببریمش. ببریمش.‬

‏‫اون از هریت حرف زد.‬

‏‫دلبستگی جنسی شدید‬ ‏‫غیر پارافیلیک.‬

‏‫سعی کردم توجهش رو‬ ‏‫از اون زن دور کنم.‬

‏‫فکر می‌کردم‬ ‏‫درمان جواب داده.‬

‏‫اوه، متأسفم تام.‬

‏‫واقعاً متأسفم.‬

‏‫خداحافظ مامان.‬

‏‫خب... چی کار می‌خوای بکنی؟‬

‏‫نمی‌دونم بابا. هی، خوشگله!‬

‏‫مردک، احمق نباش.‬

‏‫وای! مامانت امروز قراره‬ ‏‫کلاس بهداشت سخنرانی کنه.‬

‏‫جدی؟ آره!‬

‏‫نه مامان، به کمکت احتیاج ندارم،‬ ‏‫اما باز هم ممنونم.‬

‏‫آره... می‌دونم که اون‬ ‏‫به یه مرد تو خونه نیاز داره. منم همینطور.‬

‏‫فقط با کاندیدای واجد شرایط زیادی‬ ‏‫برخورد نمی‌کنم.‬

‏‫آره... اوه، ممنونم.‬

‏‫خب، ببین مامان، باید برم.‬

‏‫نه نه نه، اشکالی نداره.‬ ‏‫باید برم.‬

‏‫باشه. خداحافظ.‬

‏‫- سلام عزیزم!‬ ‏‫- سلام.‬

‏‫امروز قرار نیست بری‬ ‏‫کلاس بهداشت، مگه نه؟‬

‏‫- نگران نباش، خراب نمی‌کنم...‬ ‏‫- ممنون.‬

‏‫...زیاد.‬

‏‫- به هر حال، ممنون بابت رسوندن.‬ ‏‫- بله.‬

‏‫هی، بابا جون، دست بردار!‬

‏‫شماها فقط بلدید لب همو ببوسید!‬

‏‫تو چقدر خول و چل هستی.‬

‏‫- سلام مایکل.‬ ‏‫- خب، بزن بریم برای امشب؟‬

‏‫امشب... آبجو دست همه، لباسا در همه.‬

‏‫در ضمن، شما دلقک‌ها به من بدهکارید، نفری بیست دلار.‬

‏‫گرفتیم.‬

‏‫مشکلی نیست.‬

‏‫بعداً می‌بینمت رفیق.‬

‏‫آه، من پول ندارم.‬

‏‫بعداً منو ببین.‬

‏‫هی رفیق، تو استخر می‌بینمت.‬

‏‫خداحافظ. خداحافظ بچه‌ها.‬

‏‫خداحافظ.‬

‏‫خب، تزئینات باشگاه رو دیدی؟‬

‏‫حالت تهوع‌آوره.‬

‏‫ما اصلاً نمی‌ریم اون جشن.‬

‏‫آه، اشکالی نداره، فقط با دوستا می‌گردیم.‬

‏‫آره جون خودت. با همون گروه احمقای همیشگی؟‬

‏‫به امید دیدار.‬

‏‫خداحافظ بردلی.‬

‏‫رفیق، باید از این دختره جدا بشم.‬

‏‫مردک!‬

‏‫می‌خوای در موردش حرف بزنیم؟‬

‏‫این خشم...‬

‏‫این غضبی که‬ ‏‫زندگی‌تو تسخیر کرده...‬

‏‫بیا در مورد اون شب حرف بزنیم.‬

‏‫تو رفتی اون بالا،‬ ‏‫همونطور که همیشه می‌رفتی،‬

‏‫تا اون‌ها، پسربچه‌ها،‬ ‏‫دختربچه‌ها رو تماشا کنی،‬

‏‫دارن کاری رو می‌کردن که تو می‌خواستی بکنی...‬

‏‫...کاری که آرزو داشتی انجام بدی.‬

‏‫من می‌تونم کمکت کنم ری.‬

‏‫اما تو باید به من کمک کنی.‬

‏‫باید تلاش کنی.‬

‏‫می‌خوام بهم بگی...‬

‏‫می‌خوام کلمات رو از دهنت بشنوم.‬

‏‫می‌خوام اعتراف کنی.‬

‏‫تو اون دو نفر رو کشتی.‬

‏‫تو اون قلاب فلزی رو گرفتی...‬ ‏‫و اون‌ها رو سلاخی کردی.‬

‏‫بهم بگو...‬

‏‫بهم بگو، و آزاد می‌شی.‬

‏‫بهم بگو ری.‬

‏‫بهم بگو.‬

‏‫- هی، امسال تو کدوم ماده‌ی کشوری هستی؟‬ ‏‫- ۱۰۰ متر.‬

‏‫چرا تمرین نمی‌کنی؟‬

‏‫به من برای مسابقه اصلی‬ ‏‫مرخصی دادن.‬

‏‫هی، من یه کوکاکولا می‌گیرم.‬ ‏‫چیزی می‌خوای؟‬

‏‫نه، ممنون.‬

‏‫هی رفیق، چه خبر تو و کلویی؟‬

‏‫نمی‌دونم، رفیق. منظورم اینه که‬ ‏‫این اواخر خیلی عجیب شده، می‌فهمی؟‬

‏‫انگار خودش نیست.‬

‏‫- هی بردلی.‬ ‏‫- هی.‬

‏‫متأسفم که خبر بد شنیدی.‬

‏‫چه خبر بدی؟‬

‏‫درباره مایکل... که ترکت کرده.‬

‏‫- سلام.‬ ‏‫- سلام.‬

‏‫- من جنل بِی هستم.‬ ‏‫- مندی اندرسون.‬

‏‫آره، می‌دونم.‬

‏‫- تو جدیدی، درسته؟‬ ‏‫- آره.‬

‏‫خب، تبریک می‌گم که به تیم راه پیدا کردی.‬

‏‫ممنون.‬

‏‫هی، اِم... در مورد مایکل لمسون‬ ‏‫چی می‌دونی؟‬

‏‫راستش هیچی. ما یه جورایی‬ ‏‫از هم دوری می‌کنیم.‬

‏‫اوه... چرا؟‬

‏‫داستان خیلی طولانیه.‬

‏‫فکر کردی کی هستی، لعنتی؟‬

‏‫بزن برو مایکل!‬

‏‫بابت این کارت پول پس می‌دی.‬

‏‫خوبه، بیفت زمین.‬

‏‫ما اینجا به قانون احتیاج نداریم.‬

‏‫امسال سه مورد خشونت توی مدرسه‌ام اتفاق افتاده.‬

‏‫من دارم یه الگو می‌سازم.‬

‏‫بسیار خب، پس الگو رو از دو تا بچه اول بگیر،‬ ‏‫نه کلویی رو.‬

‏‫راستش، جک، دخترت به مدیریت خشم‬ ‏‫جدی نیاز داره.‬

‏‫خب...‬

‏‫تام، چرا پسر لامسون رو دستگیر نمی‌کنی؟‬

‏‫آخه ما نمی‌دونیم اگه اون ول بگرده، کسی‬ ‏‫امنیت داره یا نه.‬

‏‫ممکنه اعتیاد جنسی داشته باشه،‬ ‏‫درست مثل باباش.‬

‏‫- ببخشید؟‬ ‏‫- جک...‬

‏‫ببینید، اگه کسی دعوا راه نندازه، کسی اینجا‬ ‏‫دستگیر نمی‌شه، باشه؟‬

‏‫ما اینجاییم که به عنوان سه بزرگسال در موردش‬ ‏‫حرف بزنیم.‬

‏‫تو همیشه یه جورایی... وسواس‬ ‏‫نسبت به پنی داشتی.‬

‏‫مگه نه، تام؟‬

‏‫بیا پسر، بیا.‬

‏‫دخترت به مدت یک هفته تعلیق شد.‬

‏‫برادر باحالی داری.‬

‏‫برادر ناتنی. ببین پنی...‬

‏‫اِم... من کار زیادی برای انجام دادن دارم.‬

‏‫- آره، ولی از این شهر خوشت میاد؟‬ ‏‫- آره، نه، من دوست دارم...‬

‏‫منظورم اینه که تمام عمرم اینجا زندگی کردم،‬ ‏‫پس، انگار چیز دیگه‌ای بلد نیستم.‬

‏‫- آره، همه واقعاً خوب به نظر میان.‬ ‏‫- آره.‬

‏‫- آره، شهر خوبیه.‬ ‏‫- هی...‬

‏‫سلام مندی.‬

‏‫هر روز بیشتر شبیه مادرت می‌شی.‬

‏‫باید برگردم سر کارم.‬

Lovers Lane subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Lovers Lane

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left